عصر قم - استاد حوزه علمیه گفت: مبارزه با مبانی فکری دشمن، تضعیف ساختارهای سیاسی و اقتصادی استکبار و جلوگیری از استمرار روند تمدنسازی آنان، مصداق بارز انتقام تمدنی است.
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا ، حجت الاسلام سیدعبدالمجید اشکوری استاد حوزه و دانشگاه عصر پنجشنبه در نشست «تاریخنگاری خون خواهی در منابع شیعی؛ رویکردها و چالشها» که در خبرگزاری رسا برگزار شد، با تشریح رویکرد روششناختی خود در ورود به مباحث کلان دینی تصریح کرد: ما همیشه و همواره برای تبیین دقیق یک موضوع علمی باید روشی را دنبال کنیم که از کلیات به سمت جزئیات حرکت کند. تبیین کلیات به معنای ارائه مبانی اصلی است که بینشهای بنیادین جامعه را پیریزی میکنند. این مبانی فکری در ادامه مسیر، نگرشهای صحیح و منطقی را ایجاد خواهند کرد.
وی در تحلیل تمایز بنیادین میان دو واژه قصاص و انتقام توضیح داد: در ادبیات دینی ما دو واژه محوری در این ساحت وجود دارد؛ واژه اول «قصاص» و واژه دوم «انتقام» است. این دو مفهوم گاهی با یکدیگر پیوندها و نسبتهای عمیقی پیدا میکنند و گاهی نیز کاملاً از هم متمایز میشوند که فهم دقیق هر کدام مستلزم موشکافی فقهی و فلسفی است. قصاص به لحاظ فقهی یک «حق» است که قانونگذار شریعت آن را در اختیار ولیدم قرار داده است. قصاص اساساً یک امر دنیوی بوده و متناسب با جنایت رخداده، مجازاتی همسان در این دنیا اعمال میشود تا تعادل برقرار گردد.
این استاد حوزه با تأکید بر اختیاری بودن اعمال حق قصاص افزود: از آنجا که قصاص یک حق قلمداد میشود و نه تکلیف، ولیدم میتواند از آن گذشت کند. به همین دلیل در روایات ائمه هدی بر این امر تأکید شده است. خداوند متعال هم اجرای حق را دوست دارد و هم عفو و بخشش را ستایش میکند. هدف نهایی قصاص، فرونشاندن عواطف و هیجانات شخصی یا به اصطلاح تشفی قلب زودگذر نیست؛ بلکه قصاص برای تحقق عدالت عینی در جامعه، پیشگیری از بازتولید جنایت توسط اشرار و شکلدهی به یک جامعه سالم و پویا تشریع شده است. قرآن کریم صراحتاً حیات طیبه جامعه را در گرو اجرای این قانون حکیمانه میداند.
وی در تبیین ابعاد لغوی و اصطلاحی «انتقام» ابراز داشت: انتقام در ریشه لغوی به معنای ناخشنودی عمیق از یک عمل و متعاقب آن، مجازات فاعل آن عمل است. مفهوم لغوی انتقام فینفسه فاقد بار ارزشی مثبت یا منفی مطلق است و تحقق آن میتواند قانونی یا غیرقانونی باشد. به تعبیر استاد بزرگوار، آیتالله مصباح یزدی، این نوع واژهها از امور «ذاتالاضافه» هستند که حُسن و قُبح و ارزشمندی آنها با توجه به متعلق و انگیزه پشت آن مشخص میشود. بر این اساس، انتقام به دو شاخه اصلی ممدوح (پسندیده) و مذموم (ناپسند) تقسیم میشود.
جلوههای تجلی انتقام الهی؛ از قوانین تکوینی جهان تا تکالیف مجاهدان
حجت الاسلام اشکوری با بررسی جایگاه واژه انتقام در قرآن کریم خاطرنشان کرد: در آیات متعدد قرآن، انتقام بارها به ذات اقدس الهی نسبت داده شده است؛ برای نمونه تعابیری نظیر «إنا من المجرمین منتقمون» یا «والله عزیز ذو انتقام» به کار رفته است. پرواضح است که انتقام نسبتدادهشده به پروردگار، ناشی از رفتارهای هیجانی یا تشفی خاطر شخصی نیست؛ چرا که ذات باریتعالی منزه از عواطف بشری است. انتقام الهی انطباق تام با حکمت بالغه و عدالت مطلقه او دارد. در واقع، خداوند بر اساس سنن تخلفناپذیر خود، فرد یا جامعهای را که مستحق عذاب و مجازات شده است، مجازات میکند.
این محقق کلام اسلامی در تبیین جاودانگی برخی مجازاتها و رابطه آن با فرآیند شکلگیری شاکله انسانی بیان کرد: گاه این سؤال مطرح میشود که چگونه گناهان محدود دنیوی با عذابهای ابدی دوزخ همخوانی دارد؟ پاسخ در این است که مجازات اخروی، اثر تکوینی گناه و شاکله باطنی است که فرد برای خود ساخته است، نه یک تلافی قراردادی و مصلحتی. بنابراین، انتقام در ساحت الهی به دو شکل تکوینی و تشریعی قابل بررسی است. در ساحت تکوینی، باطل به دلیل ماهیت توخالی خود محکوم به نابودی است؛ چرا که نظام عالم بر پایه حق بنا شده و باطل در نهایت مضمحل میشود. اما در ساحت تشریعی، انتقام به شکل عذابهای دنیوی، برزخی و قیامتی متوجه ظالمان میشود.
این استاد حوزه علمیه با اشاره به سپردن بخشی از این مجازات تشریعی به مؤمنان تأکید کرد: خداوند در برخی ادوار تاریخی، مأموریت مجازات باطل را بر دوش مؤمنان گذاشته است. در اینجاست که رابطه جامعه ایمانی با باطل تعریف میشود و مبارزه با مستکبران صبغه تکلیفی و مشروعیت مطلق پیدا میکند. این مبارزه فراتر از قصاصهای فردی است. در صدر اسلام، رسول خدا دستور به اعدام یا ترور افرادی دادند که گرچه شمشیر نکشیده بودند، اما با ترویج فساد فکری و فتنهانگیزی تمدنی، اساس شریعت و جامعه اسلامی را تهدید میکردند. در این موارد، مصلحت عالیه نجات بشریت ایجاب میکرد که حق حیات از مفسدان سلب شود.
وی با تبیین پیوند عمیق انتقام با ساحت تمدنسازی ابراز داشت: تمدنها بر پایههای فکری، نظامهای ارزشی، سبک زندگی و ساختارهای سیاسی و اقتصادی خود استوار میشوند. اگر مبانی فکری یک تمدن باطل باشد، نظام ارزشی فاسدی را تولید میکند که در قالب رفتارهای استکباری بروز مییابد و سبک زندگی جامعه را به تباهی میکشاند. انتقام تمدنی به معنای برهمزدن این زنجیره تباهی است. مبارزه با مبانی فکری دشمن، تضعیف ساختارهای سیاسی و اقتصادی استکبار و جلوگیری از استمرار روند تمدنسازی آنان، مصداق بارز انتقام تمدنی است. انتقام واقعی جبهه حق زمانی حاصل میشود که سیطره تمدنی باطل فرو بریزد و انسانیت انسان در پناه شریعت احیا شود.