يکشنبه ۲۸ تير ۱۴۰۵

فرهنگی

هشدار حجت‌الاسلام مهری به سید محمد خاتمی:

تکرار شعار «صلح شرافتمندانه» در میانه میدان نبرد، نسخه تسلیم در لباس عقلانیت است

تکرار شعار «صلح شرافتمندانه» در میانه میدان نبرد، نسخه تسلیم در لباس عقلانیت است
عصر قم - استاد حوزه و دانشگاه با طرح مفهوم «اقتدار هوشمند» گفت: راه درست، نه انفعال است و نه ماجراجویی؛ نه خودباختگی است و نه شعارزدگی. راه درست، اقتدار هوشمند است. اقتدار هوشمند یعنی تجربه‌ها را پاک نکنیم و هر بار با بسته‌بندی جدید، خطای قدیم را تکرار نکنیم.
  بزرگنمايي:

عصر قم - استاد حوزه و دانشگاه با طرح مفهوم «اقتدار هوشمند» گفت: راه درست، نه انفعال است و نه ماجراجویی؛ نه خودباختگی است و نه شعارزدگی. راه درست، اقتدار هوشمند است. اقتدار هوشمند یعنی تجربه‌ها را پاک نکنیم و هر بار با بسته‌بندی جدید، خطای قدیم را تکرار نکنیم.

به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام محمدجواد مهری استاد حوزه و دانشگاه و نویسنده پژوهشگر فقه نظام، در نشست بررسی جریان‌شناسی سیاسی با موضوع «فقهِ حکمرانی و تحلیل مواضع اخیر جریان اصلاحات» به کالبدشکافی مفهوم «صلح شرافتمندانه» پرداخت و نسبت به عواقب این گفتمان هشدار داد .
وی با بیان اینکه امروز در نقطه‌ی عطفی از تاریخِ انقلاب قرار داریم که بیش از هر زمانِ دیگری، نیازمندِ «بصیرت» در تشخیصِ مرزهای میانِ عقلانیتِ انقلابی و انفعالِ سیاسی هستیم، تصریح کرد: این روزها زمزمه‌هایی تحت عنوان «صلح شرافتمندانه» از سوی راس جریان اصلاحات (سید محمد خاتمی) شنیده می‌شود که در پسِ نقابِ مصلحت‌سنجی، در حالِ فروکاستنِ تقابلِ تمدنیِ ما با نظامِ سلطه به یک نزاعِ ساده‌ی دیپلماتیک‌اند. سخنِ ما امروز نه دعوایِ جناحی، بلکه بازخوانیِ این حقیقتِ تلخ است که چگونه برخی، با تقلیلِ مفهومِ «مقاومت» به «جنگ‌طلبی»، و «سازش» به «عقلانیت»، در حالِ تکمیلِ پازلِ دشمن در میدانِ نبرد هستند. بررسیِ تاریخیِ این رویکردِ «انفعال‌محور» و آسیب‌شناسیِ آن در آینه‌ی فقهِ جهاد و روایاتِ خون‌خواهی، نشان می‌دهد که آنچه برخی به نامِ «صلح» می‌خوانند، در واقع عبور از خطوطِ قرمزِ امنیتِ ملی و پشت کردن به خونِ شهدایی است که استقلالِ این مرز و بوم را با جانِ خود تضمین کردند. در این نشست، برآنیم تا با واکاویِ مواضعِ اخیر ایشان و همفکرانش، نشان دهیم که چرا چنین ادبیاتی نه تنها راهگشا نیست، بلکه خود یکی از ریشه‌های اصلیِ بحران‌سازی در حکمرانیِ مقتدرانه است.»
استاد حوزه و دانشگاه با هشدار شدید به بانیان این رویکرد، خطاب به خاتمی اظهار داشت: یک. آقای خاتمی! «ترویجِ فرهنگِ صلح در میانه میدانِ گرگ‌ها، نه عقلانیت، که دعوت‌نامه برای تجاوزِ دشمن است». دو. آقای خاتمی! «این گفتمانِ انفعالی، نه تنها صلح نمی‌آورد، بلکه با تضعیفِ مؤلفه‌های بازدارندگی، عملاً چراغ سبز برای ضربه زدن به امنیتِ ملی است.» سه. آقای خاتمی! «تاریخ به ما آموخته است که "صلحِ شرافتمندانه" در قاموسِ دشمنِ متجاوز وجود ندارد؛ تکرارِ این شعارهای فریبنده، تکرارِ همان خطای استراتژیکی است که هزینه‌های سنگینی بر ملت تحمیل کرد.» چهار. آقای خاتمی! شما از نیتِ خیر می‌گویید، اما در میدانِ عمل، تریبونِ همان کسانی هستید که کمر به شکستنِ بازدارندگیِ ایران بسته‌اند؛ این دوگانه‌سازی، خیانت به امنیتِ عمومی است. پنج. آقای خاتمی! با این ادبیاتِ "تنش‌زداییِ یک‌جانبه"، دقیقاً پازلِ دشمن را تکمیل می‌کنید؛ در شرایطی که باید مشتِ آهنین را نشان داد، دعوت به صلح، نشانه‌ی ضعفِ استراتژیک است. شش. آقای خاتمی! «بازی در میدانِ دشمن با نقابِ "عقلانیت"، آدرسِ غلط دادن به مردم و تحریفِ واقعیت‌هایِ میدان است؛ بدانید! و حتماً میدانید! که تاریخ، قضاوتِ تندی درباره‌ی بانیانِ این عقب‌نشینی‌هایِ فکری خواهد داشت». هفت. آقای خاتمی! «صلح با دشمنِ قسم‌خورده، نامش دیپلماسی نیست؛ نامش تسلیم است، و اگر به قبر و قیامت باور دارید بدامن ولایت برگردید، قبل از آنکه آه مادران و فرزندان شهدا دنیا و آخرتتان را دچار خذلان ابدی کند.» هشت. آقای خاتمی! این ها را گفتم تا در تاریخ ثبت شود و اگر قیامت و دستگاه محاسبه گری بود و در آنجا میز محاکمه ای! در آن جا بگویم؛ هنوز «خونِ پاکِ شهدای جنگ رمضان و قائد شهید امت، امام خامنه ای عزیز (قدس الله نفسه الزکیه) خشک نشده بود که شما و همفکران زعفرانیه و مرکز استراتژیک، در جلسات سایه، از سرِ ساده‌لوحی یا غفلت (اگر نگوییم خیانت)، با تقلیلِ مفهومِ «مقاومت» به «جنگ‌طلبی»، و «سازش» به «عقلانیت»، در حالِ تکمیلِ پازلِ دشمن در میدانِ نبرد بودید و با عبور از خطوطِ قرمزِ امنیتِ ملی و پشت کردن به خونِ شهدایی که استقلالِ این مرز و بوم را با جانِ خود تضمین کردند؛ ا منیت، عزت، هویت و آینده یک ملت را نشانه رفتید؟!
10 محور برای بازگشت به عقلانیتِ انقلابی
وی برای پایان دادن به ساده‌سازی‌های سیاسی، تحلیل خود را در قالب ده محورِ فقهی- سیاسی ارائه داد که عبارتند از:
محور اول: منطق قرآنی در تعامل با دشمن؛ نه جنگِ مطلق، نه صلحِ ذلیلانه
حجت الاسلام مهری در محور نخست با عنوان «منطق قرآنی در تعامل با دشمن؛ نه جنگ مطلق، نه صلح ذلیلانه» گفت: قرآن کریم ما را به یک منطق متوازن دعوت می‌کند. برخی خیال می‌کنند دین یا به معنای جنگ دائمی است، یا به معنای تسلیم و سازش دائمی. اما قرآن هیچ‌کدام از این دوگانه‌های افراطی را تأیید نمی‌کند. خداوند در سوره انفال، آیه ۶۱ می‌فرماید: «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ»؛ یعنی اگر دشمن به صلح گرایش نشان داد، تو هم باب گفت‌وگو را نبند و بر خدا توکل کن .
وی افزود: این آیه به ما می‌گوید اسلام درِ صلح و گفت‌وگو را از پیش نمی‌بندد. اما در کنار این، آیه دیگری در سوره محمد(ص)، آیه ۳۵ ، هشدار می‌دهد: «فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ»؛ یعنی سست نشوید و به صلح دعوت نکنید، در حالی که شما برترید. پس قرآن دو چیز را هم‌زمان می‌گوید: صلح، فی‌نفسه ممنوع نیست، اما صلح برخاسته از ضعف، سستی، خودباختگی و واگذاری موضع برتر، مطلوب اسلام نیست .
حجت الاسلام مهری ادامه داد: اینجا یک معیار مهم به دست می‌آید و آن، مشروعیت مذاکره و صلح از موضع برتر (اعلون) است. اگر مذاکره از موضع قوت، عزت، هوشمندی و برای تأمین حق باشد، می‌تواند ابزاری مشروع و مفید باشد؛ اما اگر از موضع نیاز، ترس، فشار روانی، خودکم‌بینی یا امید بستن به دشمن باشد، دیگر اسمش تدبیر نیست، بلکه عقب‌نشینی از موضع برتر است. قرآن کریم در جای دیگر می‌فرماید: «وَلِلَّهِ الْعِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ» (منافقون: ۸) ؛ عزت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است .
استاد حوزه علمیه گفت: بر این اساس، مؤمن در منطق قرآن، موجودی ذلیل، مرعوب و منتظر لطف دشمن نیست. مؤمن می‌تواند اهل گفت‌وگو باشد، اما اهل التماس نیست. می‌تواند اهل تدبیر باشد، اما اهل خودفروشی نیست. می‌تواند باب رابطه را بشناسد، اما نباید شاکله فکری‌اش بر اعتماد به دشمن بنا شود. در سیاست خارجی، اصل گفت‌وگو نه باید بت شود و نه تابو. دیپلماسی و گفت‌وگو، ابزار است نه هدف. اگر دیپلماسی ابزاری برای تحمیل اراده و تأمین منافع از موضع قدرت باشد، ارزشمند است؛ اما اگر به معنای استغاثه از موضع ضعف باشد، عین ذلت است .
او تصریح کرد: آنچه امروز توسط آقای خاتمی و همفکرانش در داخل ترویج می‌شود، از نگاه ما «صلح استعلایی» نیست، بلکه «صلح انفعالی» است. وقتی طرف مقابل شما، یعنی نظام سلطه، دشمنی خود را در نسل‌کشی و اشغالگری عیان کرده، دعوت به مذاکره، نه یک راهبرد سیاسی، که یک خطای فقهی در محاسبات مصلحت عمومی است. ما معتقدیم صلح بدون بازدارندگی، نامش تسلیم است و تسلیم در برابر ظالم، حرام شرعی و خیانت ملی است .
محور دوم: حافظه تاریخی و عبرت؛ جامعه بی‌حافظه، جامعه پرهزینه
حجت الاسلام مهری در محور دوم با عنوان «حافظه تاریخی و عبرت؛ جامعه بی‌حافظه، جامعه پرهزینه» اظهار کرد: جامعه مؤمن، جامعه باحافظه است و یکی از بزرگ‌ترین آفت‌های سیاست، فراموشی تاریخی است. وقتی ملتی گذشته خود را فراموش می‌کند، ناچار می‌شود همان خسارت‌ها را دوباره بپردازد. قرآن کریم می‌فرماید: «فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ» (حشر: ۲) ؛ ای صاحبان بصیرت، عبرت بگیرید .
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: عبرت گرفتن یعنی فقط نقل واقعه نکنیم، بلکه قانون حاکم بر واقعه را بفهمیم. یعنی اگر در گذشته به دشمنی اعتماد شد و نتیجه‌اش خیانت بود، این تجربه را در حافظه ملی ثبت کنیم. اگر توافقی شد و طرف مقابل زیر آن زد، این را به‌عنوان یک درس نگه داریم، نه اینکه هر بار با چهره‌ای تازه و ادبیاتی تازه، همان خطا را تکرار کنیم. در حدیث مشهور نبوی آمده است: «لا یُلْدَغُ الْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ وَاحِدٍ مَرَّتَیْنِ»؛ مؤمن از یک سوراخ، دو بار گزیده نمی‌شود .
وی افزود: این حدیث فقط توصیه اخلاق فردی نیست، بلکه یک قاعده اجتماعی و سیاسی هم هست. جامعه مؤمن، جامعه‌ای نیست که با چند لبخند، چند وعده، چند شعار و چند قاب رسانه‌ای، همه تجربه‌های تلخ خود را کنار بگذارد. جامعه مؤمن باید حافظه داشته باشد. امیرالمؤمنین(ع) نیز در نهج‌البلاغه بارها از غفلت، بی‌بصیرتی و ساده‌لوحی در برابر دشمن شکایت می‌کند و در خطبه ۲۷ می‌فرماید: «فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا»؛ به خدا سوگند، هیچ ملتی در درون خانه‌اش مورد هجوم قرار نگرفت مگر آنکه خوار شد .
حجت الاسلام مهری خاطرنشان کرد: این فقط درباره جنگ نظامی نیست؛ در جنگ شناختی، اقتصادی و رسانه‌ای هم همین‌طور است. هر تصمیم بزرگ سیاسی باید بر شانه تجربه تاریخی بنشیند. اگر گذشته را پاک کنیم، آینده را هم خراب خواهیم کرد. سیاست خارجی بی‌حافظه، سیاست خارجی پرهزینه است. آقای خاتمی و اصلاح‌طلبان باید پاسخ دهند که وقتی دشمنی را بارها آزموده‌ایم و نتیجه‌اش را دیده‌ایم، چرا باز هم همان نسخه را تجویز می‌کنند؟ آیا دوباره همان راه رفتن، نشانه شجاعت است یا نادیده گرفتن واقعیت؟ آیا آنان تجربه تلخ برجام را فراموش کرده‌اند؛ دورانی که تمام داشته‌های هسته‌ای روی میز مذاکره رفت و در عوض چیزی جز «تقریباً هیچ» و تحریم‌های سخت‌تر به دست نیامد؟
پژوهشگر فقه نظام و اندیشه های قائد شهید افزود: چرا جریان اصلاح‌طلب دوباره به همان نقطه صفر بازگشته است؟ چون حافظه تاریخی خود را فدای میل به بقای سیاسی کرده است. این جریان یا دشمن را قابل تغییر می‌بیند، یا خود دچار استحاله فکری و عقیدتی شده است. این ساده‌لوحی استراتژیک (تکرار شعار صلح با دشمن)، همان چیزی است که امام راحل بارها نسبت به آن هشدار دادند و گفتند رابطه با آمریکا، رابطه گرگ و میش است. امروز که میدان و دیپلماسی باید مکمل هم باشند، اینان سعی دارند با نام صلح، میدان را از سلاح تهی کنند، در حالی که اقتدار کشور وامدار همان مقاومتی است که امروز می‌خواهند برای آن هزینه‌تراشی کنند .
محور سوم: مرزِ تعامل و موالات د فقه سیاسی؛ گفت‌وگو آری! تکیه بر دشمن هرگز
حجت الاسلام مهری در محور سوم با عنوان «مرز تعامل و موالات در فقه سیاسی؛ گفت‌وگو آری، تکیه بر دشمن هرگز» گفت: برخی وقتی می‌شنوند گفته می‌شود به دشمن اعتماد نکنید، فوراً چنین برداشت می‌کنند که پس هیچ نوع رابطه، مذاکره یا گفت‌وگویی مجاز نیست، در حالی که این برداشت نادرست است. اسلام تعامل مدیریتی را از موالات جدا می‌کند. قرآن در سوره ممتحنه، آیه ۱ می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاءَ». و در سوره نساء، آیه ۱۴۱ می‌فرماید: «وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا».
وی توضیح داد: فقه سیاسی اسلام از همین آیه، قاعده مهم «نفی سبیل» را استخراج کرده است؛ یعنی هر ساختار، قرارداد، تصمیم و رابطه‌ای که راه سلطه دشمن بر سرنوشت مسلمانان را باز کند، از منظر شرعی مردود است. مراوده و تعامل برای احقاق حق، با تکیه و اعتماد راهبردی، دو مقوله کاملاً متفاوت‌اند. یک‌وقت شما گفت‌وگو می‌کنید تا حق‌تان را بگیرید، تهدید را کم کنید، فرصت بسازید، زمان بخرید یا فشار را مدیریت کنید. این اسمش دیپلماسی است. اما یک‌وقت شما چنان به دشمن دل می‌بندید که اقتصاد، سیاست، افکار عمومی و آینده کشور را معطل لبخند او می‌کنید. این دیگر دیپلماسی نیست؛ این وابستگی روانی و راهبردی است .
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: امام علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر می‌فرماید: «وَلا تَدْفَعَنَّ صُلْحًا دَعَاکَ إِلَیْهِ عَدُوُّکَ وَلِلَّهِ فِیهِ رِضًا... وَلَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ». (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳) صلحی را که دشمن تو را به آن می‌خواند و رضای خدا در آن است، رد نکن، زیرا در صلح، آسایش لشکرت و آرامش فکرت و امنیت شهرهاست، اما پس از صلح، از دشمن سخت برحذر باش. این عبارت نورانی، دقیقاً منطق اسلام را روشن می‌کند: صلح مطلقاً رد نمی‌شود، اما اعتماد پس از صلح هم ممنوع است .
وی خاطرنشان کرد: درس امروز این بخش آن است که گفت‌وگو با دشمن، اگر لازم شد، باید با هوشیاری، مراقبت، ضمانت، توازن و بی‌اعتمادی راهبردی همراه باشد. خطا آن‌جاست که مذاکره از ابزار، به تکیه‌گاه تبدیل شود .
محور چهارم: تجربه جهان و منطق قدرت؛ مذاکره روی شانه اقتدار می‌نشیند
حجت الاسلام مهری در محور چهارم با عنوان «تجربه جهان و منطق قدرت؛ مذاکره روی شانه اقتدار می‌نشیند» اظهار کرد: در عالم واقع، نه فقط در متون دینی، بلکه در تجربه همه دولت‌ها، مذاکره وقتی نتیجه می‌دهد که پشتوانه داشته باشد. هیچ کشوری در دنیا با دست خالی، دل امیدوار و چشم منتظر، حق خود را نگرفته است. مذاکره وقتی جدی گرفته می‌شود که طرف مقابل احساس کند با یک کشور ضعیف، آشفته، محتاج و دودل روبه‌رو نیست .
وی گفت: اگر پشت دیپلماسی، قدرت دفاعی، انسجام داخلی، تاب‌آوری اقتصادی، ثبات مدیریتی و اعتماد به نفس ملی نباشد، میز مذاکره به محل فشار بیشتر تبدیل می‌شود. در چنین حالتی دشمن، مذاکره را برای حل مسئله نمی‌خواهد؛ برای امتیازگیری بیشتر می‌خواهد. قرآن کریم نیز دستور آمادگی هم‌زمان با دعوت به عقلانیت را مطرح کرده و می‌فرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ» (انفال: ۶۰). این آیه به ما می‌گوید که صلح محترم، بدون قدرت محترم شکل نمی‌گیرد .
او ادامه داد: اگر شما قدرت نداشته باشید، دعوت به صلح شما از سر حکمت فهمیده نمی‌شود، بلکه از سر استیصال فهمیده می‌شود. دیپلماسی باید بر شانه قدرت بنشیند، نه اینکه جای قدرت را بگیرد. ملتی که در میدان اقتدار ضعیف باشد، پشت میز هم امتیاز می‌دهد .
محور پنجم: صلح امام حسن علیه‌السلام؛ صلحِ تحمیلیِ برای حفظ جبهه حق، نه سازشِ آرمانی
حجت الاسلام مهری در محور پنجم با عنوان «صلح امام حسن(ع)؛ صلح تحمیلی برای حفظ جبهه حق، نه سازش آرمانی» گفت: یکی از استنادات پرتکرار در بحث‌های سیاسی، صلح امام حسن مجتبی(ع) است. خیلی‌ها فقط یک کلمه را برمی‌دارند؛ «صلح»؛ و بعد نتیجه می‌گیرند که هر نرمشی خوب است، هر توافقی لازم است و هر عقب‌نشینی‌ای می‌تواند حسنی باشد. این برداشت، هم از نظر تاریخی خطاست و هم از نظر تحلیلی .
وی افزود: برای فهم صلح امام حسن(ع) باید شرایط آن روز را فهمید. پس از شهادت امیرالمؤمنین(ع)، جامعه عراق و کوفه دچار تزلزل، نفاق، دوگانگی و خیانت خواص شده بود. بخشی از فرماندهان خریداری شدند، بخشی از نیروها خسته و بی‌انگیزه بودند، بخشی از مردم دنیاطلب شده بودند و دشمن نیز جنگ روانی و نفوذ را به اوج رسانده بود. شیخ مفید در «الإرشاد» و ابوالفرج اصفهانی در «مقاتل الطالبیین» گزارش می‌کنند که برخی از سران سپاه امام، با معاویه مکاتبه پنهانی داشتند و حتی بعضی آماده تحویل امام بودند .
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: در چنین فضایی، صلح یک انتخاب آرمانی نبود، بلکه تصمیمی تلخ برای حفظ اصل جبهه حق بود. در صلح‌نامه امام حسن(ع) با معاویه نیز روشن است که امام، معاویه را مشروع ندانست، بلکه شروطی تعیین کرد تا ماهیت واقعی او آشکار شود؛ از جمله اینکه معاویه حق ندارد خود را امیرالمؤمنین بنامد، پس از خود کسی را به جانشینی تعیین نکند و بر شیعیان تعرض نکند. بنابراین صلح امام حسن(ع) نه از سر اعتماد به معاویه بود، نه به معنای سفیدشویی دشمن و نه به معنای اصالت سازش. آن صلح، محصول خیانت خواص، سستی بدنه و ضرورت حفظ ریشه حق برای آینده بود .
وی تأکید کرد: اگر این واقعیت‌ها حذف شود و فقط نام صلح باقی بماند، تاریخ تحریف شده است. امروز نمی‌توان هر شرایطی را به صلح امام حسن(ع) قیاس کرد. اگر جامعه‌ای دارای قدرت دفاعی، انسجام مردمی، تجربه تاریخی و امکان مقاومت است، نسخه آن لزوماً نسخه کوفه متزلزل نیست. استناد به تاریخ باید کامل و منصفانه باشد، نه گزینشی .
محور ششم: « طلبِ ثار»؛ نه انتقام‌جویی، بلکه اجرایِ عدالت
حجت الاسلام مهری در محور ششم با عنوان «طلب ثار؛ نه انتقام‌جویی، بلکه اجرای عدالت» اظهار کرد: بعضی‌ها وقتی واژه «خون‌خواهی» یا به تعبیر دقیق‌تر «طلب ثار» را می‌شنوند، فوراً آن را با انتقام کور، عصبانیت و رفتار احساسی یکی می‌گیرند، در حالی که در منطق قرآن و فقه و سیاست اسلامی، طلب ثار مشروع، مسئله‌ای عدالت‌محور و امنیت‌ساز است، نه هیجانی و قبیله‌ای .
وی افزود: خداوند می‌فرماید: «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ» (بقره: ۱۷۹). چرا قرآن نگفت در عفو حیات است، بلکه گفت در قصاص حیات است؟ چون وقتی جامعه‌ای به ظالم و جنایتکار بفهماند که جنایت بی‌هزینه نیست، امنیت تولید می‌شود. وقتی قاتل بداند که قتل، تبعات واقعی دارد، دستش به راحتی به خون آلوده نمی‌شود. این همان چیزی است که امروز در ادبیات امنیتی از آن به «بازدارندگی» تعبیر می‌شود .
این استاد دانشگاه و حوزه ادامه داد: اسلام البته میان قصاص قانونمند و انتقام کور فرق می‌گذارد. قرآن در کنار حق قصاص، از عدم تجاوز از حد نیز سخن می‌گوید: «فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ» (بقره: ۱۹۴) و نیز می‌فرماید: «وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ» (نحل: ۱۲۶). پس در منطق اسلام، خون‌خواهی مشروع یعنی عدالت ضابطه‌مند، نه خشم بی‌مهار. طلب ثار یعنی بی‌هزینه نگذاشتن جنایت، نپذیرفتن عادی‌سازی ترور، فراموش نکردن خون مظلوم و دفاع از حرمت جان مؤمن و امنیت جامعه .
حجت الاسلام مهری با اشاره به زیارت عاشورا گفت: در زیارت عاشورا می‌خوانیم؛ «وَأَسْأَلُ اللهَ … أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِکَ مَعَ إِمَامٍ هُدًى ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ». این تعبیر نشان می‌دهد که طلب ثار در سنت شیعی، نه یک هیجان بی‌قاعده، بلکه یک مطالبه حق‌محور، امام‌محور و عدالت‌محور است. یعنی خون‌خواهی در ذیل نظم حق و رهبری مشروع معنا پیدا می‌کند، نه در بی‌نظمی و آشوب .
وی تصریح کرد: اگر دشمن، ترور و جنایت را بی‌هزینه ببیند، گستاخ‌تر می‌شود. پیگیری حقوقی، سیاسی، رسانه‌ای و میدانی جنایات، جزئی از امنیت ملی است، نه امری حاشیه‌ای. مسئله انتقام هم در فقه ما بخشی از طلب ثار و اقامه قسط است. وقتی رهبری یک امت یا سرداران آن ترور می‌شوند، این صرفاً داغ شخصی نیست؛ این تعرض به حیثیت جمعی امت است. وقتی جریانی این مسئله حیاتی را به مسئله‌ای شخصی تقلیل می‌دهد، در واقع در حال زدودن غیرت دینی از پیکره جامعه است .
پژوهشگر فقه نظام و اندیشه های قائد شهید افزود: طلب ثار در اینجا یعنی اجرای عدالت کیفری بین‌المللی برای جلوگیری از تکرار جنایت. آن‌که می‌گوید انتقام نگیرید، عملاً راه را برای جنایت‌های بعدی دشمن باز می‌کند. سکوت در برابر خون ریخته‌شده، دعوت رسمی از دشمن برای ریختن خون‌های بیشتر است .
محور هفتم: دیپلماسی و خون‌خواهی؛ تعارض ندارند، اگر دیپلماسی ابزار عدالت باشد
حجت الاسلام مهری در محور هفتم با عنوان «دیپلماسی و خون‌خواهی؛ تعارض ندارند، اگر دیپلماسی ابزار عدالت باشد» گفت: گاهی چنین القا می‌شود که اگر کسی از خون‌خواهی شهدا و مجازات جنایتکار حرف بزند، لابد مخالف هرگونه دیپلماسی است. این نیز یک مغالطه است. اتفاقاً دیپلماسی، اگر درست فهمیده شود، می‌تواند یکی از ابزارهای همین طلب ثار باشد. شما می‌توانید در مجامع بین‌المللی، در افکار عمومی جهان، در پرونده‌های حقوقی، در مناسبات منطقه‌ای و رسانه‌ای، دشمن را در موضع اتهام و پاسخ‌گویی قرار دهید، جنایت او را مستندسازی کنید و برایش هزینه حیثیتی، حقوقی و سیاسی بسازید. این هم دیپلماسی است؛ اما دیپلماسی عزتمند .
وی ادامه داد: این دیپلماسی، مأمور فراموشی نیست، بلکه مأمور پیگیری است. بنابراین، تعارض اصلی میان دیپلماسی و خون‌خواهی نیست؛ تعارض میان دو نوع دیپلماسی است: دیپلماسی پیگیری حق و دیپلماسی پاک‌کردن صورت مسئله. اگر دیپلماسی، حق ملت را بگیرد، صدای مظلوم را بلند کند، دشمن را وادار به هزینه دادن کند و امنیت را تقویت کند، ارزشمند است؛ اما اگر به اسم آرام‌سازی فضا، جنایت را به حاشیه ببرد، پرونده را ببندد و حافظه ملی را تضعیف کند، دیگر این دیپلماسی، حکمت نیست؛ فراموشی پرهزینه است .
محور هشتم: شجاعتِ واقعی چیست؟ ایستادگیِ عاقلانه یا نرمشِ فریب‌خورده؟
حجت الاسلام مهری در محور هشتم با عنوان «شجاعت واقعی چیست؟ ایستادگی عاقلانه یا نرمش فریب‌خورده؟» اظهار کرد: در فضای سیاست، واژه‌ها جابه‌جا می‌شوند. گاهی عقب‌نشینی را شجاعت می‌نامند و گاهی تعقل را ترس. باید دید شجاعت در منطق عقل و دین چیست؟ شجاعت همیشه در فریاد نیست، همان‌طور که همیشه در نرمش هم نیست. شجاعت واقعی، دیدن واقعیت و تصمیم نگرفتن بر اساس هیاهوست. گاهی شجاعت آن است که زیر فشار تبلیغات، فریب لبخند دشمن را نخوری. گاهی شجاعت آن است که تجربه‌های تلخ را نادیده نگیری. گاهی شجاعت آن است که به مردم راست بگویی: راه کم‌هزینه خیالی وجود ندارد؛ عزت، قیمت دارد؛ امنیت، هزینه دارد؛ استقلال، برنامه می‌خواهد .
وی افزود: امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «لا رَأْیَ لِمَنْ لا یُطاعُ»؛ کسی که فرمانش اطاعت نشود، رأی و تدبیرش اثر نمی‌کند. این یعنی تصمیم درست، بدون انسجام اجتماعی و همراهی عمومی، به نتیجه نمی‌رسد. پس شجاعت فقط در سطح حاکمیت نیست؛ در سطح جامعه هم هست. جامعه هم باید تاب‌آوری، بصیرت و همراهی داشته باشد. شجاعت واقعی، نه تسلیم‌شدن زیر فشار است و نه شعار بی‌پشتوانه؛ شجاعت یعنی ایستادن بر حق، همراه با عقلانیت، برنامه و تحمل هزینه .
محور نهم: مقاومتِ حقیقی چیست؟
حجت الاسلام مهری در محور نهم با عنوان «مقاومت حقیقی چیست؟» گفت: باید از یک اشتباه دیگر هم پرهیز کنیم. مقاومت را نباید به شعار توخالی فروکاست. مقاومت حقیقی یعنی ایستادگی هوشمندانه برای حفظ عزت، همراه با ساختن قدرت ملی. اگر کشوری فقط شعار مقاومت بدهد، اما اقتصادش ضعیف، مدیریت‌اش آشفته، رسانه‌اش منفعل و انسجام داخلی‌اش فرسوده باشد، مقاومتش شکننده می‌شود .
وی ادامه داد: قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیَانٌ مَرْصُوصٌ» (صف: ۴). « بنیان مرصوص» فقط در میدان جنگ نیست؛ در اقتصاد، فرهنگ، مدیریت، علم، رسانه و وحدت ملی هم هست. مقاومت بدون بنیان، فرسوده می‌شود. بنابراین مقاومت حقیقی یعنی کشوری که هم قدرت دفاعی دارد، هم دیپلماسی فعال، هم اقتصاد رو به رشد، هم افکار عمومی امیدوار، هم مسئولان صادق و هم جامعه‌ای باحافظه .
محور دهم : عادی‌سازی دشمن؛ خطرِ خاموش اما ویرانگر
حجت الاسلام مهری در محور دهم با عنوان «عادی‌سازی دشمن؛ خطر خاموش اما ویرانگر» اظهار کرد: یکی از خطرناک‌ترین اتفاقات در هر جامعه، عادی‌شدن دشمن است. دشمنی که بارها خیانت کرده، اگر در ذهن مردم به یک بازیگر عادی، منطقی، قابل اتکا و خیرخواه تبدیل شود، آن جامعه ضربه خواهد خورد؛ چون از این نقطه به بعد، دیگر ضربه فقط از بیرون نمی‌آید، بلکه از درون ادراک جامعه می‌آید .
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: قرآن کریم درباره کسانی که دوست دارند مؤمنان دچار سستی شوند هشدار می‌دهد: «وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ کَمَا کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سَوَاءً» (نساء: ۸۹). یعنی دشمن فقط دنبال امتیاز سیاسی نیست؛ دنبال تغییر ادراک، تردید در هویت و سست‌کردن اراده نیز هست. اگر جامعه‌ای دچار فراموشی شود، ترور و تحریم و فشار هم برایش عادی می‌شود و آن‌وقت دیگر دشمن، هزینه چندانی برای تکرار جنایت نمی‌دهد .
وی تصریح کرد: حفظ حافظه تاریخی، خود یک عنصر امنیت ملی است. یاد شهدا، یاد جنایت‌ها و یاد بدعهدی‌ها، اگر درست و عاقلانه حفظ شود، جامعه را واکسینه می‌کند .
حجت الاسلام مهری در جمع‌بندی سخنان خود با طرح مفهوم «اقتدار هوشمند» گفت: راه درست، نه انفعال است و نه ماجراجویی؛ نه خودباختگی است و نه شعارزدگی. راه درست، اقتدار هوشمند است. اقتدار هوشمند یعنی حافظه تاریخی؛ یعنی دشمن را فراموش نکنیم، تجربه‌ها را پاک نکنیم و هر بار با بسته‌بندی جدید، همان خطای قدیم را تکرار نکنیم. اقتدار هوشمند یعنی دیپلماسی از موضع قدرت؛ یعنی گفت‌وگو به‌عنوان ابزار گرفتن حق، نه ابزار تعلیق اراده ملی. یعنی بازدارندگی واقعی؛ یعنی دشمن بداند تجاوز، ترور و فشار بی‌هزینه نیست؛ چه در میدان، چه در حقوق، چه در رسانه و چه در افکار عمومی. همچنین یعنی ساختن قدرت ملی؛ یعنی مقاومت فقط در حرف نباشد و در اقتصاد، علم، مدیریت، انسجام و امید اجتماعی نیز دیده شود. و در نهایت یعنی عدالت‌محوری؛ یعنی خون مظلوم فراموش نشود، اما پیگیری آن نیز در مدار عقل، شرع، قانون و حکمت باشد.


نظرات شما