عصر قم - یک پژوهشگر مرکز تخصصی احیاء امر گفت: تأکید رهبر انقلاب بر «اقامه نماز» در مسیر تحقق تمدن اسلامی، نشاندهنده نقش فراتر نماز از عبادت فردی و تأثیر آن در شکلدهی به جامعه اسلامی است.
به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، رهبر انقلاب در پیام اخیر خود به اجلاس سراسری نماز فرمودند:«اقامه نماز در همه مراحل تکمیلی و سطوح تکاملیاش در پهنه جامعه و کشوری که پرچم اسلام ناب محمّدی صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم را برافراشته و به حاکمیّت اسلام مفتخر شده، در زمره اهمّ امور است و برای فراهم شدن زمینه طیّ طریق از مرحله نهضت و انقلاب اسلامی تا مرحله جامعه اسلامی، امری ضروری است و بعد از آن است که نیل به مرحله تمدن اسلامی میسور خواهد شد.»
اما این پرسش مطرح است که چگونه نماز، که در نگاه نخست یک عمل عبادی است، میتواند کارکردی اجتماعی و حتی تمدنی داشته باشد؟
امیرحسین آقایی پژوهشگر مرکز تخصصی احیاء امر، در گفتوگو با خبرنگار فارس با اشاره به اهمیت بررسی مبانی فرهنگی و انسانشناختی تمدنها اظهار کرد: برای فهم نقش و کارکرد نماز و مسجد در عرصه تمدن، ابتدا باید بررسی کرد که هر فرهنگ و تمدن بر چه اساس و ملاکی استوار است.
وی افزود: یک تقسیمبندی رایج درباره کشورها و فرهنگها، تقسیم آنها به توسعهیافته و توسعهنیافته است. اگر بخواهیم خیلی خلاصه توضیح دهیم، در این تقسیمبندی کشورهای توسعهیافته کشورهایی هستند که از فناوریهای پیشرفته برخوردارند و با استفاده از آن، مواد اولیه و منابع خام را به کالاهایی با ارزش افزوده بالا تبدیل میکنند.
آقایی ادامه داد: در مقابل، کشورهای توسعهنیافته به دلیل فقدان دانش فنی، ناچار به خامفروشی سرمایههای طبیعی خود و واردات کالاهای نهایی با هزینههای گزاف هستند؛ چرخهای که میتواند شکاف طبقاتی میان جوامع را عمیقتر کرده و کشورهای فاقد فناوری را در وضعیت وابستگی اقتصادی پایدار قرار دهد.
پیشرفت یک فرهنگ را باید در افق انسان آن جستوجو کرد
این پژوهشگر مرکز تخصصی احیاء امر با بیان اینکه چنین نگاهی به یک فرهنگ، عمدتاً بر اساس درآمد سالانه و پیشرفت فناورانه شکل گرفته است، گفت: میتوان سطح نگاه را چند لایه فراتر برد و هر فرهنگ را بر اساس تعریفی که از انسان ارائه میدهد، افق و غایتی که برای او ترسیم میکند و نسخهای که برای تأمین نیازهایش تجویز میکند، مورد بررسی قرار داد.
وی تصریح کرد: به نظر میرسد چنین ملاکی نسبت به ملاک نخست ارجحیت و مطلوبیت بیشتری داشته باشد؛ چراکه حقیقت این است که نه تکنولوژی و نه وضعیت معیشتی، هیچکدام به خودی خود مطلوبیت ندارند. تکنولوژی و وضعیت اقتصادی در نهایت برای این هستند که انسان احساس آرامش و رضایت کند و آرامش بیش از آنکه تابع وضعیت بیرونی باشد، امری درونی است و به معنا، افق و غایتی که فرهنگ برای زندگی انسان ترسیم میکند، بستگی دارد.
آقایی ادامه داد: اینکه خودکشی، افسردگی و بیماریهای روحی و روانی در برخی جوامع ثروتمند نیز وجود دارد، نشان میدهد که اگرچه وضعیت اقتصادی و معیشتی در احساس رضایت انسان تأثیرگذار است، اما شرط کافی برای آن نیست. به همین جهت، ملاک فضیلت یا رذیلت یک تمدن و فرهنگ را پیش از هر چیز باید در ارزشها و افقی جستوجو کرد که آن فرهنگ پیش روی انسان قرار میدهد.
فرهنگ غرب و تعریف انسان بهعنوان حیوان هوشمند
پژوهشگر مرکز تخصصی احیاء امر با اشاره به اهمیت تعریف انسان در شکلگیری فرهنگها گفت: اینکه هر فرهنگ چه تعریفی از انسان دارد، چه تصویری از او ترسیم میکند و روابط اجتماعی او را بر چه اساسی تنظیم میکند، در واقع عیار آن فرهنگ را مشخص میکند.
وی افزود: در یک تحلیل، فرهنگ غرب انسان را «حیوان هوشمند» میداند؛ انسانی که شهوت و غضب دارد، منفعتطلب است و تفاوت اصلی او با حیوان در برخورداری از ذهن و تخیل است.
آقایی ادامه داد: در نتیجه، فرهنگ غرب با همه شاخ و برگهایش شهوت، غضب و وهم انسان را به رسمیت میشناسد و این سه قوه را راهبری میکند. بخش قابل توجهی از فناوری و تکنولوژی نیز برای تأمین نیازهای این قوا به کار گرفته میشود.
این پژوهشگر مرکز تخصصی احیاء امر با اشاره به نمونه ورزش در فرهنگ غربی اظهار کرد: ورزش در این فرهنگ الزاماً حامل معنا و ارزشی انسانی نیست و هدف آن لزوماً القای فتوت و جوانمردی نیست؛ بلکه در برخی نمونهها آنچه موضوعیت پیدا میکند، تحریک شدید آدرنالین و تخلیه غریزه توحش است.
وی افزود: دو انسان در رینگ یا قفس به جان یکدیگر میافتند، صورت یکدیگر را متلاشی میکنند و میلیونها انسان دیگر پای نمایشگرها برای دیدن این صحنهها پول پرداخت میکنند. در چنین شرایطی ورزش از یک امر تربیتی به یک صنعت سرگرمی و حتی قمار و خشونت تبدیل میشود.
این پژوهشگر مرکز تخصصی احیاء امر با بیان اینکه رسانه، هنر و فضای مجازی را نیز میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد، گفت: در مجموع، فرهنگ غربی انسان را حیوان هوشمند میداند و تکنولوژی، رسانه، هنر و فضای مجازی را برای راهبری او به کار گرفته است.
آقایی تصریح کرد: البته نباید از حق گذشت که فرهنگ غرب متناسب با چنین تصویری که از انسان ارائه کرده، نهادسازی و ساختارسازی کرده و متناسب با همین نگاه، علوم انسانی و حتی علوم طبیعی خود را جهتدهی کرده و در حوزه فناوری به رشد چشمگیری رسیده است؛ اما نهایت افقی که چنین فرهنگی از انسان ترسیم میکند، چندان تمایزی با حیوانات ندارد.
انسان در فرهنگ توحیدی؛ خلیفهالله
وی در ادامه به تفاوت نگاه فرهنگ توحیدی با این رویکرد پرداخت و گفت: در فرهنگ ما، بر اساس معارف دینی و ادبیات حکمی، انسان «خلیفهالله» تعریف میشود. اسلام و اساساً نگاه ادیان به انسان این است که روح الهی در کالبد انسان دمیده شده و همین نفخ روح سبب فضیلت یافتن او بر دیگر موجودات شده است.
این پژوهشگر مرکز تخصصی احیاء امر ادامه داد: انسان خلیفهالله است و میتواند مجرا و ظرف ظهور اسماء الهی باشد. غایت زندگی دنیایی انسان نیز این است که برنامهها و احتیاجات خود را بهگونهای سامان دهد که در کنار رشد مادی، ارضای غرائز و رشد قوا، روح او نیز به مقام ذکر، سکینه و آرامش برسد؛ بهگونهای که در همه برنامهها و اعمال روزمره خود در مقام عبودیت و ذکر باشد.
آقایی با استناد به آیه ۱۶۲ سوره انعام گفت: قرآن کریم میفرماید: «قُل إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ العَالَمینَ».
وی افزود: بنابراین در فرهنگ دینی، حیات انسان محدود به عالم دنیا نمیشود و غرائز و قوای او نیز منحصر در شهوت و غضب نیست. حیات انسان نیز محدود به عالم دنیا نیست. در این افق معنایی است که باید به دنبال نهاد و مناسکی بود که روح آدمی را به آرامش برساند.
آقایی تصریح کرد: در این چارچوب، مسجد و نماز بهعنوان نهاد و مناسکی اجتماعی معنا پیدا میکنند. با همین تحلیل است که میتوان فرمایش رهبر انقلاب درباره اهمیت نماز در مسیر شکلگیری جامعه اسلامی و تمدن اسلامی را فهم کرد.
وی گفت: در این چارچوب فکری، نماز و مسجد بهعنوان نهاد و مناسکی مطرح میشوند که کارکرد تمدنی پیدا میکنند و بلکه میتوانند بهعنوان بازیگران اصلی در ترویج روحیه عبودیت در عرصه فرهنگ و تمدن نقشآفرینی کنند.
مسجد؛ نهاد پایه اقامه عبودیت اجتماعی
این پژوهشگر مرکز تخصصی احیاء امر با بیان اینکه تمدن اسلامی باید بر مدار ذکر و عبودیت شکل بگیرد، اظهار کرد: تمدنی که ذکر و عبودیت را محور خود قرار داده، علاوه بر اینکه نیازمند فناوری، هنر و رسانهای متناسب با افق توحیدی است، باید هر یک از این اجزا را در دایره ذکر و ساحت روحانی تعریف و عملیاتی کند.
وی افزود: از سوی دیگر، ذکر و عبودیت باید در روابط و نهادهای اجتماعی نیز ظهور و بروز پیدا کند. بنابراین به نهادی نیاز است که عبودیت را از طریق مناسک عبادی خاص در جامعه احیا کند.
آقایی ادامه داد: نقش مسجد به لحاظ تمدنی در ساحت جامعه، بازتعریف روابط اجتماعی بر مدار ذکر و عبودیت است. نماز عبادتی است که هم دلها را متوجه توحید میکند و هم دیدار و زیارت مؤمنان در مسجد، روابط اجتماعی را جهتدهی میکند.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: در گام بعد، نقشآفرینی مسجد در حل مسائل و معضلات اجتماعی، گوشهای دیگر از کارکرد این نهاد در صحنه اجتماع است؛ بهگونهای که انسان وقتی در این جامعه تنفس میکند، خودبهخود متذکر ربوبیت حقتعالی میشود.
نماز چگونه روابط اجتماعی را تغییر میدهد؟
این پژوهشگر درباره چگونگی تأثیرگذاری نماز و مسجد بر جامعه گفت: کانون اصلی تأثیرگذاری نماز و مسجد، روح و توجه قلبی انسان است. حقیقت نماز، ذکر است؛ چنانکه قرآن کریم میفرماید: «وَأَقِمِ الصَّلاهَ لِذکرِی».
وی افزود: قرآن کریم همچنین میفرماید: «إِنَّ الصَّلَاهَ تَنهَى عَنِ الفَحْشَاءِ وَالمُنکَرِ»؛ یعنی نماز انسان را از زشتی و فحشا دور میکند. زشتی و فحشا محصول افسارگسیختگی شهوت و غضب است و وقتی قلب انسان ذاکر شد، شهوت، غضب و وهم انسان نیز ذیل حاکمیت عقل و قلب او قرار میگیرند.
آقایی تصریح کرد: قلبی که ذاکر شد، عمل انسان و روابط اجتماعی او را نیز منور میکند. بنابراین نماز میتواند رذائل و فحشا را از جامعه دور کند.
وی با تأکید بر اینکه شکلگیری تمدن صرفاً با اقامه نماز و وجود مسجد محقق نمیشود، گفت: بدون یک منظومه جامع از مناسک و احکام اجتماعی، تمدن شکل نمیگیرد؛ اما نکته اینجاست که غایتی که فرهنگ و تمدن شیعی و هر فرهنگی که برخاسته از دین باشد، برای انسان ترسیم میکند، تحت سلطه درآوردن قوای حیوانی و نیل به مقام ذکر و عبودیت خدای سبحان است.
این پژوهشگر مرکز تخصصی احیاء امر در پایان خاطرنشان کرد: فرهنگ دینی انسانی میسازد که در عین اینکه برنامهها و اعمال روزمره خود را انجام میدهد، قلبش ذاکر است. در چنین افقی، نهادی که متکفل اقامه صلاه و ذکر در ساحت اجتماع است، مسجد است.