پنجشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۴

اقتصادی

تحلیل بهشتی‌پور از پشت پرده اظهارات اخیر ترامپ درباره ایران

تحلیل بهشتی‌پور از پشت پرده اظهارات اخیر ترامپ درباره ایران
عصر قم - ایلنا / کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا درباره هدف ترامپ از اظهارات اخیرش درباره ایران گفت: برخی معتقدند که این سخنان برای ...
  بزرگنمايي:

عصر قم - ایلنا / کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا درباره هدف ترامپ از اظهارات اخیرش درباره ایران گفت: برخی معتقدند که این سخنان برای آماده‌سازی افکار عمومی داخلی آمریکا مطرح می‌شود، در حالی که عده‌ای دیگر بر این باورند که این پیام‌ها در واقع نوعی سیگنال به تهران است تا سطح تنش و فضای روانی مذاکرات را مدیریت کرده و فشار بیشتری بر طرف ایران وارد کند.
حسن بهشتی‌پور، کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا و اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران در گفت‌وگو با ایلنا، عنوان کرد: قبل از هر چیز باید به این نکته توجه داشت که ترامپ عادت دارد که برای پیشبرد اهداف خود، به بیان مطالب خلاف واقع متوسل می‌شود و یکی از مهم‌ترین اسنادی که این موضوع را می‌توان در آن مشاهده کرد، برجام است که خود او آن را لغو کرد. نکته جالب این است که در متن برجام ایران به‌صراحت اعلام می‌کند که نه‌تنها در حال حاضر به دنبال سلاح هسته‌ای نیست، بلکه در آینده نیز چنین قصدی نخواهد داشت و یکی از انتقادهای جدی مخالفان برجام همین موضوع بود. آنها معتقد بودند که چرا چنین تعهدی داده شده و حتی نسل‌های آینده نیز از دستیابی به چنین ظرفیتی محروم شده‌اند. به‌عبارت دیگر، انتقاد آنها این بود که ایران تعهد داده نه‌تنها اکنون، بلکه برای همیشه به دنبال سلاح هسته‌ای نرود. 
وی ادامه داد: وقتی چنین سند مکتوبی وجود دارد که ذیل قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفته و از این طریق رسمیت و اعتبار بین‌المللی یافته است، دیگر نمی‌توان ادعا کرد که ایران هرگز چنین تعهدی نداده است. با این حال، ترامپ مدعی می‌شود که ایرانی‌ها هرگز چنین مسأله ای را بیان نکرده‌اند. این ادعا در حالی مطرح می‌شود که، اولاً، این سخن خلاف واقع است و ثانیاً، تعهد ایران به‌صورت رسمی و مکتوب در اسناد بین‌المللی ثبت شده است. بنابراین، ادعای اینکه ایران هیچ‌گاه چنین تعهدی را نپذیرفته، با واقعیت‌های موجود سازگار نیست. اما در خصوص فضای فعلی و روند مذاکرات، چند موضوع قابل توجه است. نخست آنکه هم‌زمان با مذاکرات شاهد نوعی آرایش نظامی و افزایش انباشت تسلیحات و نیروها هستیم. در همین چارچوب، ترامپ بار دیگر بر دکترین «صلح از طریق قدرت» یا به تعبیر دیگر «صلح از طریق زور» تأکید کرده است. همچنین، او ادعا کرده که موشک‌های ایران توانایی رسیدن به خاک ایالات متحده را دارند.
بازار
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در تحلیل این اظهارات، دو دیدگاه وجود دارد. برخی معتقدند که این سخنان برای آماده‌سازی افکار عمومی داخلی آمریکا مطرح می‌شود، در حالی که عده‌ای دیگر بر این باورند که این پیام‌ها در واقع نوعی سیگنال به تهران است تا سطح تنش و فضای روانی مذاکرات را مدیریت کرده و فشار بیشتری بر طرف ایران وارد کند. واقعیت این است که در موضوع موشکی، این توانمندی تنها ابزار راهبردی دفاعی ایران محسوب می‌شود. در منطقه‌ای مانند خاورمیانه که با بی‌ثباتی و تنش‌های متعدد مواجه است، آمریکا به‌طور گسترده اسرائیل را به پیشرفته‌ترین جنگنده‌ها، تسلیحات تهاجمی و پهپادها مجهز کرده و همچنین انواع تسلیحات پیشرفته را در اختیار کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی، ترکیه و دیگر کشورهای منطقه قرار داده است. در چنین شرایطی، توان موشکی برای ایران نقش بازدارنده و ایجادکننده موازنه قدرت را ایفا می‌کند. وجود این موازنه برای حفظ امنیت ضروری است، زیرا اگر یک طرف تضعیف و طرف دیگر تقویت شود، احتمال بروز تجاوز و بی‌ثباتی افزایش می‌یابد. 
وی افزود: علاوه بر این، ایران در طول ۲۰۰ سال گذشته آغازگر هیچ جنگی نبوده و اقدامات نظامی آن ماهیت دفاعی داشته است. بنابراین، توسعه توان موشکی ایران در چارچوب راهبرد دفاعی و بازدارندگی تعریف می‌شود و هدف آن مقابله با تهدیدات احتمالی است. در غیر این صورت، اگر تهدیدی وجود نداشته باشد، دلیلی برای استفاده از این توانمندی وجود ندارد. در زمینه مذاکرات هم، این روش شناخته‌شده ترامپ است که هم‌زمان از تهدید و مذاکره استفاده می‌کند. هدف از این رویکرد، ایجاد فضای عدم قطعیت و فشار روانی بر طرف مقابل است تا نتواند ارزیابی دقیقی از نیت و اقدامات آینده او داشته باشد. این تاکتیک می‌تواند موقعیت طرف مقابل را تضعیف کرده و امکان کسب امتیازات بیشتر را برای آمریکا فراهم کند. در مقابل، ایران نیز اعلام کرده که پیشنهادهای مشخصی ارائه داده است. بر اساس اطلاعات منتشرشده، یکی از محورهای این پیشنهادها تعیین تکلیف حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده و رسیدن به توافق با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در این زمینه است. حضور رافائل گروسی در روند مذاکرات نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است، زیرا آژانس به‌عنوان نهاد ناظر بین‌المللی بر فعالیت‌های هسته‌ای، نقش مهمی در این فرآیند دارد.
بهشتی‌پور گفت: صرف‌نظر از انتقادهایی که ممکن است نسبت به عملکرد آژانس یا مدیرکل آن وجود داشته باشد، واقعیت این است که آژانس تنها نهاد رسمی بین‌المللی ناظر بر فعالیت‌های هسته‌ای است و همکاری با آن برای هر کشوری که به دنبال استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای باشد، ضروری است. در حال حاضر نیز آژانس بر بسیاری از تأسیسات هسته‌ای ایران نظارت دارد، به‌جز مراکزی که مورد حمله قرار گرفته‌اند. بر اساس اظهارات مطرح‌شده، ایران آمادگی دارد در صورت دستیابی به توافق و لغو تحریم‌ها، اقداماتی مانند رقیق‌سازی اورانیوم غنی‌شده را انجام دهد. این فرآیند از نظر فنی امکان‌پذیر است و نسبت به فرآیند غنی‌سازی پیچیدگی کمتری دارد. با این حال، انجام این اقدامات مستلزم دریافت امتیازات متقابل، به‌ویژه در زمینه لغو تحریم‌ها، است. در بعد منطقه‌ای نیز تلاش‌هایی در جریان است. کشورهایی مانند قطر و عمان نقش فعالی در ایجاد سازوکارهای همکاری امنیتی منطقه‌ای ایفا می‌کنند. هدف این ابتکارها، دستیابی به توافقی میان کشورهای منطقه برای عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر و ایجاد چارچوبی برای همکاری امنیتی مشترک است. عربستان سعودی نیز از این روند استقبال کرده و کشورهایی مانند ترکیه، پاکستان و مصر به‌عنوان ناظر در این فرآیند مشارکت دارند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: در صورت موفقیت این تلاش‌ها، بسیاری از تنش‌های منطقه‌ای می‌تواند از طریق همکاری مستقیم میان کشورهای منطقه حل‌وفصل شود، بدون آنکه نیازی به مداخله خارجی باشد. چنین توافقی می‌تواند شرایط را برای حل و فصل سایر اختلافات نیز فراهم کند. در مجموع، راه‌حل نظامی نه‌تنها به زیان ایران، بلکه به زیان کل منطقه و حتی آمریکا خواهد بود. در مقابل، حل اختلافات از طریق مذاکره و دیپلماسی می‌تواند به نتایج برد-برد منجر شود و ثبات بیشتری ایجاد کند. در نهایت، اگر ایران و کشورهای منطقه بتوانند به توافق‌های امنیتی و سیاسی جامع دست یابند، بسیاری از مسائل مرتبط با گروه‌های منطقه‌ای نیز در چارچوب روابط دولت‌ها قابل مدیریت و حل‌وفصل خواهد بود. برای مثال، گروه‌هایی مانند حزب‌الله در لبنان، حشدالشعبی در عراق و انصارالله در یمن می‌توانند در چارچوب ساختارهای سیاسی و توافق‌های داخلی کشورهای خود عمل کنند. در چنین شرایطی، بخش مهمی از تنش‌های موجود کاهش یافته و زمینه برای ثبات بیشتر منطقه فراهم خواهد شد.


نظرات شما