دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵

فرهنگی

حجت‌الاسلام سعیدی‌آریا:

نباید همواره در چارچوب قالب‌های وارداتی باشیم/تولید دست اول، راهکار خروج از انفعال فرهنگی

نباید همواره در چارچوب قالب‌های وارداتی باشیم/تولید دست اول، راهکار خروج از انفعال فرهنگی
عصر قم - حجت‌الاسلام سعیدی‌آریا با انتقاد از رویکرد منفعلانه در حوزه‌های مختلف فرهنگی، علمی و رسانه‌ای، بر ضرورت تولید دست‌اول و اصالت‌بخشی به مبانی دینی و بومی تأکید کرد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - حجت‌الاسلام سعیدی‌آریا با انتقاد از رویکرد منفعلانه در حوزه‌های مختلف فرهنگی، علمی و رسانه‌ای، بر ضرورت تولید دست‌اول و اصالت‌بخشی به مبانی دینی و بومی تأکید کرد.

به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا ، حجت‌الاسلام محمد سعیدی آریا، کارشناس مذهبی ، در چهارمین نشست از سلسله نشست‌های علمی «بررسی اولویت‌های تبلیغ در حوزه‌های علمیه» با موضوع تخصصی «محتوا و پیام تبلیغ دینی؛ مسئله مندی، اثربخشی و اقناع» با تأکید بر ضرورت تولید دست‌اول در حوزه‌های مختلف، گفت: مسئله اصلی این است که در بسیاری از عرصه‌ها، به‌جای آن‌که خودمان مبنای تولید باشیم، به پیرو الگوهای دیگران تبدیل شده‌ایم؛ به این معنا که ابتدا مدل در بیرون از مجموعه فکری ما شکل می‌گیرد و سپس تلاش می‌کنیم آن را با شرایط خودمان تطبیق دهیم. در حالی که اگر یک دستگاه فکری، مکتب یا نظام فرهنگی، اصیل و زاینده باشد، باید بتواند خود قالب بسازد، ذائقه تولید کند و مسئله تعریف کند، نه این‌که همواره در چارچوب قالب‌های وارداتی قرار گیرد.
وی با اشاره به این‌که این رویکرد تنها به سیاست محدود نمی‌شود، افزود: این مسئله در فرهنگ، اقتصاد، تربیت، رسانه، روان‌شناسی، هنر و حتی در شیوه مواجهه با بحران نیز مشاهده می‌شود. در بحث حکمرانی نیز نباید صرفاً این پرسش را مطرح کرد که یک نظام، زیرمجموعه کدام مدل شناخته‌شده غربی یا شرقی است؛ زیرا چنین نگاهی از ابتدا این پیش‌فرض را ایجاد می‌کند که تنها مدل‌های موجود، مشروع و قابل‌اعتنا هستند و ما صرفاً باید خود را با آن‌ها تطبیق دهیم. در حالی که ممکن است یک نظام فکری، برآمده از توحید و خداشناسی، منطق مستقل و خاص خود را داشته باشد؛ منطقی که نه برگرفته از دیگران است و نه دنباله‌رو آنان.
این کارشناس مذهبی با تأکید بر ضرورت شکل‌گیری ساختار اصیل در عرصه فرهنگ تصریح کرد: در حوزه فرهنگ نیز نباید صرفاً با ذهنیت دفع خطر حرکت کرد؛ یعنی تنها به این فکر باشیم که چگونه کمتر آسیب ببینیم، کمتر ضربه بخوریم و از بروز بحران جلوگیری کنیم. هرچند این نگاه لازم است، اما کافی نیست. رویکرد فعال و اصیل آن است که از ابتدا به ساختارسازی، پیشگیری، تربیت ذائقه درست و جریان‌سازی فرهنگی توجه شود. این مسئله را می‌توان با تفاوت میان واکسن و درمان توضیح داد؛ گاهی آن‌قدر درگیر درمان می‌شویم که اصل پیشگیری فراموش می‌شود، در حالی که اگر از ابتدا اقدام درستی صورت گیرد، اساساً بسیاری از بحران‌ها رخ نخواهند داد یا شدت کمتری خواهند داشت.
وی با تأکید بر اهمیت روایت دست‌اول خاطرنشان کرد: این مشکل در برخی نگاه‌ها به دین، فرهنگ و حتی علم نیز دیده می‌شود؛ به این معنا که به‌جای تولید معنا از منبع بومی و اصیل خود، پیوسته به دنبال آن هستیم که دیگران چه گفته‌اند و سپس تلاش می‌کنیم دین یا تجربه خود را در چارچوب نظریه‌های آنان توضیح دهیم. در حالی که باید پرسید چرا روایت دینی را حتماً زیرمجموعه یک مکتب روان‌شناسی قرار دهیم؟ چرا خود روایت، نتواند افق فهم، دستگاه تربیتی و منظومه روان‌شناختی مستقل داشته باشد؟ چرا ما خودمان تولیدکننده ذائقه و نظریه نباشیم؟
حجت‌الاسلام سعیدی‌آریا ادامه داد: در عرصه هنر و رسانه نیز همین مسئله وجود دارد. برخی بر این باورند که اگر در فیلم، داستان یا محتوای تولیدی، عناصر هیجان‌زا، هنجارشکن یا حتی خلاف اخلاق وجود نداشته باشد، مخاطب جذب نخواهد شد. در واقع، از ابتدا پذیرفته‌اند که قواعد بازار و سلیقه مصرفیِ رایج، تعیین‌کننده هستند. این در حالی است که چنین رویکردی به معنای تسلیم در برابر قالب‌های موجود است. باید این پرسش را مطرح کرد که چرا نتوان با کار خوب، فرم خلاق، محتوای سالم و روایت جذاب، مخاطب ایجاد کرد و ذائقه را تغییر داد؟ چرا همیشه باید به دنبال این باشیم که چه چیزی بیشتر می‌فروشد، نه این‌که چه چیزی بهتر می‌سازد؟
وی با اشاره به تأثیرگذاری به عنوان یکی از ارکان کیفیت محصولات فرهنگی اظهار داشت: این منطق در رفتارهای اجتماعی و اقتصادی نیز دیده می‌شود. برخی معتقدند در کسب‌وکار نمی‌توان بدون دروغ‌گویی فعالیت کرد یا نمی‌توان کاملاً سالم عمل کرد، چون همه چنین می‌کنند. این نگاه به معنای پذیرش جبرِ فساد رایج است. وقتی این ذهنیت جا بیفتد، فرد به‌تدریج در همه زمینه‌ها منفعل می‌شود؛ چه در تجارت، چه در سیاست، چه در جنگ، چه در مذاکره، چه در فرهنگ و چه در تربیت. در چنین شرایطی، انسان فقط به دنبال آن است که کمترین آسیب را ببیند، نه این‌که بیشترین اثر را بگذارد.
این کارشناس مذهبی با تأکید بر ضرورت رویکرد مؤثر و فعال گفت: نگاه اصیل و درست آن است که انسان تنها به مصون ماندن قانع نباشد، بلکه در پی اثرگذاری و تغییر میدان باشد. به‌جای آن‌که از موضع ضعف وارد شود، باید از موضع تولید وارد شود و به‌جای تبعیت از الگوهای آماده، خود الگو بسازد. این دقیقاً در مقابل نگاه منفعل قرار دارد؛ نگاهی که همواره می‌پرسد دیگران چه می‌کنند، مشتری چه می‌خواهد، مدل رایج چیست و اگر این کار را نکنیم چه می‌شود.
وی در پایان تأکید کرد: مسئله اصلی این است که باید از ذهنیت «زیرمجموعه بودن» خارج شویم؛ نه در حکمرانی، نه در فرهنگ، نه در روان‌شناسی، نه در رسانه و نه در اقتصاد. باید به‌جای استفاده صرف از قالب‌های موجود، خود قالب‌ساز باشیم و از موضع تولید فکر، تولید ذائقه، تولید رفتار و تولید تمدن سخن بگوییم. در این صورت، قرآن، روایت، دین و تجربه تاریخی ما دیگر صرفاً مواد خام برای تطبیق با نظریه‌های دیگران نخواهند بود، بلکه خود به منبع نظریه، هدایت و ساخت یک جهان‌بینی مستقل تبدیل می‌شوند.
این کارشناسان مذهبی بر لزوم تغییر رویکرد در تولید محتوا و مواجهه با مخاطب تأکید کرده و ایراز ذاشت: شلوغی رسانه‌ها و استقبال گسترده از برخی محتواها، نشان‌دهنده نیاز روزافزون جامعه به پیام‌های تأثیرگذار و متناسب با زمان است. این تغییر نگرش، از کلاس‌های درس حوزوی تا رسانه‌های فراگیر، ضرورت توجه به «تناسب عرضه و تقاضا» در پیام‌رسانی را برجسته می‌سازد.
وی با اشاره به پویایی نیازهای انسانی، بیان داشت: مخاطبان امروز، بسته به شرایط فرهنگی، اجتماعی و حتی فطری خود، انتظارات متفاوتی از محتوا دارند. این امر، لزوم درک عمیق نیازها و دغدغه‌های مخاطب را بیش از پیش نمایان می‌سازد. مشابهت این موضوع با خانواده‌های فرزندخوانده که پس از سال‌ها زندگی مشترک، روابط جدید را بر روابط بیولوژیکی ترجیح می‌دهند، نشان‌دهنده اهمیت برآورده شدن نیازهای روانی و عاطفی است. در این راستا، ارائه محتوای فرهنگی و فکری که نقش واکسن را ایفا کند و مخاطب را از پیش از مواجهه با شبهه‌ها و اطلاعات نادرست محافظت نماید، از اهمیت بالایی برخوردار است.
حجت الاسلام سعیدی آریا به انحراف احتمالی پیام‌های اصیل از مسیر اصلی خود اشاره کرد و خاطر نشان داشت: هشدار پیامبر اکرم (ص) درباره برداشت صرفاً ظاهری از قرآن، مثالی برای این انحراف است؛ جایی که ممکن است مضامین عمیق قرآنی، به جای هدایت و روشنگری، صرفاً به یک صورت یا موسیقی بدون محتوا تقلیل یابد، همانند مجالس قرآنی که به جای تدبر، به محافل تفریحی بدل می‌شوند. این پدیده، رسانه‌ها و تولیدکنندگان محتوای فرهنگی را نیز تهدید می‌کند، به گونه‌ای که هدف اصلی تولید محتوا، یعنی تأثیرگذاری عمیق و هدایت مخاطب، جای خود را به سرگرم کردن مخاطب می‌دهد.


نظرات شما