عصر قم - آخرین نظرسنجی شورای روابط خارجی اروپا، از یک زلزله راهبردی خبر میدهد: میانگین تنها ۱۱ درصد از مردم ۱۵ کشور اروپایی، آمریکا را متحدی همسو با ارزشها و منافع خود میدانند و ۲۵ درصد آن را «رقیب» یا «دشمن مستقیم» توصیف کردند.
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، شصت سال پیش، جان اف کندی در برلین غربی فریاد زد: «من یک برلینی هستم». امروز اما مردم درسدن، لیون یا میلانو با تردید میپرسند: آیا واشنگتن هنوز حامی ماست؟ نظرسنجی تازه اروپا روایتی دیگر روایت میکند: اروپاییها دیگر نه خود را در پناه «برادر بزرگ آمریکایی» میبینند و نه حاضرند هزینه امنیت خود را به نیابتی ناشناس بسپارند.
ضربالمثل معروف فارسی میگوید «آش نخورده و دهان سوخته»؛ اما اروپاییها این بار پیش از آنکه پایشان در جنگ تازهای بسوزد، پیمان امنیتی ناتو را سوخته یافتهاند. نظرسنجی جدید اروپا نشان میدهد: ماده۵ پیمان واشنگتن در افکار عمومی اروپا از اعتبار ساقط شده و اکثریت مردم دیگر به دفاع آمریکا در صورت حمله باور ندارند.
فروپاشی اعتماد میان دو سوی آتلانتیک را نمیتوان صرفاً به سیاستهای یک رئیسجمهور خاص تقلیل داد. نظرسنجی شورای روابط خارجی اروپا در ژوئن ۲۰۲۶ نه یک نوسان گذرا، بلکه نشانهای از دگردیسی ساختاری در روایت امنیتی اروپاست. آنچه رو به زوال است، نه یک توافق دیپلماتیک، بلکه «هژمونی گفتمانی» آمریکا بر ذهن و اراده اروپاییهاست.
پایان یک خودفریبی بزرگ
هفتاد و پنج سال از طرح ایده «پیمان فراآتلانتیک» میگذرد؛ پیمانی که بر دو رکن بنا شده بود: اول، تعریف دشمن مشترک (شوروی سابق و سپس جریانهای مخالف هژمونی غرب) و دوم، باورپذیری تعهد امنیتی آمریکا بر اساس ماده ۵ پیمان واشنگتن. اما نظرسنجی جدید شورای روابط خارجی اروپا ( ECFR ) که در ژوئن ۲۰۲۶ منتشر شده، زوال هر دو رکن را همزمان به تصویر میکشد.
در این نوشتار، تلاش میشود تا فراتر از بازخوانی اعداد، پدیده «افول اعتبار آمریکا در اروپا» در چهار سطح تحلیل رویدادی، ژئوپلیتیک، گفتمانی و حکمرانی واکاوی شود. پرسش محوری این است: آیا آنچه رخ داده، یک بحران گذرا در روابط ترامپ و اروپاست یا گسست تدریجی از نظم هژمونیک واشنگتن؟
سقوطی که شتاب گرفته
دادههای نظرسنجی ECFR صراحتاً از یک روند نزولی شتابدار حکایت دارد: کاهش اعتماد به آمریکا از ۲۲ درصد در نوامبر ۲۰۲۴ به ۱۶ درصد در می۲۰۲۶ و سپس ۱۱ درصد در ژوئن ۲۰۲۶. این فقط یک کاهش ۱۱ درصدی نیست؛ معنایش این است که در ۱۵ کشور اروپایی به طور میانگین، نزدیک به ۹۰ درصد مردم یا مرددند یا آمریکا را همسوی خود نمیبینند.
نکته قابل تأمل، دگرگونی در طبقهبندی اروپاییها از «نقش آمریکا»ست. در حالی که تا همین دیروز روایت غالب، «متحد بودن» بود، امروز ۱۳ درصد «رقیب» و ۱۲ درصد «دشمن مستقیم» را به کار میبرند. در اسپانیا و فرانسه، مجموع این دو رقم به ۴۰ درصد میرسد.
از نظر رویدادی، سه عامل فوری را میتوان ردیابی کرد: تهدید ترامپ به خروج از ناتو، الحاقخواهی نسبت به گرینلند (که خاک قلمرو دانمارک است)، و وعده کاهش نیروهای آمریکایی در اروپا. اما آنچه این اعداد را از یک «واکنش احساسی» فراتر میبرد، فروپاشی باور به ماده ۵ است.
بحران اعتماد بازدارنده
از منظر نظریه بازدارندگی کلاسیک، کارآمدی هر پیمان امنیتی به «باورپذیری تعهد» بستگی دارد. ماده ۵ پیمان واشنگتن (حمله به یکی = حمله به همه) همواره هسته سخت امنیت اروپا تلقی میشد. اما نظرسنجی ECFR نشان میدهد که اکثریت پاسخدهندگان در هر ۱۵ کشور، تردید جدی دارند که واشنگتن در صورت حمله واقعی از آنها دفاع کند.
این یعنی یک تحول پارادایمیک: بازدارندگی آمریکا علیه روسیه یا هر تهدید بالقوه دیگری، دیگر در ذهن شهروندان اروپایی جایگاهی ندارد. به بیان ژئوپلیتیک، موازنه قدرت در اروپا در حال تغییر است. کشورهایی مانند دانمارک، سوئد و هلند – که پیشتر وفادارترین متحدان واشنگتن بودند – اکنون پیشتاز «خرید اروپایی» تجهیزات نظامی شدهاند؛ ۷۵ درصد دانمارکیها، ۷۲ درصد هلندیها و ۷۰ درصد سوئدیها خواستار کاهش وابستگی نظامی به آمریکا هستند.
این تغییر ترجیحات، معنای عمیقتری دارد: اروپا در حال بازتعریف جغرافیای امنیتی خود است. در صورت بروز بحران، اتکا به «همسایگان اروپایی» جایگزین اتکا به «چتر آمریکایی» میشود. این همان نقطهای است که نظریه وابستگی امنیتی را به چالش میکشد.