عصر قم - در حالی که بیش از ۳۰۰ هزار مسلمان در شهر بندری «مارسی» واقع در جنوب فرانسه با کمبود شدید مسجد روبهرو هستند، سیاستهای سختگیرانه پاریس در قطع کمکهای خارجی و عدم حمایت دولتی، پیروان دین مبین اسلام را به آستین بالا زدن برای تأمین هزینههای میلیونی ساخت مساجد واداشته است.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ شهر بندری «مارسی» (Marseille) در جنوب فرانسه و دومین شهر بزرگ این کشور، این روزها به نمادی از استقامت مسلمانان در برابر بیمهریهای ساختاری دولت فرانسه تبدیل شده است. با وجود اینکه حدود ۳۰۰ هزار مسلمان (بیش از ۲۰ درصد جمعیت شهر) در مارسی زندگی میکنند، تنها ۷۰ مسجد و نمازخانه کوچک در این شهر وجود دارد.
رسانههای محلی پاریس گزارش کردند این کمبود شدید سبب شده است که در روزهای بزرگی چون عید سعید فطر، صدها تن از مؤمنان به ناچار در خیابانهای داغ، پارکها و ورزشگاهها سر بر آستان الهی بسایند؛ صحنههایی که نشاندهنده نبود فضای مناسب برای عبادت اقلیت مسلمان در یک کشور مدعی آزادی است.
دولت فرانسه و نهادهای دولتی این کشور هیچگونه کمک مالی برای ساخت مساجد ارائه نمیدهند. از سوی دیگر، با خشک شدن منابع مالی خارجی به دلیل قوانین سختگیرانه حاکمیت، انجمنهای محلی مسلمانان مجبور شدهاند خود بار مالی میلیونها یورو را به دوش بکشند. «ناصر مندیل» (Nacer Mendil)، نماینده انجمن اسلامی «ایسیام ۱۳» (ACM13) که هدایت پروژه ساخت یک مسجد ۴۰۰ نفره در منطقه محروم سیزدهم مارسی را بر عهده دارد، صراحتاً میگوید: «ما نمیخواهیم در خیابان نماز بخوانیم.»
قانون فرانسوی برای خفه کردن صدای مساجد
فشارها بر جامعه مسلمان فرانسه پس از تصویب قانون موسوم به «حفاظت از ارزشهای جمهوری» در سال ۲۰۲۱ میلادی به شدت افزایش یافت. این قانون استعماری با بهانه واهی مقابله با «نفوذ و ورود اندیشههای اخوانالمسلمین به غرب»، نظارتهای شدید و حسابرسیهای نفسگیری را بر انجمنهایی که بیش از ۱۵۳ هزار یورو در سال کمک خارجی دریافت میکنند، تحمیل کرد. این سیاست عملاً راه دریافت کمک از کشورهای اسلامی ثروتمند را بست تا مسلمانان را در تنگنای شدید قرار دهد.
پیش از این نیز تلاشهای پاریس برای مدیریت مالی مساجد شکست خورده بود. در سال ۲۰۰۵ میلادی، دولت «دومینیک دو ویلپن» (Dominique de Villepin) نخستوزیر وقت فرانسه، نهادی تحت عنوان «بنیاد آثار اسلام در فرانسه» تأسیس کرد تا منابع مالی ساخت مساجد را متمرکز و کنترل کند؛ اما این طرح بدون پرداخت حتی یک یورو فروپاشید. تلاشهای بعدی در سال ۲۰۱۶ میلادی نیز پس از موج مخالفتها علیه مسلمانان و اتهامزنیهای واهی دستگاههای امنیتی غرب عملاً عقیم ماند.
فقر تحمیلی و تلاش برای بقای خانههای خدا
در غیاب حمایتهای دولتی و خارجی، مسلمانان مارسی باید هزینهها را خود تأمین کنند. با این حال، مارسی شهری فقیر است و مسلمانان شمال آفریقاییتبار مقیم این شهر طبق آمارهای بینالمللی، درآمدی بسیار کمتر از میانگین جامعه فرانسه دارند. «عزالدین عینوش» (Azzedine Ainouche)، امام جماعت مسجد «الاصلاح» و رئیس انجمن «۲سی۲ام» (2C2M) که در حال بازسازی یک ساختمان قدیمی دیگبخارسازی در نزدیکی بندر تجاری مارسی برای تبدیل به مسجد است، میگوید: «مارسی واقعاً شهر فقیری است و مسلمانان اینجا ثروتمند نیستند.»
با وجود فقر حاکم بر این مناطق، انجمن تحت مدیریت عینوش توانسته است طی دو سال با روشهایی چون تبلیغات رادیویی و فروش نمادین متراژهای مساجد به مردم، ۱.۲ میلیون یورو جمعآوری کند، هرچند بازسازی نهایی ساختمان ممکن است ۴ میلیون یوروی دیگر هزینه داشته باشد. همچنین شکست پروژه ساخت «مسجد جامع مارسی» در سال ۲۰۰۶ که به دلیل بدهی و عدم تحقق وعده کمک ۷ میلیون یورویی الجزایر لغو شد، اعتماد عمومی مردم را برای اهدا مبالغ به پروژههای جدید تا حدی سلب کرده است.
مساجد؛ سنگر مبارزه با آسیبهای اجتماعی غرب
در مواجهه با این موانع، مسلمانان به سمت ایجاد نمازخانههای موقت و غیررسمی رفتهاند. از میان ۲۶۰۰ مکان عبادی مسلمانان در فرانسه، بیش از دو سوم آنها نمازخانههای بسیار کوچکی هستند که در آپارتمانها و مغازههای اجارهای شکل گرفتهاند. با این حال، رئسای اسلامی مارسی معتقدند ساخت مساجد رسمی فراتر از جنبه عبادی، نقشی حیاتی در بازسازی بافت اجتماعی آسیبدیده مناطق مسلماننشین دارد.
مناطق شمالی مارسی که تراکم جمعیت مسلمان بالایی دارند، سالهاست به دلیل تبعیض ساختاری حاکمیت غرب، با فقر، ناامنی و تجارت مواد مخدر که نوجوانان را قربانی میکند دستوپنجه نرم میکنند. «ناصر مندیل» با تأکید بر لزوم ایجاد مساجد جامع به عنوان کانونهای فرهنگی و تربیتی میگوید: «جوانان وقتی میبینند والدینشان در مکانهای نامناسب و بیارزش نماز میخوانند، آسیب میبینند. ما اکنون فضایی باوقار ارائه میدهیم. ما میخواهیم به جوانان فضا، اتاق فرهنگی، صفحه نمایش برای تماشای فوتبال، کامپیوتر برای یادگیری و تدریس خصوصی ارائه دهیم؛ زیرا در این محلهها بافت اجتماعی از بین رفته است؛ نه مغازهای وجود دارد و نه مرکز اجتماعی.»
...............
پایان پیام