عصر قم - هفتم مهرماه سالروز شهادت پنج فرمانده ارشد سپاه و ارتش در سانحه هواپیمای C130 است؛ حادثهای که به شهادت یوسف کلاهدوز، موسی نامجو، جواد فکوری، ولیالله فلاحی و محمد جهانآرا انجامید.
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، عصر روز ۷ مهر ۱۳۶۰ پنج فرمانده ارشد نظامی از اهواز به تهران میآمدند تا امام را دیدار و گزارش بدهند، کلاهدوز، فکوری، فلاحی، نامجوی و جهانآرا …
هواپیمای C130 از روی باند بلند شد … نزدیک تهران در منطقه کهریزک به زمین رسید... تخته سنگی سینه هواپیما را شکافت و دو تکهاش کرد و سوخت هواپیما بیرون ریخت و منفجر شد، شعله انفجار به آسمان رفت. فرماندهان، مجروحها، جنازه شهدا و خدمهها همه سوختند...
این جملات بخشی از کتاب «مژههای سوخته» است که حامد کلاهدوز فرزند سردار رشید اسلام یوسف کلاهدوز درباره زندگی پدرش نوشته است.
ماجرای تشکیلات بینام
یوسف که فرزند حسن کلاهدوز در قوچان و از یک مادر مهاجر ایروانی به نام «عزیزه» بود، از دانشکده افسری شروع و در آن محیط طاغوتی با حسن اقارب پرست اصفهانی رفیق شد و با ازدواج یوسف با دخترخاله اقارب پرست و ازدواج حسن با خواهر یوسف، ارتباط این دو دوست را دوچندان ساخت...
آنها در دانشکده افسری قرآن و نهجالبلاغه میخواندند و مطالبش را با خط خوش نوشته به در و دیوار میزدند. در مجالس غیراخلاقی شرکت نمیکردند و در بوفه اغذیه غیرحلال سفارش نمیدادند، بهجای آن و در صورت امکان نماز جماعت برپا میکردند. اینها از نظر مسئولین دانشکده قابلقبول نبود … اما استادی به نام سیدموسی نامجوی آنها را با دنیای مبارزه مخفی علیه طاغوت آشنا ساخت.
شهید نامجو از سال ۱۳۵۰ بدون ترس و شجاعت اعلامیهها و نوارهای امام را جابهجا میکرد. یوسف و حسن در کلاسهای سروان نامجوی به عضویت تشکیلات مخفی درآمدند که هدف براندازی رژیم پهلوی و برپایی حکومت اسلامی داشت، و پس از متلاشی شدن «حزب ملل اسلامی» و «هیئتهای موتلفه اسلام» برای نخستین بار با تلاش مستمر و برنامهریزی دقیق در خفقان شدیدحاکم بر جامعه، بر پایه یک سازمان انقلابی اسلامی را تشکیل دادند.
نفوذ در ارکان نظامی رژیم شاه
برنامه این تشکیلات بینام، تشکل نیروهای مبارز حول محور ولایت فقیه در ارکان لشگری رژیم شاه بود. اعضای مهم آن دکتر حسن آیت و سرهنگ موسی نامجوی بودند که یوسف به آنها پیوست و بعدا با «محمدمنتظری» و جمعمی از طلاب حوزه قم و همچنین تشکیلات دانشجویی اسلامی با مسئولیت «دکتر حسن عباسپور» ارتباط برقرار کردند. شهید یوسف و شهید اقارب پرست وظیفه داشتند از یک طرف ظاهر خود را حفظ کنند تا ماموران ضد اطلاعات ارتش به آنان شک نکنند و از طرف دیگر تشکیلات مزبور را در میان پرسنل مومن و متعهد ارتش توسعه دهند...
فعالیتها در پیروزی انقلاب و پس از آن
از جمله فعالیتهای شخص شهید کلاهدوز، متشکل کردن افسران انقلابی، طرح ترور شاه و خنثی کردن کودتای ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ با از کار انداختن حدود ۲۰۰ تانک گارد شاهنشاهی بود.
با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران، کلاهدوز بهعنوان مسئول آموزش و عضو شورای فرماندهی سپاه نقش بسزائی داشت و پس از سرنگونی بنیصدر به قائم مقامی و سرپرستی سپاه منصوب شد. با توجه به علاقه وی به فیلم و هنر، نوشتن فیلمنامه و تولید فیلم «سفیر» (داستان قیس بن مسهر)، بعنوان اولین فیلم تاریخی نقش داشت؛ اما در زمان پخش این فیلم او به شهادت رسیده بود و دعوت کردند که پسرش حامد که آنموقع هشت سالش بود با قیچی نمایش فیلم را افتتاح کند.
حامد کلاهدوز درباره سوختن پدرش مینویسد:
بار اول در حادثه انفجار دفتر نخستوزیری، مژهها و کمی از ریش و ابروهایش سوخت و بعد از این حادثه تلاش کرد تا بفهمد اشکال کارش کجا بوده که همراه رجایی و باهنر به وصال معبود راه نیافته و زنده مانده است، گویا بیش از صورت، دلش سوخته بود. حادثه دوم درست یک ماه بعد وقتی هواپیما دچار سانحه شد، این بار تنش سوخت و روحش به ملکوت پرواز کرد …
تلخیص شده از مقاله کیهان، سهشنبه ۷ مهر ۱۴۰۵