عصر قم - جلال خوشچهره، با اشاره به شهادت محمود صارمی در ۱۶ مرداد ۱۳۷۷، خاطره روزی را روایت کرد که طالبان تلاش داشت با معرفی او بهعنوان خبرنگار زنده، خبر شهادت صارمی را انکار کند.
جلال خوشچهره، خبرنگار و فعال رسانه، با اشاره به خاطره شهادت محمود صارمی گفت: مهمترین خاطرهای که با روز خبرنگار برای من گره خورده، به ۱۶ مرداد ۱۳۷۷ و روز سقوط کابل به دست طالبان بازمیگردد؛ روزی که اعضای کنسولگری ایران در مزارشریف نیز به شهادت رسیدند و محمود صارمی، خبرنگار ایرنا، که از دوستان صمیمی من بود، جان خود را از دست داد.
وی ادامه داد: حدود یک هفته پیش از این اتفاق، صارمی را در ایرنا دیده بودم. او بهتازگی جراحی کرده بود و وضعیت بخیههایش همچنان مناسب نبود، اما با توجه به شرایط افغانستان، مأموریت داشت به این کشور برود. با توجه به شرایطی که در افغانستان در حال شکلگیری بود، به او توصیه کرده بودم مراقب خودش باشد.
خوشچهره افزود: دقیقاً در همان روز، به مناسبت سالگرد استقلال هند و پاکستان، دولت پاکستان سه روزنامهنگار ایرانی را برای سفری به این کشور دعوت کرده بود؛ من، آقای ساجدی از روزنامه جمهوری اسلامی و زندهیاد شیرزاد از روزنامه انگلیسیزبان ایراننیوز. ما در حالی وارد اسلامآباد شدیم که از اتفاقات افغانستان و اشغال کنسولگری ایران اطلاعی نداشتیم.
وی گفت: تقریباً غروب به اسلامآباد رسیدیم. به محض اینکه از هواپیما پیاده شدم، سه نفر از کارکنان سفارت خودشان را به من رساندند. من ابتدا شوکه شدم، چون از من خواستند وارد سالن اصلی فرودگاه نشوم و از مسیر پاویون خارج شوم. پرسیدم چه اتفاقی افتاده است و آنها گفتند صارمی به شهادت رسیده و تعدادی از دیپلماتهای ایرانی نیز کشته شدهاند.
این خبرنگار ادامه داد: پرسیدم چرا باید از پاویون خارج شوم. توضیح دادند که طالبان مدعی شده بود خبرنگاری که خبر شهادتش منتشر شده، زنده است و قرار است همان خبرنگار وارد اسلامآباد شود. از آنجا که چهره من به دلیل شباهت ظاهری و داشتن ریش، تا حدی شبیه صارمی بود، قرار بود من را جای او معرفی کنند تا این ادعا را تبلیغ کنند که صارمی زنده است.
خوشچهره افزود: من را از مسیر پاویون خارج کردند. بعداً که عکسها را دیدم، متوجه شدم تعداد زیادی خبرنگار و افراد مختلف در فرودگاه منتظر بودند و حتی نام من نیز اعلام شده بود. شنیدن خبر شهادت صارمی و دیپلماتهای ایرانی، ورود ما به اسلامآباد را بسیار تلخ کرد.
وی گفت: پس از آن، دوستان سفارت ما را با محافظ به هتل منتقل کردند و حتی در هتل نیز تدابیر امنیتی ویژهای در نظر گرفته شد. به ما گفته بودند در اتاق بمانیم و پیش از باز کردن در، از طریق چشمی بررسی کنیم که چه کسی پشت در است.
خوشچهره ادامه داد: این اتفاق و نحوه ورود ما به اسلامآباد باعث شد موضوع شهادت صارمی بازتاب گستردهتری پیدا کند و هزینه تبلیغاتی بیشتری برای طالبان ایجاد شود. در همان سفر نیز دولت پاکستان برنامههایی ترتیب داده بود تا از مدارس دینی در اسلامآباد، کراچی و برخی شهرهای دیگر بازدید کنیم و از نزدیک با نیروهایی که در این مراکز آموزش میدیدند، گفتوگو داشته باشیم.
وی افزود: گفتوگوهایی که آن زمان با مسئولان و نیروهای این مدارس داشتیم، بحثهای جدی و مهمی بود. آقای آخوندی، سفیر وقت ایران در پاکستان، نیز در جریان این گفتوگوها قرار داشت. در واقع، همان سفارت هم از یک سو ما را نسبت به شرایط هوشیار کرده بود و از سوی دیگر تلاش میکرد با تدابیری مانند خروج من از پاویون، مانع استفاده تبلیغاتی از این ماجرا شود.
خوشچهره گفت: این خاطره هر سال با فرارسیدن روز خبرنگار در ذهن من زنده میشود. جالب اینکه سالها بعد در مراسمی به مناسبت روز خبرنگار، این خاطره را تعریف کردم و خانواده شهید صارمی نیز در آن مراسم حضور داشتند. آنها گفتند این داستان را شنیدهاند و همیشه دوست داشتند بدانند آن فردی که قرار بوده او را جای صارمی معرفی کنند چه کسی بوده است. همان مراسم فرصتی شد تا برای نخستین بار با خانواده شهید صارمی دیداری صمیمانه داشته باشم و بخشی از این خاطرات دوباره زنده شود.
جنگ روایتها و مسئله مرجعیت رسانهای
این خبرنگار در ادامه با اشاره به وضعیت رسانهها در شرایط بحرانی اظهار کرد: یکی از مشکلات مهم ما در کشور، مسئله جنگ روایتهاست. ما از یک سو اعتمادبهنفس لازم را در اعلام و انتشار خبر نداریم و از سوی دیگر، دست رسانهها نیز تا حدی بسته است و باید دائماً خودمان را با توصیهها و محدودیتهای مختلف تطبیق دهیم.
وی افزود: در چنین شرایطی، معمولاً عناصر خبری و کارگزاران رسانهای با دو دسته پیام مواجه هستند؛ یک دسته پیامهایی که به آنها ابلاغ میشود و دسته دیگر، نیاز واقعی جامعه و اقتضای حرفهای رسانه. این وضعیت باعث شده ابتکار عمل تا حد زیادی از رسانهها گرفته شود و رسانه به جای آنکه خودش در تولید و روایت خبر نقش فعال داشته باشد، منتظر بماند اتفاقی رخ دهد، دیگران آن را ببینند و بعد رسانه وارد میدان شود و خبر را بازآرایی کند.
خوشچهره ادامه داد: این مسئله باعث میشود رسانه بهتدریج مرجعیت و اعتبار لازم را از دست بدهد. در اتفاقات ۹ اسفند نیز همین مسئله را شاهد بودیم. با توجه به حوزه کاری من که بیشتر بینالملل و سیاست است، وقوع جنگ را دیر یا زود قابل پیشبینی میدانستم، اما شدت حملات و ابعاد اتفاقات برای من نیز غافلگیرکننده بود.
وی گفت: در چنین شرایطی، رسانه باید بتواند خبر را بهگونهای تنظیم کند که هم آرامش و انسجام ملی حفظ شود و هم از قافله اطلاعرسانی عقب نماند و اجازه ندهد رسانههای بیگانه زودتر روایت خود را به جامعه تحمیل کنند. این مسئله نیازمند تعامل بیشتر میان حاکمیت و جامعه رسانهای و کنار گذاشتن نگاه امنیتی به رسانههاست.
خوشچهره تأکید کرد: باید بپذیریم که همه ما نسبت به منافع ملی و امنیت ملی دغدغه داریم. اگر به تجربه روزنامهنگاران اعتماد شود و تعامل و شفافیت بیشتری شکل بگیرد، رسانه میتواند در بزنگاههای حساس نقش مؤثرتری ایفا کند.
تجربه جنگ؛ سرمایهای که نباید نادیده گرفته شود
وی با اشاره به تجربه روزنامهنگاران در دوران دفاع مقدس گفت: من و بسیاری از همنسلانم جنگ هشتساله را تجربه کردهایم و در آن دوران خبرنگار جنگ بودیم. ما آموزشهای امروزی را ندیده بودیم، اما با وجود همه محدودیتها، در روزنامههایی مانند اطلاعات، جمهوری اسلامی و کیهان و دیگر رسانهها، هیچگاه مطلبی منتشر نمیکردیم که بتواند مورد سوءاستفاده دشمن قرار بگیرد.
این فعال رسانه افزود: اگر رسانههای ما را در تمام این سالها بررسی کنیم، میبینیم که با وجود همه محدودیتها تلاش کردهاند امنیت ملی و منافع ملی را در نظر داشته باشند. اگر جایی خطایی رخ داده، باید آن را از عملکرد کلی رسانهها جدا کرد.
خوشچهره درباره عملکرد رسانهها در جنگ ۱۲ روزه نیز گفت: در آن دوره، برای مدتی اینترنت قطع شد و رسانهها عملاً ارتباط خود را با افکار عمومی از دست دادند. رسانه ملی نیز اخباری منتشر میکرد که گاهی با اخبار روز بعد در تعارض بود. یک روز خبری اعلام میشد و روز بعد خبر دیگری جای آن را میگرفت و در عین حال از مردم خواسته میشد به اخبار رسمی اعتماد کنند.
وی ادامه داد: وقتی رسانههای داخلی امکان فعالیت نداشتند، عملاً میدان برای رسانههای بیرونی باز شد. ما امروز در عصر فناوری ارتباطات با مخاطبانی مواجه هستیم که خودشان شهروند رسانهای هستند؛ برای هر خبر تحلیل دارند، اخبار را از منابع مختلف دریافت میکنند و سپس درباره آنها تفسیر و تحلیل میکنند. دیگر اینگونه نیست که رسانه یک خبر را اعلام کند و همه مخاطبان بدون پرسش آن را بپذیرند.
خوشچهره تأکید کرد: زمانی رسانهها میتوانستند تصور کنند یک رسانه در برابر چندین مخاطب قرار دارد، اما امروز وضعیت کاملاً متفاوت است؛ ما با مخاطبانی مواجهیم که خودشان در فضای مجازی و شبکههای مختلف خبر را دریافت، تحلیل و بازنشر میکنند. بنابراین رسانه باید این تغییر را بپذیرد و شیوه فعالیت خود را با آن تطبیق دهد.
وی افزود: در شرایط جنگی، قطع اینترنت و محدود کردن دسترسیها ممکن است از منظر امنیتی ضرورتهایی داشته باشد، اما نباید اجازه داد در خلأ اطلاعرسانی، رسانههای بیگانه میداندار روایت شوند. از سوی دیگر، انحصار در خبر نیز میتواند به بیاعتمادی منجر شود؛ حتی خود من بهعنوان روزنامهنگار، گاهی اخبار منتشرشده را میدیدم و احساس میکردم بخشی از آن با واقعیت فاصله دارد.
خوشچهره در پایان گفت: در چنین شرایطی، به نظرم باید به نیروهای حرفهای و باتجربه رسانهای بازگردیم؛ افرادی که بدانند در بزنگاههای حساس چه خبری را چگونه و در چه زمانی باید منتشر کنند. این مسئله برای آینده رسانه و حفظ مرجعیت خبری بسیار مهم است.
منبع: خبرگزاری مهر