عصر قم - کتاب «هنر جنگ دفاع رسانهای» نوشته سعید علویوفا، اثری پژوهشی در حوزه جنگ و دفاع رسانهای است که با تمرکز بر تحول مفهوم قدرت، تهدید و نبرد در عصر رسانه، تلاش میکند تصویری از الزامات دفاع رسانهای در برابر تهدیدهای نوین ارائه دهد.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا ، کتاب «هنر جنگ دفاع رسانهای» نوشته سعید علویوفا، اثری پژوهشی در حوزه جنگ و دفاع رسانهای است که با تمرکز بر تحول مفهوم قدرت، تهدید و نبرد در عصر رسانه، تلاش میکند تصویری از الزامات دفاع رسانهای در برابر تهدیدهای نوین ارائه دهد. این کتاب در سال ۱۴۰۴ از سوی انتشارات سروش منتشر شده و در ۲۷۰ صفحه، مباحث خود را در سه فصل دنبال میکند.
فصل نخست کتاب با عنوان «شناختشناسی» به بررسی مبانی نظری تهدید و دفاع میپردازد. نویسنده در این بخش، تهدید را عنصری پویا میداند که متناسب با تحول فناوری، شرایط سیاسی و اجتماعی و تغییر ابزارهای قدرت، شکلهای تازهای پیدا میکند؛ بنابراین دفاع نیز نمیتواند ثابت و ایستا باشد و باید متناسب با ماهیت تهدید و با بهرهگیری از فناوریهای روزآمد طراحی شود.
در بخشی از این فصل، شناخت مبانی تهدیدهای آمریکا مورد توجه قرار گرفته است. نویسنده با اشاره به فشارها و تهدیدهای رسمی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در موضوعاتی همچون انرژی هستهای، مقاومت اسلامی و توان دفاعی، بر اهمیت شناخت دقیق ساختار قدرت و راهبردهای این کشور تأکید میکند. از نگاه او، این ضرورت در حوزه رسانه اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه رسانه به یکی از ابزارهای اصلی اعمال قدرت و تأثیرگذاری بر عناصر قدرت ملی تبدیل شده است.
قدرت هوشمند؛ ترکیب قدرت سخت و نرم
یکی از مباحث محوری کتاب، بررسی نظریه «قدرت هوشمند» است. نویسنده با اشاره به تحولات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جهان توضیح میدهد که قدرتها و دشمنان برای دستیابی به اهداف خود، بیش از گذشته از ترکیبی همزمان و مستمر از انواع تهدیدها استفاده میکنند.
در این چارچوب، قدرت هوشمند تنها به توان نظامی محدود نمیشود، بلکه ترکیبی از قدرت سخت و قدرت نرم را دربرمیگیرد. نویسنده در ادامه با بررسی تجربه جنگهای گذشته، بر این نکته تأکید میکند که ضعف در شناخت تهدید، شکاف فناوری، آسیبپذیری سامانههای دفاعی و غافلگیری میتواند حتی اهداف حیاتی و حساس را در معرض تهدید قرار دهد. از همین منظر، دفاع مؤثر نیازمند شناخت همهجانبه تهدید و طراحی مجموعهای از اقدامات دفاعی متناسب با آن است.
علویوفا در ادامه به ظرفیتهای قدرت نرم آمریکا میپردازد و توضیح میدهد که این کشور با ترکیب توان نظامی و اقتصادی با قدرت نرم، در پی ایجاد چارچوبی برای مواجهه با چالشهای جهانی است. اتحادها و همکاریهای بینالمللی، بازسازی نهادها، توسعه جهانی، دیپلماسی عمومی، همگرایی اقتصادی و بهرهگیری از فناوری و نوآوری، از جمله محورهایی هستند که در این چارچوب مورد بررسی قرار میگیرند.
نویسنده همچنین بر این نکته تأکید میکند که در نگاه راهبردی آمریکا، قدرت نظامی همچنان جایگاه خود را حفظ کرده و قدرت نرم قرار نیست جایگزین کامل قدرت سخت شود، بلکه این دو در کنار یکدیگر به کار گرفته میشوند. از این منظر، شناخت سازوکارهای قدرت هوشمند برای فهم راهبردهای جدید در عرصه بینالمللی و بهویژه در مواجهه رسانهای با جمهوری اسلامی اهمیت پیدا میکند.
جنگ روایتها؛ نبرد بر سر برداشت مخاطب
در فصل دوم کتاب، «سیر تحول اندیشه و نظریههای جنگ و دفاع رسانهای و مطالعه پیشینه» بررسی میشود و یکی از محورهای مهم آن، مفهوم «جنگ روایتها» است. نویسنده با طرح این دیدگاه که پیروزی در جنگ تنها در میدان نظامی رقم نمیخورد، بر اهمیت روایتسازی و شکل دادن به برداشت افکار عمومی از یک رویداد تأکید دارد.
از نگاه کتاب، قدرتهای رقیب بهخوبی دریافتهاند که اینترنت و رسانههای جمعی میتوانند به ابزارهایی برای دستیابی به اهداف راهبردی و سیاسی تبدیل شوند. نویسنده برای توضیح این مسئله به جنگ روسیه و گرجستان اشاره میکند و نشان میدهد که همزمان با درگیری نظامی، فعالیت رسانهای و روایتسازی نیز دنبال شد و گروهی از نویسندگان و تحلیلگران روس توانستند دیدگاه خود را در رسانههای مهم غربی مطرح کنند.
در این چارچوب، «درک صحیح از دشمن» یکی از الزامات جنگ روایتها معرفی میشود. کتاب همچنین اطلاعات را یک «سلاح راهبردی» میداند و بر این گزاره تأکید دارد که در بسیاری از موارد، برداشت و درکی که از یک رویداد در افکار عمومی شکل میگیرد، از خود واقعه تأثیرگذارتر است.
یکی دیگر از نکات قابل توجه کتاب، توجه به نقش نیروهای حاضر در میدان بهعنوان تولیدکنندگان ارتباطات در عصر رسانه است. بر اساس دیدگاهی که نویسنده از منابع آموزشی و تحقیقاتی حوزه صنایع دفاعی نقل میکند، همانگونه که هر سرباز میتواند یک عامل جمعآوری اطلاعات باشد، در عصر رسانه باید او را بهعنوان یک تولیدکننده ارتباطات و حامل پیام نیز مورد توجه قرار داد. این نگاه، مرز میان میدان نظامی و میدان رسانهای را بیش از پیش کمرنگ میکند.
از کاترینا تا اهمیت مدیریت روایت بحران
نویسنده برای تبیین اهمیت روایت و مدیریت رسانهای بحرانها، به نمونههایی از حوادث طبیعی در آمریکا نیز اشاره میکند. ماجرای طوفانهای «اندرو» و «کاترینا» از جمله نمونههایی است که در کتاب مورد بررسی قرار گرفتهاند.
بر اساس تحلیل ارائهشده، تفاوت در نحوه واکنش دولت و رسانهها به این دو بحران نشان میدهد که ارزیابی افکار عمومی از عملکرد یک دولت الزاماً تنها بر اساس میزان واقعی اقدامات انجامشده شکل نمیگیرد، بلکه نحوه بازنمایی و روایت آن اقدامات نیز در شکلگیری این قضاوت نقش تعیینکننده دارد. از همین رو، مدیریت روایت در شرایط بحران، بخشی جداییناپذیر از مدیریت خود بحران محسوب میشود.
فصل سوم کتاب نیز به «مطالعه پیشینه جنگ و دفاع رسانهای نوین» اختصاص دارد و در ادامه مباحث پیشین، تحولات جنگ رسانهای و الزامات دفاع در برابر اشکال جدید این نبرد را دنبال میکند.
در مجموع، «هنر جنگ دفاع رسانهای» را میتوان تلاشی برای توضیح تغییر ماهیت میدان نبرد در عصر ارتباطات دانست؛ میدانی که در آن، قدرت نظامی، اقتصادی، اطلاعاتی و رسانهای در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و پیروزی تنها با غلبه در عرصه سخت به دست نمیآید، بلکه توانایی شناخت تهدید، تولید روایت، مدیریت افکار عمومی و دفاع مؤثر در برابر عملیات رسانهای نیز به همان اندازه اهمیت یافته است.