شنبه ۲۰ تير ۱۴۰۵

فرهنگی

بازگویی خاطرات آیت‌الله قربانی از زندگی رهبر شهید

بازگویی خاطرات آیت‌الله قربانی از زندگی رهبر شهید
عصر قم - گیلان- آیت الله قربانی در گفت‌وگویی از خاطرات مشترک خود با رهبر شهید، روایت کرد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - گیلان- آیت الله قربانی در گفت‌وگویی از خاطرات مشترک خود با رهبر شهید، روایت کرد.

به گزارش خبرگزاری رسا در رشت ، شهادت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، جهان اسلام را در سوگی بزرگ فرو برد؛ شخصیتی که دهه‌ها در جایگاه مرجع دینی، رهبر امت اسلامی و فقیهی اندیشمند نقش‌آفرین بود و فقدان او، به باور بسیاری از یاران و همراهانش، ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر برای امت اسلامی به شمار می‌رود.
در میان روایت‌هایی که این روزها از ابعاد مختلف زندگی، شخصیت و سیره ایشان بیان می‌شود، خاطرات آیت‌الله زین‌العابدین قربانی، از علمای برجسته گیلان، نماینده اسبق ولی‌فقیه در گیلان و عضو چندین دوره مجلس خبرگان رهبری، جایگاه ویژه‌ای دارد، چرا که آشنایی و رفاقت او با رهبر شهید به بیش از هفت دهه پیش بازمی‌گردد؛ زمانی که هر دو در آغاز مسیر علمی خود در حوزه‌های علمیه حضور داشتند و هنوز سال‌ها تا پیروزی انقلاب اسلامی و مسئولیت‌های بزرگ آینده فاصله بود.
آیت‌الله قربانی در این روایت، از نخستین دیدار با رهبر شهید در مشهد، سال‌های طلبگی، استمرار دوستی، ارتباط در دوران مبارزه، سال‌های ریاست‌جمهوری، دوران رهبری و آخرین دیدار خصوصی خود با ایشان سخن می‌گوید؛ خاطراتی که بخشی از تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی را در خود جای داده است، او در این گفت‌وگوی تفصیلی، از نخستین دیدارها، خاطرات مشترک، منش اخلاقی و علمی رهبر انقلاب و آخرین دیدار خود با ایشان سخن می‌گوید.
در روزهای پس از شهادت آیت‌الله خامنه‌ای، حال و هوای شما چگونه است؟
قربانی: ما در ماتم و مصیبت این فاجعه بزرگ قرار داریم، آمریکا و اسرائیل جنایتکار، پیشوای بزرگ، دانشمند و فقیه ما را از میان ما گرفتند و سراسر کشور در غم این شهادت عظمی به سر می‌برد، این حادثه، فاجعه‌ای بزرگ برای جهان اسلام است و به این زودی‌ها آثار این اندوه از دل‌ها بیرون نخواهد رفت.
آشنایی شما با آیت‌الله خامنه‌ای از چه زمانی آغاز شد؟
قربانی: آشنایی ما به تابستان سال 1334 بازمی‌گردد، آن سال، هنگامی که درس‌های حوزه علمیه قم تعطیل شد، به جای آنکه به گیلان بازگردم، تصمیم گرفتم به مشهد سفر کنم، آن ایام مصادف با سال شهادت حجت الاسلام نواب صفوی بود و ما نیز از ارادتمندان آن عبد صالح بودیم، می‌خواستم هم به زیارت ثامن‌الحجج حضرت امام رضا(ع) بروم و هم اندوه شهادت مرحوم نواب را اندکی سبک کنم.
در مشهد با برادر بزرگ آقای خامنه‌ای که در قم هم‌مباحثه من بود، دیدار کردم، ما کتاب شفا بوعلی سینا و برخی کتاب‌های دیگر را با هم مباحثه کرده بودیم، ایشان به من گفت در مدرسه نواب، درس اصول فقه مرحوم آیت‌الله شیخ هاشم قزوینی برگزار می‌شود و جمعی از دوستان در آن درس حضور دارند؛ از جمله برادرش، سیدعلی خامنه‌ای.
نخستین دیدار شما با آیت‌الله خامنه‌ای چگونه رقم خورد؟
قربانی: چند روزی در درس مرحوم آیت‌الله شیخ هاشم قزوینی شرکت کردیم، برادر بزرگ آقای خامنه‌ای به من گفت: برادرم سیدعلی که در این درس شرکت می‌کند، وقتی شما را می‌بیند، می‌گوید این شیخ گیلانی که همراه شما به درس می‌آید، خیلی به دلم نشسته و دوست دارم با او رفیق شوم.
ایشان پیشنهاد کرد که در «باغ وکیل» مشهد یک دورهمی دوستانه برگزار کنیم، قرار شد افرادی همچون شهید هاشمی‌نژاد، مرحوم عباس واعظ طبسی و برخی دیگر از دوستان نیز در آن جمع حضور داشته باشند.
آن دیدار در باغ وکیل چگونه برگزار شد؟
قربانی: باغ وکیل فضای بسیار زیبایی داشت؛ استخر، درختان میوه، پرندگان فراوان و محیطی مناسب برای تفریح و گفت‌وگو، ما دو شبانه‌روز در آنجا بودیم و کم‌کم با یکدیگر صمیمی شدیم.
در آنجا پرنده‌ای که ما در گیلان به آن «سار» می‌گوییم، فراوان بود، یکی از آن‌ها را شکار کردیم، آتشی روشن کردیم و همان‌جا کباب کردیم، همین مسائل ساده سبب شد جمع دوستان صمیمی‌تر شود و آقای سیدعلی آقا نیز در آن جمع حضور پیدا کرد، پس از آن دو روز، رفاقت ما شکل گرفت و سیدعلی آقا با من بسیار صمیمی شد؛ حتی بیش از برادر بزرگوارشان و این آغاز دوستی ما در سال 1334 بود.
پس از آن نیز ارتباط شما ادامه پیدا کرد؟
قربانی: بله، در همان ایام و شب‌ها در درس مرحوم آیت‌الله میلانی که از مراجع بزرگ تقلید بودند، شرکت می‌کردیم و از درس فقه ایشان بهره می‌بردیم، حدود چهل روز در مشهد ماندیم و پس از آن به گیلان بازگشتیم، اما رفاقت ما از همان زمان پایه‌گذاری شد و تا دهه‌های بعد ادامه یافت.
ارتباط شما با آیت‌الله خامنه‌ای در سال‌های بعد چگونه ادامه پیدا کرد؟
قربانی: این رفاقت همچنان ادامه داشت، هرگاه به مشهد مشرف می‌شدم، آقا از حضور من باخبر می‌شد و به دیدار من می‌آمد.
یک بار پس از آن که از زندان رژیم شاه در رشت آزاد شدم، تصمیم گرفتم برای زیارت حضرت رضا(ع) به مشهد بروم، در مهمان‌پذیر توس اقامت داشتم، همراهان من 6 نفر بودند؛ همسرم و پسر کوچکم محمد، نیز در میان آنان حضور داشتند.
آقا وقتی از حضور من مطلع شد، به محل اقامت ما آمد و فرمود: اینجا برای شما مناسب نیست، اولاً ممکن است منافقین برای شما خطر جانی ایجاد کنند و ثانیاً شما شخصیتی هستید که ماندن در اینجا در شأن شما نیست، به منزل ما بیایید.
من عرض کردم: 6 نفر همراه دارم، چگونه با این جمعیت مزاحم شما شوم؟ ایشان فرمودند: هیچ اشکالی ندارد.
من باز هم عذر خواستم، آقا فرمود: پس امروز بعدازظهر با هم به خواجه‌ اباصلت می‌رویم و فردا نیز مهمان ما باشید.
آن دیدار در خواجه‌ اباصلت چگونه بود؟
قربانی: نخستین بار بود که به خواجه‌ اباصلت می‌رفتم، بعد از ظهر آقا به همراه برادرشان، همسرشان و پسر کوچک من آمدند، خود ایشان رانندگی می‌کردند، به خواجه‌ اباصلت رفتیم و آنجا با محبت فراوان از ما پذیرایی کردند، شیرینی و میوه تهیه کرده بودند و بسیار با صفا و صمیمیت با ما برخورد کردند.
پس از آن ما را به محل اقامت‌مان رساندند و فرمودند: فردا می‌آییم و شما را به منزل می‌بریم، روز بعد، آقا و برادرشان آمدند و ما را به منزل خود بردند و با محبت و احترام فراوان از ما پذیرایی کردند، این خاطره از جمله خاطرات بسیار شیرین و به‌یادماندنی من از رهبر شهید انقلاب است.
آیا آیت‌الله خامنه‌ای به گیلان نیز سفر کرده بودند؟
قربانی: بله، یک بار به لاهیجان تشریف آوردند، در سر چهارراه لاهیجان یک مهمان‌پذیر بود، اقامت داشتند، در مقابل آنجا کتاب‌فروشی اصغر وتیمه قرار داشت، آقا به کتاب‌فروشی رفتند و از مرحوم اصغر تیمه پرسیدند: آقای قربانی کجاست؟
اصغر وتیمه ایشان را به منزل ما آورد، آقا دو شب در لاهیجان بودند، شب‌ها برای استراحت به همان مهمان‌پذیر می‌رفتند، اما شام و بخش زیادی از اوقاتشان را در منزل ما سپری می‌کردند.
ارتباط شما در سال‌های بعد چگونه ادامه یافت؟
قربانی: در همان سال‌های اول انقلاب یک بار دیگر همراه آیت‌الله کوشالی، همسر ایشان و خانواده به مشهد رفتیم، نمی‌دانم از چه طریقی آقا از حضور ما مطلع شدند، اما به دیدار ما آمدند.
پدرزن من، مرحوم آیت‌الله کوشالی، از علمای شناخته‌ شده بود و با بسیاری از بزرگان حوزه از جمله مرحوم آیت‌الله بهجت روابط صمیمی داشت، این روابط سبب شده بود که ارتباط ما با علما و بزرگان حوزه همواره برقرار باشد.
هر زمان که از لاهیجان به قم می‌رفتم، خدمت مرحوم آیت‌الله بهجت می‌رسیدم، ایشان می‌فرمودند: سلام ما را به آیت‌الله کوشالی برسانید، این ارتباطات خانوادگی و علمی، زمینه‌ساز استمرار روابط ما با آقا نیز بود.
پس از پیروزی انقلاب و در دوران ریاست‌جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای نیز این ارتباط ادامه داشت؟
قربانی: بله، زمانی که آقای خامنه‌ای رئیس‌ جمهور بودند و من نیز در دوره دوم نمایندگی مجلس حضور داشتم، هرگاه مشکلی پیش می‌آمد، خدمت ایشان می‌رسیدم.
گاهی خود ایشان تلفنی با من صحبت می‌کردند، به یاد دارم یک بار فرمودند: می‌دانی آقای عباس واعظ طبسی الآن با من تماس گرفته بود و درباره شما صحبت می‌کرد.
این میزان از صمیمیت و ارتباط، نشان‌دهنده دوستی عمیقی بود که از سال 1334 میان ما شکل گرفته بود و تا سال‌های بعد نیز ادامه یافت.
ارتباط شما با رهبر انقلاب پس از انتخاب ایشان به مقام رهبری چگونه ادامه یافت؟
قربانی: پس از آن که آیت‌الله خامنه‌ای به مقام رهبری رسیدند، ارتباط ما همچنان ادامه داشت، بنده چهار دوره نماینده مردم گیلان در مجلس خبرگان رهبری بودم و در این سال‌ها توفیق داشتم بارها خدمت ایشان برسم.
در سال‌های اخیر نیز ارتباط ما برقرار بود، حدود یک سال پیش از آخرین وقایع، از دفتر مقام معظم رهبری با من تماس گرفتند و گفتند که آقا فرموده‌اند: آقای قربانی را خبر کنید، با ایشان کار داریم.
آخرین دیدار شما با رهبر انقلاب چگونه برگزار شد؟
قربانی: به تهران رفتم، آن روز آقا دیداری با حدود دویست تا سیصد نفر از اقشار مختلف مردم داشتند، آقای گلپایگانی به من فرمودند: آقای قربانی، به اتاقی تشریف ببرید و منتظر بمانید، آقا پس از پایان دیدار عمومی خدمت شما خواهند رسید.
من به اتاق رفتم، پس از پایان برنامه، رهبر انقلاب تشریف آوردند و حدود نیم ساعت به‌صورت خصوصی با هم گفت‌وگو کردیم، قصد داشتم از برخی مشکلات و مسائل منطقه و نیز از بعضی مسئولان گلایه کنم، اما وقتی دیدم آقا با چه حجم عظیمی از مسئولیت‌ها و گرفتاری‌های کشور مواجه هستند، دلم نیامد که خاطر ایشان را آزرده کنم.
در آن دیدار بیشتر درباره امور فرهنگی، فعالیت‌های اجتماعی، رسیدگی به مردم و کارهایی که انجام می‌دادیم، صحبت کردیم.
رهبر انقلاب نسبت به فعالیت‌های علمی و آثار شما نیز اطلاع داشتند؟
قربانی: بله، آقا از کتابخانه و آثار علمی من اطلاع کامل داشتند، بنده حدود 30 تا 40 هزار جلد کتاب در کتابخانه خود دارم و تاکنون نزدیک به 90 جلد کتاب تألیف کرده‌ام.
در آن دیدار، آقا درباره برخی از کتاب‌هایم سؤال کردند که یکی از آن آثار، کتاب آیات الاحکام بود که ابتدا در 12 جلد و بعدها در 6 جلد منتشر شد و مورد استفاده علمای حوزه‌های علمیه قرار گرفت.
کتاب دیگر، اثری است با عنوان «نقدی بر نقض»، یک اندیشکده اسرائیلی ـ آمریکایی کتابی در 23 فصل علیه قرآن کریم منتشر کرده بود و بنده چهار سال و نیم وقت صرف کردم تا به آن پاسخ دهم.
این کتاب ابتدا به‌صورت دیجیتالی منتشر شد، بعدها حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی برای عیادت من آمدند، وقتی کتاب را دیدند، پرسیدند: چند جلد از این کتاب چاپ کرده‌اید؟
عرض کردم: به دلیل هزینه‌های بالا و مشکلات چاپ، تعداد زیادی منتشر نشده است.
ایشان همان‌جا با مسئولان روزنامه اطلاعات تماس گرفتند و سفارش کردند که این کتاب چاپ و منتشر شود، بعد از آن نیز مسئولان روزنامه اطلاعات با من تماس گرفتند و گفتند که کتاب به‌صورت گسترده منتشر خواهد شد.
با شنیدن خبر شهادت آیت‌الله خامنه‌ای چه احساسی داشتید؟
قربانی: این حادثه واقعاً برای دنیای اسلام یک فاجعه است، شخصیتی به عظمت آیت‌الله خامنه‌ای، با آن دانش، معرفت، تقوا و محبوبیت، نعمتی بزرگ برای کشور و جهان اسلام بود.
دشمنان اسلام و در رأس آنها آمریکا و رژیم صهیونیستی نمی‌توانستند وجود چنین شخصیتی را تحمل کنند و سرانجام این جنایت بزرگ را مرتکب شدند، ما امروز در ماتم رهبر بزرگواری نشسته‌ایم که فقدان او به این زودی‌ها جبران نخواهد شد.
ارزیابی شما از آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای چیست؟
قربانی: آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای سال‌ها در حوزه علمیه قم به تحصیل و تدریس اشتغال داشته‌اند و بیش از سی سال در کنار پدر بزرگوار خود تربیت شده‌اند، ایشان بارها نقل کرده‌اند که پدرشان در انتخاب استاد، مسیر علمی و حتی شناخت مسائل کشور، راهنمایی‌های دقیقی به ایشان می‌دادند.
حتی نقل می‌کردند که پدرشان به ایشان توصیه کرده بودند در برخی مأموریت‌ها و سفرها خود را به‌عنوان فرزند رهبر معرفی نکنند، بلکه در میان مردم و نیروها مانند یکی از آنان حضور پیدا کنند و از نزدیک مسائل، مشکلات و نیازها را بشناسند.
الحمدلله ایشان از تجربه، دانش و شناخت کافی برخوردارند و امیدواریم خداوند متعال به ایشان توفیق عنایت کند تا بتوانند کشور را در همان مسیری که پدر بزرگوارشان ترسیم کرده بودند، اداره کنند، ما نیز در گیلان امیدواریم توفیق زیارت و دیدار ایشان را داشته باشیم.


نظرات شما