عصر قم - فارس-در سرزمینی که درختانش میتوانند شاهد خاموش ظهور و سقوط سلسلهها باشند، سیاستمداری از کشوری با کمتر از سه قرن تاریخ مستقل، از جایگاه داور نهایی تمدنها سخن میگوید!
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در فارس، ایران سرزمینی نیست که تاریخش با تأسیس یک حکومت معاصر آغاز شده باشد. این سرزمین بخشی از یکی از کهنترین حوزههای تمدنی جهان است؛ از تمدن ایلام و دولتهای باستانی فلات ایران تا امپراتوری هخامنشی، قدرت اشکانیان و شکوه ساسانیان. در این جغرافیا، نظامهای اداری، شبکههای ارتباطی، سنتهای حقوقی، هنر، معماری و اندیشه سیاسی در دورههایی شکل گرفتند که بسیاری از کشورهای امروزی هنوز در نقشه جهان وجود نداشتند.
از این رو، هر سخنی درباره ایران که گذشته تاریخی آن را نادیده بگیرد، بیش از آنکه نشانه شناخت تاریخ باشد، نشانه ناآشنایی با آن است. جایگاه یک تمدن را نه موضعگیری یک سیاستمدار تعیین میکند و نه تبلیغات سیاسی؛ بلکه میراثی تعیین میکند که قرنها و هزارهها در برابر دگرگونیهای جهان دوام آورده است.
ایران و روم؛ تاریخ، روایت یکطرفه نیست
سپاه سورنا، سردار اشکانی، ارتش کراسوس را درهم شکست؛ شکستی که به یکی از مشهورترین ناکامیهای نظامی روم تبدیل شد. چند قرن بعد، در سال ۲۶۰ میلادی، شاپور یکم ساسانی امپراتور روم، والریان، را اسیر کرد؛ رویدادی کمنظیر در تاریخ جنگهای میان دو امپراتوری. در سال ۶۰۲ تا ۶۲۸ میلادی نیز جنگی طولانی و فرساینده میان ساسانیان و روم شرقی درگرفت که سرانجام هر دو قدرت را بهشدت تضعیف کرد.
این رخدادها یادآور حقیقتی روشناند: ایرانیان در تاریخ جهان صرفاً تماشاگر تحولات نبودهاند؛ آنان بارها خود از تعیینکنندگان اصلی سرنوشت منطقه و رقیبان قدرتهای بزرگ زمانه بودهاند.
افتخار تاریخی زمانی اعتبار دارد که بر واقعیت استوار باشد، نه بر افسانهسازی. اما همان معیار انصاف که مانع بزرگنمایی پیروزیهای ایران میشود، اجازه نمیدهد شکستهای روم و دیگر قدرتهای غربی نیز از حافظه تاریخی حذف شوند.
وقتی آمریکا از تمدن سخن میگوید!
اظهارات مارکو روبیو در آتن در ۷ اکتبر ۲۰۲۶، که در آن تاریخ غرب را از یونان باستان تا روم و سپس آمریکا روایت کرد، نمونهای از همان نگاه گزینشی به تاریخ است؛ روایتی که میتواند بهجای شناخت متقابل تمدنها، به ابزاری برای توجیه قدرت سیاسی تبدیل شود.
مسئله این نیست که یونان یا روم تمدنهای بزرگی نبودهاند؛ مسئله این است که چرا هنگام سخن گفتن از میراث تمدنی جهان، برخی سیاستمداران چنان سخن میگویند که گویی تاریخ بشر جادهای یکطرفه است که سرانجام به واشنگتن ختم میشود!
ایران نیز تاریخ دارد؛ تاریخی که نه از حاشیه تمدن غرب، بلکه از دل تحولات مستقل و تأثیرگذار جهان باستان برخاسته است. امپراتوری هخامنشی، که در سده ششم پیش از میلاد شکل گرفت، یکی از بزرگترین امپراتوریهای جهان باستان بود و پاسارگاد، پایتخت آغازین آن، امروز نیز گواهی ماندگار بر هنر و معماری ایرانی است.
اگر بناست از تاریخ یونان و ایستادگی آتن سخن گفته شود، باید از نبردهای ایران و یونان در بستر تاریخی کاملشان سخن گفت؛ همانطور که اگر قرار است از قدرت روم یاد شود، نمیتوان حَرّان و اسارت والریان را از حافظه تاریخی پاک کرد. تاریخ، ویترین افتخارات یک طرف و انبار اشتباهات طرف دیگر نیست.
درختان ایران و عمر کوتاه قدرتهای سیاسی
و اما یک نکته طعنهآمیز که شاید بد نباشد برخی سیاستمداران آمریکایی هنگام سخنرانی درباره تمدن به خاطر بسپارند: درختان کهن ایران گاهی از خودِ کشورهایی که امروز مدعی سخن گفتن از تاریخاند، بسیار مسنترند!
سرو کهن ابرکوه، با قدمتی که در برآوردهای رایج چند هزار سال تخمین زده میشود، نمونهای از حافظه زنده طبیعت ایران است؛ هرچند تعیین دقیق سن چنین درختانی قطعی و بیاختلاف نیست. درختی که قرنها پیش از شکلگیری ایالات متحده ریشه دوانده، همچنان ایستاده است؛ در حالی که آمریکا در سال ۱۷۷۶ میلادی استقلال خود را اعلام کرد.
چه طنز تاریخی ظریفی! در سرزمینی که درختانش میتوانند شاهد خاموش ظهور و سقوط سلسلهها باشند، سیاستمداری از کشوری با کمتر از سه قرن تاریخ مستقل، از جایگاه داور نهایی تمدنها سخن میگوید.
تمدن را نمیتوان با موشک، ارتش یا سخنرانی تعریف کرد
تمدن صرفاً قدرت نظامی نیست؛ اگر چنین بود، همه امپراتوریهای فاتح تاریخ باید تا امروز پابرجا میماندند. تمدن در زبان و ادبیات، در معماری و دانش، در حافظه جمعی، در توانایی بازسازی پس از شکست و در میراثی است که نسلها به نسلهای بعد منتقل میکنند.
ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. افتخارات تاریخی آن واقعیاند، اما عظمت ایران نیازی به تحقیر ملتهای دیگر ندارد. کافی است تاریخ را کامل بخوانیم و اجازه ندهیم سیاست روز، گذشته را به ابزار تبلیغاتی خود تبدیل کند.
آقای روبیو، تاریخ با سخنرانی آغاز نمیشود و با قدرت سیاسی پایان نمییابد. آمریکا حق ندارد خود را معیار نهایی سنجش تمدن دیگران بداند. ایرانیان برای اثبات قدمت سرزمینشان به تأیید هیچ مقام خارجی نیاز ندارند؛ همانگونه که هیچ ملت دیگری نباید برای بهرسمیتشناختهشدن گذشتهاش از سیاستمداران واشنگتن اجازه بگیرد.
شاید پیش از آنکه درباره عمر تمدنها داوری کنیم، بهتر باشد لحظهای به سروهای کهن ایران نگاه کنیم؛ درختانی که تاریخ را نه از پشت تریبون، بلکه با ایستادگی ریشههایشان روایت میکنند.
و چهبسا این درختان، با طنزی خاموش و دیرپا، به سیاستمداران پرادعای جهان یادآوری کنند که قدرتها میآیند و میروند؛ اما تمدن، چیزی فراتر از عمر یک حکومت و هیاهوی یک سخنرانی است.