عصر قم - اگر قم قرار باشد به جای «تولید فکر انقلابی» و «ترسیم افقهای تمدنی»، به «پیوست رسانهای» جریانهای سیاسی تقلیل یابد، در واقع همان «آنتیتز» (ضد) انقلاب در حال شکلگیری است.
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، مقام معظم رهبری بارها قم را «مادر انقلاب» و «خاستگاه اصلی نظام اسلامی» نامیدهاند. از منظر ایشان، حوزه علمیه قم نه تنها یک نهاد آموزشی، بلکه «اتاق فکر نظام اسلامی» و هویتبخش به حرکت تمدنیِ تشیع است .
اگر قم قرار باشد به جای «تولید فکر انقلابی» و «ترسیم افقهای تمدنی»، به «پیوست رسانهای» جریانهای سیاسی تقلیل یابد، در واقع همان «آنتیتز» (ضد) انقلاب در حال شکلگیری است. دشمن در جنگ روایتها و هجمه ترکیبی، بهترین راه برای زمینگیر کردن انقلاب را «نفوذ در ارکان معنوی» و تحریف هندسه معرفتی آن میداند. نفوذ یعنی تبدیل کردن حوزه از «سنگر دفاع از اسلام» به «پایگاه جناحی» و از «مرجع حل مسائل» به «ابزار توجیهگرِ ناکارآمدیها» .
بهره مندی از «پروژه مصادره اعتبار حوزه»، یک تاکتیک کهنه اما همچنان فعال در مهندسی فرهنگی معاصر است که بر دو محور اساسی استوار میگردد :
الف- سرمایهگذاری بر اعتبار تاریخی: برخی جریانات سیاسی (از جمله طیفهای موسوم به کارگزاران و اصلاحطلب) وقتی در فضای عمومی با ریزش سرمایه اجتماعی و شکاف میان نظر و عمل مواجه میشوند، به جای اصلاح کارنامه و عذرخواهی از مردم، به «سرمایهگذاری روی وجهه روحانیت» روی میآورند. این رفتار، از دیدگاه رهبر انقلاب، «خیانت به جایگاه حوزه» محسوب میشود؛ زیرا استقلال حوزه را که مهمترین ضامن اعتماد عمومی و پویایی نظام اسلامی است، قربانی «بقاء در قدرت» و منافع زودگذر جناحی میکند .
ب- تقلیل دین به ابزار سیاسی: وقتی حوزویان دگراندیش با سیاستپیشگانِ دارای کارنامهای مبهم پیوند میخورند تا یک مانیفست سیاسی را با «پوشش دینی» عرضه کنند، در واقع در حال «سکولاریزه کردن معکوس» هستند؛ یعنی به جای سیاست دینی و ارائه راهکارهای کارآمد، به دنبال «دینیسازیِ سیاستهای لیبرالی» هستند تا برای عملکرد خود مشروعیت تراشی کرده و حوزه را به کانون «تردید» به جای «یقین» تبدیل کنند .
تحلیلی بر حرکات مشکوک و مهندسی شده در قم
در بحبوحهٔ جنگهایِ ترکیبی و تلاشِ دشمن برای ایجادِ بیثباتی در جبههٔ داخلی، وقوعِ برخی «هماهنگیهایِ مشکوک» در شهرِ قم، زنگِ خطر را برای حافظهٔ سیاسیِ ملت به صدا درآورده است.
در میانهٔ چالشهای معیشتی و فضایِ سنگینِ شایعات که هدفش تخریبِ اعتمادِ عمومی و ایجادِ بیثباتیِ سیاسی است، مشاهده میشود که دشمن، ابزارِ جدیدی را در قالب «مهندسیِ سیاسی-مذهبی» به کار گرفته است. حضورِ برخی فعالانِ سیاسیِ با دیدگاههایِ تقابلی با اصولِ حکمرانیِ انقلابی در کنارِ حوزویانی که در مرزبندیهایِ اعتقادیِ جریانِ اصلی دچارِ انحراف شدهاند، نشان از یک «پروژه عملیاتی» دارد. این نشستهایِ مشکوک در شهرِ قم، در پیِ ایجادِ یک «جبههٔ جایگزین» و با هدفِ تضعیفِ محورِ اصلیِ اقتدارِ انقلاب، تنها یک همافزاییِ تصادفی نیست، بلکه بخشی از یک «طرحِ ساماندهیشده» برای نفوذ در هستهٔ سختِ تمدنِ اسلامی است که نیازمندِ واکاوی و تحلیلِ دقیق است.
هدف اصلی این است که در فضای «جنگ روایتها»، قم دیگر به عنوان مرکز «انقلابیگری» و «قیام لله» شناخته نشود، بلکه به عنوان مرکز «تکثر، تسامح افراطی و تردید» در مبانی معرفی گردد. این دقیقاً مصداق «استحاله فرهنگی» از درون است .
وقتی حوزویانِ همراه با این جریانات، مواضعی اتخاذ میکنند که با روح بیانات رهبری در موضوعات حکمرانی مسئولانه، عدالت اجتماعی و استکبارستیزی در تضاد است، در حال ایجاد «دوقطبی کاذب» در دل حوزه هستند تا «حوزه انقلابیِ» پویا و زمانشناس را در برابر «حوزه سکولار» قرار دهند و بدین ترتیب، جبهه انقلاب را در مهمترین پایگاه خود تضعیف کنند .
راهبردهای کلیدی؛ برای اینکه حوزه علمیه «چراغ راه» و «نگهبان آرمانها» باقی بماند، تمسک به سه رکن اساسی اجتنابناپذیر است :
۱ . مرزبندی شفاف و قاطع با جریانهای قدرتطلب: حوزه نباید اجازه دهد هیچ جناحی از اعتبار دیرینهاش وام بگیرد. استقلال مالی، گفتمانی و ساختاری حوزه، تنها راه مصون ماندن از آسیبهای مهلک سیاست های غربی و جناحیزدگی است .
۲ . بازگشت به کارویژه اصلی و مسئلهشناسی روز: تولید اندیشه برای «حکمرانی مسئولانه» و حل مسائل کلان نظام (مانند عدالت، معیشت، خانواده و سبک زندگی اسلامی) از منظر فقهی و اجتهادی پویا. حوزه باید به جای مشارکت در بازی های سیاسی و انحرافی، با بصرت و زمان شناسی به «گرهگشایی از مشکلات فقهی امت» بپردازد .
۳ . تبیینگری انقلابی و روشنگری هوشمندانه: در برابر «حرکات مشکوک»، سکوت و انفعال جایز نیست. همانطور که رهبری فرمودند:«جهاد تبیین» یک فریضه قطعی وهمگانی است، حوزویانِ انقلابی و بصیر باید با منطق، استدلال و مستندات تاریخی، نقاب از چهره این پروژههای «مصادره اعتبار» بردارند و جبهه حق را از باطل جدا سازند .
آنچه در قم در حال وقوع است، صرفاً یک «تفاوت سلیقه سیاسی» سطحی نیست، بلکه بستری برای یک «مبارزه تمدنی» تمامعیار است. اگر حوزه قم «استقلال» و «آزادگی» خود را در برابر فتنه شیاطین جهانی از دست بدهد و به جای راهبری جامعه، در «غبار رقابتهای جناحی» و حاشیههای رسانهای گم شود، آنگاه دیگر نمیتواند پشتوانه مشروعیتبخش نظام اسلامی باشد .
بنابراین، پاسداری از حرمت و جایگاه نهادِ حوزه، به معنای دفاع از«منافع اشخاص وجریان ها» نیست؛ بلکه پاسداری از «قلب تپندهٔ حیاتِ انقلاب» و«منبعِ جوشانِ اعتبار ومشروعیتِ نظام» است. جریانات سیاسی باید به این حقیقتِ راهبردی پی ببرند که حوزه، «سرمایهٔ استراتژیکِ ملی» و «امانتِ الهی» است؛ نه «پناهگاهی برای احیای جریانهای رو به زوال» و نه «میدانِ مصادرهٔ اعتبار» برای کسانی که قصدِ تصاحبِ هویتِ انقلابی را دارند.
اگر امروز مطالبهٔ «استقلالِ حوزه از سیاستزدگی» به یک «گفتمانِ فعال و مطالبهگرانه» در قم بدل نشود، فردا شاهد فروپاشیِ مرز میان «علمِ حوزوی» و «بازیهای سیاسی» خواهیم بود. ضرورت دارد این آگاهی، از مقالاتِ علمی به «بیانیههای راهبردیِ تشکلهای حوزوی» و کرسیهای اندیشهورزی در مدارس علمیه و مقالات تبیینیِ عمیق، وبه یک«فریادِ عمومی و مطالبهگرانه» در فضای علمی و انقلابیِ قم تبدیل شود تا حصارِ امنیتِ تمدنیِ انقلاب حفظ گردد.
حجت الاسلام علی اصغر مجتهدزاده عضو بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم