دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵

فرهنگی

«پسری که همه چیز دارد» / شاهزاده لاکچری و روایتی از یک گسل طبقاتی

«پسری که همه چیز دارد» / شاهزاده لاکچری و روایتی از یک گسل طبقاتی
عصر قم - بولتن شماره ۲۶۷ خبرگزاری پارس در ۲۰ آذر ۱۳۵۴، گزارشی از روزنامه دیلی اکسپرس را با عنوان «پسری که همه چیز دارد» بازنشر می‌کند. این گزارش در ظاهر تلاشی برای ترسیم تصویری جذاب و آرمانی از زندگی رضا پهلوی، ولیعهد وقت ایران، است، اما محتوای آن ناخواسته تصویری از فاصله عظیم میان زندگی خاندان سلطنتی و واقعیت زندگی اکثریت مردم ایران در دهه ۱۳۵۰ ارائه می‌دهد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - بولتن شماره ۲۶۷ خبرگزاری پارس در ۲۰ آذر ۱۳۵۴، گزارشی از روزنامه دیلی اکسپرس را با عنوان «پسری که همه چیز دارد» بازنشر می‌کند. این گزارش در ظاهر تلاشی برای ترسیم تصویری جذاب و آرمانی از زندگی رضا پهلوی، ولیعهد وقت ایران، است، اما محتوای آن ناخواسته تصویری از فاصله عظیم میان زندگی خاندان سلطنتی و واقعیت زندگی اکثریت مردم ایران در دهه ۱۳۵۰ ارائه می‌دهد.

بولتن شماره ۲۶۷ خبرگزاری پارس در ۲۰ آذر ۱۳۵۴، گزارشی از روزنامه دیلی اکسپرس را با عنوان «پسری که همه چیز دارد» بازنشر می‌کند. این گزارش در ظاهر تلاشی برای ترسیم تصویری جذاب و آرمانی از زندگی رضا پهلوی، ولیعهد وقت ایران، است، اما محتوای آن ناخواسته تصویری از فاصله عظیم میان زندگی خاندان سلطنتی و واقعیت زندگی اکثریت مردم ایران در دهه ۱۳۵۰ ارائه می‌دهد. اگر صرفاً به داده‌های همین سند تکیه شود، تصویری که شکل می‌گیرد بیش از آنکه از یک نوجوان عادی یا حتی یک وارث سیاسی مسئول سخن بگوید، از فردی حکایت دارد که تقریباً تمامی امکانات مادی و امتیازات اجتماعی را بدون هیچ محدودیت در اختیار دارد.

عصر قم


«مشکل» کسی که همه چیز دارد
گزارش با این ایده آغاز می‌شود که برای «ثروتمندترین افراد» دشوار است هدیه‌ای مناسب پیدا شود. نویسنده سپس رضا پهلوی را نمونه کامل این وضعیت معرفی می‌کند و می‌پرسد: «به پسری که همه چیز دارد چه می‌توان هدیه داد؟»
این مقدمه از همان ابتدا نوع نگاه حاکم بر متن را آشکار می‌کند. در حالی که بخش بزرگی از جامعه با مسائل اقتصادی، مسکن، آموزش و اشتغال روبه‌رو بود، دغدغه‌ای که برای ولیعهد مطرح می‌شود، دشواری انتخاب هدیه تولد برای کسی است که هیچ کمبودی ندارد. حتی در روایت سند، فرح پهلوی نیز اظهار می‌کند که دیگر نمی‌داند چه هدیه‌ای می‌توان برای او تهیه کرد.
کاخ، باغ اختصاصی و زندگی رؤیایی
سند تأکید می‌کند که رضا پهلوی در کاخ نیاوران زندگی می‌کند؛ جایی که برای بسیاری از نوجوانان تنها در حد یک رؤیا قابل تصور است. در توصیف امکانات او آمده است:
دارای کاخ و محل اقامت اختصاصی است.
در باغ کاخ استخر دارد.
از آخرین مدل وسایل موسیقی استریو برخوردار است.
اتاق و فضای اختصاصی برای پذیرایی از دوستان در اختیار دارد.
سگ اسپانیل مخصوص دارد که هنگام ورود از او استقبال می‌کند.
مجموعه این توصیفات، تصویری از یک زندگی اشرافی کامل ارائه می‌دهد؛ زندگی‌ای که در آن دسترسی به امکانات لوکس نه نتیجه تلاش فردی، بلکه نتیجه جایگاه موروثی است.
دسترسی به بهترین امکانات آموزشی و اجتماعی
در بخش دیگری از گزارش، به مدرسه‌ای اشاره می‌شود که ولیعهد در آن تحصیل می‌کند. سند تصریح می‌کند که این مدرسه از جمله مراکزی است که «پسران و دختران با هم» در آن تحصیل می‌کنند و دختران آن «از زیباترین دختران ایران» توصیف شده‌اند. همچنین گفته می‌شود که شهبانو شخصاً بر تحصیلات دانش‌آموزان نظارت دارد و همه آنان از آموزش مطلوب برخوردارند.
در اینجا نیز نکته قابل توجه، برخورداری ولیعهد از نوعی شبکه اجتماعی و آموزشی ممتاز است که برای اکثریت جامعه دسترس‌ناپذیر بود. سند حتی احتمال می‌دهد که یکی از دختران این مدرسه روزی «عروس دربار» شود؛ عبارتی که نشان می‌دهد محیط آموزشی مزبور نه صرفاً یک مدرسه، بلکه بخشی از ساختار بازتولید نخبگان نزدیک به قدرت تلقی می‌شده است.
خودرو، موتورسیکلت و هواپیمای شخصی
یکی از برجسته‌ترین بخش‌های گزارش مربوط به وسایل نقلیه و سرگرمی‌های ولیعهد است.
طبق سند:
او از مادربزرگش یک اتومبیل هدیه گرفته است.
در محوطه کاخ رانندگی می‌کند.
از دوچرخه و موتورسیکلت استفاده می‌کند.
در ۱۴ سالگی هدایت هواپیما را آموخته است.
به پرواز علاقه فراوان دارد.
در متن، فرح پهلوی حتی از نگرانی خود هنگام نخستین پرواز مستقل فرزندش سخن می‌گوید. اما نکته مهم‌تر آن است که سند این دسترسی فوق‌العاده به آموزش هوانوردی و تجهیزات مرتبط را امری عادی جلوه می‌دهد. در حالی که برای اکثریت نوجوانان ایرانی، حتی مالکیت یک دوچرخه نیز می‌توانست آرزو باشد، ولیعهد در سنین نوجوانی به هواپیما دسترسی دارد و آموزش خلبانی می‌بیند.
ورزش به مثابه مجموعه‌ای از امتیازات نامحدود
گزارش در ادامه از علاقه ولیعهد به فوتبال سخن می‌گوید و بیان می‌کند که مربی اختصاصی فوتبال دارد. همچنین ادعا می‌شود که او امیدوار است روزی تیم فوتبال ایران را در المپیک ۱۹۷۶ رهبری کند.
علاوه بر فوتبال، سند فهرستی طولانی از امکانات ورزشی او را برمی‌شمارد:
اسکی روی آب
وسایل شکار زیر آب
تجهیزات مختلف ورزشی
امکانات تفریحی متنوع
جمله پایانی گزارش بسیار معنادار است؛ جایی که نویسنده می‌گوید با این وسایل می‌توان «مغازه‌ای را کامل پر کرد». این عبارت عملاً خودِ سند را به شاهدی بر حجم استثنایی امکاناتی تبدیل می‌کند که در اختیار ولیعهد قرار داشته است.
تصویری از امتیاز موروثی
آنچه از مجموع این سند برمی‌آید، نه روایت استعداد‌ها یا دستاورد‌های شخصی رضا پهلوی، بلکه توصیف انبوهی از امکانات، ثروت و امتیازاتی است که صرفاً به واسطه تولد در خانواده سلطنتی در اختیار او قرار گرفته بود.
در این روایت:
بهترین محل سکونت فراهم است.
بهترین امکانات آموزشی فراهم است.
بهترین امکانات تفریحی فراهم است.
خودرو، موتورسیکلت و هواپیما در دسترس است.
مربیان و آموزش‌های اختصاصی وجود دارند.
هیچ محدودیت مالی مشاهده نمی‌شود.
حتی عنوان گزارش، «پسری که همه چیز دارد»، ناخواسته اعترافی به همین واقعیت است. سند می‌کوشد این وضعیت را جذاب و تحسین‌برانگیز جلوه دهد، اما از منظر انتقادی، متن بیش از هر چیز نماد تمرکز ثروت و امتیاز در رأس هرم قدرت است؛ تمرکزی که موجب می‌شود زندگی ولیعهد نه شباهتی به زندگی یک نوجوان عادی داشته باشد و نه حتی به تجربه اکثریت شهروندان ایرانی آن زمان.
اگر تنها به مفاد همین بولتن خبرگزاری پارس استناد شود، رضا پهلوی در سال ۱۳۵۴ نوجوانی معرفی می‌شود که تقریباً هیچ محدودیت مادی در برابر خود نمی‌بیند: کاخ، استخر، تجهیزات موسیقی، خودرو، موتورسیکلت، هواپیما، مربی اختصاصی، آموزش ممتاز و طیفی گسترده از امکانات ورزشی و تفریحی؛ بنابراین مهم‌ترین نتیجه‌ای که از این سند برمی‌آید، نمایش شکاف عمیق میان زندگی ولیعهد و زندگی عادی جامعه است؛ شکافی که در متن نه پنهان شده و نه انکار، بلکه با افتخار و به عنوان نشانه‌ای از جایگاه سلطنتی به نمایش گذاشته شده است.


نظرات شما