يکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵

فرهنگی

عضو اندیشکده‌های مطالعات ژئوپلیتیکی و امنیتی در گفتگو با رسا تحلیل کرد؛

توافق اسلام‌آباد تفاهمی با ابهام‌های راهبردی و استراتژی فریب

توافق اسلام‌آباد تفاهمی با ابهام‌های راهبردی و استراتژی فریب
عصر قم - تبریز- دکتر حسین حقی ضمن واکاوی ابعاد یادداشت تفاهم اسلام‌آباد از منظر نظریه‌های روابط بین‌الملل، این توافق را مصداق یک «استراتژی فریب» از سوی دشمن توصیف کرد که موجب خنثی‌سازی ابتکار عمل میدانی جمهوری اسلامی ایران شده است.
  بزرگنمايي:

عصر قم - تبریز- دکتر حسین حقی ضمن واکاوی ابعاد یادداشت تفاهم اسلام‌آباد از منظر نظریه‌های روابط بین‌الملل، این توافق را مصداق یک «استراتژی فریب» از سوی دشمن توصیف کرد که موجب خنثی‌سازی ابتکار عمل میدانی جمهوری اسلامی ایران شده است.

دکتر وحید حسین حقی، عضو اندیشکده‌های مطالعات ژئوپلیتیکی و امنیتی، مدیر کارگروه تفکر انتقادی «اندیشه بان» و از کارشناسان برجسته مسائل سیاسی، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز ، ضمن واکاوی ابعاد یادداشت تفاهم اسلام‌آباد از منظر نظریه‌های روابط بین‌الملل، این توافق را مصداق یک «استراتژی فریب» از سوی دشمن توصیف کرد که موجب خنثی‌سازی ابتکار عمل میدانی جمهوری اسلامی ایران شده است.
وی در این گفت‌وگو با تکیه بر آموزه‌های دینی و فقهی و همچنین مدل‌های بازی در روابط بین‌الملل، نسبت به هزینه‌های سنگین ناشی از ساده‌لوحی در نگاه به مذاکرات و غفلت از مؤلفه‌های قدرت ملی هشدار داد.
ابهام در متن و تعارض منافع راهبردی
دکتر حسین حقی در ابتدای این گفت‌وگو با نقد ساختاری متن یادداشت تفاهم اسلام‌آباد اظهار داشت: از منظر نظریه‌های روابط بین‌الملل، هرگونه انتظار برای راستی‌آزمایی مؤثر اجرای تعهدات ناشی از یک تفاهم‌نامه دوجانبه، مستلزم وجود تعهدات روشن طرفین، توجه به جامع و مانع بودن مفاهیم و تعاریف، توالی زمانی، قابل سنجش بودن، متقابل بودن و برخوردار بودن از سازوکارهای مشخص پایش و ارزیابی است. 
وی افزود: هنگامی که متن تفاهم‌نامه اسلام‌آباد در چارچوب این نظریات مورد ارزیابی قرار می‌گیرد، ایراداتی از جمله بی توجهی به تعارض منافع راهبردی، ابهام مفهومی و عملیاتی در متن، اهداف و انتظارات آرمان‌گرایانه و فاقد شاخص‌های اجرایی، و تعهدات نامتقارن بدون سازوکارهای مستقل قدرتمند نظارتی دیده می‌شود.
تفاهم اسلام‌آباد؛ استراتژی فریب برای خنثی‌سازی ابتکار عمل ایران
عضو اندیشکده مطالعات غرب آسیا با اشاره به وضعیت میدان و دیپلماسی پیش از امضای این تفاهم‌نامه گفت: مرور چند هفته اخیر منتهی به درخواست آتش‌بس از سوی آمریکا و به دنبال آن یادداشت تفاهم اسلام‌آباد نکات بسیار ارزشمندی برای ما خواهد داشت.
استاد دانشگاه تبریز گفت: ابتکار عمل در میدان و دیپلماسی در دستان نیروهای مقتدر مسلح جمهوری اسلامی ایران، ملت مبعوث و دستگاه دیپلماسی کشور بود و اراده‌ای قدرتمند برای انتقام از دشمن شکل گرفته بود؛ نظم دلخواه و محیط امنیتی مطلوب آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش به شدت دچار تضعیف شده بود و ایران دشمن را متوجه خطای محاسباتی‌اش کرده بود.
وی تصریح کرد: در این وضعیت، یادداشت تفاهم، استراتژی فریب موفقی بود که از سوی دشمن طراحی و اجرا شد و دستگاه دیپلماسی کشور با ورود به این مذاکرات، فضا و زمان لازم برای به‌دست گرفتن ابتکار عمل مجدد را به طرف مقابل داد و در نتیجه، استراتژی تهاجمی ویران‌کننده ایران را خنثی و به‌کارگیری استراتژی «جنگ بین جنگ‌ها» توسط جبهه مقابل را رقم زد و مانع تثبیت دستاوردهای میدانی و تبدیل آن به اهرم فشار و ابزار چانه‌زنی جمهوری اسلامی ایران شد. 
دکتر حسین حقی تأکید کرد: مهم‌ترین درسی که این رخداد برای کشور داشت و هنوز هم نزد عده‌ای به فراموشی سپرده خواهد شد، عدم فهم و شناخت دشمن، اعتماد به دشمنی تمامیت‌خواه و استعمارگر بدعهد، عدم شناخت ابعاد و سطوح دشمنی دشمنان، ساده‌لوحی در نگاه به مذاکره و جنگ و در نهایت در ادامه این روند، بی‌اثر شدن اهرم‌های قدرت کشور و بی‌اثر شدن ابزارهای بازدارنده کشور است که هزینه زیادی را در صورت بی‌توجهی بر کشور متحمل خواهد کرد.
نگاهی به قدرت و جهاد از منظر فقه شیعه و کتاب «انسان در جامعه»
مدیر کارگروه تفکر انتقادی اندیشه بان در بخش دیگری از این گفتگو، با رویکردی فقهی و قرآنی به تبیین وظایف نظام اسلامی در برابر نقض عهد دشمن پرداخت و گفت: از منظر فقه شیعه دوازده‌امامی، دولت اسلامی در برابر نقض آتش‌بس از سوی دشمن ممکن است اختیار مطالبه وفای به عهد، خاتمه هدنه (آتش‌بس) و در شرایط مقتضی دفاع یا مقابله با ناقض را داشته باشد.
وی با ارجاع به کتاب «جامعه در قرآن» اثر آیت‌الله جوادی آملی، مواضع اسلام در این حوزه را چنین تشریح کرد:
الف) قرآن و امور نظامی:
امنیت در جامعه، دفاع از هرگونه تجاوز بیگانه، ظلم‌ستیزی و تظلم‌گریزی و دارا بودن قدرت در تمام زمینه‌های زندگی خصوصاً قدرت دفاعی برای جلوگیری از هرگونه تجاوز و تهاجم نظامی، شرط لازم برای زندگی اجتماعی است که خداوند مسلمانان را بدان توجه داده است: «والله لایحب الظالمین، والله لایهدی القوم الظلمین، فاوحی الیهم ربهم لنهلکن الظلمین، لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم». خداوند ظالمان را دوست نمی‌دارد و در مسیر هدایت و کمال قرار نخواهد داد بلکه آنان را نابود می‌کند و خدا فریاد فرد یا گروهی را مدح نکرده، مگر فریاد ستمدیده‌ای را که برای ظلم‌ستیزی بلند شود.
تله «پیش‌بینی‌پذیری» در مذاکرات
دکتر حسین حقی در بخش پایانی سخنان خود با هشدار نسبت به آسیب‌پذیری‌های راهبردی اظهار داشت: در علم روابط بین‌الملل، مدیریت پیش‌بینی‌پذیری یک مؤلفه حیاتی است اگر دستگاه دیپلماسی در هر شرایطی اشتیاق آشکار خود را برای مذاکره نشان دهد، بدون آنکه این آمادگی را به شروط روشن و تضمین‌های اجرایی پیوند بزند، ممکن است ناخواسته این برداشت را در دشمن ایجاد کند که تمایل به توافق، یک «متغیر ثابت» مستقل از رفتار اوست.
وی تصریح کرد: بازیگری که واکنش‌ هایش به‌طور کامل قابل پیش‌ بینی باشد و هیچ هزینه یا پیامد معتبری برای نقض تعهدات طرف مقابل تعریف نکند، در معرض بهره‌ برداری راهبردی قرار می‌گیرد بلوغ راهبردی در توانایی ترکیب ثبات در اهداف با انعطاف در ابزارها، حفظ اعتبار تعهدات با مطالبه پایبندی متقابل، و استفاده از دیپلماسی بدون واگذاری ابتکار عمل به طرف مقابل تجلی می‌یابد؛ این همان نقطه‌ای است که باید به عنوان نقشه راه در سیاست خارجی و دفاعی کشور مورد توجه جدی قرار گیرد.
ب) قدرت دفاعی:
یکی از عوامل حفظ جامعه انسانی، دارا بودن قدرت بالای دفاعی و نظامی است از همین رو قرآن کریم مسلمانان را از وجود هرگونه سستی در این باره برحذر داشته و آنان را به قدرت و توان نظامی فرا می‌خواند: «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم» باید مسلمانان در مقابل دشمنان خدا و دین، سلاح و اندیشه خود را به خوبی به کار گیرند به طوری که دشمنان در آنان مقاومت، ستبری، نفوذناپذیری، صلابت و استواری را حس کنند: «و خذوا حذرکم ان الله اعد للکفرین عذابا مهینا و لیجدوافیکم غلظه» لازم است عنایت شود که پیام این‌گونه آیات، اعمال خشونت و بدرفتاری با دیگران نیست، بلکه پایداری و پایمردی کامل است که دشمنان هرگز طمع تجاوز به جامعه اسلامی را در سر نپرورانند.
ج) مقابله به مثل:
در روابط اجتماعی و جوامع، احتمال هرگونه ظلم و بی‌عدالتی وجود دارد؛ از این رو خداوند مسلمانان را به برخورد متعادل و مقابله به مثل و در صورت سوءاستفاده گروه مقابل به صبر فرا می‌خواند: «و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به ولئن صبرتم لهو خیرللصبرین».
د) تشویق به جهاد و شهادت:
گاهی برای کوتاه کردن دست دشمنان اسلام و جلوگیری از هرگونه تعرضی به جامعه اسلامی، جهاد که نوعی حالت دفاعی در مقابل مخالفان است واجب می‌گردد زیرا جامعه همیشه حالت یکنواخت ندارد به همین جهت خداوند مسلمانان را در جامعه اسلامی به جهاد و شهادت تشویق کرده است: «ولئن قتلتم فی سبیل الله او متم لمغفره من الله و رحمه خیر مما یجمعون...».
ه) وعده پیروزی مسلمانان بر کافران:
هرگز در جوامع بشری در صورتی که مؤمنان به لوازم ایمان پایبند باشند و اختلاف و سستی را کنار بگذارند، خداوند باطل را بر حق مسلط نمی‌سازد: «ولن یجعل الله للکفرین علی المومنین سبیلا، نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ».
خ) پایداری:
هیچ جامعه‌ای بی‌تحمل مشکلات، به رشد و تعالی نمی‌رسد. از این رو خداوند یکی از عوامل مهم استقرار و پیشرفت جامعه را پایداری افراد در برابر سختی‌ها و ناملایمات می‌داند، در تعالیم وحیانی نیز شرط پیشرفت نظام اجتماعی، ایستادگی است و در حقیقت سبب بالندگی، پایداری است: «یا ایها الذین ءامنو اذا لقیتم فئه فاثبتوا».
الزامات راهبردی؛ از تبدیل قدرت میدان به نظم سیاسی تا مدیریت پیش‌بینی‌پذیری
دکتر حسین حقی در ادامه تحلیل خود بر پیوند میان میدان، سیاست و دیپلماسی تأکید کرد و افزود: در نظریه روابط بین‌الملل، هنگامی که کشوری ابتکار عمل را در میدان جنگ در اختیار دارد، مسئله اصلی صرفاً حفظ برتری نظامی نیست؛ بلکه تبدیل این برتری به یک نظم سیاسی و امنیتی پایدار است در چنین شرایطی، تصمیم‌ گیری درباره زمان، چارچوب و شرایط ورود به مذاکرات، بخشی از راهبرد کلان کشور محسوب می‌شود.
وی با برشمردن شش اصل کلیدی در مدیریت راهبردی بیان داشت:
1. تبدیل ابتکار میدان به قدرت چانه‌زنی: کشوری که از موقعیت میدانی مساعد برخوردار است، باید مراقب باشد که امتیازهای بالقوه خود را پیش از تبدیل شدن به دستاوردهای سیاسی و امنیتی، در فرایند مذاکرات از دست ندهد.
2. انسجام ملی به عنوان منبع قدرت: مسئولیت دولت در شرایط مطالبه خون‌خواهی و عدالت، ایجاد تعادل میان پاسخ‌گویی به افکار عمومی و حفظ عقلانیت راهبردی است.
3. دیپلماسی ابزاری، نه هدفی مستقل: ورود زودهنگام به مذاکره با فقدان معیارهای روشن، قدرت چانه‌زنی را کاهش می‌دهد.
4. اعتبار تعهدات: توافق زمانی ارزش راهبردی پیدا می‌کند که دارای سازوکارهای روشن نظارت و تعیین پیامد برای نقض باشد.
5. تثبیت امنیتی: هدف سیاست دفاعی باید ایجاد شرایطی باشد که احتمال تجاوز مجدد کاهش یابد.
6. پایان‌بندی پایدار: پایان جنگ باید در نقطه‌ای صورت گیرد که دستاوردهای سیاسی اصلی تأمین شده باشند.
ضرورت انتقال دانش امنیتی و درس‌آموخته‌های نهادی
این کارشناس مسائل سیاسی با هشدار نسبت به تکرار خطاهای تاریخی گفت: یکی از الزامات اساسی قدرت ملی، شناخت مستمر و واقع‌بینانه رفتار بازیگران رقیب و تبدیل تجربه‌های تاریخی به دانش قابل استفاده است. کشوری که تجربه جنگ‌ها و مذاکرات را صرفاً در حافظه تاریخی نگه می‌دارد و آن را به دانش نهادی تبدیل نمی‌کند، با تغییر مدیران و نسل‌های سیاسی، همان خطاها را دوباره تکرار خواهد کرد.
وی مراحل انتقال این دانش را در ۵ گام دانست: شناخت رفتار رقیب بر اساس شواهد، تبدیل تجربه‌ها به حافظه نهادی، آموزش بین‌نسلی فراتر از روایت‌های حماسی، حضور شناخت رقیب در تمامی سطوح سیاست‌گذاری، و در نهایت، تبدیل تجربه تاریخی به ظرفیت پیش‌بینی و پیشگیری.
نویسنده: وحید نستوهی


نظرات شما