عصر قم - قائد شهید ما نه فقط فقیهی متبحّر، بلکه الگویی از «انسانِ کامل» در ساحتِ رهبریِ دینی و اجتماعیاند؛ شخصیتی که با پیوندِ میانِ فقاهتِ اصیل و مقتضیاتِ تمدنیِ عصر، استمرارِ ولایتِ رسولالله صلیاللهعلیهوآله را در دورانِ غیبت معنا و تعیّن بخشیده است.
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، یک هفته از شهادتِ مجاهدِ فیسبیلالله، آن حکیمِ فرزانه و عبدِ صالحِ الهی میگذرد؛ مردی که با جِدّ و جَهدی خستگیناپذیر، سیوهفت سال سکانِ کشتیِ انقلاب اسلامی را ـ که از دستِ مبارکِ بنیانگذارِ کبیرِ انقلاب، امام خمینی رضواناللهعلیه، تحویل گرفته بود ـ استوار و حکیمانه در میانِ طوفانها به پیش راند و آن را در مسیرِ عزّت، پیشرفت و افقهای بلندِ تمدنِ اسلامی و جهانی هدایت کرد.
ملّتِ ما، ملّتی حسینی و خونخواهِ حسین علیهالسلام است؛ ملّتی که سالیانِ دراز، عزیزترین فرزندانِ خویش را در راهِ حسین، در مصاف با دشمنانِ حسین و در پاسداری از مرامِ حسینی تقدیم کرده است و امروز نیز خود را خونخواهِ او و خونخواهِ حسینیانِ زمان میداند. این خونِ مظلوم، در حافظهی تاریخیِ این امّت خاموش نمیشود؛ بلکه هر بار، آتشی تازه در جانها میافروزد، ارادهها را بیدار میکند و راهِ کربلا را در مقیاسی نو پیشِ چشمِ تاریخ میگشاید.
پیشوایِ شهیدِ ما، آن قتیلِ مظلوم و ولیّ سرافراز، با میراثی گرانبها و الهامبخش، برگرفته از مکتبِ رسولالله صلیاللهعلیهوآله و اباعبدالله الحسین علیهالسلام، از میانِ ما رفت؛ امّا راهِ او همچنان زنده است و مکتبش همچنان راهگشاست. ما با او عهد میبندیم که این مکتب را پاس بداریم، آن طریقِ مستقیم را که با علم، ایمان، صبر و مجاهدت ترسیم کرد، با استقامت بپیماییم، از سختیها و ابتلائات نهراسیم و همچون او، دل به بشارتها و وعدههای تخلّفناپذیرِ الهی بسپاریم.
از همین منظر، بازخوانیِ سیر و سلوکِ علمی، معنوی و تمدنیِ او، نه صرفاً ادایِ دِینی عاطفی، بلکه ضرورتی معرفتی و تاریخی است. ما میکوشیم به قدرِ توانِ علمیِ خویش که مولوی گفت: آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید، ابعادِ این شخصیتِ جامع را بازخوانی کنیم و تابلویِ روشنِ مسیرِ امّت اسلامی را از خلالِ اندیشه، مجاهدت و حکمتِ او پیشِ رویِ نسلِ امروز و فردا قرار دهیم.
این نوشتار، در همین افق، به بررسیِ مفهومِ «جامعیتِ علمی» در الگویِ رهبریِ شهید امام خامنهای رضوان الله علیه میپردازد. با استناد به مبانیِ کلامی و روایی، این یادداشت بر آن است که ایشان نه فقط فقیهی متبحّر، بلکه الگویی از «انسانِ کامل» در ساحتِ رهبریِ دینی و اجتماعیاند؛ شخصیتی که با پیوندِ میانِ فقاهتِ اصیل و مقتضیاتِ تمدنیِ عصر، استمرارِ ولایتِ رسولالله صلیاللهعلیهوآله را در دورانِ غیبت معنا و تعیّن بخشیده است. در این چارچوب، با واکاویِ شاخصههایِ این جامعیت در ساحتهایِ معرفتی، ابزاری و راهبردی، «جهادِ تبیین» نیز به مثابهی یکی از مهمترین سازوکارهایِ بصیرتافزایِ ایشان برای صیانت از هویّتِ اسلامی و استقرارِ تمدنِ نوینِ اسلامی تحلیل میشود.
در تاریخ اندیشه سیاسی اسلام، «فقاهت» همواره فراتر از استنباط احکام فرعی بوده است. مرجعیت در تراز تمدن، مستلزم احاطه بر «زمانه» و «مقتضیات» است. امام خامنهای شهید رضواناللهعلیه با ارائهٔ الگوی «فقیه حکیم»، دیوارِ میانِ دانش نظری و مدیریتِ میدانی را فرو ریختند و نشان دادند که حکمتِ نابِ اسلامی، عرصهٔ نظر و عمل را یکجا دربرمیگیرد .
ایشان با پیوند زدنِ حیاتِ خویش به مکتبِ اباعبدالله (ع)، در مقامِ نایبِ امام، ندای حیاتبخشِ قیامِ کربلا را در امتدادِ تاریخِ معاصر جاری ساختند. در این مکتب، شهادت، پایانِ راه نیست، بلکه مهرِ تأییدِ ولایت است؛ چنانکه بزرگانی چون آیتالله رئیسی، حاج قاسم سلیمانی، سید حسن نصرالله و...، با مقاومت و تبعیت در سایهی ولایت، به اصالتِ «انسانِ حسینی» بدل گشتند؛ کسانی که حسینی اندیشیدند، حسینی جهاد کردند و حسینی به شهادت رسیدند.
این سیرهی باشکوه، برخاسته از همان حقیقتی است که ولایتِ فقیه را فراتر از مفاهیمی انتزاعی، استمرارِ خطِ نبوت و امامت میداند؛ حقیقتی که سرچشمهی آن وحی الهی است و غایتی جز تعالیِ انسان و بسطِ عدالت ندارد. اگر تعبیرِ «مُعَلِّمَ الْکِتابِ وَ الْحِکْمَهِ» برای پیامبر (ص) و دعوتِ امیرالمؤمنین (ع) به پرسشگری (سَلونی قَبلَ اَن تَفقِدونی)، گویایِ گسترهی بیکرانِ علومِ اهلبیت است، پس در این سنتِ اصیل، جایگاهِ «فقیه» نیز فراتر از یک عالمِ احکامِ صرف، مبیّنِ معارف و راهبرِ جامعه به سوی تمدنِ توحیدی است.
ضرورتِ این جایگاه، در تبیینِ شرایطِ فقاهت توسط امام حسن عسکری (ع) به وضوح تجلی یافته است؛ آنجا که پیوندِ ناگسستنیِ «صیانت از نفس» با «حفظ دین» را شرطِ اصلیِ مرجعیت میدانند: «فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الفقهاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ ...». همین ضرورتِ صیانت و حفظِ دین است که ولایتِ فقیه را از یک جایگاهِ صرفاً حقوقی، به مقامی «معنوی و تمدنی» ارتقاء میدهد؛ مقامی که در آن، ولیّفقیه با نگاهِ حکیمانهی خویش، نه تنها ناظر بر احکام، بلکه معمارِ اصلیِ ساختارِ جامعهسازیِ دینی است».
هندسه جامعیتِ علمی رهبری
جامعیتِ علمی امام خامنه ای شهید در مقامِ حکمرانی، از یک ساختارِ هندسیِ منسجم پیروی میکند که در سه لایهٔ کارکردی، از ریشههای معرفتی تا ثمرههای تمدنی، تبیین میشود:
الف) لایهٔ معرفتی؛ زیربنایِ استنباط و استواریِ فکری: این لایه، ریشهیِ عمیقِ حکمرانی است که از تسلطِ بیبدیل بر حوزههایِ فقه، اصول، تفسیر و عرفان نشأت میگیرد. خروجیِ این لایه، صرفاً تکالیفِ فردی نیست، بلکه برخاستنِ یک «نظامسازیِ فقاهتی» است که چارچوبهایِ نظریِ حاکمیتِ اسلامی را در برابرِ طوفانهایِ فکریِ معاصر، استوار میسازد.
ب) لایهٔ ابزاری؛ پویایی در تبیین و نفوذِ فرهنگی: اگر لایه نخست «ریشه» باشد، این لایه «شاخ و برگ» است. تسلط بر ادبیات، هنر، تاریخ و رمانشناسی، ابزاری است برای گذار از «زبانِ خشکِ فقه» به «زبانِ زندهٔ فرهنگ». این لایه، هستهیِ اصلیِ «جهادِ تبیین» را تشکیل میدهد تا مفاهیمِ متعالیِ دینی، نه به صورتِ انتزاعی، بلکه در قالبهایِ جذاب و ملموس، در زیستِ روزمرهیِ نسلهایِ جدید بازنمایی شوند.
ج) لایهٔ راهبردی؛ تجلیِ قدرت در تدبیرِ تمدنساز: این لایه، مرحلهٔ نهاییِ تبدیلِ «دانش به عمل» است. اشراف بر اقتصادِ مقاومتی، فناوریهایِ نوپدید و تحلیلهایِ استراتژیکِ نظامی، زیربنایِ تصمیمگیریهایِ کلان است. در این مرحله، شعارِ «ما میتوانیم» از یک آرمانِ کلامی، به یک برنامهیِ اجرایی و مهندسیشده تبدیل میشود که هدفِ نهاییاش، پیریزیِ تمدنِ اسلامی بر پایهیِ اقتدارِ علمی و عملی است.
جهادِ تبیین
یکی از شاخصههایِ کلیدیِ رهبریِ ایشان، مجاهدتِ بیوقفه در «بصیرتافزایی» است. ایشان «جهاد تبیین» را به مثابهِ دفاعِ مقدسی شناختی میدیدند. در مواجهه با جنگِ ترکیبی و آرایش رسانهای دشمن، ایشان با دیدارهایِ مستمر و تحلیلهایِ دقیقِ تاریخی، جامعه را از «ظلماتِ شایعات» خارج کرده و به سمتِ «روشنگریِ فعال» هدایت میکردند. این حرکت، همان «زلزله در باطل» است که انعکاسِ ندای «هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی» را در اقصینقاطِ جهان اسلام طنینانداز کرده است .
نتیجه؛ شهید عزیز آیتالله العظمی امام خامنهای با جامعیتِ علمی و روحیهیِ حسینی، ثابت کرد که رهبرِ الهی در عصر پیچیدگیها، باید «معلم اخلاق»، «استراتژیستِ نظامی» و «نظریهپردازِ اقتصادی» باشد. انقلابِ اسلامی که با مرامِ اباعبدالله علیه السلام بنا نهاده شد، امروز در سایهی اندیشهی فقیهِ حکیمی است که فراتر از یک رهبر سیاسی، “معمارِ تمدن” است؛ کسی که با جهادِ مستمر و تبیینِ حقیقت، امت را به سویِ افقهایِ نوینِ اسلامی رهنمون ساختند. این مسیرِ پرپیچوخم و باشکوه، اکنون با تکیه بر استمرارِ این تربیتِ الهی و در پرتوِ حضورِ جانشینِ خلف و تربیتیافته در دامنِ این حکیمِ فرزانه، یعنی آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی)، به سویِ تمدنِ مهدوی شتاب میگیرد؛ مسیری که ما با اطاعت از ایشان، نه تنها یک رهبری، بلکه یک “مسیرِ مقدّس” را ادامه میدهیم . این حرکتِ تمدنساز، تجلیِ همان وعدهی الهی است که میفرماید: «وَمَن یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا»؛ چرا که حکمتِ این حکیم فرزانه و جانشینِ مربیِ او، راهگشایِ رسیدن به خیرِ کثیرِ تمدنِ مهدوی است.
علی اصغر مجتهدزاده عضو بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم