عصر قم - مهمترین وظیفه نخبگان، رسانهها و جریانهای دلسوز کشور، پرهیز از دوقطبیسازیها و همراهی هوشمندانه با مسیر ترسیمشده توسط رهبر معظم انقلاب، مطالبهگری مسئولانه و رصد مستمر تحقق شروط اعلامشده است.
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، پیام اخیر رهبر معظم انقلاب در واکنش به تفاهمنامه امضاشده میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا را نمیتوان صرفاً یک موضعگیری سیاسی درباره یک توافق خاص تلقی کرد. این پیام در سطحی عمیقتر، حاوی دلالتهایی درباره الگوی حکمرانی جمهوری اسلامی و نحوه تنظیم رابطه میان رهبری، دولت و مردم در شرایط حساس تصمیمگیری است. نگارنده متن حاضر درصدد ارائه منطق حکمرانی در مواجهه با مسائل راهبردی (مبتنی بر پیام رهبری) است:
۱. اقتدار در پرتو شفافیت
نخستین دلالت این پیام، ارائه تصویری متفاوت از مفهوم اقتدار است. در این چارچوب، اقتدار در شفافیت مواضع و صراحت در تبیین چارچوبهای تصمیمگیری تجلی مییابد. رهبر انقلاب ضمن بیان روشن دیدگاه خود، مسیر پیشرو و معیار ارزیابی آن را نیز برای افکار عمومی مشخص میکنند.
این رویکرد دارای دو کارکرد همزمان است. در عرصه داخلی، از شکلگیری ابهام و روایتهای متعارض جلوگیری کرده و به حفظ انسجام ملی کمک میکند. در عرصه خارجی نیز این پیام را مخابره میکند که تعامل و مذاکره، به معنای عقبنشینی از اصول یا نادیده گرفتن منافع ملی نیست. بدین ترتیب، شفافیت خود به یکی از مؤلفههای اقتدار تبدیل میشود؛ زیرا نشاندهنده اعتماد به نفس نظام سیاسی در بیان مواضع و مدیریت اختلافنظرهاست.
۲. تفکیک «اجازه» از «تأیید» در حکمرانی مسئولیت محور
شاید مهمترین دلالت این پیام را بتوان در تفکیک میان «اجازه دادن» و «تأیید کردن» جستوجو کرد. رهبر انقلاب ضمن بیان دیدگاه متفاوت خود نسبت به برخی ابعاد توافق، مسیر مورد نظر مسئولان را متوقف نکردهاند. این رویکرد نشان میدهد که در نظام حکمرانی جمهوری اسلامی، امکان طرح و اجرای دیدگاههای متفاوت وجود دارد، اما مسئولیت نتایج نیز باید متوجه تصمیمگیران و پیشنهاددهندگان آن باشد.
این الگو پیش از این نیز در پرونده هستهای و موضوع برجام قابل مشاهده بود. رهبر شهیدمان در آن مقطع نیز با وجود ابراز بدبینیهای صریح نسبت به رفتار آمریکا و هشدار درباره احتمال بدعهدی طرف مقابل، مسیر مذاکره و توافق را مسدود نکردند و اجازه دادند راهبرد پیشنهادی دولت وقت در میدان عمل آزموده شود. تجربه سالهای بعد، بهویژه خروج آمریکا از برجام و عملنشدن بخش مهمی از تعهدات طرف مقابل، نشان داد که آن نگرانیها فاقد مبنای واقعی نبوده است. با این حال، اهمیت آن تجربه تنها در نتایج آن خلاصه نمیشود؛ بلکه در نمایش یک الگوی حکمرانی نهفته است که در آن، ضمن ارائه هشدارهای راهبردی، امکان آزمون دیدگاههای اجرایی نیز فراهم میشود.
۳. نقش مردم در فرایند حکمرانی
دلالت مهم دیگر این پیام، جایگاه مردم در فرآیند حکمرانی است. قرار گرفتن مردم انقلاب در کنار رهبری در انتظار تحقق شروط و نتایج توافق، بیانگر آن است که مردم صرفاً دریافتکنندگان تصمیمات سیاسی نیستند، بلکه بخشی از سازوکار نظارت بر اجرای آن نیز محسوب میشوند.
در این چارچوب، افکار عمومی از جایگاه تماشاگر به جایگاه ناظر فعال ارتقا مییابد. تأکید بر تحقق تعهدات و نتایج ملموس، توجه جامعه را از مجادلات سیاسی صرف به سمت ارزیابی عملکرد معطوف میکند. این امر مطالبهگری عمومی را تقویت کرده و شفافیت و پاسخگویی را به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل میسازد.
در واقع، پیام اخیر را میتوان تلاشی برای فعالسازی ظرفیت نظارتی جامعه در صیانت از حقوق ملت دانست؛ ظرفیتی که در کنار نهادهای رسمی، میتواند به یکی از مهمترین پشتوانههای تحقق منافع ملی تبدیل شود.
الزامات مرحله پیشرو
برآیند راهبردی این پیام را میتوان ورود کشور به مرحله «رصد و ارزیابی نتایج» دانست. ملاک در این مرحله، میزان تحقق تعهدات، حفظ منافع ملی و دستاوردهای واقعی حاصل از آن است.
بر این اساس، مهمترین وظیفه نخبگان، رسانهها و جریانهای دلسوز کشور، پرهیز از دوقطبیسازیهای فرساینده و تمرکز بر ارزیابی واقعبینانه روند اجراست. همراهی هوشمندانه با مسیر ترسیمشده توسط رهبر معظم انقلاب، مطالبهگری مسئولانه و رصد مستمر تحقق شروط اعلامشده، مهمترین اقتضائات این مرحله به شمار میرود.
امروز بیش از هر زمان دیگری، حفظ انسجام ملی در کنار نقد کارشناسانه و پیگیری حقوق ملت اهمیت دارد؛ چراکه انسجام اجتماعی همچنان بزرگترین سرمایه جمهوری اسلامی در مواجهه با چالشها و فرصتهای پیشرو محسوب میشود.
(تحلیلی از پیام رهبر انقلاب به مناسبت امضای تفاهمنامه رؤسای جمهور ایران و آمریکا)
حجتالاسلام رضا کفیلی مدرس گروه معارف دانشگاه قم