عصر قم - نشست تخصصی «مواجهه با غرب» با عنوان «رستاخیز ایرانی در تقابل با راهبرد غربی مهار عاملیت جمعی» توسط گروه غربشناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی روز گذشته در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه برگزار شد.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، نشست تخصصی «مواجهه با غرب» با عنوان «رستاخیز ایرانی در تقابل با راهبرد غربی مهار عاملیت جمعی» توسط گروه غربشناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی روز گذشته در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه برگزار شد.
در این نشست، اساتید و پژوهشگرانی چون حجتالاسلام مسعود اسماعیلی، حسین بابایی مجرد، محمد محمدینیا، مهدی جمشیدی و حسین رمضانی با دبیر علمی حجتالاسلام محمدوحید سهیلی به ارائه دیدگاههای خود پرداختند.

لزوم جایگزینی مفهوم «بعثت مردمی» با «جنبش اجتماعی»
حجتالاسلام محمدوحید سهیلی، دبیر علمی و مدیر گروه غربشناسی پژوهشگاه در ابتدای این نشست با نقد گزارش سیاستی معاونت راهبردی ریاستجمهوری درباره تجمعات خیابانی اظهار داشت: تعریف این حضور گسترده ذیل مفهوم رایج جنبش در علوم اجتماعی دقیق نیست و ما نیازمند مفهومسازی بومی همچون «بعثت مردمی» هستیم.
وی با رد ادعای ناسازگاری این تجمعات با ضربآهنگ توسعه و انسداد دیپلماسی کشور افزود: مفهوم «پیشبینیپذیری» در این گزارشها معادل نوعی نرمالسازی غربی جامعه است، در حالی که اگر جامعه ایران کاملاً پیشبینیپذیر بود، امکان شکلگیری عاملیت جمعی و عبور موفق از بحران جنگ وجود نداشت.

احیای عاملیت جمعی؛ روزنهای برای نوسازی حکمرانی و تقویت جمهوریت
در ادامه نشست، دکتر محمد محمدینیا، عضو هیأت علمی پژوهشگاه، تجمعات مردمی پس از جنگ اخیر را یک عمل سیاسی و نشانهای از احیای عاملیت جمعی دانست و تصریح کرد: نظم مسلط سرمایهدارانه به طور ذاتی از طریق تقویت فردگرایی و موقتیسازی روابط کار، در پی سرکوب و مهار این روح همبستگی است.
وی با تاکید بر لزوم طراحی یک پروژه سیاسی جهت نوسازی در عرصه حکمرانی خاطرنشان کرد: تقویت جمهوریت هرگز به معنای تضعیف اسلامیت نیست، بلکه در تجربه تاریخی جمهوری اسلامی، حفظ و تقویت اسلامیت نیز در گرو تقویت جمهوریت و افزایش مشارکت ساختاریافته مردم است.

نقد الگوی تکنوکراتیک و ضرورت بهرهگیری از مدل «ضدشکنندگی» در بحران
سپس دکتر حسین باباییمجرد، عضو هیأت علمی پژوهشگاه، با نقد سیاستگذاریهای اقتصادی دهههای گذشته بر مبنای منطق نئولیبرال ابراز داشت: برخی تفکرهای تکنوکراتیک، تقابل انقلاب اسلامی با نظم سلطه جهانی را مغایر ثبات میدانند، در حالی که نمیتوان انتظار داشت کشور برای دستیابی به رفاه از هویت انقلابی خود فاصله بگیرد.
وی با تبیین تمایز میان دو مفهوم «تابآوری» و «ضدشکنندگی» در مدیریت بحران یادآور شد: برخلاف دیدگاهی که توسعه را صرفاً در سایه ثبات غربی امکانپذیر میداند، آموزههای قرآنی و تجربه جمهوری اسلامی نشان میدهد که بحرانها در صورت اتکا به عاملیت مردم، فرصتی برای رشد، پالایش و تقویت ظرفیتهای ملی هستند.

پیشرفت مردمی در پناه «عقلانیت جمعی ولایی» و نقد برخوردهای جناحی
در بخش دیگری از این هماندیشی، دکتر حسین رمضانی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه، با تأکید بر اینکه جامعه ایران یک «جامعه مبعوث» با رسالت تاریخی است، بیان داشت: عقلانیت جمعی ولایی محور اصلی شکلگیری هویت جمعی ماست و پذیرش ولایت و اداره جامعه در اندیشه اسلامی کاملاً بر رضایت و مشارکت مردم استوار است.
وی با نقد برخی تحلیلهای رسانهای که این حضور را به رفتارهای احساسی یا مناسک روزمره تقلیل میدهند، تشریح کرد: برخلاف نگاههای کارکردگرایانه غربی، این حضورها بر اساس جدیدترین نظریهها زیربنای اصلی پیشرفت بومی هستند؛ چرا که در بستر همین مشارکتها، مطالبهگری تقویت شده و سازوکارهای پاسخگویی مسئولان فعالتر میشود.

پایشگری همپیمانِ رهبری و مردم در خیابان و رد روایتهای ناصواب
دکتر مهدی جمشیدی، دیگر عضو هیأت علمی پژوهشگاه، با رد روایتهای ششگانهای که این تجمعات را رادیکال، اقلیت محض، رانتی یا سکولار معرفی میکنند، عنوان کرد: این خیزش مومنانه، احیای وضع مدنی دوران دفاع مقدس است که پس از فقدان ناگهانی رهبر شهید، توطئه ترکیبی دشمن را به طور کامل خنثی کرد.
وی با اشاره به نارضایتی خیابان از روند مذاکرات آتشبس و همجبهه بودن رهبری با مردم گفت: برخلاف دوران برجام در سال ۱۳۹۴ که رصد شروط به کمیسیونی رسمی واگذار شد، در آرایش جدید، رهبری وظیفه پایش لحظهای سیاستهای رسمی را به یک ساختار ولایی و اجتماعی، یعنی ترکیب «رهبری و مردمان مومن انقلابی در خیابان» ارجاع دادهاند.

منشأ فطری تجمعات و نقد رسوخ ساختارهای غربی در نظامات اجرایی
در پایان این نشست، حجتالاسلام مسعود اسماعیلی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه، با کالبدشکافی لایههای وجودی و انسانی این پدیده تحیرخیز اظهار داشت: این تجمعات در ساعات اولیه بدون هیچ تدبیر یا فراخوان رسمی شکل گرفت و حاکم شدن عقل فطری، فضایل اخلاقی و اتمسفری شبیه به پیادهروی اربعین از ویژگیهای بارز آن بود.
وی با نقد تفکر غربی مهار تودهها که در قوانین و اجرائیات کشور رسوخ کرده است، تصریح کرد: تقلیل دادن رای مردم به یک ابزار عددی و هدایتشده، خلاف مبانی اسلام است؛ چرا که اسلام رای را برآمده از متن فطرت جامعه میداند و تفاوت عملکردی اندک میان دولتهای اصولگرا و اصلاحطلب در دهههای گذشته نیز ناشی از اسارت در بند همین نظامات و ساختارهای بروکراسی غربی است.