عصر قم - استاد فلسفه با تأکید بر ضرورت شناخت ابعاد فکری، اجتماعی و سیاسی رهبر شهید، تصریح کرد: مهمترین وظیفه فرزندان انقلاب، صیانت از این پروژه فکری و جلوگیری از تهدیدهایی است که میتواند آن را از مسیر اصلی خود منحرف کند.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه، در نشست هماندیشی اصحاب علوم انسانی و اجتماعی پیرامون «شهادت امام خامنهای و بازتاب آن در جهان اجتماعی» همراه با آیین رونمایی از کتاب «بعثت خون» که در سازمان علمی و فرهنگی آستان قدس رضوی برگزار شد، با گرامیداشت یاد رزمندگان و رهبر شهید، به بررسی آینده پروژه فکری، اجتماعی و سیاسی ایشان پرداخت.
وی با بیان اینکه موضوع سخن او «آینده ما و رهبر شهید» یا به تعبیر دیگر «پیامی به فرزندان انقلاب» است، اظهار داشت: پرسش اصلی این است که چه خطراتی پروژه فکری، اجتماعی و سیاسی رهبر شهید را تهدید میکند و وظیفه ما، بهویژه فرزندان انقلاب و وفاداران به این مسیر، در قبال این پروژه چیست؟
این استاد فلسفه افزود: برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید شناختی کلی از پروژه فکری و اجتماعی رهبر شهید داشته باشیم؛ البته این پروژه، موضوعی گسترده است و بسته به اینکه از چه منظر و با چه گفتمانی به اندیشههای ایشان نگاه کنیم، تحلیلها و ارزشگذاریهای متفاوتی ارائه خواهد شد، اما میتوان خطوط کلیای را مطرح کرد که امکان نوعی وفاق نسبی درباره آن وجود داشته باشد.
عبدالکریمی با اشاره به مؤلفههای اصلی پروژه فکری رهبر شهید گفت: نخستین محور این پروژه، احیای اسلام در جهان کنونی است. دومین محور، تحول در فقه سیاسی بر اساس نظریه ولایت فقیه امام خمینی(ره) و ایده مردمسالاری دینی است؛ یعنی تلاش برای جمع میان مشروعیت دینی و مشارکت مردمی.
وی ادامه داد: سومین محور، ارائه خوانشی تاریخی از اسلام و تشیع متناسب با مسائل جهان معاصر است؛ خوانشی که تلاش دارد نسبت میان میراث دینی و شرایط جدید تاریخی را تبیین کند.
حرکت از انقلاب اسلامی به سوی تمدن نوین اسلامی
استاد فلسفه در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ابعاد سیاسی این پروژه اظهار داشت: در حوزه سیاسی، مهمترین مؤلفه گفتمان رهبر شهید، حفظ و تداوم نظام جمهوری اسلامی و حرکت از مرحله انقلاب اسلامی به سوی تمدن نوین اسلامی است.
وی افزود: بر همین اساس، ایشان بارها از مراحل پنجگانه انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن نوین اسلامی سخن گفتند.
عبدالکریمی تأکید کرد: جمهوری اسلامی در این نگاه، صرفاً یک دولت ملی نیست، بلکه بخشی از یک پروژه بزرگ تاریخی برای احیای تمدن اسلامی به شمار میرود.
وی با اشاره به ابعاد اجتماعی این گفتمان خاطرنشان کرد: پروژه اجتماعی رهبر شهید معطوف به شکلدهی جامعهای دینی و انقلابی است که در آن مؤلفههایی همچون تقویت هویت اسلامی و انقلابی، تأکید بر جایگاه خانواده، مقابله با سکولاریسم فرهنگی، توجه به عدالت اجتماعی و ترویج فرهنگ ایثار و مقاومت مورد توجه قرار دارد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: در نگاه رهبر شهید، امر فرهنگی جایگاهی بنیادین دارد و بسیاری از مسائل و مشکلات اقتصادی و اجتماعی، ریشههای فرهنگی دارند.
مقابله با سلطه فرهنگی و جنگ نرم
عبدالکریمی با اشاره به اهمیت حوزه فرهنگی در اندیشه رهبر شهید گفت: شاید مهمترین وجه این پروژه در حوزه فرهنگی، مقابله با گفتمان سلطه فرهنگی باشد؛ مفاهیمی همچون «تهاجم فرهنگی»، «شبیخون فرهنگی»، «جنگ نرم» و «نفوذ» از جمله مؤلفههای مهم این نگاه هستند.
وی افزود: در این چارچوب، یکی از فرضهای بنیادین این گفتمان آن است که قدرتهای سلطهگر تنها از مسیر نظامی عمل نمیکنند، بلکه رسانه، سبک زندگی، آموزش و هنر نیز از ابزارهای تأثیرگذاری آنان بر فرهنگ جوامع است.
استاد فلسفه در ادامه با اشاره به مؤلفههای اقتصادی پروژه رهبر شهید اظهار داشت: اقتصاد مقاومتی یکی از مهمترین محورهای این پروژه است که موضوعاتی همچون کاهش وابستگی به نفت، افزایش تولید داخلی، حمایت از شرکتهای دانشبنیان، خودکفایی نسبی و مقاومسازی اقتصاد در برابر فشارهای خارجی را دنبال میکند.
وی همچنین با اشاره به حوزه سیاست خارجی بیان کرد: استقلال از قدرتهای بزرگ، مخالفت با سلطه آمریکا، حمایت از محور مقاومت، دفاع از فلسطین، گسترش نفوذ منطقهای ایران و تأکید بر توان بازدارندگی نظامی، از مؤلفههای اصلی این گفتمان به شمار میآید.
عبدالکریمی در ادامه تصریح کرد: اگر بخواهیم پروژه رهبر شهید را در یک جمله خلاصه کنیم، میتوان گفت این پروژه عبارت است از تلاش برای حفظ و تثبیت جمهوری اسلامی، افزایش استقلال و قدرت ایران، حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی بر پایه ولایت فقیه و مردمسالاری دینی، مقاومت در برابر نظام سلطه و بازسازی هویت اسلامی.
وی تأکید کرد: آینده این پروژه به میزان شناخت، بازخوانی و انتقال درست آن به نسلهای آینده و همچنین توانایی جامعه برای صیانت از مبانی و آرمانهای آن وابسته است.
استاد فلسفه، با اشاره به وظایف فرزندان انقلاب در قبال گفتمان رهبر شهید، اظهار داشت: پس از ارائه تصویری کلی از گفتمان رهبر شهید، پرسش اصلی این است که وظیفه ما، بهویژه فرزندان راستین امام خمینی و رهبر شهید، در قبال این گفتمان و دستاوردهای این رهبر بزرگ چیست؟
وی افزود: در این زمینه باید مؤلفههای مختلف این گفتمان را بررسی کنیم و درباره وظایفی که در برابر هر یک از این مؤلفهها داریم، به تأمل بپردازیم.
ضرورت ترجمه گفتمان اسلامی به زبان جهان معاصر
عبدالکریمی با اشاره به حوزه فکری و نظری پروژه رهبر شهید گفت: یکی از مهمترین محورهای این پروژه، احیای اسلام در جهان معاصر است. تکیه بر مبانی اسلامی میتواند عاملی مهم برای ایجاد پیوند میان ملتهای مسلمان و ایجاد ارتباط عمیق میان جوامع اسلامی باشد.
وی ادامه داد: اسلام و مقولات الهیات اسلامی ظرفیت آن را دارند که با جهان معاصر وارد گفتوگو شوند، اما پرسش اساسی این است که چگونه میتوان این مفاهیم را به زبانی تبدیل کرد که بتواند با انسان مدرن، چه در جامعه ایران و چه در خارج از ایران، ارتباط برقرار کند؟
این استاد فلسفه تأکید کرد: باید بیندیشیم که چگونه میتوان از یک زبان صرفاً تئولوژیک عبور کرد و به زبانی فلسفی، متافیزیکی و جهانی دست یافت؛ زبانی که بتواند با سوژه مدرن، حتی سوژهای که تعلقات اسلامی ندارد، وارد گفتوگو شود.
وی با بیان اینکه برخی مفاهیم میتوانند زمینه گفتوگو با جهان معاصر را فراهم کنند، اظهار داشت: مقولاتی مانند تبدیل انسان به ابژه در فرهنگ غرب، کالایی شدن زندگی، بحران معنا و نیهیلیسم انسان معاصر و ضرورت نقد غرب، ظرفیتهایی هستند که میتوانند امکان ارتباط با جهان امروز را ایجاد کنند.
عبدالکریمی افزود: البته این وظیفه بیش از همه بر عهده روشنفکران و دانشگاهیان است، اما متأسفانه دانشگاهیان و روشنفکران ما، نهتنها به دلیل غربزدگی، بلکه گاه به دلیل نوعی غربسالاری و غربپرستی، نتوانستهاند این وظیفه را بهدرستی انجام دهند؛ یعنی نتوانستهاند گفتمان انقلاب را به یک گفتمان جهانی تبدیل کنند.
وی با اشاره به ظرفیت حوزههای علمیه اظهار داشت: حوزههای علمیه با وجود برخورداری از میراث عظیم دینی، فلسفی و حکمی، هنوز نتوانستهاند بهطور کامل این ظرفیت را بالفعل کنند.
استاد فلسفه تصریح کرد: سخن من این نیست که حوزههای علمیه از نظر مبانی فکری و نظری چنین ظرفیتی ندارند؛ بلکه پرسش این است که آیا این ظرفیت در شرایط کنونی به فعلیت رسیده است یا خیر؟
عبدالکریمی ادامه داد: با این حال، به نظر من حوزههای علمی ما هنوز توان کافی برای گفتوگوی عمیق و جدی با متفکرانی همچون هگل، مارکس، هایدگر، فرگه و دیگر فیلسوفان غربی را پیدا نکردهاند.
وی تأکید کرد: این سخن به معنای نادیده گرفتن میراث عظیم دینی، فلسفی و حکمی ما نیست؛ بلکه تأکید بر این واقعیت است که این ظرفیت هنوز به صورت کامل فعال نشده است.
ضرورت ارتقای گفتمان انقلاب به سطح حکمی و تمدنی
این استاد فلسفه با بیان اینکه فرزندان امام خمینی و رهبر شهید باید در این مسیر گام بردارند، اظهار داشت: نخستین وظیفه آنان این است که ضرورت ارتقای گفتمان انقلاب به یک گفتمان حکمی و متافیزیکی را درک کنند و سپس برای تحقق آن تلاش کنند.
وی افزود: گفتمان انقلاب اسلامی و گفتمان رهبر شهید، برای آنکه بتواند با جهان گفتوگو کند، نیازمند زبانی است که فراتر از نزاعهای صرفاً سیاسی، نظامی و ایدئولوژیک باشد.
عبدالکریمی خاطرنشان کرد: امروز در شدیدترین مواجهه سیاسی و نظامی با غرب قرار داریم، اما برای اینکه این مواجهه عمق و اصالت بیشتری پیدا کند و بتوانیم دیگران را نیز با جبهه مقاومت و گفتمان انقلاب همراه کنیم، نیازمند زبان و گفتمانی هستیم که امکان گفتوگوی تمدنی را فراهم سازد.
وی در ادامه تأکید کرد: وظیفه نسلهای آینده انقلاب، صرفاً حفظ دستاوردهای گذشته نیست، بلکه باید بتوانند با بهرهگیری از ظرفیتهای فکری، فلسفی و دینی، گفتمان انقلاب را به زبانی جهانی و قابل گفتوگو با انسان معاصر تبدیل کنند.
عبدالکریمی، با اشاره به یکی دیگر از مؤلفههای گفتمان رهبر شهید، به بررسی مسئله مردمسالاری دینی و نسبت میان مشروعیت دینی و مشارکت مردمی پرداخت.
وی اظهار داشت: یکی از محورهای مهم این گفتمان، تلاش برای جمع میان مشروعیت دینی و مشارکت مردم است؛ موضوعی که در جامعه ما با پرسشهای بنیادین فلسفه سیاسی و اندیشه اجتماعی مواجه است.
ضرورت تعمیق فلسفه سیاسی در اندیشه دینی
عبدالکریمی با اشاره به ضعف تاریخی در حوزه فلسفه سیاسی گفت: جامعه ما و سنت تاریخی ما از یک درد بزرگ رنج میبرد و آن فقدان یک سنت فکری منسجم در حوزه فلسفه سیاسی و اندیشه اجتماعی است.
وی افزود: ما در تاریخ خود، بهویژه خارج از چارچوب نظام خلافت، کمتر با یک تفکر فلسفی منسجم درباره عقل سیاسی و اجتماعی مواجه بودهایم و این مسئله در نظریه ولایت فقیه نیز خود را نشان میدهد؛ چراکه پرسشهای مهمی درباره نسبت میان مشروعیت دینی و رأی مردم، جایگاه اراده عمومی و نسبت حکومت دینی با عقلانیت مدرن مطرح است.
این استاد فلسفه ادامه داد: پرسش اساسی این است که چگونه میتوان میان مشروعیت دینی و مشارکت مردم در جهانی که عقلانیت جدید بر آن حاکم است، پیوند برقرار کرد؟ چگونه میتوان در شرایطی که بسیاری از مفاهیم دینی، انسان دینی، جامعه دینی و حکومت دینی با پرسشهای جدی مواجه شدهاند، از امکان امر دینی در جهان معاصر سخن گفت؟
وی تأکید کرد: تحقق جامعه دینی بر اساس اندیشه ولایت فقیه، تنها با موانع سیاسی، اقتصادی، نظامی یا رسانهای مواجه نیست، بلکه با موانع عمیق تاریخی، فلسفی و متافیزیکی نیز روبهرو است.
عبدالکریمی تصریح کرد: وظیفه وفاداران به گفتمان انقلاب این نیست که صرفاً از این گفتمان دفاع کنند، بلکه باید به پرسشهای بنیادین آن نیز بپردازند و زمینه ارتقای نظری و معرفتی آن را فراهم سازند.
وی در ادامه با اشاره به یکی دیگر از مؤلفههای گفتمان رهبر شهید گفت: تلاش برای ارائه خوانشی تازه از تاریخ اسلام، یکی از ویژگیهای مهم این گفتمان است؛ خوانشی که بتواند از تاریخ اسلام برای مواجهه با مسائل جهان معاصر الهام بگیرد.
این استاد فلسفه افزود: نگرانی من این است که در جوامع مذهبی، از جمله جوامع اسلامی، تاریخ گاهی بیش از اندازه گرفتار نظامهای الهیاتی میشود؛ نظامهایی که گاه به ما میگویند تاریخ را چگونه باید بفهمیم و اجازه نمیدهند تاریخ را بهصورت آزادانه، پدیدارشناسانه و با نگاه تاریخی مطالعه کنیم.
وی ادامه داد: در بررسی دورههای مختلف تاریخ اسلام، برخی نظامهای تفسیری از پیش تعیین میکنند که شخصیتها و رخدادهای تاریخی چگونه باید ارزیابی شوند و همین مسئله میتواند امکان مواجهه آزاد و علمی با تاریخ را محدود کند.
عبدالکریمی خاطرنشان کرد: متفکران گفتمان انقلاب، با توجه به عمق فکری و نگاه تمدنی خود، باید بتوانند میان ایمان دینی و مواجهه علمی با تاریخ پیوند برقرار کنند؛ یعنی تاریخ را نه صرفاً از درون نظامهای الهیاتی، بلکه با نگاهی عمیق، تاریخی و تمدنی مورد مطالعه قرار دهند.
ظرفیت گفتمان انقلاب برای نقد جهان مدرن
وی با اشاره به عناصر مهم و متعالی موجود در گفتمان رهبر شهید اظهار داشت: مقاومت در برابر روندهای مسلط جهانی، مقاومت در برابر سیطره عقلانیت تکنولوژیک، مقابله با نگاه تکنیکی به جهان که همه چیز را به منبعی برای بهرهبرداری تبدیل میکند، مقابله با کالایی شدن زندگی و اصالت یافتن اقتصاد، از جمله مؤلفههای مهم این گفتمان است.
این استاد دانشگاه افزود: این گفتمان همچنین در برابر جهانیشدن غربی، تلاش میکند هویت تاریخی و دینی ایران را حفظ کند و با تقلیل انسان به موجودی صرفاً مصرفکننده مقابله نماید.
وی تصریح کرد: رهبر شهید از جمله رهبرانی است که تلاش میکند در برابر روندهای مسلط جهان مدرن مقاومت کند و از سنت، معنویت و هویت تاریخی دفاع نماید.
عبدالکریمی با طرح این پرسش که آیا این مفاهیم توانستهاند به زبانی قابل فهم برای انسان مدرن عرضه شوند، گفت: پرسش اساسی این است که آیا ما توانستهایم مفاهیمی همچون بحران معنا، نیهیلیسم، تقلیل انسان به مصرفکننده، سلطه عقلانیت تکنولوژیک و نقد جهان مدرن را به زبانی ارائه کنیم که انسان امروز بتواند با آن ارتباط برقرار کند؟
وی در ادامه تأکید کرد: این ظرفیت در گفتمان رهبر شهید وجود دارد، اما بر عهده فرزندان راستین انقلاب است که این ظرفیتها را استخراج کنند، به زبان جهانی ترجمه کنند و زمینه گفتوگوی تمدنی با جهان معاصر را فراهم سازند.
استاد فلسفه، با طرح پرسشهایی درباره نسبت گفتمان انقلاب اسلامی با جهان معاصر، اظهار داشت: پرسش بنیادین این است که آیا گفتمان انقلاب و گفتمان رهبر شهید، از نظر متافیزیکی و فلسفی، توانسته است به عمیقترین لایههای جهان معاصر، بهویژه جهان پسامدرن، پاسخ دهد؟
وی افزود: آیا این گفتمان توانسته است فهمی عمیق فلسفی و حکمی از تحولات تاریخی، تمدنی و معرفتی جهان جدید ارائه کند؟ زیرا اگر هدف، تحقق جامعه دینی و ارائه یک الگوی تمدنی جدید است، این امر با سادهسازی مسائل و نادیده گرفتن پیچیدگیهای تاریخی و فلسفی جهان معاصر امکانپذیر نیست.
تمدن نوین اسلامی و خطر ارادهگرایی
عبدالکریمی با اشاره به ایده تمدن نوین اسلامی گفت: ایده تمدن نوین اسلامی، افقآفرینی مهمی برای جامعه و نوعی آیندهاندیشی تاریخی ایجاد میکند و یکی از عناصر ارزشمند گفتمان انقلاب اسلامی است که در بسیاری از گفتمانهای رقیب کمتر دیده میشود.
وی ادامه داد: با این حال باید مراقب باشیم که گرفتار نوعی ارادهگرایی نشویم؛ زیرا تمدنها صرفاً محصول اراده انسانها نیستند، بلکه در بستر تاریخ شکل میگیرند و حاصل تعامل پیچیده میان فرهنگ، اندیشه، شرایط اجتماعی و امکانات تاریخی هستند.
این استاد فلسفه تصریح کرد: هیچ تمدنی صرفاً با تصمیم سیاسی و مدیریتی ایجاد نمیشود و هیچ تمدنی نیز نمیتواند عیناً به شکل گذشته خود بازگردد.
وی با اشاره به خطرات پیش روی پروژه تمدن نوین اسلامی اظهار داشت: نخستین خطر این است که تمدنسازی به نوعی ارادهگرایی افراطی تبدیل شود؛ یعنی تصور کنیم صرفاً با تصمیم و برنامهریزی سیاسی میتوان تمدن ایجاد کرد.
عبدالکریمی افزود: تجربه تاریخی نشان داده است که انقلابها اگر نتوانند خود را در عمق فرهنگ، معرفت، علم و زندگی اجتماعی تثبیت کنند، ممکن است گرفتار منطق قدرت شوند و از آرمانهای اولیه فاصله بگیرند.
ضرورت شکلگیری نظام معرفتی جدید
وی دومین خطر را فقدان نظام معرفتی متناسب با تمدن نوین اسلامی دانست و گفت: اگر بخواهیم تمدن جدیدی بر پایه اسلام ایجاد کنیم، باید مشخص کنیم که تجربههای بشری چه جایگاهی در این نظام معرفتی دارند، نسبت امر دینی با جهان جدید و عقلانیت مدرن چیست، علم جدید چه جایگاهی دارد و علوم اسلامی چگونه باید با دستاوردهای علمی و تجربیات تاریخی بشر وارد تعامل شوند.
استاد فلسفه تأکید کرد: احیای تفکر دینی و حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی، صرفاً با افزودن چند مسئله فقهی جدید یا توسعه محدود در مباحث موجود امکانپذیر نیست؛ بلکه نیازمند تحول در علوم اسلامی، تحول در علم اصول و بازاندیشی در نسبت میان دین، عقل، علم و جهان معاصر است.
وی ادامه داد: پرسش اساسی این است که آیا حوزههای علمیه آمادگی چنین تحول معرفتی را دارند؟ آیا میتوان بدون تحول در بنیانهای معرفتی، سخن از تمدن نوین اسلامی گفت؟ اینها پرسشهایی است که فرزندان انقلاب باید با جدیت به آنها بیندیشند.
عبدالکریمی در ادامه سخنان خود با اشاره به ابعاد اجتماعی گفتمان رهبر شهید اظهار داشت: یکی از مؤلفههای مهم این گفتمان، تلاش برای شکلدهی جامعه اسلامی و انقلابی است؛ جامعهای که بر خانواده، معنویت، عدالت، مقاومت و هویت دینی تأکید دارد.
وی افزود: این مؤلفهها در بخشی از جامعه، بهویژه در میان بخشهای سنتیتر، همچنان جایگاه خود را حفظ کرده است، اما پرسش مهم این است که چرا در میان بخشی از نسلهای جدید و گروههای نوگرا، این گفتمان نتوانسته همان میزان ارتباط و نفوذ را پیدا کند؟
این استاد دانشگاه تصریح کرد: چرا بخشی از جامعه، با وجود ارزشها و آرمانهای مطرحشده در گفتمان انقلاب، احساس فاصله میکند؟
ضرورت فهم شرایط تاریخی جدید
وی با اشاره به عوامل مختلف این فاصله اظهار داشت: عوامل متعددی در این زمینه نقش دارند؛ از مشکلات اقتصادی، بیعدالتیهای اجتماعی، فشارهای سیاسی، تحریمها، ضعفهای مدیریتی و عملکرد رسانهای دشمنان گرفته تا جنگ شناختی و عملیات روانی.
عبدالکریمی افزود: اما به نظر من، عامل عمیقتر، مسئله نگرش معرفتی و فلسفی است؛ یعنی ناتوانی ما در فهم شرایط تاریخی جدید و درک نسبت میان سنت دینی و جهان معاصر.
وی تأکید کرد: اگر نتوانیم با زبان زمانه سخن بگوییم، اگر نتوانیم پرسشهای انسان جدید را بشناسیم و پاسخهایی متناسب با آن ارائه کنیم، طبیعی است که بخشی از جامعه احساس بیگانگی کند.
استاد فلسفه در پایان خاطرنشان کرد: دفاع از گفتمان انقلاب و رهبر شهید، تنها به معنای حفظ شعارها و مواضع نیست؛ بلکه نیازمند بازاندیشی عمیق، ارتقای معرفتی و تلاش برای ایجاد زبانی است که بتواند با انسان امروز و جهان معاصر وارد گفتوگو شود.
استاد فلسفه، با اشاره به پروژه فرهنگی رهبر شهید، اظهار داشت: یکی از مؤلفههای مهم گفتمان رهبر شهید، پروژه فرهنگی ایشان است؛ پروژهای که بر مقابله با غربزدگی، تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی و جنگ نرم تأکید دارد.
وی افزود: در این نگاه، فرهنگ عرصه اصلی رویارویی تمدنی است و دشمن تنها از طریق ابزارهای نظامی و سیاسی عمل نمیکند، بلکه تلاش میکند از مسیر رسانه، سبک زندگی، نظام آموزشی، هنر و تولیدات فرهنگی، ارزشها و هویت جوامع را دگرگون کند.
ضرورت ارائه الگوی ایجابی فرهنگی
عبدالکریمی با طرح این پرسش که آیا ما توانستهایم در این عرصه صرفاً با رویکرد دفاعی مواجه شویم یا توانستهایم یک الگوی ایجابی و جذاب فرهنگی ارائه کنیم، گفت: باید پرسید آیا توانستهایم برای نسل جدید، سبک زندگی دینی را نه فقط بهعنوان مجموعهای از بایدها و نبایدها، بلکه بهعنوان یک افق معنابخش برای زندگی معرفی کنیم؟
وی ادامه داد: یکی از نگرانیها این است که در مواجهه با جهان مدرن، گاهی صرفاً به نفی و مقابله پرداختهایم، بدون اینکه بتوانیم به پرسشهای عمیق انسان مدرن پاسخ دهیم.
این استاد فلسفه تصریح کرد: مسئله جهان جدید فقط فناوری، سیاست یا اقتصاد نیست؛ بلکه مسئلهای عمیقتر در سطح معنا، انسانشناسی و فهم جهان است.
وی با اشاره به پرسشهای بنیادین انسان معاصر اظهار داشت: جهان جدید با پرسشهایی همچون معنای زندگی، جایگاه انسان، نسبت آزادی و مسئولیت، نسبت علم و اخلاق و آینده بشر مواجه است و اگر گفتمان انقلاب اسلامی بخواهد به یک گفتمان جهانی تبدیل شود، باید بتواند در این سطح با جهان وارد گفتوگو شود.
عبدالکریمی افزود: در غیر این صورت، این گفتمان ممکن است در سطح سیاسی و ایدئولوژیک باقی بماند و نتواند با لایههای عمیق فکری و فلسفی جهان معاصر ارتباط برقرار کند.
وی یکی از پرسشهای اساسی را نسبت دین و سیاست دانست و گفت: باید پرسید آیا در نظام فکری و سیاسی ما، دین گاهی به یک ایدئولوژی سیاسی تقلیل پیدا نکرده است؟
این استاد دانشگاه تأکید کرد: دین در ذات خود، امری عمیقتر از یک برنامه سیاسی است؛ زیرا با معنای هستی، نسبت انسان با خدا، حقیقت، اخلاق و غایت زندگی انسان سروکار دارد.
وی افزود: اگر دین صرفاً به ابزار قدرت سیاسی تبدیل شود، ممکن است بخشی از عمق معنوی و فلسفی خود را از دست بدهد.
ضرورت بازاندیشی در مواجهه با جهان مدرن
عبدالکریمی با اشاره به چالش دیگری در مسیر گفتمان انقلاب اظهار داشت: اگر هدف ما مقابله با برخی وجوه مدرنیته است، باید پرسید آیا ابزارهای مورد استفاده ما همچنان کاملاً مدرن و تکنیکی باقی نماندهاند؟
وی افزود: آیا ممکن است در حالی که در مقام نقد جهان تکنیکی هستیم، خودمان در برخی عرصهها گرفتار منطق همان جهان تکنیکی شده باشیم؟
این استاد فلسفه تصریح کرد: طرح این پرسشها به معنای تضعیف گفتمان انقلاب یا نفی دستاوردهای آن نیست؛ بلکه لازمه پویایی هر گفتمان زندهای، مواجهه صادقانه با پرسشها و چالشهای بنیادین است.
وی خاطرنشان کرد: وفاداری حقیقی به یک اندیشه، تنها دفاع از آن نیست؛ بلکه تلاش برای تعمیق، تکامل و رفع کاستیهای آن است.
عبدالکریمی ادامه داد: امروز گفتمان انقلاب اسلامی و میراث فکری رهبر شهید، علاوه بر چالشهای بیرونی مانند فشارهای نظامی، اقتصادی، سیاسی و رسانهای، با چالشهای درونی و معرفتی نیز مواجه است.
وی افزود: جامعه ما با بحرانهای اجتماعی، فرهنگی و معنایی روبهرو است و بخشی از جامعه، بهویژه گروههای نوگرا، پرسشهای جدی درباره نسبت میان دین، سیاست، آزادی، عدالت و زندگی مدرن مطرح میکنند.
آینده گفتمان انقلاب در گرو بازسازی معرفتی
استاد فلسفه با تأکید بر ضرورت پاسخگویی به این پرسشها گفت: پاسخ به چالشهای امروز نیازمند عمق فکری، نگاه فلسفی و توان گفتوگو با جهان است.
وی در پایان اظهار داشت: یکی از بزرگترین سرمایههای گفتمان رهبر شهید، تلاش برای حفظ هویت تاریخی و دینی، مقاومت در برابر سلطه، دفاع از معنویت و ارائه افقی فراتر از جهان مصرفی و تکنیکی است.
عبدالکریمی تأکید کرد: برای استمرار این مسیر، فرزندان انقلاب باید از سطح حفظ شعارها عبور کنند و به تولید فکر، نظریهپردازی، گفتوگوی تمدنی و بازسازی معرفتی بپردازند.
وی خاطرنشان کرد: آینده این گفتمان وابسته به آن است که آیا میتواند از ظرفیتهای درونی خود برای پاسخ به پرسشهای جهان جدید استفاده کند یا نه؛ اگر بتواند میان میراث عمیق اسلامی، عقلانیت فلسفی، تجربه تاریخی بشر و نیازهای انسان معاصر پیوند برقرار کند، خواهد توانست افق تمدنی خود را به یک گفتوگوی جهانی تبدیل کند.
وی در پایان هشدار داد: اگر از این مرحله غفلت شود، خطر آن وجود دارد که این گفتمان در سطح نزاعهای سیاسی و ایدئولوژیک محدود بماند و نتواند رسالت تاریخی خود را به انجام برساند.