- نوشته شده توسط:
عصر قم
-
يکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵
عصر قم - ماجرای فدک، فراتر از اختلاف بر سر مالکیت، به عرصهای برای دفاع حضرت زهرا(س) از حق و روشنگری درباره مسئله امامت و خلافت تبدیل شد. ایشان با احتجاج به قرآن، ایراد خطبه فدکیه و مراجعه به مهاجران و انصار، هم حق خود را مطالبه کردند و هم سکوت خواص و مردم در برابر وقایع بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) را به چالش کشیدند؛ ماجرایی که نقش آگاهی، مسئولیتپذیری و حمایت عملی جامعه از حق را برجسته میکند.
عصر قم - ماجرای فدک، فراتر از اختلاف بر سر مالکیت، به عرصهای برای دفاع حضرت زهرا(س) از حق و روشنگری درباره مسئله امامت و خلافت تبدیل شد. ایشان با احتجاج به قرآن، ایراد خطبه فدکیه و مراجعه به مهاجران و انصار، هم حق خود را مطالبه کردند و هم سکوت خواص و مردم در برابر وقایع بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) را به چالش کشیدند؛ ماجرایی که نقش آگاهی، مسئولیتپذیری و حمایت عملی جامعه از حق را برجسته میکند.
خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: ماجرای فدک، از نخستین مسائل پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، صرفاً اختلافی بر سر زمین نبود؛ بلکه عرصهای برای آشکار شدن مبحث امامت و ولایت و مسئولیت فردی و اجتماعی افراد جامعه بود. حضرت زهرا(س) در برابر تضییع حق خود سکوت نکردند و حق خود را با احتجاج به قرآن، سخن گفتن در مسجد میان مهاجران و انصار و روشنگری میان مردم مطالبه کرده و مسئولیت حاکمان، خواص و مردم را در برابر حق گوشزد نمودند.
فدک؛ ارث یا بخشش پیامبر؟
علامه مجلسی در بحارالأنوار نقل میکند که پس از نزول آیه «وَآتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ»، پیامبر(ص) فدک را به حضرت زهرا(س) بخشیدند و دستور دادند سندی برای آن نوشته شود و امیرالمؤمنین(ع) و امایمن بر این واگذاری شاهد بودند. (بحارالأنوار، ج۲۹، صص۱۱۶–۱۲۳)
مطالبه فدک از حاکمیت
پس از رحلت پیامبر(ص)، ابوبکر کارگزاران حضرت زهرا(س) را از فدک خارج کرد و آن را در اختیار حکومت قرار داد. او در پاسخ به مطالبه حضرت، به حدیث «لا نورث» استناد کرد و مدعی شد از پیامبر(ص) شنیده است که پیامبران ارث باقی نمیگذارند. (بحارالأنوار، ج۲۹، ص۲۳۱)
حضرت زهرا(س) فدک را بخشش پیامبر(ص) میدانستند، نه میراث ایشان؛ بنابراین، اگر انتقال مالکیت پیشتر تحقق یافته بود، موضوع از شمول حکم ارث خارج میشد. ایشان همچنین با استناد به آیاتِ ارثِ سلیمان(ع) از داود(ع) و دعای زکریا(ع) برای داشتن وارث، مبنای قرآنی استدلال ابوبکر به حدیث «لانورث» را به چالش کشیدند.
در گزارش مورد استناد، ابوبکر مدعی شنیدن مستقیم این حدیث از پیامبر(ص) است؛ عایشه آن را از ابوبکر نقل میکند و عمر نیز در گزارشهای دیگر همین مضمون را بازگو میکند و کس دیگری غیر از ابوبکر این حدیث را نقل نکرده است. ازاینرو، این حدیث به دلیل تعارض ظاهری با آیات قرآن و نیز خبر واحد بودن، با اشکال و شبهه روبهروست.
اعتراض عمومی با ایراد خطبه فدکیه
حضرت زهرا(س) در مسجد پیامبر(ص)، در جمع مهاجران و انصار، خطبهای ایراد کردند که به خطبه فدکیه شهرت دارد. این خطبه تنها درباره فدک نبود؛ بلکه توحید، نبوت، جایگاه اهلبیت(ع)، احکام الهی و مسئولیت جامعه را نیز دربرمیگرفت.
حضرت ضمن یادآوری نقش پیامبر(ص) در نجات جامعه از شرک و تفرقه و مجاهدتهای امیرالمؤمنین(ع) در دفاع از اسلام، به فلسفه احکامی چون نماز، روزه، حج و عدالت پرداختند. سپس با استناد به آیات ارث، محرومیت خود از ارث پدر را به چالش کشیدند و مهاجران و انصار را نیز به سبب سکوت در برابر وضعیت پیشآمده مخاطب قرار دادند. بدینترتیب، فدک به مسئلهای عمومی درباره حق، عدالت و مسئولیت اجتماعی تبدیل شد.
درخواست شاهد و احتجاج به آیه تطهیر
ابوبکر پس از سخنان حضرت زهرا(س)، مردم را شاهد گرفت که فدک متعلق به مسلمانان است؛ ازاینرو، از حضرت زهرا(س) درخواست شاهد کرد.
امیرالمؤمنین(ع) استدلال کردند که فدک پیشتر در اختیار حضرت بوده و انکارکننده این مالکیت باید دلیل و شاهد بیاورد. ولی با این حال حضرت زهرا(س) امیرالمؤمنین(ع) و امایمن را به عنوان شاهد معرفی کردند؛ اما ابوبکر شهادت آنان را کافی ندانست. (بحارالأنوار، ج۲۹، صص۱۲۴–۱۲۵)
در احتجاجی دیگر، امیرالمؤمنین(ع) با استناد به آیه تطهیر، از ابوبکر پرسیدند که آیا این آیه درباره حضرت زهرا(س) و اهلبیت(ع) نازل شده است؟ پس از آنکه ابوبکر پاسخ مثبت داد، حضرت پرسیدند: اگر دو نفر شهادت دهند که حضرت زهرا(س) مرتکب گناهی شدهاند، آیا شهادت آنان را میپذیرید؟ ابوبکر پاسخ داد: بله و بر اساس آن شهادتها عمل خواهم کرد. امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: چگونه میتوان گواهی دیگران را علیه حضرت پذیرفت، ولی گواهی خداوند بر طهارت ایشان را نپذیرفت؟ (بحارالأنوار، ج۲۹، ص۱۲۵)
در بحارالأنوار آمده است که حضرت زهرا(س) از ابوبکر ناخشنود شدند و تا پایان زندگی با او سخن نگفتند از اینرو امیرالمؤمنین(ع) طبق وصیت حضرت(س)، ایشان را شبانه دفن کردند و ابوبکر را برای نماز و مراسم دفن آگاه نکردند. (بحارالأنوار، ج۲۹، ص۱۱۲)
واکنش خواص در پاسخ به نارضایتی حضرت زهرا(س)
حضرت زهرا(س) برای اتمام حجت به سراغ مهاجران و انصار رفتند و آنان را به وفاداری به عهد خود با پیامبر(ص) فراخواندند. در گزارش مراجعه ایشان به معاذ بن جبل، او در پاسخ به درخواست یاری ایشان، گفت: که کمک یک نفر چه اثری میتواند داشته باشد و از یاری ایشان سرباز زد. (بحارالأنوار، ج۲۹، ص۱۹۱)
بازگرداندن فدک
در گزارشی دیگر آمده است که ابوبکر پس از استدلالات دیگر حضرت زهرا(س) قانع شد و نوشتهای برای بازگرداندن فدک به حضرت زهرا(س) داد؛ اما عُمَر پس از آگاهی از این موضوع با تعرض به حضرت و آسیب رساندن به ایشان، آن نوشته را از حضرت گرفت و پاره کرد. طبق گزارشاتی، سقط حضرت محسن(ع) و بیماری حضرت زهرا(س) پس از این واقعه رخ داد. (بحارالأنوار، ج۲۹، ص۱۹۲)
چرا امیرالمؤمنین(ع) در زمان خلافت خود فدک را بازنگرداندند؟
در علل الشرائع سه روایت از امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) درباره این مسئله آمده است. بر اساس یکی از آنها، ظالم و مظلوم از دنیا رفته بودند و خداوند مظلوم را پاداش داده و ظالم را مجازات کرده بود؛ بنابراین، امیرالمؤمنین(ع) نمیخواستند دوباره چیزی را مطالبه کنند که ستمگر به سبب آن مجازات شده بود. در روایات دیگر، این رفتار را به پیروی از پیامبر(ص) و پرهیز اهلبیت(ع) از مطالبه حقوق شخصی از ستمگران مرتبط میکنند. (علل الشرائع، ج۱، باب ۱۲۴، ص۱۵۴)
فدک و مسئله خلافت
ابنابیالحدید در شرح نهجالبلاغه نقل میکند که علی بن فارقی، در پاسخ به پرسشی درباره واگذار نکردن فدک، احتمال داد اگر ادعای حضرت زهرا(س) پذیرفته میشد، ایشان میتوانستند برای همسرشان نیز ادعای خلافت کنند. او همچنین تحلیلی از علی بن تقی، از متکلمان امامیه، نقل میکند که منع فدک را با جلوگیری از تقویت اقتصادی امیرالمؤمنین(ع) در منازعه خلافت مرتبط میداند. (شرح نهجالبلاغه، ابنابیالحدید، ج۱۶، صص۲۳۶–۲۳۷ و ۲۸۴)
جمع بندی
در ماجرای فدک، حضرت زهرا(س) حق خود را مطالبه کردند، برای آن احتجاج کردند و جامعه را متوجه مسئولیتش ساختند؛ اما نبود حمایت مؤثر از سوی مردم و خواص جامعه و همچنین نبود حکومت عادل، ظلم را فراگیر کرد.
اگر خواص و مردم در کنار حضرت زهرا(س) و امیرالمؤمنین(ع) میایستادند، مسیر تحولات سیاسی میتوانست متفاوت باشد. از اینرو شناخت حق بهتنهایی کافی نیست بلکه همراهی عملی جامعه نیز اهمیت دارد. همچنین برقراری عدالت به توان حکومت و ساختار سیاسی جامعه وابسته است. رهبر شهید انقلاب در بیانات ششم خرداد ۱۳۹۵ بر ضرورت برخورداری اسلام از توان حکومتسازی و ابزارهایی مانند دولت، نیروی نظامی، اقتصاد و رسانه برای مقاومت در برابر ظلم و استکبار تأکید کردهاند.
این منطق درباره مستضعفان جهان همچون فلسطین و غزه نیز مطرح است: حمایت از مردم مظلوم نباید به همدردی محدود شود، بلکه مردم، خواص و دولتها هر یک مسئولیتی دارند و محکوم کردن ظلم باید با اقدام سیاسی، حقوقی و بینالمللی همراه باشد. در نگاه اسلامی، تلاش برای رفع ظلم و تحقق عدالت با تشکیل و تقویت حکومت صالح و فراهم کردن زمینه عدالت گسترده پیوند دارد که این امر مهم در حد اعلی با ظهور حضرت حجت(عج) محقق خواهد شد.
منابع:
قرآن کریم
بحار الأنوار، مجلسی، محمّد باقر بن محمّد تقی، محقق: شیخ عبد الزهراء علوی، ناشر: دار الرضا، بی تا.
شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ناشر: مکتبه آیه الله العظمی المرعشی النجفی (ره)، بی تا.
علل الشرائع، الشیخ الصدوق، منشورات المکتبه الحیدریه ومطبعتها فی النجف.
بیانات رهبر انقلاب ، ششم خرداد 1395
نگارش: طاهره ندیمی تهرانی؛ محقق و پژوهشگر
..........................
پایان پیام
تا کنون هیچ نظری ارسال نشده است ...