- نوشته شده توسط:
عصر قم
-
پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
عصر قم - سوره «یوسف» پی گیری آثار و سرگذشت پیشینیان را موجب عبرت صاحبان اندیشه دانسته و سوره «اعراف» آن را موجب معرفت و بیداری افکار مردم می داند؛ در سوره «نازعات» نیز عذاب فرعون عبرتی برای خداترسان شمرده شده است. در سوره های «حج، محمد، آل عمران و عنکبوت» بر مسأله سیر در ارض تکیه شده و آن را موجب بیداری قلب و عقل و پی بردن به عاقبت تکذیب کنندگان پیامبران و ... دانسته است. در سوره های «بقره، فجر و فیل» نیز بر «رؤیت» قلبی تاریخ و سرگذشت وقایع آن تکیه شده است.
عصر قم - سوره «یوسف» پی گیری آثار و سرگذشت پیشینیان را موجب عبرت صاحبان اندیشه دانسته و سوره «اعراف» آن را موجب معرفت و بیداری افکار مردم می داند؛ در سوره «نازعات» نیز عذاب فرعون عبرتی برای خداترسان شمرده شده است. در سوره های «حج، محمد، آل عمران و عنکبوت» بر مسأله سیر در ارض تکیه شده و آن را موجب بیداری قلب و عقل و پی بردن به عاقبت تکذیب کنندگان پیامبران و ... دانسته است. در سوره های «بقره، فجر و فیل» نیز بر «رؤیت» قلبی تاریخ و سرگذشت وقایع آن تکیه شده است.
خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: خداوند در سوره یوسف بعد از اشاره به سرنوشت دردناک گروهی از اقوام پیشین می فرماید: «پی گیری آثار آنها و دقت در سرگذشت و سرنوشت این اقوام مایه عبرت برای صاحبان مغز و اندیشه است». آنها می توانند از این طریق به عوامل بدبختی و خوشبختی خویش پی ببرند و راه نجات و هلاکت را از یکدیگر باز شناسند.
در سوره اعراف پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) را مخاطب قرار داده، می فرماید: «برای این که اندیشه آنها را زنده کنی و به تفکر وادارشان نمایی سرگذشت اقوام پیشین و داستان های آنها را بر شمار» و این خود می رساند که بیان صحیح تاریخ گذشتگان موجب بیداری افکار و منبع معرفت است.
در سوره هود بعد از بیان سرگذشت گروهی از اقوام پیشین مانند قوم نوح(علیه السلام) و قوم شعیب(علیه السلام) و قوم فرعون و قوم لوط(علیه السلام) و اقوام عاد و ثمود می فرماید: «این از خبرهای شهرها و آبادی هایی است که ما برای تو بازگو می کنیم که بعضی هنوز برپا هستند و بعضی در هم کوبیده و نابود شده اند. ما به آنها ستم نکردیم آنها خودشان بر خویش ستم روا داشتند» و در آخر می افزاید: «در اینها نشانه ای است برای کسانی که از عذاب آخرت می ترسد».
در سوره یوسف برای آماده ساختن شنوندگان، در آغاز سوره می فرماید: «ما بهترین داستان ها و سرگذشت ها را در این وحی آسمانی قرآن برای تو بیان می کنیم و از حقایقی با خبر می شوی که قبلا آگاه نبودی، و از این طریق معرفت بیشتر می اندوزی».
در این چهار آیه روی موضوع «قصه» یا «قصص» که به معنای پی گیری و جستجو و تحلیل اخبار و حوادث پیشین است به عنوان یک وسیله معرفت تکیه شده.
در سوره نازعات بعد از اشاره به عذاب دردناک فرعون می فرماید: «خداوند او را به عذاب آخرت و دنیا مجازات کرد و در این ماجرا عبرتی است که برای صاحبان خشیت و خدا ترسان».
در این آیه روی عنوان «عبرت» که به معنای انتقال و عبور از حالت قابل مشاهده به حقایقی که قابل مشاهده نیست؛ تکیه شده است.
در سوره های حج، محمد، آل عمران و عنکبوت روی مسأله «سیر در ارض» تکیه شده. در یک جا می فرماید: «اگر آنها در روی زمین به گردش می پرداختند و آثار باقیمانده پیشینیان را تماشا می کردند قلب و عقل آنها بیدار می شد و گوش های شنوایی برای درک حق پیدا می کردند».
در جای دیگر کافران را مورد سرزنش قرار می دهد که چرا جهانگردی و سیر در ارض نکردند تا عاقبت اقوامی را که به عذاب الهی گرفتار شدند، با چشم خود ببینند، و بدانند امثال آن در انتظار آنها است.
در جای دیگر همه مردم، یا همه مسلمان ها را مخاطب ساخته؛ می فرماید: «پیش از شما سنّت هایی وجود داشت و اقوامی با اعمال و کردارهای مختلف روی کار آمدند؛ برخیزید و آثار آنها را در نقاط مختلف جهان ببینید، تا بدانید عاقبت کار کسانی که دعوت انبیای الهی را تکذیب کردند به کجا منتهی شد؟».
در یک جا نیز، مردم را به سیر در ارض برای جستجوی آغاز آفرینش و پی بردن از آن به مسأله معاد دعوت می کند.
در سوره های بقره، فجر و فیل نیز تکیه روی مسأله مشاهده و «رؤیت» می کند؛ امّا نه با چشم ظاهر که با چشم دل.
در هر سه آیه ظاهراً روی سخن به شخص پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) است، ولی منظور همه مؤمنان، بلکه همه انسان ها می باشد. به عنوان استفهام تقریری او را مخاطب ساخته، گاه می فرماید: «آیا تاریخ این مرد(نمرود) را که بر اثر غرور سلطنت به محاجّه درباره خدا با ابراهیم(علیه السلام) برخاسته بود، ندیدی که عاقبت کارش به کجا رسید؟»، همان نمرود گردنکش و مغرور و طغیانگر.
گاه می فرماید: «آیا ندیدی خدا با قوم عاد و شهرهای آباد آنها چه کرد!؟».
«آیا ندیدی بر سر اصحاب فیل چه آمد! همان ها که به قصد درهم کوبیدن خانه کعبه با لشکر انبوه و فراوان از سرزمین یمن به راه افتادند، و خداوند آن لشکر عظیم قدرتمند را با سنگریزه های کوچکی که به وسیله پرندگان ضعیف و ناچیزی پرتاب می شد در هم کوبید؟».
مسلّماً نه پیامبر(صلی الله علیه وآله) و نه مسلمانان، ابراهیم(علیه السلام) و نمرود و محاجّه آنها را با چشم ندیده بودند. و هم چنین قوم عاد و شهرهای آبادشان را؛ شخص پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در همان سالی که داستان فیل واقع شد طبق روایت مشهور متولّد شد، و طبعاً این ماجرا را ندیده و اکثریت مسلمانان نیز چنین بودند. بنابراین منظور از «رؤیت» دقت در تاریخ آنها و سرگذشت آنان است.
نکته قابل توجّه این که در پنج آیه اوّل تکیه بر تاریخ مدوّن ـ یعنی آنچه در صفحات کتب تاریخی آمده است ـ شده و در چهار آیه بعد تکیه بر تاریخ زنده تکوینی، ـ یعنی آثاری که از اقوام پیشین در نقاط مختلف جهان باقی مانده ـ شده است.
سه آیه اخیر نیز ممکن است اشاره به تاریخ مدوّن باشد یا تاریخ زنده خارجی و یا هر دو، و از مجموع این آیات (و نظایر آن در قرآن مجید) ارزشی را که قرآن برای هر دو قسم تاریخ به عنوان منبع معرفت و آگاهی قائل است روشن می شود. در یک جا مردم را بسیج می کند که شخصاً بروند و قصرهای فراعنه، ویرانه های شهرهای عاد و ثمود، کاخ های نمرودیان، و سرزمین زیر و رو شده قوم لوط را با چشم خویش ببینند، و معرفت بیندوزند.
در جای دیگر قرآن خودش این سرگذشت ها را با دقت و موشکافی شرح می دهد و نکات عبرت آموز آنها را یک به یک بازگو می کند؛ و عاقبت مکذّبان و کافران و ظالمان و هوسبازان را در لابه لای این بحث های تاریخی روشن می سازد.
در حقیقت گاه مردم را به مصر می برد، و آثار باستان را به آنان نشان می دهد، و خفتگان در دل خاک را در برابر آنها مجسّم می کند، و تخت های بر تاراج رفته را در برابر دیدگان آنها قرار می دهد و گاه بخت های واژگون شده از تخت ها را و خلاصه آنچه گذشته در دل آینده پنهان داشته بر عیان نشان می دهد. (۱)
گاه دست آنها را می گیرد و به شهرهای ویران شده «سدوم» مرکز زندگانی قوم لوط می برد، و از آن جا به بهشت شدّاد، و از آن جا به سرزمین بابل، مرکز فرمانروایی نمرود، و از آن جا به مناطق دیگر.
ایوان مدائن را آیینه عبرت می کند و از کنگره هر قصری پندی نو می دهد.
خلاصه اینکه قرآن در مسأله تعلیم و تربیت و آگاهی و معرفت تکیه فراوانی بر تاریخ و سرگذشت پیشینیان در کتاب ها و در صفحه زمین دارد، و این مسأله در خور دقت فراوان است. (۲)
پی نوشت:
(۱). تعبیرات فوق اشاره به شعر معروف سرمد است که می گوید:
به مصر رفتم و آثار باستان دیدم *** به چشم آنچه شنیدم زداستان، دیدیم!
بسی چنین و چنان خوانده بودم از تاریخ *** چنین فتاد نصیبم که آن چنان دیدم
گذشته در دل آینده هر چه پنهان داشت *** به بصر از تو چه پنهان که بر عیان دیدم
تو تخت دیدی و من بخت واژگون از تخت *** تو نقش ظاهر و من نقش ناتوان دیدم!
تو تاج دیدی و من تخت رفته بر تاراج *** تو عاج دیدی و من مشت استخوان دیدم
تو چشم دیدی و من دیده حریصان باز *** هنوز در طمع ملک جاودان دیدم؟
(۲). گرد آوری از: کتاب پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ نهم، ۱۳۸۶ هـ. ش، ج ۱، ص ۱۶۵.
تا کنون هیچ نظری ارسال نشده است ...