عصر قم - این یادداشت در واقع بازخوانی و تحلیل تنها یکی از مواضع و بیانات رهبر شهید، آیتالله خامنهای، در باب مذاکره با ایالات متحده است که در روز اول مهرماه ۱۴۰۴ ایراده شده است.
به گزارش گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، این یادداشت در واقع بازخوانی و تحلیل تنها یکی از مواضع و بیانات رهبر شهید، آیتالله خامنهای، در باب مذاکره با ایالات متحده است که در روز اول مهرماه ۱۴۰۴ ایراده شده است. رهبر شهید در این سخنرانی مهم مسئولان را مورد خطاب مستقیم قرار داده و با بیان نکات دقیقی درباره مذاکره با دولت فعلی امریکا، از سیاست مداران خواسته است که در این درباره تأمل جدی انجام دهند:
در اظهارات اهل سیاست، مسئلهی مذاکرهی با آمریکا زیاد مطرح میشود؛ نظرات مختلفی هم هست. گفتم بعضیها این را مفید میدانند، لازم میدانند، بعضیها مضر میدانند، بعضیها نظرات میانهتری دارند؛ حرفها مختلف است. من آنچه را تا حالا در این سالهای متمادی فهمیدهام، دیدهام، احساس کردهام و تجربه کردهام، به ملّت عزیزمان عرض میکنم .
خواهش میکنم مسئولین سیاسی و فعّالان سیاسی هم یک قدری تأمّل کنند، روی این حرفها فکر کنند، تأمّل کنند و قضاوت را بر اساس آگاهی و اطّلاع انجام بدهند. حرف من این است که در حال حاضر با وضعیّتی که وجود دارد ــ حالا ممکن است بیست سال دیگر، سی سال دیگر وضعیّت دیگری وجود داشته باشد؛ با آن کاری نداریم ــ در وضع کنونی، مذاکرهی با دولت آمریکا، اوّلاً هیچ کمکی به منافع ملّی ما نمیکند، هیچ سودی برای ما ندارد، هیچ ضرری را هم از ما دفع نخواهد کرد؛ یعنی کاری است بدون سود، بدون اینکه برای کشور فایدهای داشته باشد، بدون اینکه ضرری را دفع کند؛ مطلقاً چنین تأثیری ندارد. این اوّلاً .
ثانیاً بعکس، زیانهایی هم بر آن مترتّب است. یعنی سود که ندارد هیچ، مطلب دوّم این است که مذاکرهی با آمریکا در شرایط کنونی ضررهای بزرگی برای کشور دارد که شاید بشود گفت بعضی از این ضررها جبرانناپذیر هستند؛
بدینسان این یادداشت تلاش دارد با استخراج ساختار منطقی و مفهومی این بیانات راهبردی و مهم ، آن را در قالب یک چارچوب علمی و قابل تحلیل ارائه کند. هدف این مقاله، بازخوانی و تحلیل دیدگاه رهبری در باب مذاکره با دولت فعلی امریکا در قالبی نظاممند و تحلیل آنها بر اساس مفاهیم نظری و تجربی است.
۱ . چارچوب مفهومی: تعریف مذاکره و انحراف آن
در این چارچوب مفهومی، مذاکره نه بهعنوان یک اصل مطلق و مفهومی ذاتا «خوب» یا «بد»، بلکه بهعنوان ابزاری مشروط به شرایط خاص در نظر گرفته میشود. بنا بر دیدگاه رهبر شهید می توان گفت مذاکره وقتی معنا دارد که ایران بتواند در یک فرآیند واقعی به نتیجهای متفاوت از پیشفرضهای دشمن دست یابند. در ادامه این نگاه، رهبری تأکید می کند که اگر نتیجه توسط دشمن از پیش تعیین شده باشد، اساساً چیزی به نام مذاکره شکل نمیگیرد: « اگر چنانچه شما با طرف مقابل مذاکره کنید و آنچه را او میخواهد قبول کنید که خب، این تسلیم و ضعف کشور و نابود کردن شرف یک ملّت است». از این رو وقتی طرف مقابل نتیجه را از قبل مشخص کرده و انتظار دارد طرف دیگر صرفاً آن را بپذیرد، این دیگر مذاکره نیست؛ بلکه نوعی تحمیل اراده است. در چنین شرایطی، ورود به فرآیند مذاکره نهتنها کمکی به حل مسئله نمیکند، بلکه میتواند به تضعیف موقعیت طرف مقابل منجر شود و او را در موضع انفعال قرار دهد. بر این اساس، اگر امریکا نتیجه را پیشاپیش مشخص کند، فرآیند از حالت «مذاکره» خارج شده و به «تحمیل» تبدیل میشود.
در متن سخنرانی، رهبری اذعان می کند که که طرف مقابل، نتیجه مذاکرات را در قالب توقف فعالیتهای کلیدی مثل هسته ای و موشکی تعیین کرده است. بنابراین، چنین فرآیندی فاقد ماهیت مذاکره بوده و در عمل یک کنش یکطرفه بوده و به اصطلاح «تحمیل و تحکّم» است نه مذاکره و تعامل.
۲ . تحلیل عدم سودمندی مذاکره
بخش نخست استدلال بر این گزاره استوار است که مذاکره در شرایط فعلی و با سرکار بودن فرد دروغگو و فریبکاری، غیر قابل اعتمادی و تهدیدکننده ای مثل ترامپ، هیچ سودی برای کشور ندارد.
همچنین رهبری شهید درباره عدم سومند بودن مذاکره تصریح می کند: «امّا اینکه میگوییم به سود ما نیست، برای ما فایدهای ندارد، چون طرف آمریکایی پیشاپیش خودش نتیجهی مذاکرات را معیّن کرده؛ یعنی اعلام کرده که مذاکرهای را قبول دارد و میخواهد مذاکرهای بکند که نتیجهی آن مذاکره، تعطیل شدن فعّالیّتهای هستهای و غنیسازی در کشور ایران باشد…»
بنابراین دلیل اصلی این ادعا، از پیش تعیین شدن نتیجه توسط طرف مقابل است. بهبیان صریحتر مذاکرهای که در آن امکان کسب امتیاز وجود ندارد، و دشمن می خواهد خواسته های خود را دیکته کند و داشته ها و امتیازات راهبردی طرف مقابل را بگیرد، اساساً فایده ای نداشته و این نوع مذاکره فاقد توجیه عقلانی است. در چنین شرایطی، مذاکره نهتنها به ایجاد دستاورد منجر نمیشود، بلکه به پذیرش خواستههای از پیش اعلامشده طرف مقابل محدود گشته و زیان بار خواهد بود.
۳ . تحلیل زیانمندی مذاکره: مفهوم تهدیدپذیری
مهمترین بخش بیانات رهبر شهید استدلال کردن به زیانهای مذاکره تحت شرایط تهدید است. در این چارچوب، پذیرش مذاکره در شرایطی که با تهدید آمریکا همراه است، بهعنوان نشانهای از «تهدیدپذیری» تفسیر میشود.
در این خصوص رهبری بیان می کند اگر کشوری در برابر فشار و تهدید به میز مذاکره بیاید، این پیام را به طرف مقابل منتقل میکند که ابزار تهدید کارآمد است. در نتیجه، نهتنها این فشارها کاهش نمییابد، بلکه بهصورت مستمر افزایش پیدا میکند و حوزههای جدیدی را نیز دربرمیگیرد. بنابر این تحلیل می توان گفت، مذاکره در شرایط تهدید دشمن نه تنها سود نبوده بلکه بازدارندگی و امنیت پایدار را نیز از بین خواهد برد.
۴ . تحلیل تجربی: تجربه توافق هستهای (برجام)
در رهبری در بیانات مذکور تجربه برجام بهعنوان یک شاهد تجربی کلیدی مورد استناد قرار می دهد:
ده سال قبل از این، ما یک قراردادی با آمریکاییها بستیم که اسمش در داخل کشور ما «برجام» است؛ در این قرارداد، بنا شد که ما در مورد هستهای این کارها را انجام بدهیم ــ آن مرکز تولید را مسدود کنیم؛ آن محصول سه و نیم درصدی را که آن وقت تولید میکردیم، بدهیم برود به خارج یا رقیق کنیم یعنی از بین برود، غنیسازیاش را از بین ببریم؛ و چیزهای دیگر ــ آنها هم در مقابل تحریمها را بردارند. … امروز شما ملاحظه کنید، نهتنها پرونده عادی نشده، بلکه مشکلات هستهای کشور در شورای امنیّت، سازمان ملل و در هستهای مضاعف شده، چند برابر هم شده! طرف اینجوری است، قولش این است! ما همهی کارهایی را که باید انجام میدادیم انجام دادیم، او تحریمها را برنداشت، هیچ کدام از قولهایی را که داده بود انجام نداد و بعد هم اصلاً خود او، به تعبیر رایج، پاره کرد آن قرارداد یا آن توافقنامه و تفاهمنامهای را که مقرّر شده بود، اصلاً بکلّی خارج شد از برجام و آن را رد کرد.
ساختار این استدلال بهصورت زیر است:
اجرای تعهدات از سوی طرف ایران عدم اجرای تعهدات از سوی طرف امریکایی خروج یکجانبه امریکا از توافق عدم تحقق اهداف اصلی توافق برای ایران در این زمینه رهبری تأکید میکند تجربه نشان داد که اعتماد به طرف مقابل بدون تضمینهای واقعی، نمیتواند منافع کشور را تأمین کند. بر این اساس، نتیجهگیری میشود که طرف مقابل فاقد پایبندی به تعهدات رسمی و بین المللی و دو طرفه است.
۵ . تحلیل رفتار طرف مقابل
به طور کلی رهبری شهید در این بیانات تصویری از رفتار طرف امریکا ارائه میدهد که شامل ویژگیهایی نظیر:
خلف وعده استفاده مکرر از تهدید بهرهگیری از ابزارهای نظامی و ترور استفاده ابزاری از مذاکره در این چارچوب، رهبر شهید جنگ رمضان تصریح میکند طرفی که بارها تعهدات خود را نقض کرده و همزمان از ابزار تهدید استفاده میکند، نمیتواند شریک قابل اعتمادی در یک فرآیند مذاکره واقعی باشد. چنین رفتاری نشان میدهد که مذاکره برای او نه یک راهحل، بلکه یک ابزار تاکتیکی است.
۶ . کارکرد مذاکره برای طرف مقابل
بنابراین یکی از نکات مهم رهبری در باب فایده مذاکره بیان می کند تحلیل کارکرد مذاکره برای طرف مقابل و دشمن آمریکا است. مذاکره برای طرف مقابل میتواند بهعنوان نشانهای از موفقیت سیاست فشار تلقی شود و در عرصه داخلی و بینالمللی بهعنوان یک دستاورد تبلیغاتی مورد استفاده قرار گیرد. بنابر این دیگاه، مذاکره بهعنوان ابزار کسب اعتبار سیاسی توسط امریکا که چهره منفور استکباری و تهاجمی اش را تطهیر کرده و چهره ای مشروع و منطقی از خود در جهان ارائه دهد.
۷ . نتیجهگیری راهبردی: بنبست مذاکره و ضرورت قدرتسازی
بر اساس مجموع استدلالها، رهبری شهید از سوی نتیجه می گیرند که مذاکره در شرایط فعلی و با دولت عهده شکن و فریبکار ترامپ در «بنبست محض» قرار دارد: « به نظر من مذاکرهی با آمریکا برای مسئلهی هستهای و شاید برای مسائل دیگر، بنبست محض است؛ یعنی هیچ راه درستی وجود ندارد برای اینها، بنبست محض است».
.از سوی دیگر، رهبری شهید پیشرفت و شکوفایی ایران را نه در مذاکره با امریکا بلکه در اتخاذ راهبردهای دیگری تعریف می کند: راهحل اساسی در برابر فشارهای خارجی، تکیه بر توان داخلی و تقویت عناصر قدرت ملی است. هرچه کشور در حوزههای مختلف قویتر شود، امکان تحمیل اراده از سوی دیگران کاهش مییابد. بر این اساس، قدرتسازی در ابعاد نظامی، علمی و ساختاری بهعنوان راهبرد اصلی پیشنهاد میشود.
نتیجهگیری
تحلیل ارائهشده نشان میدهد که دیدگاه مورد بررسی، یک چارچوب منسجم استدلالی دارد که بر سه پایه اصلی استوار است: تعریف خاص از مذاکره، ارزیابی تجربی از رفتار طرف مقابل و تأکید بر نقش قدرت در روابط بینالملل.
این چارچوب، مذاکره در شرایط خاص و زیر سایه تهدید و تحمیل را فاقد کارکرد دانسته و آن را بهعنوان یک فرآیند پرهزینه و کمفایده تحلیل میکند. در مقابل، راهحل پیشنهادی بر تقویت ظرفیتهای داخلی متمرکز است.
از منظر علمی، این دیدگاه قابل تبیین در چارچوب نظریههای رئالیستی روابط بینالملل، بازدارندگی و مسئله تعهد است و میتوان آن را بهعنوان یک نمونه از تحلیل راهبردی مبتنی بر تجربه و ادراک تهدید مورد بررسی قرار داد.
افزون بر این راهبرد اساسی که می توان برای پیشرفت ایران اسلامی و شکست دشمن امریکایی-صهیونی در نظر گرفت، تقویت قدرت فناوری و علمی ایران اسلامی است. بلکه می توان گفت در دنیای امروز، قدرت واقعی نه صرفاً در فناوری و علم، بلکه در ترکیب هوشمندانهای از اراده، دانش، ایمان و توان بومی شکل میگیرد؛ ترکیبی که میتواند معادلات پیچیده را در کوتاهترین زمان دگرگون سازد.
نوشتاری از حجتالاسلام دکتر حمید محسنی، رئیس مرکز مطالعات فضای مجازی و هوش مصنوعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی