عصر قم - یمن از معادله محاصره دربرابر محاصره سخن گفته و توانسته آن را به قاعدهای در نظم غرب آسیا تبدیل کند.
سخنگوی نیروهای مسلح یمن در موضعگیریهای اخیر از «فرودگاه در برابر فرودگاه، محاصره در برابر محاصره و تشدید در برابر تشدید» سخن گفته است. پیش از این نیز معادلاتی مانند پایتخت در برابر پایتخت در واکنش به تهدیدات متجاوزان سعودی مطرح کرده بود. برخی این ادعای یمنیهارا تبلیغاتی توصیف میکردند اما تحولات میدانی اخیر نشان میدهد که ارتش و نیروهای مسلح یمنی توانستهاند در طی دو ماه جنگ اخیر در واکنش به تجاوزات عربستان سعودی این معادله را به یک قاعده تازه تبدیل سازند. قاعدهای که از سوی مدافعان یمنی بر نظم امنیتی غرب آسیا تحمیل شده است.
از پاسخ دادن تا معادله ساختن
در جنگهای دریایی معاصر، یک منطق همیشگی وجود داشت؛ قدرت بزرگ گلوگاه را میگرفت و طرف ضعیف تهدید میکرد. الگوی امروز یمن این منطق را وارونه کرده است. عربستان پرواز را از فرودگاههای یمن میگیرد؛ فرودگاههای عربستان هدف قرار میگیرند. عربستان بنادر و صادرات یمن را محاصره میکند؛ صادرات خودش از مسیر دریای سرخ محدود میشود. تشدید عملیات هوایی، با عملیات موشکی و پهپادی در عمق عربستان پاسخ میگیرد.
به زبان ساده، یمن دیگر دفاع نمیکند؛ معادله میسازد. و این معادله به تنگه هرمز هم گره خورده است. گزارش کتابخانه پارلمان انگلیس در سیزدهم مهر نوشت که حدود هفت درصد نفت جهان از بابالمندب میگذرد. بر پایه همین گزارش، عربستان بخش عمده صادرات نفتی خود را به مسیرهای جایگزین منتقل کرده است؛ و دو آبراه خلیج فارس و دریای سرخ، دست هر دو طرف جنگ را برای چانهزنی قویتر کردهاند. یعنی دو طرف دیگر نمیتوانند یک گلوگاه را جدا ببینند؛ بستن یکی، دیگری را گرانتر میکند.
آزمون میدان
هر قاعدهای با میدان سنجیده میشود و آزمون این قاعده در دو ماه گذشته انجام شده است. عربستان با عملیات گسترده در ساحل غربی یمن بازپسگیری بابالمندب را اعلام کرد؛ اما مؤسسه مطالعات جنگ آمریکا در چند ارزیابی پیاپی برآورد خود را عوض کرد و سرانجام نوشت پیشروی ساحلی متوقف شده است. رویترز نیز به نقل از مقامات میدانی و تحلیلگران نوشت این ادعا زودتر از وقت اعلام شده است. در ارتفاعات پیرامون تعز، نیروهای یمنی با کنترل بلندیها و ساخت خاکریزهای طولانی، پیشروی زمینی مزدوران عربستان را زمینگیر کردند؛ و همزمان، عملیات موشکی و پهپادی به فرودگاهها و تأسیسات صادراتی عربستان ادامه یافت.
نتیجه در دو نشانه دیده میشود. نشانه نخست نظامی است؛ گرفتن زمین ممکن شد، نگهداشتن آن نه. نشانه دوم ساختاری است؛ عربستان برای ادامه جنگ از بیرون کمک خواست. پیمان دفاع مشترک با ترکیه و پاکستان عملیاتی شد؛ اما به گزارش رسانههای این دو کشور، نقش نیروهای خارجی دفاعی اعلام شد، نه رزمی. یعنی جبهه مقابل نتوانست این قاعده را بشکند؛ به بازتعریف پیمانهایش وادار شد.
شکافی که در جبهه مقابل باز شد
عمیقترین اثر این تحول، در جبهه مقابل دیده میشود. امارات، شریک اصلی سالهای نخست جنگ یمن، از تشدید فعلی غایب است؛ به گزارش رسانههای منطقهای، ابوظبی ریسک حمله به بنادر و پروژههای خود را نمیپذیرد و سرمایهگذاری در بنادر جنوب یمن را ادامه میدهد. این غیبت، سنگینی عملیات را کامل روی دوش عربستان گذاشته است. واشنگتن نیز به گزارش آکسیوس از حضور رزمی پرهیز کرده و به پشتیبانی اطلاعاتی و مشاوره بسنده کرده است. عربستان برای جبران، سراغ ترکیه و پاکستان رفته است؛ دو کشوری که هر دو گفتهاند وارد نبرد زمینی نمیشوند. حاصل این چیدمان، جبههای است که حمایت زیاد دارد اما نیروی رزمی کم؛ و هزینه اصلی نبرد همچنان بر دوش همان کشوری است که جنگ را آغاز کرده است.
مذاکره از دریچه این تحول
این تحول، سرنوشت مذاکرات را هم تعیین میکند. هیئت یمنی در مسقط با فرستاده ویژه سازمان ملل نشسته است و برخی گزارشهای خبری میگویند دو طرف در اصل بر چارچوبی ششماهه برای آتشبس به توافق رسیدهاند؛ گزارشی که هنوز رسمی نشده است. فرستاده سازمان ملل در شورای امنیت گفت دستاوردهای میدانی جایگزین مذاکره نمیشوند. اما این قاعده تازه، راه سادهتری برای پایان جنگ نمیگذارد؛ چون معادلهای که ساخته شده، با عقبنشینی از بین نمیرود و فقط جابهجا میشود.
پرسشی که برای ماههای آینده باز میماند این است؛ آیا چارچوب ششماهه میتواند این معادله را به میز بیاورد، یا صنعا معادله را همانجایی نگه میدارد که ساخته است؟ پاسخ را ماههای آینده میگویند؛ در ارتفاعات پیرامون تعز و در نرخهایی که بیمهگران برای گذر از دریای سرخ تعیین میکنند.
منبع: تسنیم