شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵

فرهنگی

آیت الله فاضل لنکرانی:

شیوه برخورد علامه کراجکی با مسیحیت و اهل سنت بسیار درس‌آموز است

شیوه برخورد علامه کراجکی با مسیحیت و اهل سنت بسیار درس‌آموز است
عصر قم - آیت‌الله فاضل لنکرانی با بیان اینکه شیوه برخورد کراجکی با مسیحیت و اهل سنت بسیار درس‌آموز است، تصریح کرد: در مواجهه با شبهات، شیوه او جدال احسن است، در کتاب «التعجب»، شما حتی یک تعبیر زشت یا رکیک مشاهده نمی‌کنید؛ کاملاً بر مدار جدال احسن حرکت می‌کند.
  بزرگنمايي:

عصر قم - آیت‌الله فاضل لنکرانی با بیان اینکه شیوه برخورد کراجکی با مسیحیت و اهل سنت بسیار درس‌آموز است، تصریح کرد: در مواجهه با شبهات، شیوه او جدال احسن است، در کتاب «التعجب»، شما حتی یک تعبیر زشت یا رکیک مشاهده نمی‌کنید؛ کاملاً بر مدار جدال احسن حرکت می‌کند.

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، پیش نشست هزاره مرحوم علامه کراجکی با حضور اندیشمندان، محققان، علماء و فضلای حوزه علمیه قم در کتابخانه مسجد اعظم برگزار شد.
آیت الله محمدجواد فاضل لنکرانی رییس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) در این همایش به بیان نکاتی از سیره علمی و اخلاقی علامه کراجکی پرداخت.
متن کامل سخنان آیت الله فاضل لنکرانی بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
عرض سلام خدمت همه سروران، محققان و پژوهندگان علم و دانش و تحقیق و تشکر از آقایان بزرگواری که این جلسه را برای هزاره کراجکی تشکیل دادند؛ مخصوصاً فاضلِ محقق و پژوهشگر کم‌نظیر، جناب آقای بروجردی.
در مورد مرحوم کراجکی، اولاً دوران ایشان باید کاملاً تحلیل بشود تا روشن گردد حیات علمی ایشان در چه دوره‌ای بوده است؛ زیرا خودِ همین مسئله برای فهم یک شخصیت بسیار مهم است. در بررسی افکار و اندیشه های شخصیت های علمی کمتر به این موضوع پرداخته می‌شود؛ گاهی به حوادث مهم اشاره می‌شود، اما دوره آن شخصیت کمتر تحلیل می‌گردد.
باید دید در آن دوره، مسیحیت با دولت فاطمیون چه برخوردهایی داشتند و چه افکار و اندیشه‌هایی را برای مقابله با اسلام به میدان آورده بودند؟ وقتی انسان تاریخ را ببیند‌، ارزش کارهای کراجکی روشن می‌شود. آن دوران دوره‌ای بوده است که در اندیشه مسیحیتِ آن زمان، مسئله آخرالزمانی مطرح بوده است.ـ عجیب این است که ما اصطلاح آخرالزمانی را در این سالهای بعد از انقلاب مطرح می‌کنیم.عالمان مسیحی برای غلبه خودشان، به دنبال مقابله با قرآن و از بین بردن شخصیت پیامبر(ص)بودند؛ به‌طوری که گاهی بر روی عناوینی تمرکز نموده و آن‌ها را در جامعه مسلمین پخش می‌نمودند.
از چیزهایی که برای خود من بسیار مایه تعجب بود، بیان مسئله خودشیفتگی یا شهوت‌طلبی بود که بسیار بر روی آن کار می‌کردند تا ذهن مسلمان‌ها را تخریب کنند. همچنین از جمله مسائلی که بسیار بر آن تمرکز داشتند، اثبات ساختگی بودن قرآن و اینکه این کتاب ساخته دست پیامبر است. ببینید چه فکری داشتند و چگونه به دنبال محو اسلام بودند؟ تاریخ نقل می‌کند که آنان در اندیشه‌های آخرالزمانیِ خود، چه کارهایی انجام می‌دادند.
مرحوم کراجکی در چنین فضایی به مقابله با این اندیشه می پردازد و چه بسا از یک جهت، این مقابله حتی از مقابله او با اهل سنت در کتاب «التعجب» و امثال آن بالاتر باشد؛ یعنی خدمتی که مرحوم کراجکی به اصل اسلام کرد و خدمتی که برای تثبیت معجزات پیامبر اکرم و تثبیت قرآن انجام داد، به نظرمن در مرتبه اعلای شخصیت کراجکی قرار دارد. این امر زمانی روشن می‌شود که ما آن دوران را کاملاً تحلیل کنیم، هرچند جزئیات زیادی وجود دارد که اکنون مجال بیان آن نیست.
موضوع دیگر، توجه دادن به تاریخ است. در شرح حال کراجکی نوشته‌اند که ایشان از ابزار عقل، نقل و تاریخ بسیار استفاده می‌کرد؛ خصوصاً در مقام اثبات اعجاز قرآن از آن‌چه که خود قرآن به عنوان تاریخ بیان می‌فرماید. شنیده‌اید که یکی از سخنان مسیحیان این بود که پیامبر مسلمانان در سفر به شام ، از یک راهب مسیحی مطالبی را فرا گرفت. آن راهب مطالبی را به پیامبر القا کرد و حضرت بعد بازگشت از آن سفرقرآن را نوشت! مرحوم کراجکی به‌خوبی به آیات تاریخی قرآن تمسک می‌کند و مطالبی را از قرآن شاهد می آورد که از حیطه اطلاع تمام مسیحیتِ آن دوره نیز خارج بوده است. نظیر آیات ۴۴ و ۴۶ سوره قصص که خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: (وَمَا کُنْتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِیِّ إِذْ قَضَیْنَا إِلَى مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا کُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِینَ) ما موسی را در جانب غربی کوه طور به منصب نبوت برگزیدیم، این مطلبی است که هیچ‌کس از علمای اهل کتابِ آن زمان اطلاعی نداشته است.
یا در آیه دیگر که می‌فرماید: (وَمَا کُنْتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَیْنَا وَلَکِنْ رَحْمَهً مِنْ رَبِّکَ).
همچنین ایشان به برخی از پیشگویی‌های قرآن که در آیات اولیه سوره روم آمده اشاره می‌کند، و نیز به آیات ۱۱۰ و ۱۱۱ سوره آل‌عمران که از پیشگویی‌های مهم قرآن است و در زمان ما باید بسیار به آن توجه شود.
خدای تبارک و تعالی در آیه ۱۱۱ می‌فرماید: (لَنْ یَضُرُّوکُمْ إِلَّا أَذًى) این آیه یک قضیه خارجیه محدود به آن زمان نیست؛ خداوند نمی‌خواهد بفرماید فقط در این مقطع، دشمنی یهود و نصاری صرفاً مایه آزار و اذیت شما مسلمانان است و الا در مقام رویارویی تاب مقاومت در برابر مسلمین را نخواهند داشت ، بلکه به نظر می‌رسد این یک قضیه کلیه است؛ یعنی اسلام در روند جریان خود از آغاز تا انتها و تا زمان ظهور حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیروز و دشمنانش در برابر مسلمین ناتوان خواهند بود. حالا ممکن است در ظاهر دست به کشتارها و قتل‌عام‌ها بزنند ـ همان‌طور که مشاهده می‌کنیم و در طول تاریخ هزار و چند صد ساله نیز وجود داشته است ـ اما خدای تبارک و تعالی می‌فرماید: (لَنْ یَضُرُّوکُمْ إِلَّا أَذًى وَإِنْ یُقَاتِلُوکُمْ یُوَلُّوکُمُ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا یُنْصَرُونَ)این‌ها در برابر شما مجبور به فرار و هزیمت خواهند شد. سپس می‌فرماید: (ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّهُ) به تعبیر شما فقها و بزرگان این یک قضیه حقیقیه است که در طول تاریخ ساری و جاری است.
ما امروز باید حقیقتاً از این‌گونه آیات استفاده کنیم؛ این پیامِ روشِ کراجکی در مقابله با دشمنان است.
در مقابله با اهل سنت نیز عبارات بسیار مهمی در مسئله علم امام و اصل امامت دارد؛ مرحوم کراجکی در آن مقطع تاریخی مطالب بسیار بلندی در این باره دارد خصوصا در موضوع علم غیب و عصمت امام؛ شما شنیده‌اید که حتی در همین حوزه قم، برخی افراد کم‌اطلاع می‌گفتند مسئله عصمت از دوره صفویه به بعد مطرح شده است! ببینید ایشان چه تعابیری در خصوص عصمت ائمه دارد. در همین کتاب «کنز الفوائد» (جلد اول، صفحه ۲۴۵)،می‌فرماید: «لَا إِمَامَهَ بَعْدَ رَسُولِ اللهِ(ص)إِلَّا لَهُمْ، وَلَا یَجُوزُ الِاقْتِدَاءُ فِی الدِّینِ إِلَّا بِهِمْ».
شخصیتی که با اهل سنت حشر و نشر داشته و اهل سنت در کتب سیره و رجالشان به عظمت از او یاد می‌کنند، چنین اندیشه‌هایی داشته و آن‌ها را با صراحت مطرح می‌کرده است.
شیوه برخورد کراجکی با مسیحیت و اهل سنت بسیار درس‌آموز است. آقایانی که امروز مسئله تقریب را دنبال می‌کنند، باید به سراغ علما و بزرگان گذشته بروند و ببینند آیا آنان سرِ سوزنی در مسئله امامت تنزل می‌کردند یا خیر؟ با آنکه با آنان معاشرت داشتند، به درس آن‌ها می‌رفتند و احترامشان را نگاه می‌داشتند، اما ذره‌ای کوتاه نمی‌آمدند.
«لَا یَجُوزُ الِاقْتِدَاءُ فِی الدِّینِ إِلَّا بِهِمْ، وَلَا أَخْذُ مَعَالِمِ الدِّینِ إِلَّا عَنْهُمْ، وَأَنَّهُمْ فِی کَمَالِ الْعِلْمِ وَالْعِصْمَهِ مِنَ الْآثَامِ نَظِیرُ الْأَنْبِیَاءِ (عَلَیْهِمُ السَّلَامُ)، وَأَنَّهُمْ أَفْضَلُ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللهِ، وَأَنَّ إِمَامَتَهُمْ مَنْصُوصٌ عَلَیْهِمْ مِنْ قِبَلِ اللهِ عَلَى الْیَقِینِ، وَأَنَّهُ سُبْحَانَهُ أَظْهَرَ عَلَى أَیْدِیهِمُ الْآیَاتِ، وَأَعْلَمَهُمْ کَثِیرًا مِنَ الْغَائِبَاتِ» می فرماید: بعد از رحلت رسولخدا امامت منحصر در وجود شریف ائمه:است و به هیچوجه پیروی از دیگران جایز نیست و باید معالم دین را فقط از آنان آموخت.
ایشان تصریح دارد که ائمه علم غیب داشتند و خداوند به آنان علم غیب بخشیده است. البته در ادامه کلامشان مطلبی دارند که از مواردی است که در این هزاره باید مورد تأمل قرار گیرد و بیشتر روی آن کار شود؛ ایشان می‌فرماید علم غیب ائمه به مقداری است که مصلحت الهی اقتضا می‌کند،. البته ما از آیات قرآن اطلاق علم غیب ائمه را استفاده کرده ایم، ولی ایشان می‌فرماید در یک دایره و مقدار مشخص است. روایات «إِذَا أَرَادُوا عَلِمُوا» را نیز قبول دارد، اما معتقد است در محدوده‌ای خاص بوده است. به هر حال این بخش از فرمایش ایشان نیازمند پژوهش و بازنگری است و ما وقتی کنگره یا هزاره‌ای برگزار می‌کنیم، نباید بگوییم از صدر تا ذیل سخنان کراجکی همه‌چیز بی‌نقص و قطعی و مطابق با مکتب شیخ مفید یا سید مرتضی است؛ جاهایی که امکان بیان عمیق‌تری وجود داشته اما به آن پرداخته نشده است، باید مورد نقد و بررسی علمی قرار گیرد و در سایر موارد نیز تجلیل و تکریم شود.
درباره عصمت امام نیز در کتاب «التعجب» عبارات دیگری دارد. در یکی از مقالات تعبیر بسیار دقیقی درباره ایشان دیدم که متن کتب کراجکی نیز مؤید آن است: او بر عقاید باطل هجوم می‌آورد. کراجکی این‌گونه نبود که در برابر شبهاتِ بسیارِ قرن پنجم ـ که طبق نقل تاریخ، عصر کثرت شبهات بوده است ـ منفعل باشد و تنها در حوزه بنشیند و پاسخی ساده به آنها بدهد؛ بلکه به صورت تهاجمی به عقاید باطل هجوم می‌برد و عقاید نادرست اهل سنت و مسیحیت را مفتضح و بی‌اعتبار می‌ساخت و این نشان‌دهنده اقتدار علمی اوست. کراجکی شخصیتی کاملاً زمان‌شناس بود. اگر بخواهیم در طول تاریخ فقها، محدثان و متکلمان، یک شخصیت زمان‌شناس و جامع‌الاطراف را نام ببریم، مرحوم کراجکی از نمونه‌های بارز آن است.
از سایر مطالب صرف‌نظر می‌کنم و تنها این نکته را عرض می‌کنم که در این هزاره پیش رو، نباید برنامه صرفاً یک بزرگداشت صوری باشد، بلکه روش کراجکی باید بازخوانی شود. او نه عقلیِ محض بود و نه نقلیِ محض؛ بلکه عقل، نقل، تاریخ و حدیث را با هم جمع کرده بود. در همین «کنز الفوائد»، ببینید چقدر به احادیث کتب کهن تمسک جسته است؟ بنده روایت «مَنْ مَاتَ وَلَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ» را با نقل‌های گوناگون دیده بودم، اما برای نخستین بار دیدم که ایشان ـ گمانم از کتاب سلیم بن قیس یا منبعی دیگر ـ نقل می‌کند: «مَنْ مَاتَ وَلَمْ یَعْرِفِ الإِمَامَ مِنْ وُلْدِی»، که اشاره به امام از نسل پیامبر دارد و مستقیماً از زبان پیامبر اکرم(ص) بیان شده است. ببینید یک عالم چگونه حدیث، تاریخ، عقل و نقل را کنار هم قرار داده است؟
در مواجهه با شبهات، شیوه او جدال احسن است. در همان کتاب «التعجب»، شما حتی یک تعبیر زشت یا رکیک مشاهده نمی‌کنید؛ کاملاً بر مدار جدال احسن حرکت می‌کند. به اهل سنت می‌گوید: شما چگونه عصمت پیامبر را قبول دارید، اما درباره عصمت ائمه ما می‌گویید اگر غیر اختیاری باشد که فضیلتی نیست و اگر اختیاری باشد باید به همه داده شود تا همگان به این مقام برسند؟! و سپس با بیانی کاملاً عالمانه ادعای آنان را ابطال می‌کند.
نکته دیگر این است همان‌گونه که در عصر حاضر نیز شیوه تحقیق برخی محققان ما همین است، ایشان به کتب و منابع خود اهل سنت علیه باورهای آنها استدلال می‌کند؛ این از برجستگی‌های شاخص کراجکی است. امیدوارم در این هزاره، این محورها برجسته و مبنا قرار گیرد تا بتوانیم از روش مرحوم کراجکی الگوبرداری کنیم. درباره فقه و اصول فقه نیز مطلب فراوان است اما چون وقت گذشت و بیش از این نباید در محضر شما جسارت کنم، عذرخواهی می‌کنم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته


نظرات شما