عصر قم - چهارمحال و بختیاری - مدیر حوزههای علمیه استان گفت: تشییع باشکوه یک شخصیت والا رتبه همچون امام شهید، صرفاً یک مراسم وداع نیست، بلکه یک «رویداد استراتژیک» برای بازآفرینی ارزشها، تثبیت هویت و ارسال پیامهای سیاسی-اعتقادی به جامعه جهانی است.
در ایام بدرقه و تشییع پیکر مطهر پیشوای شیعیان عالم، قائد شهید امت، حجتالاسلام والمسلمین اسحاق سعیدی، مدیر حوزههای علمیه استان چهارمحال و بختیاری در گفتگویی تفصیلی با خبرنگار خبرگزاری رسا در چهارمحال و بختیاری به تبیین ظرفیتهای حال و آینده این آیین باشکوه پرداخت.
رساـ از دیدگاه شما چگونه میتوان آیین تشییع رهبر شهید انقلاب را به یک عرصه و مانور جهانی برای نمایش اقتدار و مظلومیت ملت ایران، تحکیم و تبلیغ رهبر سوم انقلاب اسلامی و نمایش جنایات جنگی دولت تروریست آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل کرد؟ در این راستا چه توصیههایی خطاب به مسئولان و برگزار کنندگان مراسم دارید؟
حجتالاسلام سعیدی: با نگاهی به سیره اهلبیت (ع) در تبدیل مصائب به فرصتهای تبیین و پیروزی، معتقدم که مراسم تشییع بزرگان و شهدای انقلاب اسلامی، فراتر از یک آیین ملی، یک «میدان جهاد تبیین» و «نمایشگاه اقتدار مکتبی» است. برای تحقق این هدف والا، نکاتی را در قالب پیشنهادهای راهبردی خطاب به مسئولان و ستادهای برگزاری مطرح میکنم:
۱. پیوند میان «مظلومیت» و «اقتدار» در روایتگری
برای اینکه جهان ببیند این ملت همزمان مظلوم و مقتدر است، باید روایت ما از این جریان دو رویکرد داشته باشد:
نمایش مظلومیت: استفاده از نمادهای هنری و رسانهای برای نشان دادن خباثت دشمن در حذف فیزیکی رهبران الهی. نباید صرفاً بر فقدان تمرکز کرد، بلکه باید بر «تروریسم دولتی» دشمنانِ تمدنساز تأکید شود تا افکار عمومی جهان دریابد که استکبار برای پیشبرد اهداف خود به چه سطحی از ددمنشی سقوط کرده است.
نمایش اقتدار: اقتدار در این میدان یعنی «تداوم». مراسم باید بهگونهای مدیریت شود که پیام اصلی آن این باشد: «شهادت، پایان مسیر نیست، بلکه آغاز فصلی نو از هوشیاری ملت است». حضور پرشور و میلیونی، بهترین سند بر ناکامی راهبرد «حذف» دشمن است.
۲. محوریت «رهبری» و تداومِ نهضت
برای تحکیم جایگاه جانشین و رهبر سوم انقلاب، باید پیوستگی و «اصلِ ولایت» بهعنوان ریسمان محکم الهی برجسته شود:
نمادپردازی در شعارها: در تمامی تبلیغات محیطی و شعارهای مراسم، باید بر مفهوم «تداوم راه رهبر شهید با رهبر جدید» تأکید گردد.
حضور نمادین: ایجاد بستری برای نمایش بیعت اقشار مختلف، نخبگان و علمای جهان اسلام با رهبر جدید در همان ایام، میتواند تصویر اتحاد و ثبات نظام را به دنیا مخابره کند.
۳. بینالمللیسازیِ گفتمانِ دادخواهی
برای تبدیل این رویداد به یک مانور جهانی علیه تروریسم آمریکا و رژیم صهیونیستی:
دعوت از نخبگان آزاد اندیش و آزادیخواه جهان اسلام و جهان:
فراهم کردن شرایط حضور خبرنگاران و نخبگانِ مستقل از سراسر جهان (بهویژه کشورهای جبهه مقاومت و حتی منتقدان غربی) برای انعکاس واقعیتها.
مستندسازی جنایات: برپایی غرفههای «موزه جنایات استکبار» در مسیر تشییع و تبیین حقوقیِ ترورهای انجام شده توسط آمریکا و اسرائیل، با تکیه بر اسناد و مدارک که برای مخاطب جهانی قابل درک باشد.
استفاده از ظرفیت فضای مجازی: هماهنگی با تیمهای رسانهای برای تولید محتوای چندزبانه که بهجای تمرکز بر احساسات محض، بر جنبههای حقوقی و جنایتکارانه اقدام دشمن متمرکز باشد.
۴. توصیههای اجرایی به مسئولان و برگزارکنندگان
به مسئولان عزیز تأکید میکنم که در این مراسم، «معنویت» باید با «سازماندهی» همراه باشد:
مردمیسازیِ مراسم: اجازه دهید هیئات، مساجد و تشکلهای مردمی مدیریت میدانی را بر عهده بگیرند. هرچقدر نقش نهادهای رسمی کمتر و نقش تودههای مردم بیشتر باشد، پیام مظلومیت و اقتدار حقیقیتر جلوه میکند.
فضای روحانی و حوزوی: حوزه علمیه آماده باشد تا با اعزام مبلغانِ مسلط به زبانهای خارجی و آشنا به مسائل سیاسی روز به میان جمعیت، به پرسشهای احتمالی زائران و مهمانان خارجی پاسخ داده و تبیینِ عالمانه را در حاشیه مراسم پیش ببرند.
انضباط در عین شور: برنامهریزی برای اینکه نظم مراسم، مانع از بروز شکوه و حماسه نشود. شورِ حسینی باید با شعورِ انقلابی گره بخورد تا دشمن نتواند با ایجاد تصاویر منفی از بینظمی، بهرهبرداری رسانهای کند.
این مراسم، امتحان بزرگی برای همه ماست. اگر با اخلاص و هوشمندی عمل کنیم، خونِ مطهر رهبر شهیدمان، نه تنها پیوند مردم با رهبری را مستحکمتر خواهد کرد، بلکه پتکی بر سر رژیمهای تروریستی آمریکا و اسرائیل خواهد بود. ما در حوزههای علمیه، پشتیبانِ فکری و معنوی تمامی عزیزانی هستیم که برای برپایی هرچه باشکوهتر این حماسه تلاش میکنند.
رسا- چگونه می توان آیین تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی را به یک عرصه و مانور جهانی برای نمایش اقتدار و مظلومیت ملت ایران، تحکیم و تبلیغ رهبر سوم انقلاب اسلامی تبدیل کرد؟
حجتالاسلام سعیدی: آیین تشییع رهبر شهید انقلاب حضرت امام خامنهای (قدسسره) صرفاً یک مراسم سوگواری نیست؛ بلکه یک «واقعه معرفتی، سیاسی و اجتماعی» است که میتواند به یک «مانور استراتژیک» تبدیل شود.
برای تبدیل این مراسم به عرصهای برای نمایش اقتدار، مظلومیت و تبلیغ جایگاه رهبر سوم، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای (مدظلهالعالی):
۱. پیوند «مظلومیت» با «اقتدار»
قدرتِ اسلام در «مظلومیتِ حق» و «اقتدارِ ایمان» نهفته است.
نمایش مظلومیت: تشییع نباید تنها نمایش گریه باشد، بلکه باید نمایشِ «رنجِ ملت های جهان از فقدانِ عدالت و معنویت» باشد. این مظلومیت، پیام رسان است: «ما از فقدانِ آنچه حق است و جهان به آن نیاز دارد، رنج میکشیم.» این همان مظلومیتی است که مخاطب جهانی را به تامل وامیدارد.
نمایش اقتدار: در عین سوگ، نظم، انضباط و حجم تودهای که در حرکت است، باید نشاندهنده «ارادهی جمعی» باشد. این یعنی: «ما اگرچه در سوگ هستیم، اما پیروِ آن مسیری هستیم که قائد امت ترسیم کرد و این مسیر، مسیر اقتدار و استقلال است.»
۲. تبلیغ جایگاه رهبر سوم
بزرگترین چالش در چنین مراسمی، جلوگیری از تشتت آرای مخاطب است. «امام راحل و امام شهید مسیر را باز کرد و رهبر سوم، نگهبان و راهبر این مسیر است.»
۳. در سخنرانیها، مقالات و محتواهای رسانهای، باید پیوند ناگسستنی میان «سیره امام شهید» و «منویات امام جدید» برقرار شود.
در تشییع با نگاه به گذشته باید به آینده نگاه امیدوارانه داشت. باید این پیام را جهانی کرد که: «آنچه در این مراسم تشییع میشود، نه یک شخص، بلکه یک نظام فکری است که اکنون در مدیریت و هدایت ملت، تجلی یافته است.» این یعنی نمایش اینکه رهبر سوم، امین و تداومدهنده آن حیاتِ سیاسی و معنوی است.
۳. مدیریت روایت
از دیدگاه یک مدیر، ما نباید منتظر باشیم تا رسانههای بیگانه روایت ما را بسازند.
ساختار روایت: برای مخاطب جهانی (غرب و شرق): استفاده از زبان «حقوق بشر»، «حق تعیین سرنوشت» و «مقاومت در برابر استکبار». باید نشان داد که این جمعیت عظیم، جمعیتِ منفعل نیست، بلکه جمعیتِ فعال هدایت شده و مبعوث شده است.
برای مخاطب جهان اسلام: نمایشِ اینکه ایران، کانونِ هدایتِ امت است. نمایش اقتدار از طریقِ این واقعیت که چگونه یک ملت توانسته است با یک رهبری الهی، بر استبداد غلبه کند.
تشییع از یک رویدادِ تاریخیِ گذرا، به یک «بیانیهی سیاسی-معنویِ ماندگار» تبدیل میشود که جهان را متوجه این حقیقت میکند: «یک دوران به عنوان یک تجربه موفق تبدیل شده به چراغ راهی برای افق آینده و با رهبری و هدایت قائد سوم، این مسیر با شتابی فزاینده قلل پیشرفت را طی و قله نهایی را فتح خواهد کرد
در هدف نهایی باید تبدیل این مراسم به یک پیام سیاسی و اجتماعی قدرتمند باشد؛ پیامی که از طریق رسانهها، نه تنها بر پایداری در مسیر شهادت، بلکه بر اتحاد ملی و اقتدار کشور تأکید ورزد. مدیریت موفق در این مسیر، مدیریتی است که در آن «نظمِ بینقص»، بستری برای ظهور «شورِ معنوی» فراهم آورد.
آیین تشییع رهبر معظم انقلاب، فراتر از یک مراسم سوگواری، تجلی عینی یک «جامعهشناسی رسالتمحور» است که ظرفیتهای بینظیری برای تمدنسازی نوین اسلامی فراهم میآورد. نخست، این آیین با پیوند میان «عاطفه جمعی» و «آرمانگرایی»، میتواند پیوند میان شکوفایی روحی و ساختارهای اجتماعی را بازتعریف کند؛ به گونهای که تمدن اسلامی نه بر پایه مادیگرایی صرف، بلکه بر پایه همسویی ارادههای تودهها با ارزشهای متعالی بنا شود.
«ساختار سازمانیافته و منسجم» این تجمعات، الگویی از مدیریت اجتماعی بر پایه مشارکت خودجوش و وظیفهشناسی است که میتواند مدل جدیدی از حکمرانی اجتماعی را در تمدن نوین ارائه دهد. سوم، این آیین با نمایش «وحدت در عین تنوع»، قدرتِ انسجام فرهنگی را نشان میدهد؛ ظرفیتی که برای عبور از تکهتکه شدن هویتها در عصر جهانیسازی و ایجاد یک هویت تمدنی واحد و پویا ضروری است.
این مراسم با داشتن روحیه شهادت طلبی و «تداوم راه قائد شهید»، معنای جدیدی از استمراری بودن تمدن اسلامی را تبیین میکند که در آن با بهره مندی از فرصت تشییع یک فرد عالم تاریخ ساز، به تقویت ریشهها و پیوند میان نسلها می انجامد.
رسا-با توجه به حضور میهمانان خارجی در مراسم تشییع رهبر معظم انقلاب، چطور می توان از این ظرفیت برای معرفی و تبیین ابعاد تمدنی رهبر شهید و انبعاث ملت ایران استفاده کرد؟
حجتالاسلام سعیدی: حضور میهمانان خارجی در مراسم تشییع رهبر معظم انقلاب، فراتر از یک پروتکل دیپلماتیک، یک «دیالوگ تمدنی» در برههای است که تاریخ در حال نگارش است. برای بهرهگیری از این ظرفیت، باید از رویکرد «توصیف ساده» به سمت «تبیین تمدنی» حرکت کرد؛ به این معنا که مراسم نباید تنها به عنوان یک تشریفات مذهبی یا سیاسی، بلکه باید به عنوان تجلی «انبعاث یک ملت» و بازگشت اصالت تمدنی ایران به صحنه جهانی بازنمایی شود.
در گام نخست، باید ابعاد تمدنی رهبر شهید را از طریق «الگوهای رفتاری» به میهمانان منتقل کرد. زمانی که جهان شاهد است که تودههای عظیم مردم، نه با نگاهی به منافع شخصی، بلکه با پیوندی معنوی و تمدنی با رهبر خود حرکت میکنند، این پیوند نشاندهنده نوع جدیدی از «اجتماع انسانی» است که در تضاد با فردگرایی مدرن غربی قرار دارد. معرفی رهبر به عنوان الگویی که توانسته است میان «اصالت معنوی» و «پیشرفت تمدنی» پل بزند، میتواند ذهن تحلیلگران خارجی را به چالش بکشد
در واقع، باید نشان داد که این رهبری، «محور تمدنی» است که هویت یک ملت را از فروپاشی در برابر موجهای فرهنگی بیگانه نجات داده است.
در گام دوم، تمرکز باید بر مفهوم «بعثت و انبعاث ملت ایران» باشد. میهمان خارجی باید درک کند که این تشییع، تکرار تاریخ است بازگشت ایرانی است که پس از قرنها سکون یا انفعال، با یک «جهش هویتی» دوباره بر عرصه جهانی ایستاده است. این انبعاث، از طریق نمایش نظم، عزتمندی و همبستگی بیسابقه در میان تودهها قابل درک است. میهمانان با مشاهده این همافزایی، درک خواهند کرد که ایران نه یک کشور با مرزهای جغرافیایی، بلکه یک «جریان تمدنی» است که از دل ریشههای کهن و با اتکا به رهبری معنوی، در حال بازتعریف جایگاه خود در نظم نوین جهانی است.
تشییع باشکوه و نمادین یک شخصیت والای رتبه همچون امام شهید، صرفاً یک مراسم وداع نیست، بلکه یک «رویداد استراتژیک» برای بازآفرینی ارزشها، تثبیت هویت و ارسال پیامهای سیاسی-اعتقادی به جامعه جهانی است. در این راستا، مسئولیتها میان نهادهای مختلف باید به گونهای تقسیم شود که از «مراسم» به سمت «رسالت» حرکت کنند.
رسا- مشخصاً در این زمینه چه رسالتها و وظایفی را متوجه حوزههای علمیه، معاونت بین الملل حوزه، سازمان فرهنگ و ارتباطات سازمان تبلیغات اسلامی و دیگر مراکز و دستگاهها میدانید؟
حجتالاسلام سعیدی: در مسیر تشییع امام شهید، حوزههای علمیه به عنوان کانون تولید نظری و پاسدار اصالت، وظیفه اصلی خود را در تبدیل «عاطفه مذهبی» به «آگاهی معرفتی» قرار میدهند. رسالت حوزه در اینجا، فراتر از برگزاری مراسمهای سنتی، تدوین و تبیین ابعاد فکری، اخلاقی و فلسفی زندگی قائد شهید است تا این ایام به فرصتی برای بازگشت به مبانی اصیل و تجدید میثاق با اصول باشد. در این میان، معاونت بینالملل حوزه علمیه نقشی کلیدی و فرامرزی ایفا میکند؛ وظیفه این بخش، تبدیل سوگ ملی و مذهبی به یک پیام جهانی است. معاونت بینالملل موظف است با بهرهگیری از شبکههای تبلیغی و مراکز علمی در خارج از کشور، مفهوم شهادت و میراث امام شهید را برای مخاطبان غیرمسلمان و جوامع اسلامی فراتر از مرزها بازتعریف کند و از این طریق، الگوی رفتاری و فکری ایشان را به عنوان یک جریان جهانی معرفی نماید.
در سطح اجرایی و رسانهای، سازمان فرهنگ و ارتباطات سازمان تبلیغات اسلامی به عنوان بازوی اجرایی و پیامرسان، نقش «مهندسی روایت» را بر عهده دارد. وظیفه این سازمان، مدیریت جریان اطلاعاتی، تولید محتوای بصری و نوشتاری اثرگذار و جلوگیری از تسلط روایتهای سطحی یا منحرف است. نهادهای تبلیغی اسلامی باید با استفاده از ابزارهای نوین رسانهای، از «تشییع» به عنوان یک پلتفرم برای ترویج فرهنگ مقاومت و ارزشهای انسانی استفاده کرده و با مدیریت دقیق زمان و فضا، پیوند عمیقی میان پیام شهید و ذهن مخاطب ایجاد کند.
در کنار اینها، سایر مراکز و دستگاههای حکومتی و فرهنگی نیز وظایف تکمیلی و زیرساختی بر عهده دارند. این دستگاهها موظفند با هماهنگی کامل، از ظرفیتهای خود برای «نمادینسازی» این واقعه استفاده کنند؛ از مدیریت هوشمند جمعیت و امنیت در مسیر تشییع گرفته تا بهرهگیری از ظرفیتهای رسانه ای و دیپلماتیک برای بازتاب پیامهای سیاسیِ نهفته در شهادت ایشان در محافل بینالمللی. در نهایت، هماهنگی میان این تمامیِ ارکان، که از تدوین متن تا تولید و انتقال پیام را شامل میشود، تعیینکننده این است که این تشییع تنها یک مراسم وداع نیست بلکه نقطه عطفی در تاریخ معاصر و تبلور قدرتی ماندگار در جهان.