عصر قم - حجت الاسلام ابوطالبی با بیان اینکه انتقام از دشمن متجاوز ایجاد بازدارندگی و قدرت می کند گفت: بر این اساس، جبهه باطل هرگز نباید احساس امنیت کند و خواب راحت داشته باشد؛ ترس مداوم دشمن از انتقام، خود نیمی از بازدارندگی است.
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا ، حجت الاسلام مهدی ابوطالبی رئیس انجمن علمی تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی حوزه علمیه قم عصر پنجشنبه در نشست «تاریخ نگاری خون خواهی در منابع شیعی؛ رویکردها و چالش ها» که در خبرگزاری رسا برگزار شد، با گرامیداشت یاد شهدای جبهه مقاومت اظهار داشت: موضوع انتقام و خونخواهی فراتر از یک دستور تعبدی محض، یک امر کاملاً فطری و طبیعی در نهاد تمام انسانها است. اگر به تاریخ مکتوب بشر مراجعه کنیم، درمییابیم که خونخواهی همواره یکی از موتورهای محرک تاریخ بوده است. حتی در بستر اساطیر و تاریخ ایران باستان، بخش عمدهای از حماسههای ملی و پهلوانی شاهنامه فردوسی حول محور کینخواهی و خونخواهی چهرههای مظلوم و مصلحی همچون ایرج و سیاوش میچرخد.
این پژوهشگر تاریخ معاصر با تبیین تفاوت نگاه توحیدی و نگاه قبیلهای به مقوله خونخواهی تصریح کرد: در نظامهای قبیلهای و دوران جاهلیت، خونخواهی معمولاً با عصبیتهای کورکورانه و رفتارهای خارج از چارچوب همراه بود که در آن عدالت رعایت نمیشد؛ اما اسلام با تأیید اصل فطری خونخواهی، آن را قانونمند و مقید به عدل کرد. آیه ۳۳ سوره اسراء صراحتاً به ولیمقتول قدرت و سلطه خونخواهی میدهد، اما بلافاصله با تعبیر «فلا یسرف فی القتل» بر لزوم رعایت اعتدال و عدم تجاوز از حدود الهی پای میفشارد. بنابراین، انتقام در اسلام همواره باید عادلانه و در چارچوب شریعت باشد.
شبهات فکری و کارکردهای چندگانه اجتماعی خونخواهی در تشیع
این استاد حوزه با نقد مواضع کسانی که تلاش میکنند با استناد ناقص به برخی روایات اخلاقی، روحیه جهاد و انتقام را در جامعه تضعیف کنند، تأکید کرد: برخی شبههافکنان با استناد به توصیههای امیرالمؤمنین به متقین مبنی بر صبر پیشه کردن تا انتقامگیری الهی، یا اشاره به سیره پیامبر در عدم انتقام شخصی، تلاش دارند مؤمنان را از خونخواهی بازدارند. این یک مغالطه آشکار است؛ چرا که سیره اخلاقی معصومین در گذشت از حقوق شخصی خود، ربطی به حقوق عمومی امت اسلامی و تقابل تمدنی جبهه حق و باطل ندارد. وقتی پای مصالح کلان جامعه اسلامی و خون رهبران بزرگ به میان میآید، سستی در انتقام جایز نیست.
این پژوهشگر تاریخ معاصر با تبیین چهار کارکرد کلان و راهبردی برای جریان خونخواهی در تشیع توضیح داد: اولین کارکرد، «انسجامبخشی اجتماعی» است. شهادت و مطالبه خونخواهی، شکافهای اجتماعی را ترمیم کرده و جامعه را متحد میسازد. ما این پدیده شگفتانگیز را در تشییع پیکر مطهر شهدای غواص، شهادت سردار سلیمانی و شهادت رهبران مقاومت به عینه دیدیم که چگونه تمامی اقشار با سلیقههای گوناگون را منسجم کرد. دومین کارکرد، «بیداری و آگاهی تاریخی» است. زنده نگه داشتن شعار خونخواهی سیدالشهدا عملاً مانع فراموشی جنایات مستکبران در طول تاریخ شده و تقابل دائمی حق و باطل را در ضمیر جامعه زنده نگاه میدارد.
این پژوهشگر برجسته حوزه علمیه قم در تبیین کارکردهای سوم و چهارم افزود: سومین کارکرد، «ایجاد بازدارندگی و قدرت» است. امیرالمؤمنین در خطبه ۱۰۵ نهجالبلاغه تبیین میکنند که چگونه انتقام الهی، ستمگران را دچار هراس دائمی و سلب آرامش میکند. بر این اساس، جبهه باطل هرگز نباید احساس امنیت کند و خواب راحت داشته باشد؛ ترس مداوم دشمن از انتقام، خود نیمی از بازدارندگی است. چهارمین کارکرد نیز «نگاه تمدنی پایان تاریخ» در پیوند با مهدویت است. اندیشه خونخواهی با شعار یالثارات الحسین، افق روشنی را ترسیم میکند که در آن امام عصر به عنوان منتقم نهایی، عدالت مطلق را برقرار خواهند ساخت و جبهه حق موظف است خود را برای آن افق تمدنی آماده سازد.