پنجشنبه ۴ تير ۱۴۰۵

فرهنگی

کربلا و رسالت نهایی ما

کربلا و رسالت نهایی ما
عصر قم - رسالت نهایی ما، الگوگیری از آن حماسه بی‌نظیر برای وقفِ زندگی در مسیر دفاع از مظلوم، مبارزه بی‌امان با هرگونه جور و فساد و حرکت به سوی آن مقام محمود الهی است تا در حیات و ممات، نام ما در دیوانِ مُحمَّد وَ آلِ مُحَمَّد(ص) جاودانه شود.
  بزرگنمايي:

عصر قم - رسالت نهایی ما، الگوگیری از آن حماسه بی‌نظیر برای وقفِ زندگی در مسیر دفاع از مظلوم، مبارزه بی‌امان با هرگونه جور و فساد و حرکت به سوی آن مقام محمود الهی است تا در حیات و ممات، نام ما در دیوانِ مُحمَّد وَ آلِ مُحَمَّد(ص) جاودانه شود.

به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، این طنین «مُصِیبَهً مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِیَّتَهَا فِی الإِْسْلاَمِ وَ فِی جَمِیعِ السَّمَاوَاتِ وَ الأَْرْضِ...» ناله‌ای محبوس در کوچه‌های تاریک تاریخ نیست؛ بلکه زبورِ آسمان‌ها در سوگِ پاره‌ای از ذاتِ خداست. هنگامی که عرش می‌لرزد و ملائک سراسیمه بر سر و سینه می‌زنند، درمی‌یابیم که مصیبتِ کربلا یک رویدادِ محصور در جغرافیای نینوا و زمانِ سال ۶۱ هجری نیست؛ بلکه طوفانی سهمگین در ژرفای هستی است. امام حسین علیه السلام در خاک نیفتاد؛ او صاعقه‌ای شد که تا ابدیت، خطِّ فاصلِ خونین اما روشنِ میان ظلم و عزت را ترسیم کند.
۱. اسطوره‌ای به نامِ "نه"؛ فراتر از تاریخ و پوچی مدرنیته؛ تمدن مدرن با ابزارِ اصالت بخشیدن به ماده، اسطوره‌های متعالی را می‌میراند تا انسان را به موجودی تک‌ساحتی، خاکستری و مطیعِ غرایزِ حیوانی تبدیل کند. در این عصرِ مسخِ معنا، قیامِ حسینی یک اسطوره‌ی زنده و پویاست که هر دم در رگ‌های بشریتِ تشنه، از نو متولد می‌شود. او در میانِ باران نیزه‌ها و هجمه‌ی شمشیرها، قامتی افراشت که سایه‌ی بلندش بر تمام ادوارِ تاریک و استعمارزده‌ی بشریت سایه افکنده است.
اگر اساطیرِ باستان نظیر "آشیلئوس- آشیل" در پی اثبات قدرتِ میرای خود از طریق کشتنِ دیگری بودند، امام حسین علیه السلام از "حیاتِ طیبه" پرده برمی‌دارد؛ حماسه‌ای که شکوه آن نه در نابودیِ فیزیکی دشمن، که در کشتنِ ریشه‌های ذلت و اسارت در وجودِ بشریت است.
۲. هیهات منّا الذّلّه؛ منشورِ مقاومت در برابر استعمار نو؛ امروز، فرعونیت و ظلم چهره‌ی بَدَوی خود را عوض کرده‌اند؛ دیگر تازیانه‌ها عریان نیستند، بلکه سیستم‌های استعماری، رسانه‌های فریبنده، اقتصادِ ربویِ جهان‌خوار و فرهنگِ ابتذال ساختاریافته، رگ‌های حیاتِ معنوی بشر را می‌فشارند.
فریادِ «هیهات منّا الذّلّه » در این عصر، یک شعار تاریخی نیست؛ بلکه یک «نه» قاطع به تن دادن به ذلتِ مصرف‌زدگی، تسلیم نشدن در برابرِ استکبارِ نوین و برافراشته نگه داشتنِ پرچمِ کرامتِ ذاتی انسان است. امام حسین علیه السلام به تاریخ آموخت که اگر اسلام تنها در پوسته و نام بماند و احکامِ آن تهی از روحِ جهاد و مبارزه با ظلم شود، زیستن زیر سایه چنین دینی بی‌معناست؛ چه رسد به بقا و هضم شدن در تمدنی مادی که رفاه و سرمایه‌ی ظالمانش، از خونِ مظلومان جهان تغذیه می‌شود.
۳. دعای حیات طیبه؛ از طمأنینه عاشورایی تا اضطراب مدرن؛ فرازِ منورِ «اللّهُمَّ اجعَل مَحیایَ مُحمّد وَ آلِ مُحمّد»، سندِ راهبردی و مانیفست زیستی یک انسانِ حسینی است. در این مکتب، "مَحیا" صرفاً به معنای بیولوژیک و نفس‌کشیدن نیست؛ بلکه نماد پویایی، سلوک الی‌الله و حرکت دائم است. زندگیِ حسینی یعنی تبدیل کردن تمام ابعاد حیات، به آینه‌ی تمام‌نمایِ سیره‌ی نبوی وعلوی.
به همین ترتیب، "مَمات" نیز مرگی انفعالی نیست؛ بلکه شهادت‌گونه مردن است. یعنی هرگاه مرز تردید میان خیمه‌گاهِ حق و لشکرِ باطل شکل گرفت، انسان با مرگِ عزتمندانه‌ی خود، بار دیگر کربلا را در امتداد زمان بازآفرینی کند.
حیات طیبه قرآنی، یعنی زیستن در پناهِ طمأنینه‌ی روح؛ همان آرامش مطلقی که در میان هجوم تیرها و سنگ‌ها، درخشان‌ترین لبخندها را بر لبِ سیدالشهدا نشاند. در تمدنِ پرشتاب و ماشین‌زده‌ی امروز که اضطرابِ مدرن جایگزین طمأنینه‌ی الهی شده، راهِ امام حسین علیه السلام یعنی بازگشت به معنایِ اصیلِ وجود؛ زندگی‌ای که در آن، ارزش‌های توحیدی بر منافعِ مادی، و کرامتِ انسانی بر مناصب دنیوی، اولویتی مطلق دارند.
۴. مقام محمود؛ افقِ آرمانی و منجیِ اومانیسمِ به بن‌بست رسیده؛ هنگامی که در زیارت عاشورا از «مقام محمود» سخن می‌گوییم، از مرتبه‌ای قدسی حرف می‌زنیم که اگرچه تجلی تام آن در وجود نبی اکرم صلّی اللهُ علیه وآله وَ سلَّم است، اما هر پیروِ راستینی که پا در مسلخِ عشقِ حسینی بگذارد، بهره‌ای از این سفره‌ی الهی خواهد داشت.
مقام محمود، مقامِ دستگیری و رهایی‌بخشیِ زمین است. تمدن مدرن که امروز غرق در بحران‌های عمیق معنایی، نهیلیسم و پوچی است، به یک منجی نیاز دارد و این مقامِ حسینی است که غبار از چهره انسان برمی‌دارد و او را به امام زمان علیه السلام وصل می کند. در نقطه‌ای که اومانیسمِ غربی به بن‌بستِ انحطاط رسیده، صدای طنین‌اندازِ «هَل مِن ناصر یَنصُرُنی» از اعماقِ تاریخِ کربلا، انسانِ سرگشته‌ی معاصر را به رستگاریِ جمعی فرا می‌خواند.
۵. ضرورتِ بصیرت‌افزایی؛ گزینشِ ابدی میان دو خیمه؛ بصیرتِ طرازِ امروز، درکِ عمیق این حقیقت است که میدانِ کربلا جغرافیایی سیال و بی‌پایان تا روز قیامت دارد. هیچ‌کس نمی‌تواند بی‌پایان در میانه‌ی میدان تماشاچی بماند؛ هر کس در زمانه‌ی خود، ناگزیر به انتخاب موضع است. یا باید سختی‌ها و تشنه‌کامی‌های خیمه‌ی حسین علیه السلام را به جان خرید، یا در صفِ فریبنده و پر زر و زیورِ عمر سعدِ زمانه ایستاد.
مصیبتِ امام حسین علیه السلام عظیم است، اما فاجعه‌ی بزرگ‌تر، غفلت از پیامِ بیدارگرِ اوست. تمدن مدرن با زنجیرهای رفاهِ کاذب انسان را به بند کشیده، اما فریاد رعدآسای اباعبدالله الحسین علیه السلام یادآور این است که زندگیِ اصیل و حقیقی، در گروِ اقامه‌ی جریانِ پایدارِ "امر به معروف و نهی از منکر" است ؛ حتی اگر بهای این ایستادگی، تنهاییِ مطلق در صحرایِ بیکرانِ نینوا باشد.
۶. افقِ آینده؛ از خاکِ کربلا تا طلوعِ یوم‌الله الاکبر؛ قیامِ خونینِ امام حسین علیه السلام، برهان قاطعِ پیروزیِ ابدیِ ارزش‌های الهی بر قدرت هایِ پوشالی و زودگذر مادی است. امروز که بشریت در باتلاقِ جنگ‌هایِ هویتی، بحران‌های روانی و سقوطِ هول انگیز اخلاقی دست و پا می‌زند، تنها نسخه‌ی شفا‌بخش، همان "حیاتِ طیبه‌ی" حسینی است.
رسالت نهایی ما، الگوگیری از آن حماسه‌ی بی‌نظیر برای وقفِ زندگی در مسیر دفاع از مظلوم، مبارزه بی‌امان با هرگونه جور و فساد، و حرکت به سوی آن مقامِ محمودِ الهی است تا در حیات و ممات، نام ما در دیوانِ مُحمَّد وَ آلِ مُحَمَّد صلوات الله علیهم اجمعین جاودانه شود.
« اللَّهُمَّ أَحْیِنِی حَیَاهَ مُحَمَّدٍ وَ ذُرِّیَّتِهِ، وَ أَمِتْنِی مَمَاتَهُمْ، وَ تَوَفَّنِی عَلَی مِلَّتِهِمْ، وَ احْشُرْنِی فِی زُمْرَتِهِمْ، وَ لا تُفَرِّقْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ طَرْفَهَ عَیْنٍ أَبَداً فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ، ...»
به امیدِ طلوعِ خورشیدِ عدالتِ حسینی بر افقِ تاریک و بی‌روحِ تمدنِ امروز، که همانا تحققِ عینیِ "یومُ اللهِ الاکبر" و ظهور منتقم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
حجت الاسلام علی اصغر مجتهدزاده عضو بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم


نظرات شما