عصر قم - دانشیار مؤسسه امام خمینی(ره) با استناد به بیانات امام شهید، کارکرد اصلی فلسفه را هدایتگری انسان، مقابله با ایدئولوژیهای انحرافی و پاسخگویی به شبهات فکری دانست.
شهید حضرت آیتالله امام سیدعلی خامنهای(قدس سره الشریف) در طول سالهای زعامت خود، همواره به رشد و توسعهی همهی عرصههای علمی اهتمام داشتهاند. نگاه ایشان به دانش، صرفاً محدود به علوم تجربی و فناوری نبوده، بلکه تعمیق بنیانهای نظری و معرفتی را شرط لازم برای تمدنسازی اسلامی میدانستند. یکی از جلوههای روشن این نگاه جامع، توجه ویژه به علوم حوزوی است. دیدارهای متعدد رهبر معظم انقلاب با دستاندرکاران کنگرههای بزرگداشت علمای برجسته حوزه نشاندهنده باور و اهتمام ایشان به علوم حوزوی و میراث علمی بزرگان بود. ایشان با حضور در این نشستها و استماع دقیق گزارشها، ضمن تجلیل از مقام علمی این بزرگان، بر ضرورت زنده نگه داشتن میراث فکری آنان تأکید میکردند.
در میان سخنان ایشان، همواره یکی از موضوعات محوری، علوم عقلی و فلسفه بوده است. تعابیری همچون «فلسفه، فقه اکبر است» و تأکید بر اینکه «فلسفه در حوزههای علمیه باقی بماند»، نشان میدهد که ایشان فلسفه را نه یک رشته حاشیهای، بلکه ستون فقرات تحول علوم انسانی و تولید علم دینی میدانند. به اعتقاد ایشان، زبان گفتوگو با جهان امروز، زبان فلسفه است و اگر حوزههای علمیه در این عرصه قوی عمل نکنند، نمیتوانند در مناسبات فکری و تمدنی بینالمللی حرفی برای گفتن داشته باشند.
خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا ، در چهارمین گفتوگو از سلسلهمصاحبههای «حکمت در نگاه امام حکیم» با موضوع « جایگاه علوم عقلی در هندسه معرفتی مقام معظم رهبری(قدس سره الشریف)» با حجت الاسلام مهدی امیدی دانشیار و عضو هیأت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) به گفتوگو نشسته است.
وی با تفکیک دو حیث علمی و حکمرانی رهبری به شکوفایی فلسفه و علوم عقلی در عصر انقلاب اشاره کرد و در نکاتی مستند به فرمایشات امام شهید، اهمیت فلسفه در نگاه ایشان را تشریح کرد.

در این مصاحبه، استاد امیدی با استناد به بیانات مقام معظم رهبری، تبیین میکند که علوم عقلی صرفاً به مطالعه آثار فیلسوفان خلاصه نمیشود، بلکه باید در تمام ساحتهای حیات فردی و اجتماعی بروز یابد. از این منظر، کارکرد اصلی فلسفه، هدایتگری انسان، مقابله با ایدئولوژیهای انحرافی، پاسخگویی به شبهات فکری و عرضه افکار نو است. ایشان تأکید میکند که امروز فلسفهورزی یک امتیاز محسوب میشود و حکمت متعالیه به عنوان اوج فلسفه اسلامی، جایگاهی رفیع و فراجامعهای دارد.
حجت الاسلام امیدی در ادامه، انقلاب اسلامی را دوران شکوفایی فلسفه اسلامی میداند؛ زیرا فیلسوفانی مانند امام خمینی (ره) و علامه طباطبایی (ره) توانستند فلسفه را در عینیت اجتماعی ظهور دهند. از نگاه رهبری، علوم عقلی باید همان جایگاه ارزشی علوم نقلی (نظیر فقه و اصول) را در حوزههای علمیه پیدا کنند و متخصصانی تربیت شوند که جامعه را از انحطاط فکری مصون بدارند. همچنین، فلسفه اسلامی از حیث رتبه بر فلسفه غرب تقدم دارد و ایران همواره جایگاه پیشرانی در این عرصه داشته است.
در بخش دیگری از این گفتوگو، نقش محوری حوزههای علمیه به عنوان پرچمدار علوم عقلی و قطب فلسفه اسلامی مورد تأکید قرار میگیرد. از نظر رهبر معظم انقلاب، فلسفه باید «امتداد توحید در عرصههای سیاسی و اجتماعی» را تحقق بخشد و به مسائلی چون فلسفه سیاست، اقتصاد، حقوق و اخلاق ورود پیدا کند. در پایان نیز توصیههای عملی ایشان از جمله تأسیس مجمع عالی حکمت اسلامی، نهضت آزاداندیشی، آموزش فلسفه به کودکان، تولید فکر نو و «پمپاژ و صادرات فلسفی به جهان» مرور میشود.

متن کامل گفتوگو در ادامه تقدیم شما مخاطبان می شود:
رسا ـ از منظر امام شهید، علوم عقلی چه جایگاهی در حیات فردی و اجتماعی دارند و چه کارکردهایی باید داشته باشند؟
بسم الله الرحمن الرحیم. از منظر مقام معظم رهبری، علوم عقلی باید در همهی ساحتهای حیات فردی و اجتماعی بروز و ظهور پیدا کند. صرف مطالعه آثار فیلسوفان کافی نیست. اهمیت اساسی فلسفه در این است که بتواند هدایتگر انسان در ساحتهای مختلف زندگی باشد، آرا و اندیشههای فلسفی را که از تمدنهای دیگر نشأت گرفته است بررسی کند، صحیح و مستقیم آن را مشخص نماید، با ایدئولوژیهایی که در سطح جهان بروز پیدا کرده و فلسفههای انحرافی مقابله کند، افکار نو عرضه کند، روشهای جدیدی در مباحث فلسفی ابداع و ارائه کند، بتواند در برابر مسائل فلسفی و کلامی که امروز مطرح هستند پاسخگو باشد و شبهات فکری (حتی شیوههای مقابله با این شبهات) را بیاموزد.
امروزه فلسفه ورزی از نظر ایشان یک امتیاز محسوب میشود و فیلسوف بودن یک افتخار است. از نظر ایشان، حکمت متعالیه اوج فلسفهی اسلامی ما محسوب میشود و این فلسفه، فلسفهی همهی انسانها و همهی جوامع است و از این حیث جایگاه بسیار رفیعی نسبت به دیگر فلسفه ها دارد.
انقلاب اسلامی، دوران پربرکت فلسفه

رسا ـ آیا انقلاب اسلامی را میتوان دوران شکوفایی فلسفه اسلامی دانست؟
امام شهید ما معتقدند که انقلاب اسلامی ما دوران پربرکت فلسفهی اسلامی است؛ چون فیلسوفان بزرگی مثل حضرت امام (ره) و علامه طباطبایی (ره) بودند که این انقلاب را شکل دادند و فلسفه را در عینیت اجتماعی ظهور و بروز دادند. فلسفه افزون بر تأثیری که در تکوین و تثبیت انقلاب اسلامی داشته است باید نقش فوقالعادهای نیز در ترسیم حیات آیندهی اجتماعی و تمدنی ما داشته باشد. در عرصه مباحث فلسفی باید متخصصانی تربیت کنیم که بتوانند به رفع شبهات بپردازند. در همان سطح که علوم نقلی (مانند فقه و اصول) اهمیت و جایگاه دارند، علوم عقلی نیز باید همان جایگاه را پیدا کنند. آنچه امروزه در حوزههای علمیه معیار ارزشگذاری است (مانند پرداختن به فقه و اصول) به همان میزان باید ارزشگذاری در حوزهی علوم عقلی نیز صورت گیرد.
ایشان علاوه بر این معتقدند که در گذشته، در حوزههای علمیه شخصیتهایی بودند که با وجود توانایی تبدیل شدن به فقیه یا اصولی برجسته، و با کمترین امکانات، تلاش کردند فلسفه و علوم عقلی را در حوزههای علمیه رواج دهند. همان علوم عقلی و فلسفه بود که توانست پاسخگوی بسیاری از نیازهای فکری جامعه شود و جامعه را از انحطاط فکری مصون نگه دارد؛ از جمله حضرت علامه طباطبایی، خود حضرت امام (ره) و شخصیتهایی که علامه طباطبایی پرورش داد. از این حیث ایشان معتقدند جایگاه فلسفه در ایران پس از انقلاب باید با توجه به گسترش امکانات پژوهشی بطور دائم ارتقاء یابد.
تقدم رتبی فلسفه اسلامی بر فلسفه غرب و ضرورت تولید و نشر حداکثری افکار نو

رسا ـ نسبت فلسفه اسلامی با فلسفه غرب از نگاه رهبر شهید انقلاب چیست؟
بدیهی است که همواره رابطه یا نسبتی بین ما و غرب در حوزهی علوم عقلی وجود دارد. ایشان معتقدند فلسفهی اسلامی اساساً از حیث رتبه بر فلسفهی غرب (کلاسیک و مدرن) تقدم دارد؛ بلکه جهان شرق (ایران، چین و ماوراء النهر) اصلاً استاد فلسفهی غرب است. برعکس آنچه برای ما بیان میکنند که گویا ما وامدار فلسفهی غرب هستیم (که این اشتباه است)، ایشان معتقدند ایران جایگاه بسیار پیشرانی در حوزهی فلسفه در جهان داشته و از این موقعیت برخوردار بوده و همچنان دارد. البتّه میفرمایند که امروزه نگاه به غرب به صورت یک اپیدمی درآمده است برای مثال شما مشاهده می کنید که اساتید و دانشجویان ما در دانشگاهها، آن میزان که کانت و دکارت را میشناسند، نسبت به برجستهترین شخصیت فلسفیمان، ملاصدرا، آگاهی ندارند؛ تا چه رسد به شخصیتهای دیگر فلسفی همچون فیّاض لاهیجی که کمتر شناخته شدهاند و نگاه فلسفی آنان مورد بحث قرار نگرفته است.
ایشان معتقدند غرب در برخی موارد از جمله نشریات فلسفی و طرح مباحث نو در آن، رو به رشد است؛ ازاینرو ما نیز باید تلاش کنیم نشریات فلسفی را تکثیر کنیم و افکار نو را در جهان اسلام طراحی نموده و ارائه دهیم. از نظر ایشان، در تولید محتوای فلسفی باید سرعت عمل به خرج داد؛ زیرا دریافت اطلاعات از جهان سرعت بسیار پیدا کرده است. به عنوان مثال می فرمایند در عرض پنج دقیقه، محصول فکری غرب در عصر حاضر منتقل میشود؛ مثلاً تولیدات محتوایی کتابخانهی کنگرهی آمریکا ظرف کمتر از پنج دقیقه به دست محقق میرسد. ما نیز باید تولیدات خود را افزایش دهیم و آنچنان در عرصهی تولیدات فلسفی و نشر حداکثری آن کار کنیم که به راحتی در دسترس عموم پژوهشگران قرار گیرد. ایشان در نگاه به غرب تلاش میکند جایگاه فلسفهی ایرانی اسلامی را در موقعیت فعال ( و نه منفعل) قرار دهد. این نکتهی بسیار جالبی است.
حوزه علمیه، پرچمدار فلسفه اسلامی و قطبیت قم در تربیت اساتید

رسا ـ حوزههای علمیه چه نقشی در گسترش فلسفه اسلامی دارند و نگاه امام شهید به این مسئله چیست؟
نقش حوزههای علمیه در مباحث فلسفی یکی از محورهای مهم مورد توجه ایشان است. ایشان معتقدند حوزهی علمیه باید پرچمدار علوم عقلی بویژه فلسفهی اسلامی و مرکز تولید و تکثیر مباحث فلسفی باشد. حوزهی علمیه باید مرکز تربیت اساتید بزرگ فلسفه باشد و قطب فلسفهی اسلامی باید قم باشد. نگاه ایشان نسبت به حوزهی علمیهی قم این است که در کنار فعالیت های تبلیغی، باید آموزش علمی و فنی مبانی و معارف اسلامی در حوزهی علمیه رشد پیدا کند. درست است که دانشهای حوزوی، فقه، کلام و فلسفه اهمیت دارند، اما به هر حال باید جایگاه حوزهی فلسفی و علوم عقلی کاملاً روشن شود. با این حال علوم دیگر مثل اخلاق، تاریخ، تفسیر نیز باید در حوزه آموزش داده شود، ولی جایگاه علوم عقلی، جایگاه ممتازی از نظر ایشان است. به باور ایشان اساتید زبده و متخصص در فلسفه و کلام باید گسترش پیدا کنند تا در تمام استانها حضور داشته باشند و با حضورشان مباحث فلسفی را به نسل نو منتقل کنند.
ایشان معتقدند اگر شیوهی تدریس فلسفه حضرت علامه طباطبایی در تمام استانها بسط پیدا میکرد (یا مثلاً شیوهی فقهی حضرت آیتالله بروجردی در تمام استانها توسعه مییافت)، آنگاه شخصیتهای برجسته و فلاسفهی بزرگی میتوانستند در دو بخش فلسفه و فقه تربیت شوند.
حضرت آیت الله خامنهای معتقدند فلسفهی اسلامی، «فقه اکبر» است زیرا تبیینکنندهی مبانی دین بوده و ما قهرا برای تبیین مبانی دین به فلسفهی اسلامی نیاز داریم. این جایگاه برای فلسفهی سیاسی نیز وجود دارد. به باور امام شهید پیش از این، فلسفه در حوزه جایگاه مهمی نداشت و برخی از بزرگان فلسفه (مثل مرحوم ملااسماعیل خواجویی و مرحوم بیدآبادی) جرئت تدریس فلسفه را نداشتند، امّا امروز به لطف خداوند و به برکت انقلاب اسلامی این فضا کاملاً فراهم شده است. ما باید این مباحث را در دانشگاهها مطرح کنیم؛ و لازم است فضاهای دانشگاهی برای آموزش فلسفهی اسلامی توسعه پیدا کند.
به نظر ایشان شوربختانه به طور عمد رقبایی معارض برای فلسفهی اسلامی در دانشگاهها ایجاد شد که سبب غلبه دستگاه فلسفی غرب بر دانشگاههای کشور گردید. با اینکه فلسفهی اسلامی در کشور ما وجود داشت و میشد از شخصیتهای مطرح آن استفاده کرد، تلاش کردند که رقیبسازی کنند و گفتمان فلسفی غرب را در دانشگاهها گسترش دهند. البتّه ایشان معتقدند این امر میتواند زمینهی مناسبی باشد برای اینکه فلسفهی اسلامی پاسخهای لازم را در برابر این فلسفههای غربی ارائه دهد.
امتداد توحید در عرصههای سیاسی و اجتماعی با فلسفه

رسا ـ در جایگاه حاکمیتی امام شهید در رابطه با علوم عقلی و مسئلهی فلسفههای مضاف چه دغدغه هایی داشتند؟
مقام معظم رهبری از حیث حاکمیتی بر این مسأله تصریح دارند که فلسفه باید امتداد پیدا کند؛ امتداد اجتماعی و سیاسی پیدا کند. آن ذهنیت فلسفی که به صورت انتزاعی به مباحث میپردازد باید متوجه مباحث انضمامی و عینی شود. باید تلاش کرد که فلسفهی غرب و آن نوع نگاهی که به نظامهای اجتماعی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی و به سبک زندگی دارد، اوّلاً در حوزهی مباحث فلسفی مورد نقد قرار گیرد و ثانیاً ما در تمام این حوزهها باید مباحث فلسفی خود را گسترش دهیم. یعنی فلسفهی اسلامی باید برای ما ترسیمکنندهی نظام اجتماعی، نظام سیاسی، نظام حقوقی، نظام اخلاقی، نظام فرهنگی و سبک زندگی باشد. در یک کلمه، (که در کلام ایشان هم به صورت صریح آمده است) «امتداد توحید در عرصههای سیاسی و اجتماعی را باید فلسفه بتواند تحقق ببخشد.» بر این اساس فلسفه باید بتواند در عرصه های مختلفی چون فلسفه دین، فسلفه اخلاق، فلسفه سیاست، فلسفه حقوق، فلسفه اقتصاد، فلسفه جامعه شناسی، فلسفه روان شناسی، فلسفه ورزش ، فلسفه تعلیم و تربیت و سایر فلسفه های اجتماعی ورود پیدا کند و راه حل های نظری مناسب را برای برون رفت از معضلات عمده در این عرصه ها فراهم سازد.
نکتهی دیگر که ایشان تأکید دارند این است که ایجاد نظامهای اجتماعی باید مستند به مبانی فلسفی باشد. یعنی ما در تولید نظریههای اجتماعی و سیاسی و طراحی و ترسیم نظامات اجتماعی سیاسی باید به مبانی فلسفی استناد دهیم؛ یا اینکه با یک بنیاد فلسفی به سراغ نظریهپردازی در حوزهی مباحث سیاسی و اجتماعی برویم. ایشان مثال میزنند اصل «بسیط الحقیقه کل الاشیاء و لیس بشیء منها» که خودش یک اصل فلسفی است، میتواند نتایج خاصی در عرصههای اجتماعی و سیاسی به دست دهد یا نظام اجتماعی و سیاسی از آن به دست آید. مثلا نظامی شکل گیرد که حاوی تمامی کمالات اجزاء و نهادهای زیرمجموعه خود است اما به مثابه هیچیک از آن اجزاء و نهادها نیست، بلکه فراتر از همه آنها است.
حضرت آیت الله سیدعلی خامنهای همچنین معتقدند ما یک دستگاه معرفتی نیاز داریم که ما را به سمت «تقرب الی الله» بکشاند؛ یعنی بتواند ما را به خدا نزدیک کند و این فلسفهی ملاصدرا (به اعتقاد ایشان) چنین ویژگیای دارد. اصلاً فلسفهی ملاصدرا، فلسفهی تدین و فلسفهی ارتباط با خداست. فلسفه باید این ویژگی را داشته باشد که بتواند گرایش اخلاقی ایجاد کند. این نکته به نظر من بسیار زیبا است که در ادامهی آن نگاه حاکمیتی، ایشان این بحث را مطرح میکند که فلسفه باید آن بُعد تقرّبی را مورد توجه قرار دهد حتی لازم است این رویکرد در کتابهای آموزشی فلسفه نیز گنجانده شود؛ از اینرو باید تلاش شود که بحثهای فلسفی در مدارس صبغه تقرّب الی الله داشته باشد (نه آنکه موجب کفر و الحاد گردد.)
به اعتقاد امام شهید، فلسفهی اسلامی ما یک جنبهی تربیت درونی را حتماً مد نظر دارد، در حالی که فلسفهی غرب نظری به این حد از تربیت درونی ندارد. از نظر ایشان فلسفهی اسلامی باید هم جنبهی تربیت درونی را دنبال کند و هم باید بتواند این تربیت را در سطوح مختلف اجتماعی ترویج کند. این نکته بسیار مهمی است. محور اصلی نکاتی که ایشان مطرح میکنند «لزوم امتداد مباحث سیاسی و اجتماعی علوم عقلی» است.
از توصیه واژه «حکمت» تا نهضت آزاداندیشی و آموزش فلسفه به کودکان
رسا ـ چه درخواستها و توصیههای عملیِ مشخصی از سوی رهبر شهید انقلاب برای ارتقای علوم عقلی و فلسفه مطرح شده است؟
توصیه نخست ایشان این است که اگر در حوزهی مباحث فلسفه، کلام و عرفان نیاز به یک عنوان جامع برای علوم عقلی داشته باشیم، بهتر است واژهی «حکمت» را انتخاب کنیم. مثلاً اگر بخواهیم راجع به فلسفهی اخلاق، سیاست و حقوق بحث کنیم خوب است تحت عنوان «حکمت اخلاقی» یا «حکمت سیاسی» یا «حکمت حقوقی» مباحث خود را تنظیم نماییم. از منظر الهیاتی، عرفانی، کلامی و فلسفی میتوان این واژه را به کار برد. این واژه، واژهی جامعی است و این توصیه ای است که ایشان مطرح کردهاند.
یکی از درخواست های ایشان تأسیس یک باشگاه فلسفی است؛ حال در قالب «انجمن حکمت اسلامی» یا «مجمع عالی حکمت اسلامی» – به هر حال این را درخواست کردند. الحمدلله این تحقق پیدا کرده است: مجمع عالی حکمت اسلامی شکل گرفته و حتی انجمن حکمت اسلامی نیز شکل گرفته است. این انجمنها میتوانند کمک کنند تا جایگاه فلسفه در ظرف جامعه ارتقا پیدا کند.
خواسته دیگرشان این است که «نهضت آزاداندیشی» در این مراکز به اجرا گذاشته شود. این نکته بسیار مهمی است. بحثهایی که در حوزهی مباحث فلسفی باید طرح شود، خود این مراکز علمی حوزوی باید عهدهدار آن شوند و آنها هستند که باید اجازه دهند این بحثها در آنجا مطرح شود. نهضت آزاداندیشی به معنای درست کلمه باید در این مراکز شکل گیرد.
یکی دیگر از مطالبات ایشان از مراکز فلسفی حوزوی این است که کتابهای فلسفی برای کودکان، نوجوانان و جوانان نگاشته شود؛ یعنی ما باید بتوانیم از دورهی دبستان (و شاید پیش دبستان) فلسفه را به بچهها آموزش دهیم. این یکی از درخواست های برجسته امام شهید است. ایشان معتقدند فلسفهی غرب در عرصهی آموزش به بچهها یاد میدهد که چگونه باید فلسفی بیندیشند؛ این ارزشمند است که ما هم در جامعهی اسلامی خود بتوانیم از دبستان برای بچهها آموزش فلسفه را شروع کنیم.
مطالبه دیگر ایشان تولید فکر نو از مراکز فلسفی است. به اعتقاد حضرت آیتالله خامنهای باید افکار نو برای مقابله با فلسفههای متعارف تولید و عرضه شود. باید تفکرات سیاسی و اجتماعی غرب (تفکرات لیبرالیستی و مارکسیستی غرب) به چالش کشیده شود و فلسفه عهدهدار این عرصه است. یعنی ما باید در حوزهی مباحثی مانند سکولاریسم، لیبرالیسم، پلورالیسم و دیگر عرصههایی که امروز نیاز به پاسخگویی دارند، بحث کنیم و افکار نو عرضه نماییم.
تولید مبانی علوم، اجتهاد فلسفی و قرار گرفتن علوم عقلی در دروس اصلی حوزه

تولید و تدوین مبانی هر یک از علوم نیز یکی از درخواست های ایشان است. باید مبانی فلسفی علوم متعدد (مثل علوم طبیعی، علوم ریاضی، علوم انسانی) تولید شوند. حوزههای علمیه باید عهدهدار این شوند که این مبانی را تأمین کرده و ارائه دهند. این نیز یکی از نکات درخواستی است.
نکتهی هشتم: ایشان معتقدند در علوم عقلی نیز همانند علوم نقلی باید فرد «مجتهد» بار بیاید و اجتهاد داشته باشد. این نکته بسیار مهمی است. نسبت به آرای فلسفی غرب نیز باید این اجتهاد شکل بگیرد. یعنی به رغم اینکه فرد در مسائل اسلامی تبحر دارد، باید نسبت به علوم عقلی و فلسفهی غرب نیز تبحر داشته باشد و بتواند مجتهدانه وارد کارزار مبارزه شود.
نکتهی مهم دیگر از نظر رهبر فرزانه این است که علوم عقلی باید در متن دروس اصلی حوزههای علمیه طرح شوند. این علوم باید در عناوین دروس اصلی و پایه شناخته شوند و رکن مواد آموزشی حوزههای علمیه قرار گیرند.
پمپاژ و صادرات فلسفی به جهان و نقش پالایشگری فلسفه در اخلاق و معنویت
نکتهی آخر اینکه ایشان درخواست کردهاند (به تعبیر خود ایشان) که باید به طور دائم «پمپاژ و صادرات فلسفی به جهان» صورت گیرد. این نکته بسیار مهمی است. این پیشنهاد را ایشان از زاویهی حاکمیت مطرح کرده اند. الحمدلله در حوزهی های علمیه ما این درخواست در حد ابتدایی صورت عینیت به خود گرفته است، هر چند تا رسیدن به اوج این قله فاصله زیادی در پیش است و نیاز است که با تولیدات بیشتر فکری و فلسفی در ابعاد مختلف آن به ارتقای جایگاه فلسفهی اسلامی در سطح منطقه و نهایتاً در سطح جهانی کمک نماییم.
رسا ـ از نظر رهبر شهید انقلاب، نسبت فلسفه با پالایش معنوی و اخلاقی انسان چیست؟

چنانکه در مطالب گذشته بیان شد فلسفه باید به پالایش اخلاقی فرد نیز کمک نماید. واژه «پالایش» در تعبیر خود رهبر معظم اشاره شده است، ایشان میفرمایند: «فلسفه پایه و دستگاهی بوده که انسان را به سمت نزدیک شدن به خدا و پیدا کردن یک معرفت درست سوق میدهد. آمیزش عرفان با فلسفه در فلسفهی جدید (یعنی فلسفهی ملاصدرا) به خاطر این است که فلسفه وسیله و نردبانی است که انسان را به معرفت الهی و خدا میرساند، او را پالایش میکند و در او اخلاق به وجود میآورد. ما نباید بگذاریم فلسفه به یک سلسله ذهنیات مجرّد از معنویت و خدا و عرفان تبدیل شود.»
این بیان نمایانگر آن است که حکمت و فلسفه نباید در حکمت و فلسفه نظری متوقف شود بلکه باید در قالب حکمت های مضاف به زندگی انسان معنا دهد و سبک زندگی توحیدی و اخلاق فضیلت را در زندگی فردی و اجتماعی فراگیران فلسفه ترسیم نموده و یا تثبیت نماید.