عصر قم - کتاب «رسانه و فریبکاری» اثری پژوهشی در حوزه ارتباطات و مطالعات رسانه است که مسئله فریبکاری رسانهای را از منظرهای مختلف ارتباطی، فرهنگی، اجتماعی، روانشناختی و سیاسی بررسی میکند.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا ، کتاب «رسانه و فریبکاری؛ تحلیل زمینهها و عوامل فریبکاری در رسانه و راهکارهای برونرفت» نوشته فائزه تقیپور، اثری پژوهشی در حوزه ارتباطات و مطالعات رسانه است که مسئله فریبکاری رسانهای را از منظرهای مختلف ارتباطی، فرهنگی، اجتماعی، روانشناختی و سیاسی بررسی میکند.
این کتاب از سوی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، شعبه اصفهان، منتشر شده و در ۵۳۶ صفحه، تلاش دارد به جای برخورد پیشداورانه با مفهوم فریبکاری، زمینهها، شیوهها و پیامدهای آن را بر اساس مطالعات علمی و رویکردهای انتقادی تحلیل کند.
در معرفی کتاب آمده است که فریبکاری در رسانه موضوعی فراتر از یک اتهام ساده است و بررسی آن نیازمند ورود همزمان به حوزههایی همچون ارتباطات، مطالعات فرهنگی، جامعهشناسی، روانشناسی، سیاست و مدیریت رسانه است. نویسنده در این اثر تلاش کرده است با فاصله گرفتن از نگاههای پیشداورانه، ریشهها و سازوکارهای فریبکاری را در رسانه شناسایی و در نهایت راهکارهایی برای مواجهه با این پدیده ارائه کند.
از دروغ و پنهانکاری تا تحریف حقیقت
کتاب در یازده فصل تنظیم شده است. فصل نخست به ادبیات و مفاهیم مرتبط با فریبکاری اختصاص دارد و ضمن بررسی مفهوم فریب از منظر لغوی و مفهومی، پیامدهای آن را مورد توجه قرار میدهد. نویسنده در این بخش توضیح میدهد که فریب و ناسازگاری اطلاعاتی میتواند پیامدهایی همچون ایجاد زمینه برای دعاوی مدنی، نقض حقوق و قراردادها و حتی پیگرد قانونی در مواردی مانند تقلب داشته باشد.
دروغ، تعصب، پنهان کردن اطلاعات، ارائه اطلاعات نادرست و بزرگنمایی یا تحریف حقیقت از جمله اشکالی هستند که در این فصل به عنوان مصادیق فریبکاری مورد بررسی قرار گرفتهاند. این رویکرد نشان میدهد که فریبکاری الزاماً به معنای ارائه یک دروغ آشکار نیست، بلکه گاهی از طریق حذف بخشی از واقعیت، نحوه تنظیم اطلاعات یا ارائه تصویری اغراقآمیز از یک واقعیت نیز شکل میگیرد.
در فصل دوم، نویسنده به «شیوههای پوشش خبری و تاکتیکهای فریبکاری رسانهای» میپردازد. یکی از تاکتیکهای مورد بررسی، استفاده از منابع ناشناخته یا مبهم در انتشار اخبار است. به اعتقاد نویسنده، روزنامهنگاری حرفهای باید پیام خود را بر اساس منابع معتبر ارائه کند، اما در برخی شرایط رسانهها به دلیل احتمال تکذیب خبر یا آسیب دیدن اعتبار منابع، از تعابیری همچون «ناظران آگاه»، «منابع مطلع» یا «تحلیلگران» استفاده میکنند.
این شیوه، ضمن انتقال پیام، مسئولیت مستقیم آن را تا اندازهای از رسانه دور میکند. در عین حال، اگر خبری که از منبع ناشناخته منتشر شده است با پردازش رسانهای منطقی و اقناعکننده همراه شود، ممکن است همان منبع ناشناس بهتدریج در ذهن مخاطب اعتبار پیدا کند و به مرجعی پذیرفتهشده تبدیل شود.
«ماساژ پیام» و تکنیکهای فریب رسانهای
یکی از بخشهای قابل توجه فصل دوم، بررسی تکنیکهایی است که نویسنده از آنها با عنوان «ماساژ پیام» یاد میکند. حذف، کلیگویی، زمانبندی، قطرهچکانی، موجی و تبخیر از جمله تاکتیکهایی هستند که در این چارچوب مورد بررسی قرار گرفتهاند.
در تاکتیک «موجی»، رسانه با انباشت حجم زیادی از اطلاعات و اخبار، مخاطب را در میان انبوه پیامها قرار میدهد؛ به گونهای که تشخیص عناصر اصلی و واقعیتهای اساسی برای او دشوار شود. در تاکتیک «تبخیر» نیز بخشی از واقعیت در کنار شایعات و اطلاعات بیاساس منتشر میشود و در نتیجه، مرز میان اطلاعات واقعی و جعلی برای مخاطب مخدوش میشود.
کتاب همچنین به «تاکتیک بازگشتی» میپردازد؛ روشی که در آن، انتشار یک خبر یا ادعا میتواند برای سنجش واکنش جامعه یا شناسایی نقاط ضعف رقیب مورد استفاده قرار گیرد. نویسنده معتقد است این شیوه بهویژه در فضای انتخاباتی میتواند کاربرد پیدا کند؛ به این صورت که یک ادعای نادرست یا شایعه برای ارزیابی واکنش رقیب و افکار عمومی منتشر میشود.
در بخشی دیگر، کتاب به امکان تولید یک ماجرای دروغین در خارج از کشور و بازنشر آن از سوی رسانههای داخلی اشاره میکند؛ فرآیندی که ممکن است به شکل هدفمند و تبلیغاتی یا حتی به صورت غیرعمدی اتفاق بیفتد.
خودافشاگری؛ فریب برای جلب اعتماد
یکی دیگر از مباحث فصل دوم، بررسی «خودافشاگری پیامدهنده» است. نویسنده معتقد است زمانی که یک پیامدهنده بخشی از ضعفها یا اشتباهات خود را از زبان خودش بیان میکند، ممکن است همین اقدام به افزایش اعتماد مخاطب منجر شود و پذیرش سایر پیامهای او را آسانتر کند.
برای توضیح این موضوع، در کتاب به عذرخواهی بیل کلینتون درباره رسوایی رابطهاش با مونیکا لوینسکی اشاره شده است؛ نمونهای که از منظر نویسنده نشان میدهد پذیرش بخشی از خطاها و ارائه تصویری آسیبپذیر از خود میتواند در بازسازی اعتماد عمومی نقش داشته باشد.
جنگ روانی و اخبار جعلی
فصل سوم کتاب به «جنگ روانی و زمینهها و علتهای فریب افکار عمومی» اختصاص دارد. نویسنده در این بخش، ضمن بررسی تکنیکهای کلاسیک فریب و مدیریت مشاهدهها، چهار استراتژی جنگ اطلاعاتی را مورد توجه قرار میدهد: تخریب و تضعیف و انکار اطلاعاتی، فساد از طریق فریب و تقلید، انکار از طریق اختلال و تخریب و در نهایت انکار از طریق خرابکاری.
در فصل چهارم، موضوع «اخبار جعلی» و نقش آن در فریب مخاطبان بررسی میشود. نویسنده در تعریف اطلاعات جعلی، هم به اطلاعات نادرستی که در نتیجه اشتراکگذاری غیرمستقیم گسترش مییابند توجه دارد و هم اطلاعات گمراهکنندهای را بررسی میکند که با هدف و به شکل عامدانه تولید و منتشر میشوند.
طنز، محتوای مغالطهآمیز، محتوای تقلیدی، محتوای ساختگی، ارتباطات ساختگی، بافت جعلی و محتوای دستکاریشده از جمله دستهبندیهایی هستند که در این بخش مورد بررسی قرار گرفتهاند. وجه مشترک این گونهها، قرار گرفتن مخاطب در معرض پیامهایی است که میتوانند آگاهانه، مغرضانه یا به شکلی گمراهکننده تولید و عرضه شده باشند.
فریبکاری در روابط بینالملل و عکاسی خبری
فصل پنجم کتاب به شیوههای فریبکاری رسانهای در روابط بینالملل اختصاص دارد. نویسنده در این بخش، نظریههای مدرن درباره رسانه و سیاست را بررسی میکند؛ نظریاتی که عمدتاً بر رویکردهای عینیتگرا و اثباتی استوارند و بر این فرض تکیه دارند که پدیدههای اجتماعی نیز همچون پدیدههای طبیعی دارای واقعیتی بیرونی هستند و رسانهها میکوشند تصویری هرچه واقعیتر از آنها ارائه دهند.
با این حال، همین ظرفیت رسانه برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی سبب میشود که نخبگان سیاسی نیز تلاش کنند رسانهها را در راستای اهداف و منافع خود به کار گیرند.
فصل ششم به فریبکاری در عکاسی خبری میپردازد. نویسنده در این بخش، نمونههایی از تصاویر مربوط به جنگ ویتنام را بررسی کرده و بر این نکته تأکید میکند که یک تصویر خبری لزوماً به معنای ارائه تمام واقعیت یک رویداد نیست. مخاطب معمولاً عکس منتشرشده را سندی عینی از واقعیت تلقی میکند، در حالی که انتخاب، قاببندی، زمینه انتشار و تفسیر تصویر میتواند بر برداشت او تأثیر بگذارد.
از همین منظر، کتاب به تفاوت میان عکاسی خبری قدیم و جدید نیز توجه نشان میدهد و مسئله اعتماد مخاطب به تصویر رسانهای را در کانون بحث قرار میدهد.
نظریههای انتقادی و ریشههای فریبکاری
در فصل هفتم، نویسنده با رویکردی انتقادی به سراغ علل و زمینههای فریبکاری در رسانه میرود و مجموعهای از نظریههای انتقادی را معرفی میکند. در این بخش، نظریه فمینیستی نیز مورد بررسی قرار گرفته و مفاهیم و کلیدواژههای مرتبط با نقد اخلاقی پیامهای رسانهای از این منظر توضیح داده میشوند.
هدف این بخش آن است که فریبکاری رسانهای تنها به رفتار یک خبرنگار یا یک رسانه تقلیل داده نشود، بلکه ساختارها، مناسبات قدرت، نظام تولید پیام و زمینههای اجتماعی و فرهنگی شکلگیری پیام نیز در تحلیل آن مورد توجه قرار گیرد.
فریبکاری در شبکههای اجتماعی
فصل نهم کتاب به «فریبکاری آنلاین در رسانههای اجتماعی» اختصاص دارد. تحولات شبکههای اجتماعی، ویژگیهای فریب آنلاین و تعریف فریبکار در محیط آنلاین از جمله موضوعات این فصل است.
نویسنده در بررسی فریبکاری آنلاین، عواملی همچون انتظارات و اهداف مخاطب، انگیزههای فریبکار، نوع ارتباط او با سوژه و میزان بدگمانی مخاطب را مؤثر میداند. همچنین سه انگیزه اصلی برای فریب در فضای آنلاین مطرح میشود: انگیزه ابزاری، انگیزه ارتباطی و انگیزه هویتسازی.
در انگیزه ابزاری، فریب با هدف دستیابی به یک نتیجه مشخص صورت میگیرد؛ برای نمونه ارائه اطلاعات یا سوابق نادرست در فضای عمومی. انگیزه ارتباطی به استفاده از فریب برای حفظ یا مدیریت روابط اجتماعی مربوط میشود و در انگیزه هویتسازی، فرد تلاش میکند تصویر مطلوبی از خود در فضای آنلاین بسازد یا شهرت خود را حفظ کند.
از تحقیقات تجربی تا راهکارهای برونرفت
فصل دهم به مطالعات و تحقیقات تجربی درباره فریبکاری اختصاص دارد و نویسنده در آن، نمونههایی از پژوهشهای آزمایشی را برای بررسی این پدیده ارائه میکند.
در نهایت، فصل یازدهم به ارائه راهکارهایی برای برونرفت از چالش فریبکاری رسانهای اختصاص یافته است. یکی از مباحث مهم این فصل، «هنجاری کردن مفهوم اطلاعرسانی و رسانه بر مبنای فقه شیعه» است. نویسنده در این چارچوب، اصول هنجاری حاکم بر اطلاعرسانی را بر پایه اصولی همچون توحید، تقوا، آزادی، عدالت و امر به معروف بررسی میکند.
در ادامه نیز هنجارهای فقهی اطلاعرسانی در دو دسته هنجارهای ایجابی و سلبی مورد توجه قرار گرفتهاند. در بخش هنجارهای سلبی، مواردی همچون ترک لعن، فحش و قذف، ترک کتمان حقیقت، افترا، تجسس، غیبت و کشف اسرار و همچنین اشاعه فحشا مورد بررسی قرار گرفته است.
«رسانه و فریبکاری» در مجموع میکوشد فریب رسانهای را نه صرفاً به عنوان یک تخلف اخلاقی یا انتشار یک خبر دروغ، بلکه به عنوان پدیدهای چندلایه و پیچیده بررسی کند؛ پدیدهای که از نحوه انتخاب و ارائه اطلاعات تا ساختارهای قدرت، جنگ روانی، اخبار جعلی، تصویر خبری و شبکههای اجتماعی را دربرمیگیرد. اهمیت اثر را میتوان در تلاش آن برای پیوند دادن مطالعات ارتباطی و نظریههای انتقادی با مباحث هنجاری و فقهی درباره اطلاعرسانی دانست.