يکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵

فرهنگی

مواجهه با آسیب‌دیدگان فرقه‌ها نیازمند شناخت سطح گرایش و نوع نیاز معنوی افراد است

مواجهه با آسیب‌دیدگان فرقه‌ها نیازمند شناخت سطح گرایش و نوع نیاز معنوی افراد است
عصر قم - رئیس پژوهشکده مطالعات معنوی، ضمن تبیین سطوح سه‌گانه گرایش به جریانات انحرافی، بر ضرورت جایگزینی رویکردهای صرفاً روان‌شناختی با مدل‌های تخصصی «مشاوره معنوی» و بهره‌گیری از تیم‌های مداخله‌گر برای شکستن فضای روانی حاکم بر این فرقه‌ها تأکید کرد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - رئیس پژوهشکده مطالعات معنوی، ضمن تبیین سطوح سه‌گانه گرایش به جریانات انحرافی، بر ضرورت جایگزینی رویکردهای صرفاً روان‌شناختی با مدل‌های تخصصی «مشاوره معنوی» و بهره‌گیری از تیم‌های مداخله‌گر برای شکستن فضای روانی حاکم بر این فرقه‌ها تأکید کرد.

به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا ، دکتر حمیدرضا مظاهری سیف، رئیس پژوهشکده مطالعات معنوی، با تکیه بر بیش از دو دهه فعالیت پژوهشی و عملی در حوزه معنویت‌های نوظهور، ابعاد مختلف گرایش به فرقه‌ها و شبه‌جنبش‌های معنوی را تشریح کرد و ابراز داشت: مواجهه با آسیب‌دیدگان این جریان‌ها نیازمند شناخت دقیق سطح درگیری افراد، نوع نیازهای معنوی آنان و روش‌های درست مداخله است، زیرا همه افراد به یک میزان درگیر نمی‌شوند و نمی‌توان برای همه یک نسخه واحد پیچید.
مظاهری سیف با اشاره به نتایج سال‌ها تجربه میدانی و پژوهشی خود، سطوح گرایش افراد به فرقه‌ها و معنویت‌های نوظهور را به سه دسته اصلی تقسیم کرد و اظهار داشت: سطح تفننی یا کنجکاوی، سطح تعارضی و سطح تعصب. این افراد در سطح نخست، صرفاً از سر کنجکاوی وارد این فضا می‌شوند و با مشاهده نخستین نشانه‌های نامطلوب، به‌راحتی از آن فاصله می‌گیرند؛ اما در سطح تعارضی، فرد وارد مرحله‌ای از درگیری ذهنی و عاطفی با جریان مورد نظر شده و برای خروج او نیاز به صرف زمان و مداخله جدی‌تر وجود دارد.
رئیس پژوهشکده مطالعات معنوی ادامه داد: در سطح سوم که خطرناک‌ترین مرحله است، فرد به‌طور کامل در جریان جذب شده و نسبت به آن تعصب پیدا می‌کند؛ در این مرحله، کمک گرفتن از یک تیم درمانگر متشکل از روان‌شناس، روان‌پزشک، مددکار اجتماعی و مشاور خانواده ضروری است و در موارد شدید حتی خروج اجباری فرد از محیط فرقه‌ای برای فراهم شدن امکان بازاندیشی توصیه می‌شود.
وی با اشاره به مفهوم کنترل ذهن و شست‌وشوی مغزی که در آثار پژوهشگرانی مانند مارگارت سینگر مطرح شده، خاطر نشان کرد: فرقه‌ها با محدود کردن فرصت اندیشیدن مستقل، مانع از بازنگری فرد در باورهایش می‌شوند و از این‌رو، یکی از مهم‌ترین گام‌ها در روند اصلاح، قطع ارتباط فرد با محیط فرقه‌ای و سپس برقراری رابطه‌ای انسانی، امن و حمایتی با اوست. به گفته وی، محبت، همدلی و ایجاد اعتماد، ابزارهای اصلی برای باز کردن ذهن فرد آسیب‌دیده و فراهم کردن زمینه بازگشت او به مسیر درست هستند.
مظاهری سیف همچنین ریشه اصلی گرایش به این جریان‌ها را «فطرت معنویت‌گرای انسان» دانست و تصریح کرد: انسان به‌صورت طبیعی در جست‌وجوی معنا، آرامش و پیوند با امر متعالی است، اما در بسیاری موارد به‌دلیل «خطا در تطبیق»، مصادیق نادرستی را برای ارضای این نیاز درونی انتخاب می‌کند. بسیاری از افراد، احساسی واقعی از معنا را تجربه می‌کنند، اما این احساس لزوماً نشان‌دهنده صحت مسیر نیست و گاه به دام مصادیق انحرافی می‌افتند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود بر ضرورت تفکیک میان مشاوره روان‌شناختی و مشاوره معنوی تأکید کرد و افزود: مشاور معنوی باید علاوه بر آشنایی با مبانی روان‌شناسی، توانایی تشخیص نوع تجربه معنوی، سطح ارتباط فرد با غیب و امکان وجود اختلال یا فرافکنی را نیز داشته باشد. گاه انسان حقیقتی متعالی را درک می‌کند، اما آن را بر موضوعی نادرست مانند ثروت، شهرت یا لذت‌های مادی منطبق می‌سازد.
مظاهری سیف به بحث فرافکنی تجارب معنوی در سه حوزه خیال، عمل و اندیشه پرداخت و ابراز داشت: برخی افراد تجربه‌های معنوی خود را در قالب تصاویر خیالی، برخی در قالب رفتارهای عملی و برخی دیگر در سطح نظام‌های فکری و فلسفی بازنمایی می‌کنند. این الگوها با مراحل رشد انسان نیز قابل تطبیق است و درک آنها می‌تواند به تشخیص بهتر نوع آسیب کمک کند. تیپ‌های مختلف نوجوانان درگیر با این جریان‌های انحرافی هستند و می‌توان از بزهکاران اجتماعی، افراد ناسازگار و خشمگین، نیمه‌فیلسوفان و کسانی که رفتارهای نمایشی یا خودتخریب‌گرانه دارند، به‌عنوان گروه‌هایی نام برد که ممکن است به چنین فضاهایی جذب شوند.
وی در پایان تأکید کرد: برای مواجهه مؤثر با آسیب‌دیدگان فرق و معنویت‌های نوظهور، باید هم سطح گرایش فرد و هم نوع نیاز معنوی او به‌درستی شناخته شود، زیرا همین سنخیت میان نیاز و جاذبه، می‌تواند سرعت جذب و شدت تعصب را افزایش دهد.


نظرات شما