شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴

سیاسی

/یادداشت/

بازخوانی «منطق انتخاب» در شخصیت حضرت علی‌اکبر (ع)

بازخوانی «منطق انتخاب» در شخصیت حضرت علی‌اکبر (ع)
عصر قم - ایسنا/قم یک پژوهشگر قرآن و حدیث گفت: حضرت علی‌اکبر (ع) به ما آموخت که می‌توان جوان بود، زیبا بود، از تبار بزرگان بود، ...
  بزرگنمايي:

عصر قم - حجت‌الاسلام محمد حائری شیرازی، ‌پژوهشگر قرآن و حدیث در یادداشتی که به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر(ع) در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت:
تاریخ همیشه در بزنگاه‌ها قضاوت می‌شود؛ در لحظاتی که غبار تردید برمی‌خیزد و تشخیص راه از بیراهه دشوار می‌گردد. در چنین لحظاتی، آنچه عیار انسان‌ها را مشخص می‌کند، نه قدرت بازو و نه زیبایی چهره، بلکه «کیفیت انتخاب» آن‌هاست. امروز که تقویم به نام «روز جوان» ورق می‌خورد و نام بلند حضرت علی‌اکبر(ع) بر پیشانی آن می‌درخشد، فرصتی است تا از لایه‌های سطحی و مناسک تبریک و تهنیت عبور کنیم و به این پرسش کلیدی بیاندیشیم: چه چیزی آن جوان هاشمی را به «شبیه‌ترین» انسان به کامل‌ترین مخلوق خدا تبدیل کرد؟ پاسخ را نه در ژنتیک و وراثت، که باید در «منطق تصمیم‌گیری» او در حساس‌ترین ثانیه‌های تاریخ جستجو کرد.
روایت مشهوری وجود دارد که شاید بارها شنیده باشیم، اما کمتر در هندسه معرفتی آن درنگ کرده‌ایم. کاروان تاریخ‌ساز عاشورا در منزلی به نام «قصر بنی‌مقاتل» توقف کوتاهی دارد. سکوت بیابان را صدای کاروان می‌شکند. امام حسین‌(ع) لحظه‌ای بر روی زین اسب به خواب می‌روند و پس از بیداری، کلمه‌ استرجاع (إنا لله و إنا إلیه راجعون) را بر زبان جاری می‌کنند؛ نه یک بار، که چند بار. این ذکر در فرهنگ آن زمان، معمولاً پیش‌لرزه‌ یک خبر ناگوار است.
در چنین موقعیتی، روان‌شناسی عمومی انسان‌ها حکم می‌کند که دچار اضطراب شوند. به‌ویژه برای یک جوان که در اوج شور زندگی است، مواجهه با سایه مرگ یا شکست، چالش‌برانگیزترین لحظه است. ذهنیت منفعت‌طلب بشری در اینجا بلافاصله چرتکه می‌اندازد: «آیا قرار است کشته شویم؟»، «سرنوشت زنان و کودکان چه می‌شود؟»، «آیا راه فراری هست؟» یا «آیا در این نبرد پیروز می‌شویم؟».
اما علی‌اکبر(ع) سوار بر اسب به سمت پدر می‌آید. سوالی که او می‌پرسد، شاه‌کلید فهم شخصیت اوست. او نمی‌پرسد «کی» یا «چگونه» یا «چقدر دردناک»؟ او تنها یک دغدغه دارد: «یا اَبَتِ اَلَسْنا عَلَی الْحَقِّ؟» (پدر جان! آیا ما بر مسیر حق نیستیم؟).
این سوال، پرده از جهان‌بینی عمیقی برمی‌دارد که فرسنگ‌ها با هیجانات سطحی فاصله دارد. علی‌اکبر(ع) دارد به ما می‌گوید که در قاموس او، متغیرهای «مرگ و زندگی» یا «پیروزی و شکست»، متغیرهای اصلی نیستند؛ بلکه متغیر مستقل و تعیین‌کننده، «حق و باطل» است.
وقتی امام پاسخ می‌دهند که: «سوگند به آن که بازگشت بندگان به سوی اوست، ما بر حقیم»، واکنش علی‌اکبر(ع) حیرت‌انگیز است: «یا اَبَتِ اِذَنْ لا نُبالی بِالْمَوْتِ» (پس، حالا که بر حقیم، هیچ باکی از مرگ نداریم).
این دیالوگ کوتاه، یک مانیفست کامل برای «زیست مومنانه» در دنیای مدرن است. جوان امروز در عصری زندگی می‌کند که با بمباران اطلاعاتی و نسبیت‌گرایی اخلاقی محاصره شده است. رسانه‌ها و مکاتب مادی مدام این پیام را القا می‌کنند که «حقیقت» نسبی است و آنچه اهمیت دارد «منفعت»، «لذت» و «موفقیت کمی» است. در این بازار مکاره، مدلی که علی‌اکبر(ع) ارائه می‌دهد، مدل «حق‌مداری» در برابر «نتیجه‌گرایی» است.
نکته ظریف و جامعه‌شناختی ماجرا اینجاست که علی‌اکبر(ع) با این رفتار، تعریف جدیدی از «آرامش» و «امنیت روانی» ارائه می‌دهد. اضطراب‌های نسل امروز، ریشه در تردیدها دارد؛ تردید در انتخاب شغل، تردید در انتخاب مسیر سیاسی، تردید در سبک زندگی. ما می‌ترسیم چون نمی‌دانیم «آخرش چه می‌شود». اما منطق علی‌اکبر(ع) می‌گوید: اگر از «درستی مسیر» (حق بودن) مطمئن شدی، دیگر نگران «مقصد» نباش. آرامش، محصول اطمینان به مسیر است، نه تضمینِ نتیجه. کسی که قطب‌نمای زندگی‌اش را روی «حق» تنظیم کرده باشد، در طوفان‌های سهمگین اجتماعی و سیاسی، دچار سرگیجه نمی‌شود. او تکیه‌گاهی دارد که تکان نمی‌خورد.
علاوه بر این، این روایت خط بطلانی است بر تصویر کاریکاتوری که گاهی از جوان مذهبی ترسیم می‌شود؛ جوانی که یا گوشه‌گیر و منزوی است و یا هیجان‌زده و فاقد عقلانیت. علی‌اکبر(ع) نماد تعادل میان «شور» و «شعور» است. او قبل از اینکه شمشیر بکشد، «تبیین» می‌خواهد. او کورکورانه حرکت نمی‌کند؛ سوال می‌پرسد، تحلیل می‌کند و وقتی به یقین رسید، تا پای جان می‌ایستد. این همان «بصیرت» است که پیش‌نیاز «شجاعت» است. شجاعت بدون بصیرت به تهور و افراط می‌انجامد و بصیرت بدون شجاعت به انفعال و گوشه‌نشینی.
بنابراین، روز جوان تنها بهانه برای تبریک‌های تشریفاتی نیست؛ بلکه فرصتی برای بازخوانی این «الگوی متعالی» است. جامعه‌ ما امروز تشنه‌ تکثیر این مدل شخصیتی است. ما به جوانانی نیاز داریم که در مواجهه با شبهات و بحران‌ها، به جای اینکه بپرسند «کدام طرف باد می‌وزد؟» یا «اکثریت چه می‌گویند؟»، شجاعت پرسیدن این سوال را داشته باشند که «حق با کجاست؟».
حضرت علی‌اکبر(ع) به ما آموخت که می‌توان جوان بود، زیبا بود، از تبار بزرگان بود، اما در بزنگاه انتخاب، تمام این‌ها را فدای «حقیقت» کرد. و این، همان اکسیری است که نام او را در تاریخ جاودانه کرده است. جوانی که می‌خواهد «علی‌اکبروار» زندگی کند، باید بیاموزد که در ترازوی زندگی، کفه «حق» همواره سنگین‌تر از کفه «حیات» است.
انتهای پیام


نظرات شما