عصر قم - مردم اروپا دیگر به «چتر امنیتی آمریکا» باور ندارند و این بیاعتمادی با تغییر رئیسجمهور در واشنگتن ترمیم نخواهد شد، نسل جدید اروپاییها با تصاویری بزرگ شدهاند که آمریکا را نه محافظ، بلکه تهدیدگر منافع و تمامیت ارضی کشورهایشان نشان میدهد.
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، اتحاد فراآتلانتیک تنها بر پایه توزیع قدرت سخت شکل نگرفته، بلکه برساخته ای از روایتها، هویتهای مشترک و «دگر»های تصویری بوده است. در این گفتمان، آمریکا همواره دال مرکزی «آزادی»، «دموکراسی» و «امنیت پایدار» بود و اروپا نقش پیرو و همراه را ایفا میکرد.
اما آنچه نظرسنجی ECFR بازنمایی میکند، گسل عمیقی در این هژمونی گفتمانی است. اکنون ۲۵ درصد از اروپاییها آمریکا را «رقیب» یا «دشمن» مینامند. این یک بازنمایی تازه از «خود» و «دیگری» است: اروپا در حال بازتعریف هویت خود بر مبنای «استقلال دفاعی» و «نظام امنیت جمعی اروپایی» است، نه تبعیت از واشنگتن.
این نظرسنجی یک شکست بزرگ برای دیپلماسی عمومی آمریکاست. اروپاییها با تصاویر «تهاجم به خاورمیانه»، «تهدید به خروج از ناتو» و «الحاق گرینلند» بزرگ شدهاند. دیگر برای آنها روایت «ناتو به مثابه پیمان صلح» کارایی ندارد. گفتمان واشنگتن دال مرکزی خود را از دست داده است.
فرصتها و الزامات برای ایران و نظم چندقطبی
از منظر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران، افول اعتبار آمریکا در اروپا سه پیامد راهبردی دارد:
نخست، تضعیف ائتلافسازی علیه ایران: هرگونه تلاش واشنگتن برای تشکیل «ائتلاف متحد» علیه ایران، با مانع افکار عمومی اروپایی مواجه خواهد شد. کشوری که مردمش آمریکا را «متحد» نمیدانند، به سختی میتواند وارد یک ماجراجویی نظامی جدید شود.
دوم، گسترش نظام چندقطبی: اروپایی که وابستگی امنیتی خود را به آمریکا کاهش میدهد، ناگزیر به سمت روابط متوازن با قدرتهای شرق (چین و روسیه) و مناطق پیرامونی (از جمله ایران) حرکت میکند. این روند به تدریج فشار تحریمهای یکجانبه آمریکا را کاهش میدهد و فضای دیپلماتیک را برای تهران بازتر میکند.
سوم، ظهور اروپای میانجی: با کاهش اعتماد به واشنگتن، اروپا انگیزه بیشتری برای ایفای نقش «میانجی مستقل» در بحرانهای جهانی، از جمله مناقشه ایران و آمریکا، خواهد داشت. فرانسه و آلمان – که در طول جنگ نیز از مشارکت مستقیم خودداری کردند – ممکن است در آینده به عنوان بازیگران میانجی ظاهر شوند.
البته این سناریو خالی از چالش نیست. شکاف میان کشورهای شمال (پیشتاز استقلال دفاعی) و شرق (لهستان و مجارستان که همچنان به آمریکا متمایلترند) و نیز جنوب (خواهان استقراض جمعی بدون استقلال راهبردی کامل) نشان میدهد که اروپا هنوز به یک «راهبرد دفاعی واحد» دست نیافته است. اما جهت کلی حرکت، غیرقابل انکار است.
بازگشت به گذشته ممکن نیست
نظرسنجی شورای روابط خارجی اروپا را باید نقطه عطفی در تاریخ روابط فراآتلانتیک دانست؛ شاید بزرگترین شکست دیپلماسی عمومی آمریکا از زمان تأسیس ناتو. آنچه امروز در اروپا میگذرد، یک اختلاف سلیقه سیاسی میان ترامپ و رهبران اروپایی نیست. این فروپاشی یک «قرارداد روانی» هفتاد و پنج ساله است.
مردم اروپا دیگر به «چتر امنیتی آمریکا» باور ندارند و این بیاعتمادی با تغییر رئیسجمهور در واشنگتن ترمیم نخواهد شد. نسل جدید اروپاییها با تصاویری بزرگ شدهاند که آمریکا را نه محافظ، بلکه تهدیدگر منافع و تمامیت ارضی کشورهایشان نشان میدهد.
از منظر قاعده فقهی «نفی سبیل» و اصل «عزت» در اندیشه سیاسی اسلام، هرگونه سلطهپذیری راهبردی برای مسلمانان و ملتهای مستقل مذموم است. آنچه امروز در اروپا در حال وقوع است – کاهش وابستگی به قدرت هژمون – میتواند الگویی برای دیگر مناطق، از جمله غرب آسیا، باشد که هزینه سلطهپذیری را با تمام وجود لمس کردهاند.
جهان به آرامی اما پیوسته به سمت نظمی چندقطبی پیش میرود. آمریکا سرمایه نمادین و اعتبار اخلاقی خود را در نزد نزدیکترین متحدان سنتیاش از دست داده است. این یک پایان نیست، اما بیتردید پایانِ آغازِ «هژمونی یکجانبه» است.
پاینده باد جمهوری اسلامی ایران
شکستهتر باد هیمنه ایالات متحده
الداعی الی سواء السبیل و الآخذ بید الأمه إلی مدارج الکمال