شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵

فرهنگی

جرعه‌ای از نهج‌البلاغه ۵۶؛ نهی از رذایل اخلاقی

جرعه‌ای از نهج‌البلاغه ۵۶؛ نهی از رذایل اخلاقی
عصر قم - «الْعَجْزُ آفَهٌ»؛ ناتوانی آفت است. «وَ الصَّبْرُ شَجَاعَهٌ»؛ و صبر شجاعت است. «وَ الزُّهْدُ ثَرْوَهٌ»؛ و زهد ثروت است. «وَ الْوَرَعُ جُنَّهٌ»؛ و ورع سپر است. «وَ نِعْمَ الْقَرِینُ [الرِّضَا] الرِّضَی»؛ و بهترین همنشین، رضایت است.
  بزرگنمايي:

عصر قم - «الْعَجْزُ آفَهٌ»؛ ناتوانی آفت است. «وَ الصَّبْرُ شَجَاعَهٌ»؛ و صبر شجاعت است. «وَ الزُّهْدُ ثَرْوَهٌ»؛ و زهد ثروت است. «وَ الْوَرَعُ جُنَّهٌ»؛ و ورع سپر است. «وَ نِعْمَ الْقَرِینُ [الرِّضَا] الرِّضَی»؛ و بهترین همنشین، رضایت است.

دریافت 14 MB
خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ابنا:
تأکید رهبر شهید انقلاب اسلامی بر مراجعه بیشتر به نهج‌البلاغه و توجه ویژه فعالان فرهنگی به مطالعه و آموزش این کتاب، نشان‌دهنده جایگاه ویژه معارف علوی در نگاه ایشان است؛ تأکیدی که در نخستین روز سال ۱۴۰۴ و همزمان با ایام متعلق به امیرالمؤمنین(ع) مطرح شد. ایشان در آن دیدار، حضرت علی(ع) را قله رفیع عدالت، تقوا و گذشت خواندند و تصریح کردند که ملت ایران و ملت‌های مسلمان برای بهره‌گیری از درس‌های آن حضرت، باید بیشتر به نهج‌البلاغه مراجعه کنند.
این توصیه در شرایطی مطرح شد که جوامع اسلامی، به‌ویژه جوامع پیرو اهل‌بیت(ع)، با مجموعه‌ای از مسائل و تحولات مهم اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مواجه‌اند. از این منظر، بازخوانی نهج‌البلاغه را نمی‌توان صرفاً به مطالعه یک متن تاریخی یا ادبی محدود کرد؛ بلکه این اثر می‌تواند زمینه‌ای برای شناخت دقیق‌تر منظومه فکری و عملی امیرالمؤمنین(ع) و بهره‌گیری از آموزه‌های آن حضرت در عرصه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی باشد. تأکید بر مطالعه و آموزش نهج‌البلاغه نیز از همین منظر، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند و می‌تواند نقطه آغاز بازخوانی گسترده‌تر میراث علوی در جامعه اسلامی باشد.
با توجه به تأکیدات رهبر شهید، خبرگزاری ابنا اهتمام ویژه‌ای به نشر آموزه‌های نهج‌البلاغه دارد. از این رو حجت‌الاسلام والمسلمین محمد نمازی استاد حوزه و پژوهشگر نهج‌البلاغه در سلسله ویدیوهایی به تشریح جایگاه و معارف نهج‌البلاغه می‌پردازد.
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین
حکمت چهارم نهج‌البلاغه؛ عجز، صبر، زهد، ورع و رضا
«الْعَجْزُ آفَهٌ»؛ ناتوانی آفت است. «وَ الصَّبْرُ شَجَاعَهٌ»؛ و صبر شجاعت است. «وَ الزُّهْدُ ثَرْوَهٌ»؛ و زهد ثروت است. «وَ الْوَرَعُ جُنَّهٌ»؛ و ورع سپر است. «وَ نِعْمَ الْقَرِینُ الرِّضَا»؛ و بهترین همنشین، رضایت است.
حکمت چهارم نهج‌البلاغه که در واقع بسیار مهم است، پیرو جلسات قبلی تقدیم می‌شود.
جمله اول: «الْعَجْزُ آفَهٌ»؛ عجز یا همان ناتوانی، آفت است. به هر دلیلی، هر نوعی که انسان عاجز باشد، بالاخره آفت است. عجز علمی، عجز جسمی، عجز در دوستیابی که ان‌شاءالله در حکمت‌های بعدی به آن می‌رسیم؛ این خودش یک آفتی است. نهال وجود انسان با آموزش قرآن و اهل‌بیت(ع) باید این عجزها و ناتوانی‌ها را برطرف کند. دستمان را به کسی بدهیم که عاجز نیست، قوی است، قدرت مطلق است؛ از خداوند مسئلت کنیم.
جمله دوم: «وَ الصَّبْرُ شَجَاعَهٌ»؛ و صبر شجاعت است. تعبیر عجیبی است که شاید جای دیگر انسان نشنود. صبر خودش شجاعت است. صبری که فرمودند، مثلاً صبر بر گناه؛ اینکه جلوی دشمن‌ترین دشمن بایستی که نفس است، این شجاعت اصلی است، این جهاد اکبر است. صبر در برابر مشکلات، خودش مردانگی و دلیری و شجاعت است. صبر در برابر مصیبت‌ها، خودت را نبازی، خودت را حفظ کنی؛ شجاعت است.
جمله سوم: «وَ الزُّهْدُ ثَرْوَهٌ»؛ و زهد، در واقع بی‌رغبتی به دنیا. در یک معنای بالاتر، بی‌رغبتی به غیر خدا، خودش یک نوع ثروت است. در واقع دارایی اصلی همین است که خدا را داشته باشد. امام حسین علیه‌السلام در دعای عرفه فرمود: خدایا، کسی که تو را دارد چه ندارد؟ کسی که تو را ندارد چه دارد؟ این زهد که در نهج‌البلاغه در برابر معنای رغبت آمده؛ یک موقع انسان رغبت دارد، مشتاق چیزی است؛ یک موقع زهد دارد، زهد نسبت به دنیا. انسان اگر این را داشته باشد و زهد به غیر خدا داشته باشد، این ثروت و دارایی اصلی همین است. خدا رحمت کند آیت‌الله بهاءالدینی را که فرمودند: ثروتمندتر از آقای بهجت من سراغ ندارم. آقای بهجت چه داشت؟ یک حسینیه خیلی ساده، لباس ساده، خوراک و پوشاک ساده؛ ولی فرمود ثروتمند است. چرا؟ چون خدا را داشت، دینش را حفظ کرده بود و در واقع عشق حقیقی‌اش پروردگار بود.
جمله چهارم: «وَ الْوَرَعُ جُنَّهٌ»؛ ورع یا همان تقوای شدید که انسان از شبهات هم در واقع پرهیز کند، خودش مثل یک سپر نگهدارنده است. نمی‌گذارد آفات گناه وارد شود، نمی‌گذارد خطرات را تهدید کند. با همین تقوای الهی مسیر را طی می‌کند.
جمله پنجم: «وَ نِعْمَ الْقَرِینُ الرِّضَا»؛ و بهترین همنشین رضایت است. رضایت داشتن یعنی چه؟ یعنی رضایت داشتن به اینکه خدا چه مقدر کرده، قضا و قدر الهی. همه چیز که دست انسان نیست؛ این دنیا فراز و نشیب دارد، یک موقعی به نفع انسان، یک موقعی به ضرر انسان. اینجا که می‌فرماید قرین، همنشین انسان است، مایه آرامش انسان است. رضایت داشتن به همین قرین در واقع تشبیه شده؛ اگر انسان راضی باشد، انگار یک همنشینی دارد که باعث آرامش او است. در جاهای دیگر نهج‌البلاغه هم آمده در خصوص رزق و روزی، مثلاً اینکه آنچه که به انسان باید برسد می‌رسد. این نحوه راضی بودن و رضایت داشتن به مقدرات، مثل یک همنشینی موجب آرامش انسان است.
پس ان‌شاءالله با این آرامش یک همنشین خوب داشته باشیم، با داشتن ورع سپر قوی داشته باشیم، با داشتن زهد ثروتمند بشویم، با داشتن صبر شجاع محسوب بشویم و بالاخره بدون عجز، آفت را از زندگی خودمان دور کنیم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
.................
پایان پیام/


نظرات شما