عصر قم - دبیر انجمن علمی تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی حوزه علمیه قم، اظهار داشت: جریان تاریخنگاری مشروطه در دست کسانی افتاد که با الگوبرداری از مورخان انگلیسی، جای شهید و جلاد را عوض کردند و فرهنگ خونخواهی را از حافظه تاریخی جامعه پاک نمودند.
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، حجت الاسلام محسن مؤمنی دبیر انجمن علمی تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی حوزه علمیه در نشست «تاریخنگاری خون خواهی در منابع شیعی؛ رویکردها و چالشها» که عصر پنجشنبه در خبرگزاری رسا برگزار شد، گفت: بحث خونخواهی، فراتر از حوادث مقطعی، یک فرهنگ مستمر است که غایت آن در تعبیر «أین الطالب بدم المقتول بکربلا» تجلی مییابد. با این حال، مسئله خونخواهی در تاریخ معاصر ما از مشروطه تا انقلاب اسلامی همواره در حاشیه قرار گرفته و این موضوع مایه گلایه و دغدغه جدی است.
وی با بیان اینکه در تاریخ معاصر تعدادی از علمای ما به شهادت رسیدند، تصریح کرد: علامه امینی در کتاب شهدای فضیلت به بررسی شهدای روحانیت تا قرن چهاردهم پرداخته است. در جریان مشروطه، مجتهدان بزرگی مانند شیخ فضلالله نوری به شهادت رسیدند و پژوهشگرانی چون مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر) تعداد روحانیون شهید این واقعه را تا شانزده تن برشمردهاند. بررسیها نشان میدهد نزدیک به شصت تن از علمای برجسته نظیر شیخ علی فومنی، سید بحرالعلوم و ملا محمد خمامی به طور مستقیم ترور شدند تا در نهایت مسیر برای روی کار آمدن رضاخان هموار گردد.
تاریخنگاری سکولار و تحریف حقیقت جایگاه شهید و جلاد
این کارشناس تاریخ معاصر افزود: نکته غمانگیز این است که با وجود این حجم از شهادت نخبگان حوزوی، جریان تاریخنگاری مشروطه در دست کسانی قرار گرفت که جای جلاد و شهید را عوض کردند و عملاً فرهنگ خونخواهی را از حافظه تاریخی جامعه پاک نمودند؛ به گونهای که امروز در جستجوهای اینترنتی، به جای علمای مجاهد، نام افرادی چون ملکالمتکلمین و میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل به عنوان شهدای مشروطه برجسته میشود. تاریخنگاری ابزاری جهتدار در دست جریانهای سکولار بوده است.
وی با بیان اینکه بخش عمدهای از تاریخ معاصر ما بر اساس ریلگذاری مورخان انگلیسی نظیر کرزن، ادوارد براون و جیمز موریه نگاشته شده است، اظهار داشت: متأسفانه کتب درسی دبیرستان و دانشگاه ما نیز همچنان تحت تأثیر همان انگارههاست. نویسندگان مواجببگیر انگلیس با نگارش تواریخ انحرافی، به تعبیر اسماعیل رائین، حافظه تاریخی ما را بازسازی کردند. در دورههای بعدی نیز جریان بهائیت، سازمان منافقین و جریانهای چپ به شدت به تولید اثر و ثبت روایتهای خود پرداختند، در حالی که جبهه خودی در عرصه تاریخنگاری مکتوب و جریانساز عملکرد منسجمی نداشته است.
ضرورت هوشیاری در حفظ مواریث فکری انقلاب و شخصیت امام (ره)
وی در بخش پایانی خاطرنشان کرد: هر مکتبی برای بقای خود نیازمند ثبت و ضبط تاریخ و ایجاد نرمافزار فکری است. متأسفانه ما گاه به تشییع جنازهای باشکوه بسنده میکنیم و از ثبت نظاممند رویدادها غافل میشویم؛ فضایی که در غیاب ما، توسط رسانههایی نظیر بیبیسی یا پروژههایی مانند تاریخ شفاهی هاروارد به مدیریت حبیب لاجوردی پر میشود تا روایت خود را از دوران پهلوی ارائه دهند.
حجت الاسلام مؤمنی ادامه داد: حتی در سالهای پس از انقلاب، با واژهسازیهای خاص رسانهای، تلاش شده است تا جایگاه چهرههای برجستهای مانند شهید لاجوردی تطهیر یا تخریب شود. امروز اگر نسبت به تبیین دقیق جایگاه اندیشهای امام خمینی (ره) برای نسل جوان اقدام نکنیم و بگذاریم ایشان در بایکوت رسانهای بمانند، جوانان ما به جای شناخت رهبران و مصلحان بزرگ تاریخ خود، با سلبریتیهای ورزشی یا فیلسوفان غربی مأنوس خواهند شد. این زنگ خطری جدی است که اگر به آن توجه نکنیم، بیم آن میرود که سایر استوانههای انقلاب اسلامی نیز در آینده دستخوش بایکوت و تحریف تاریخی قرار گیرند.