عصر قم - عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با تأکید بر اینکه اجتماعات خودجوش مردمی فراتر از الگوهای ساختارمند غربی شکل میگیرند، این خیزشها را تجلی عقل فطری، فرهنگ انقلابی و عاملیت جمعی دانست و بر ضرورت همسویی ساختارهای حکمرانی تأکید کرد.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، حجتالاسلام مسعود اسماعیلی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در نشست هماندیشی «مواجهه با غرب؛ رستاخیز ایرانی در تقابل با راهبرد غربیِ مهار عاملیت جمعی» که روز گذشته در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه برگزار شد، با نگاهی فلسفی و الهیاتی به تحلیل پدیده تجمعات ناگهانی و اجتماعات مردمی پرداخت و آن را مظهری از عقل فطری، حیثیت انقلابی و عاملیت جمعی دانست که فراتر از نظامات ساختارمند غربی شکل گرفته است.
حجتالاسلام اسماعیلی در ابتدای سخنان خود با تبیین ماهیت تحیرخیز اجتماعات مردمی اظهار داشت: این پدیده پدیدهای کاملاً ناگهانی، حادثهای و از پیش تعییننشده است که خصایص آن نشان میدهد فراتر از الگوهای انتزاعی، امری کاملاً وجودی و رستاخیزگونه است.
وی با اشاره به غیرقابل پیشبینی بودن این خیزشها بر اساس محاسبات عادی افزود: پیشبینی این حرکت بر اساس شواهد و پس از بیثباتیهای اجتماعی گذشته، بر مبنای دانش تخصصی و کنترلهای ساختاری انتظامی ممکن نبود و حتی فراتر از لایههای تدبیر حاکمیتی رقم خورد.
اصالت فطری و انسانی در شکلگیری اجتماعات ناگهانی
عضو هیأت علمی پژوهشگاه، با تبیین شرایط ساعات اولیه تجمعات مردمی در تهران خاطرنشان کرد: این حرکتها بدون هیچگونه تدبیر، فراخوان رسمی یا سازماندهی توسط نیروهای انتظامی و بسیج شکل گرفت و مردم به صورت کاملاً ناگهانی، خودجوش و بدون هماهنگی قبلی در خیابانها گردهم آمدند.
وی در همین راستا با تشریح اتمسفر حاکم بر این گردهماییها ابراز داشت: تنوع ظاهری و رفتاری شرکتکنندگان نشان میداد که این تجمعات شباهتی به ساختارهای کلیشهای ندارد و حضور همزمان خانوادهها و خلق شعارهای تازه، گویای اصالت تجمعی این پدیده بود.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه، با تاکید بر لایه دوم این حرکت، یعنی ابعاد فطری و اخلاقی آن یادآور شد: عقل فطری و فضایل اخلاقی انسانها راهبر اصلی این میدان است که رفتارهای متبلور در آن در کمال آرامش، خوبی و محبت تجلی مییابد و از این حیث کاملاً شبیه به اتمسفر پیادهروی اربعین است.
وی با رد منشأ عقل ساختارمند، تاریخی یا سیاسی برای این اجتماعات تصریح کرد: شواهد میدانی به روشنی نشان میدهد که منشأ این پدیده کاملاً انسانی و فطری است؛ به طوری که در ابتدا حتی مواکب سازمانیافتهای وجود نداشت و مردم هر آنچه داشتند را برای خدمت به صحنه میآوردند.
تقدم فرهنگ بر اجتماع و پیوند ایرانیت و اسلامیت
حجتالاسلام اسماعیلی با تبیین اولویت لایههای معرفتی از منظر فلسفه فرهنگ عنوان کرد: بر اساس دیدگاههای الهیاتی و فلسفی، فرهنگ همواره مقدم بر اجتماع است و شناختها، ارزشها و ایدههای جمعگرایانه هستند که آهسته آهسته جوامع بشری را شکل میدهند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه، در همین رابطه با اشاره به بازآفرینی سرمایههای فرهنگی در تاریخ ایران ابراز داشت: تاریخ نشان میدهد که مردم ایران قادرند از طریق تقویت روح جمعی مشکلات خود را برطرف سازند و این فرهنگ عینی، در تجمعات خود را بازآفرینی کرده و توسعه میدهد.
وی با تایید پیوند تفکیکناپذیر مؤلفههای بومی در این فرآیند متمایز تشریح کرد: این سرمایه فرهنگی واجد هر دو عنصر ایرانیت و اسلامیت است؛ چرا که اسلام فرهنگ ایرانی را بدون حذف کردن در خود هضم کرده، در جای درست نشانده و بسیاری از عناصر مثبت آن را تقویت نموده است.
لایههای اجتماعی و حرکت به سمت نظامات درونساختاری
عضو هیأت علمی پژوهشگاه، با تشریح فرآیند شکلگیری اجتماعات شبانه بیان داشت: پس از عبور از لایههای وجودی، انسانی و فرهنگی، پدیده به لایه اجتماعی میرسد و هر اجتماعی به مرور زمان به سمت نظم، تثبیت و ایجاد نظامات درونی برای تبدیل شدن به یک نظام منسجم حرکت میکند.
وی این پدیده را نمود عینی انقلاب و مقاومت اسلامی دانست و گفت: مقاومت به معنای تجمیع قدرت و قوت درونی در مواجهه با یک نیروی متضاد یا مازاد بیرونی است؛ این انباشت سرمایه فرهنگی و اجتماعی، سویه مقابلهگرانه جدی در برابر تهاجمات و تهدیدها ایجاد میکند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه، با تاکید بر ابعاد داخلی این همافزایی اضافه کرد: این تجمیع قوا صرفاً سویه خارجی ندارد، بلکه ناشی از احساس نیاز مردم به مشارکت داخلی، پوشش ضعفهای یکدیگر و افزایش همافزایی نیروها برای تاثیرگذاری بر فرآیندهای جامعه و حکمرانی است.
حجتالاسلام اسماعیلی ساختارنایافته بودن این حرکتها را علت برخی آشفتگیهای اولیه دانست و افزود: از آنجا که ساختاری رسمی برای ابراز نظر و شنیده شدن دیدگاهها تدبیر نشده، این مطالبه گاه در خیابان به شکل تند بروز میکند؛ در حالی که مواکب و هیئات در خیابان یواشیواش میتوانند بستر این ابراز نظرهای سیاسی باشند.
حیثیت انقلابی و ضرورت تحول مستمر در نظم موجود
عضو هیأت علمی پژوهشگاه، با اشاره به فلسفه تحول در نگاه جمهوری اسلامی ابراز داشت: نقطههای عطف پیشرفت در تاریخ کشور، همواره برآمده از حیثیت انقلابی و برهمزننده نظم و روندهای موجود بودهاند؛ چرا که طبق نظریه حرکت، هر جا انقلاب به ثبات مطلق برسد از بین میرود.
وی با انتقاد از تقلیل دادن عنصر انقلابی به تجمعات از پیش تعیینشده یادآور شد: روح انقلابیگری ساختار شکنانه، تاثیرگذار و تغییرآفرین است و نمیتوان آن را به مناسک رسمی تقلیل داد؛ لذا هر کسی این خیزشهای مردمی را پدیدهای منفی تحلیل کند، درک درستی از فلسفه فرهنگ و اجتماع اسلامی ندارد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه، با گلایه از عملکرد برخی ساختارهای سیاسی در مواجهه با خیزش تودهها تصریح کرد: به استثنای نهاد رهبری که کاملاً همسو با مردم است، بدنه مسئولین و ساختار سیاسی کشور به دلیل رسوخ عناصر و الگوهای غربی، از درک و همسویی با این خیزشهای فطری بازمانده است.
نقد نگاه تکنوکراتی و کنترلکننده تودهها در ساختار اجرایی
حجتالاسلام اسماعیلی با نقد تفاسیر غربی از مفهوم رای مردم متذکر شد: نگاه به رای اکثریت به عنوان یک ابزار عددی و هدایتشده، خلاف مبانی اسلام است؛ چرا که اسلام رای مردم را برآمده از متن وجود، فطرت و عقلانیت جامعه میداند و ساختار سیاسی باید خود را با این منبع قدرت همسو کند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه، با ارائه نقدهای جدی به عملکرد اقتصادی دولتها ابراز داشت: پیروی از ساختارهای غیر اسلامی و غیر فرهنگی علت اصلی عدم موفقیت کامل در بخش اقتصادی بود؛ متاسفانه عناصر و تفکر غربی به صورت ناخودآگاه در ذهن نخبگان مراکز علمیِ ارزشی نیز لانه کرده است.
وی در پایان سخنان خود با اشاره به تشابه ساختاری جریانهای سیاسی در کشور گفت: تفاوت عملکردی دولتهای اصولگرا و اصلاحطلب در حوزههای کلان اقتصادی و فرهنگی ناچیز بوده است، زیرا ساختار حاکمیتی موجود به دلیل رسوخ رویهها و قوانین غربی، مانع از کنشگری انقلابی افراد و همراهی آنان با عاملیت جمعی تودهها میشود.