سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵

فرهنگی

یادداشت؛

تغییر جایگاه زن ایرانی از «بخشی از جامعه» به «کل جامعه»

تغییر جایگاه زن ایرانی از «بخشی از جامعه» به «کل جامعه»
عصر قم - زن در ایام جنگ، به وظیفه انسانی خود می اندیشد نه «سهم خواهی های جنسیتی» . در خدمات اجتماعی و فرهنگی اش، در فعالیت های علمی و اقتصادی اش، بسان یک انسان در متن جامعه فعال است نه با صبغه جنسیتی اش.
  بزرگنمايي:

عصر قم - زن در ایام جنگ، به وظیفه انسانی خود می اندیشد نه «سهم خواهی های جنسیتی» . در خدمات اجتماعی و فرهنگی اش، در فعالیت های علمی و اقتصادی اش، بسان یک انسان در متن جامعه فعال است نه با صبغه جنسیتی اش.

به گزارش گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، البته این حضور فراجنسیتی، نیازمند نگاهی فاخر و اصیل به هویت انسانی زن است که به جای نگاه جنسیتی به زن، هویت انسانی بازآفرینی جامعه را به زن به مثابه انسان می دهد، به مثابه انسان تربیت کننده.
این نوع نگاه، موهبتی است که خمینی کبیر ره به زن ایرانی هدیه داد تا زنان نه به عنوان «بخشی از جامعه» بلکه به عنوان «کل جامعه» دیده شوند و از حاشیه به متن وارد شوند.
معتقدم مباحث مربوط به جنسیت از مواردی است که لحاظ اضلاع مختلف آن، به اندازه خود متن مسأله، مهم و مؤثر است. به این معنا که وقتی مسأله ای را مطرح می کنیم باید چندین دفع و دخل مقدر و چندین تکمله و تعلیقه برآن وارد کنیم تا صورت نهایی مسأله به دقت مشخص شود.گاهی غفلت از یک بعد، می تواند مغالطاتی را در پی داشته باشد.
برای نمونه این امر در بحث «تفاوت ها و شباهتهای جنسیتی» بسیار قابل ملاحظه است. در رویکرد نظری ما توجه به تفاوت ها و تأکید بر آنها و تفسیر آنها بر اساس نظام توحیدی و حکمت حاکم بر تکوین، اصلی است که گویا تمام مسأله را در این بحث با خود دارد. همینجا آنچه معمولاً مورد غفلت قرار می گیرد توجه به شباهتهای انسانی است. تفاوت ها جایگاه خود را دارند اما مسئله مهم دیگر اینست که شباهتهای بین دو جنس، چه میزان از هویت آنها را تشکیل می دهد؟
بی شک طیف های مختلف پاسخ به این سؤال در این امر مشترکند که دو جنس در اکثر شاخصه های انسانی مشترکند و در تعداد کمتری متفاوتند.
حال این سؤال پیش می آید که اگر تفاوت ها دال حقوقی و فرهنگی و… دارد، پس شباهتها نیز با احتساب همان طراز اکثری، باید بیشتر از تفاوت ها مورد توجه سیاست‌های فرهنگی و حقوقی و اجتماعی و حاکمیتی قرار گیرند.
زن و مرد، به مراتب، قبل از آنکه مرد یا زن باشند انسان هستند و به همین وزان باید با عنصر مشترک «انسانیت» مورد خطاب قانون و همه فرصتها قرار گیرند.
بنابراین نباید تحصیلات خاص، علوم خاص، مهارتهای خاص، جمعیت های خاص و کنشگری های خاص برای زنان قائل شد به این معنا که زنان را صرفاً متعلق به این عرصه های جنسیتی دانست.
زن به مثابه انسان، مانند مرد به مثابه انسان، محق بهره مندی از همه فرصتهای اجتماعی است. همانطور که زنان و مردان به فراخور جنسیتشان نیز مشمول برخی گزاره های جنسیتی خواهند بود.
با این دیدگاه است که زن در ایام جنگ، به وظیفه انسانی خود می اندیشد نه «سهم خواهی های جنسیتی» . در خدمات اجتماعی و فرهنگی اش، در فعالیت های علمی و اقتصادی اش، بسان یک انسان در متن جامعه فعال است نه با صبغه جنسیتی اش.
البته این حضور فراجنسیتی، نیازمند نگاهی فاخر و اصیل به هویت انسانی زن است که به جای نگاه جنسیتی به زن، هویت انسانی بازآفرینی جامعه را به زن به مثابه انسان می دهد، به مثابه انسان تربیت کننده.
این نوع نگاه، موهبتی است که خمینی کبیر ره به زن ایرانی هدیه داد تا زنان نه به عنوان «بخشی از جامعه» بلکه به عنوان «کل جامعه» دیده شوند و از حاشیه به متن وارد شوند.
تعبیر تغییر جایگاه زن ایرانی از «بخشی از جامعه» ، به «کل جامعه» ، در گفتمان انقلاب، ایده ریاست محترم دانشگاه باقرالعلوم علیه‌السلام، جناب دکتر رفیعی علوی است که امروز در سخنرانی حسن ختام هم اندیشی « زن ایرانی و مدیریت خانه به وقت جنگ» که به همت مرکز آموزش های آزاد و انجمن های علمی برگزار شد، مطرح فرمودند.
دکتر نرجس رودگر
انجمن علمی الگوی سوم زن مسلمان دانشگاه باقرالعلوم(ع)


نظرات شما