عصر قم - مهدی افراز، نویسنده کتاب «هزار و یک پرسش از مقاومت»، با تشریح ایده و روند تدوین این اثر گفت: شهید سیدحسن نصرالله در طول بیش از سه دهه، در مقطعی در جایگاه رهبری و در مقطعی در جایگاه راهبری جریان مقاومت قرار داشت و به همین دلیل، پرداختن به اندیشه و پارادایم فکری او میتواند امکان شناسایی نظام مسائل مقاومت را فراهم کند.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ در ادامه سلسلهگفتوگوهای ابنا با کارشناسان با محوریت ویژگیها و شخصیت سید مقاومت شهید سیدحسن نصرالله، مهدی افراز، نویسنده کتاب «هزار و یک پرسش از مقاومت» که در ۶ مجلد به چاپ رسیده، به ایده اصلی این پژوهش، شیوه استخراج و دستهبندی دیدگاههای شهید سیدحسن نصرالله، منطق تقسیمبندی مطالب در شش جلد و مهمترین مؤلفههای نگاه وی به مسئله مقاومت پرداخت.
اندیشه شهید نصرالله میتواند نظام مسائل مقاومت را نشان دهد
مهدی افراز درباره ایده اصلی این پژوهش اظهار داشت: بخش بزرگی از آثاری که در زمان حیات شهید سیدحسن نصرالله و در دو سال پس از شهادت ایشان در داخل ایران منتشر شده، به خاطرات، زندگینامه و مسائل مرتبط با شخصیت این شهید پرداخته است، اما بخش بسیار مهم و اساسی دیگری در امتداد مکتب شهید نصرالله، موضوع اندیشه و دیدگاههای ایشان است.
وی افزود: پرداختن به اندیشه و نوع پارادایم فکری شهید نصرالله از این جهت اهمیت دارد که در میان شخصیتها، مصلحان و رهبران مرتبط با جریان مقاومت اسلامی، ایشان در طول ۳۰ سال گذشته، در نقطهای رهبری و در نقطهای راهبری مقاومت را بر عهده داشت.
نویسنده کتاب «هزار و یک پرسش از مقاومت» تصریح کرد: هیچ منبعی به اندازه مطالعه شهید نصرالله، کمککننده به تصمیمگیری مقاومت، دیدگاهها و اندیشهها و راهحلهای تاکتیکی و عملیاتی آن نیست و بهنوعی عمدهترین مسائلی که در اطراف مقاومت اتفاق افتاده و شکل گرفته، حول شخصیت ایشان است.
افراز ادامه داد: وقتی به شخصیت شهید نصرالله و اندیشههای او بپردازیم، میتوانیم همه نظام مسائل مقاومت را ببینیم و شناسایی کنیم.
وی با اشاره به نسبت فکری شهید نصرالله با مکتب امام خمینی(ره)، امام موسی صدر و آیتالله خامنهای اظهار داشت: شهید نصرالله خود را در ذیل مکتب و اندیشه امام خمینی(ره)، امام موسی صدر و آیتالله خامنهای تعریف کرده بود و بهنوعی خود را امتدادبخش مکتب انقلاب اسلامی میدانست.
وی افزود: شهید نصرالله در نقطهای قرار داشت که میخواست به مفهوم مقاومت و به این امتداد، عینیت ببخشد. هیچکس به اندازه ایشان در این موقعیت قرار نداشت که مقاومت را پیادهسازی کند و درباره جزئیات، زوایا و مسائل مرتبط با مقاومت سخن بگوید و از این جهت، به موضوعات مرتبط با مقاومت در بیان و اندیشه شخصیتهایی مانند امام موسی صدر و سیدعباس موسوی نیز توجه کرده بود.
افراز خاطرنشان کرد: شهید نصرالله به جهت موقعیتی که در آن قرار داشت، در بستری بود که مقاومت با آن درگیر بود و او در همین مسیر متولد شد و تمام زوایای حیات و اندیشهاش و مواجههاش با دیگران، ذیل نظر و نظریه مقاومت پیش میرفت. از این جهت ما به سراغ دیدگاهها و اندیشههای ایشان رفتیم.
.

.
بیانات شهید نصرالله از یک روند تاریخی و با روش نمایهسازی صورتبندی شد
وی درباره شیوه استخراج و دستهبندی دیدگاههای شهید سیدحسن نصرالله از میان سخنرانیها و پیامهای ایشان گفت: شهید نصرالله در طول حداقل ۳۰ سال گذشته، بیش از هزار سخنرانی، پیام، مصاحبه و اظهارنظر داشته است.
افراز افزود: قرار است امسال، بعد از مراسم سالگرد شهادت شهید نصرالله، مؤسسه تنظیم و نشر آثار این بزرگوار شکل بگیرد و بهصورت منسجمتر و منظمتر به آثار ایشان پرداخته شود.
وی ادامه داد: در همین سالهایی که ایشان بیانات خود را مطرح کرده، بیش از ۱۰۰ مورد از این سخنرانیها، پیامها و گفتگوهایی که در جلسات مختلف بوده، بهصورت متن منتشر شده و بقیه بهشکل تصویری یا صوتی است و به متن تبدیل نشده و بخشی نیز مربوط به جلساتی بوده که به هر دلیلی منتشر نشده است.
نویسنده کتاب «هزار و یک پرسش از مقاومت» گفت: بعد از مراسم تشییع و خاکسپاری شهید نصرالله در بیروت، با جمعی از دوستان نگاهی به این مسئله داشتیم و به این نتیجه رسیدیم که میتوان از بیانات ایشان برای تبیین شخصیت و اندیشه مقاومت استفاده کرد. پس از آن، خواندن، مطالعه و مباحث پیرامون بیانات ایشان آغاز شد.
وی تصریح کرد: این کار از سیر تاریخی و از سال ۲۰۰۱ آغاز شد و یک دور بهطور کامل این موارد بررسی شد. در گامهای بعد، به این جمعبندی رسیدیم که چه برشهایی را باید وارد کنیم و در نظام اندیشهای شهید نصرالله، چه زوایا و اضلاعی مورد توجه بوده است.
افراز ادامه داد: یک روش اولیه برای صورتبندی نظرات بر اساس آنچه از سخنان اولیه به دست آمده بود، شکل گرفت و در دور دوم، کدنویسی، نمایهزنی و مشخصکردن دلالتهای بیانات ایشان پیرامون همان صورتبندی اولیه انجام شد.
وی با اشاره به شناسایی نقاط عطف و رخدادهای کلیدی در بیانات شهید نصرالله اظهار داشت: در کار شهید نصرالله در این ۳۰ سال، به نقاط عطف، رخدادهای کلیدی و مسائل اصلی که کلیت حرکت مقاومت را شکل میدهند، رسیدیم و آنها را تشخیص دادیم؛ به این معنا که اگر قرار باشد اثری از شهید نصرالله منتشر شود، باید ناظر به این مسائل، موضوعات و رخدادها باشد و اظهارنظرها و مواضع ایشان در آنها مشخص باشد.
وی افزود: تلفیق و تقاطع این دو هندسه، به صورتبندیای رسید که اکنون در قالب شش جلد با موضوعات «الهیات مقاومت»، «اندیشه سیاسی مقاومت»، «جامعه مقاومت»، «مقاومت راهبردی»، «بلوک مقاومت» و «مقاومت لبنان» ارائه شده و در ذیل این شش موضوع اصلی، تقریباً ۵۰ مقوله نیز دستهبندی شده است و فرمایشات و بیانات شهید نصرالله ذیل این مقولهها قرار گرفتهاند.
سبک پرسش و پاسخ برای یافتن پاسخ مسائل مقاومت در بیانات شهید نصرالله انتخاب شد
افراز درباره علت انتخاب ساختار پرسش و پاسخ برای کتاب «هزار و یک پرسش از مقاومت» اظهار داشت: فرم ساختاری این اثر را به شیوه استنطاق یا پرسش و پاسخ انتخاب کردیم و سه موضوع باعث شد که تصمیم بگیریم اثر را به این صورت منتشر کنیم.
وی افزود: دلیل اول این بود که شهید نصرالله در سخنرانیها و بیانات خود به مسائل متعددی ورود میکرد و درباره آنها سخن میگفت؛ علت آن نیز این بود که ایشان در جایگاه و موقعیتی قرار داشت که با توجه به تحولات، موضعگیری و صحبت میکرد.
نویسنده کتاب «هزار و یک پرسش از مقاومت» ادامه داد: ساختار بیانات شهید نصرالله با آنچه در کار آیتالله خامنهای داشتیم، تفاوت میکند و اگر بخواهیم از بیانات ایشان بهره بگیریم، باید از مسئله وارد شویم و بتوانیم در بخشهای مختلف گفتار ایشان، پاسخ خود را پیدا کنیم.
وی تصریح کرد: البته سخنرانیها و ایراداتی که شهید نصرالله در دهههای محرم داشته، از این قاعده جداست؛ زیرا موضوعات از قبل انتخاب شده و منسجم و سلسلهوار است و میتوان این سخنرانیها را بهصورت موضوعی، یکجا پیرامون آن موضوع منتشر و استفاده کرد.
افراز با اشاره به دومین دلیل انتخاب شیوه پرسش و پاسخ گفت: هدف ما از پرداختن به شهید نصرالله این بود که بتوانیم نسبت به یکسری موارد پیرامون مسئله مقاومت که خودمان با آنها مواجه هستیم و احساس میکنیم در فضای جامعه و جریان مقاومت نیز مطرح است، پاسخ پیدا کنیم؛ بخش زیادی از این سؤالات نیز درباره مسائل راهبردی مقاومت بود.
وی افزود: مجموعهای از پرسشها و سؤالاتی را که خودمان با آنها مواجه بودیم، مطرح کردیم تا در کار شهید نصرالله به پاسخ این پرسشها برسیم.
وی درباره دلیل سوم نیز اظهار داشت: این اثر، نخستین کاری است که در فضای فارسی روی بیانات و دیدگاههای شهید نصرالله انجام میشود و حدود ۹۰ درصد این سخنرانیها توسط دوستان خود ما به فارسی برگردانده شده است.
افراز خاطرنشان کرد: این کار میتواند پایه اولیهای برای کارهای متنوع دیگر روی اندیشههای شهید نصرالله باشد که بخشی از آنها میتواند رسانهای و هنری باشد و سوژه را در اختیار تولیدکنندگان و طراحان قرار دهد.
وی ادامه داد: از این جهت احساس میکنم اگر این کار به سبک سؤال و جواب و با سبکهای کوتاه انجام شود، میتواند برای تولید مناسب باشد و این هدف نیز از این طریق تأمین شود.
شش جلد کتاب، ابعاد مختلف مسئله مقاومت در اندیشه شهید نصرالله را پوشش میدهد
افراز درباره منطق تقسیمبندی مطالب کتاب در قالب شش جلد گفت: برداشت ما این بود که شهید نصرالله در ساختار کلی پرداخت خود به مسئله مقاومت، عمدتاً از شش برش به این مسئله نگاه میکند و این برشها میتواند نظم جامعی باشد که همه مسائلی را که پیرامون مقاومت مطرح کرده، دربر بگیرد.
وی افزود: مسئله مقاومت در نگاه شهید نصرالله، محور اصلی بود و شش برشی که در این کتاب برای هر کدام یک جلد اختصاص یافته، برشهایی است که نسبت به مسئله مقاومت از جامعیت برخوردار است.
نویسنده کتاب «هزار و یک پرسش از مقاومت» درباره جلد نخست اظهار داشت: موضوع «الهیات مقاومت» شامل مجموعه مسائلی درباره اندیشه، فلسفه و منطق مقاومت، ویژگیهای جوهری و ماهیت مقاومت، سنن الهی، سنن گشایش الهی در مسیر مقاومت، الهیات نبوی و الهیات عاشورایی است که در کار شهید نصرالله بسیار پررنگ است و مسئله فلسفه جهاد و شهادت نیز در همین بخش قرار دارد.
وی ادامه داد: «اندیشه سیاسی مقاومت» نیز شاکله عقلانیت سیاسی مقاومت است و بخش اعظمی از آن چیزی که پیرامون نظریه مقاومت با آن مواجه هستیم، در این بخش قرار دارد و در کار شهید نصرالله نیز بهصورت مفصل وجود دارد. در این جلد به ۱۰ موضوع بنیادین در نظام اندیشه سیاسی مقاومت پرداخته شده است.
افراز درباره جلد سوم نیز گفت: «جامعه مقاومت» به نسبت مقاومت و زندگی، خاستگاه و شاکله اجتماعی مقاومت میپردازد؛ زیرا اساساً در نگاه شهید نصرالله، مقاومت یک مقوله اجتماعی است. مبدأ و مقصد انسان در مقاومت مورد توجه است و مسئله انسان، مقاومت و گفتمان مقاومت و آنچه به بازسازی مقاومت در فضای افکار عمومی و جامعه مربوط میشود، در این جلد قرار گرفته است.
وی افزود: در «مقاومت راهبردی» مباحث مرتبط با طرحهای راهبردی مقاومت، معادلات راهبردی مقاومت و پروژههایی که آمریکا در منطقه داشته، بررسی شده است؛ بخش بسیار بزرگی از گفتارهای شهید نصرالله نیز در همین منطق و نظم قرار دارد.
افراز تصریح کرد: اگر به بیانات شهید نصرالله در این ۳۰ سال مراجعه کنیم، وقتی میخواهد وارد مسائل و محیط راهبردی شود، از پروژههای آمریکا شروع میکند و نقطه عزیمت فضای راهبردی ایشان پروژههای آمریکا است.
وی ادامه داد: بحث پروژههای آمریکا و صهیونیسم، معادلات راهبردی مقاومت برای مواجهه با رژیم صهیونیستی و محو اسرائیل و همچنین مسائل راهبردی در حوزه عملیاتی و تاکتیکی مقاومت نیز در این بخش مورد اشاره قرار گرفته است.
نویسنده این اثر درباره «بلوک مقاومت» اظهار داشت: مسائل مرتبط با محور مقاومت، هستههای مقاومت و سیر تطور این هستهها و پروژههای مهمی که بلوک مقاومت با یکدیگر به سرانجام رساندهاند، شکلدهنده این جلد است.
وی درباره جلد ششم نیز گفت: «مقاومت لبنان» به این دلیل در جلد ششم قرار گرفته که شهید نصرالله رهبر و دبیرکل حزبالله لبنان بوده و آنچه از مقاومت در لبنان میبینیم، محصول تربیت حداقل ۲۵ ساله ایشان است.
افراز افزود: مسائل مرتبط با مقاومت لبنان، سیر تطور شکلگیری و تأسیس آن در مقاطع مختلف، نقاط عطفی که در مقاومت لبنان وجود داشته، نگاه شهید نصرالله به قدرت داخلی، ساختار سیاسی، نظم طوایفی، صیانت از تمامیت ارضی و معادلاتی که در نسبت با امنیت داخلی لبنان وجود دارد، شکلدهنده جلد ششم این اثر است.
شهید نصرالله در این پژوهش بهعنوان اندیشمند و معمار راهبردی مقاومت معرفی شده است
افراز درباره مهمترین مؤلفهها و یافتههای این پژوهش اظهار داشت: مسئله اساسی این است که ما شهید سیدحسن نصرالله را بهعنوان یک رهبر شجاع، معنوی، بااخلاق، مردمدار، متعهد و مسئولیتپذیر شناختهایم، اما علاوه بر همه اینها باید بدانیم که ایشان یک اندیشمند، تئوریسین و معمار راهبردی برای موضوع و پدیده مقاومت بوده است.
وی افزود: بنابراین یک مسئله اساسی در این پژوهش، مواجهه با شهید نصرالله بهعنوان یک تئوریسین و اندیشمند است.
نویسنده کتاب «هزار و یک پرسش از مقاومت» با اشاره به نخستین ویژگی نگاه شهید نصرالله به مقاومت گفت: در جهان فکری و فرهنگی شهید نصرالله با «مقاومت اسلامی» مواجه هستیم؛ یعنی با نسخه متفاوت و متمایزی از مقاومت که در عرض مقاومت ناسیونالیستی و مقاومت سوسیالیستی یا مارکسیستی قرار دارد.
وی ادامه داد: مقاومت مبتنی بر پانعربیسم که در گذشته در مقاومت فلسطین و جهان عرب و جهان اسلام جریانی برای خود داشته، بخشی از تبار و تاریخ مقاومت است و مقاومت سوسیالیستی و مارکسیستی و مقاومت چپ نیز بخش مهمی از مقاومت است که در آسیای شرقی، آمریکای جنوبی و شمال آفریقا سابقه دارد و در خود مسئله مقاومت فلسطین نیز نمادها، افراد و شخصیتهایی داشته است.
افراز تصریح کرد: مسئله نخست این است که جریان فکری مقاومت در کار شهید سیدحسن نصرالله، کاملاً مسئله مقاومت اسلامی است و اگر بخواهیم یک الگو و نماد و تفکر تمامعیار از مقاومت اسلامی ارائه کنیم که وجوه متمایزکنندهای از دیگر انواع مقاومت و مقاومت ناسیونالیستی عربی داشته باشد، در کار شهید نصرالله این مسئله کاملاً بارز است.
وی افزود: به همین جهت، جلد اول را به مسئله «الهیات مقاومت» اختصاص دادیم؛ چراکه وجه تمایزبخش و متفاوتکننده مقاومت اسلامی از گونههای دیگر مقاومت، به همین رویکرد الهیاتی برمیگردد و شهید نصرالله بهعنوان شخصیتی متأله، مقاومت را مصداق عینی توحید در عالم میداند.
افراز اظهار داشت: در جایجای مواضع، تحلیلها، رجزخوانیها و توصیفات شهید نصرالله از صحنهها، نبردها و تحولات، مسئله توحید و الهیات توحیدی و همچنین الهیات نبوی و عاشورایی موج میزند.
وی ادامه داد: یک مسئله مهم این است که ریشه مقاومت اسلامی و نظریه مقاومت اسلامی، کاملاً در مسئله الهیات قرار گرفته و هر آنچه از الهیات مقاومت داریم، شاخ و برگ همین مسئله الهیات است.
وی خاطرنشان کرد: در این توصیف از مقاومت، با گونهای از مقاومت مواجه هستیم که مقاومت را بهترین راه سلوک الیالله میداند، مقاومت را مسیر ساختن جامعه سعادتمند و مدینه فاضله میداند و مقاومت را امتداد مسیر انبیا و اوصیا میداند و هر آنچه مربوط به جهان مقاومت، همچون جهان، شهادت، ایستادگی و صبر است، بهترین ترجمان از اسلام ناب میداند.
شهید نصرالله مقاومت را پدیدهای اجتماعی و فراتر از یک مقوله نظامی میدانست
افراز درباره دومین ویژگی نگاه شهید نصرالله به مقاومت گفت: مقاومت عمدتاً در فضای رسانهای و اجتماعی بهعنوان یک مقوله امنیتی و نظامی دیده میشود و وقتی از محور مقاومت سخن گفته میشود، عمدتاً بهعنوان جبههای مطرح میشود که نیروهای نظامی و امنیتی در آن دخیل هستند.
وی افزود: مشخصاً مقاومت این ساحت و این برونداد را دارد و بسیاری از نمادهای مقاومت نیز مربوط به همین لایه امنیتی و نظامی است، اما در نوع نگاه شهید نصرالله و عملکرد ایشان در محدوده مقاومت لبنان و تعاملش با دیگر جوامع مقاومت، این مقاومت بهطور کامل بهعنوان یک پدیده اجتماعی و آنچه مربوط به زیست انسانی است، دیده میشود.
نویسنده کتاب «هزار و یک پرسش از مقاومت» تصریح کرد: سختترین لایه مقاومت، چیزی است که به شاکله اجتماعی مقاومت و زیرساختهای مرتبط با زندگی انسان مربوط میشود؛ اینکه اساساً مقاومت از آنجا ضرورت پیدا کرده که مسئله زندگی و نوع زندگی، یعنی زندگی عزتمندانه یا زندگی همراه با ذلت، برای یک جامعه مسئله میشود و زمانی که جامعه تصمیم میگیرد براساس عزت عمل کند، گزینه مقاومت را انتخاب میکند.
وی ادامه داد: فارغ از این، پایگاه اصلی و پشتیبانی اصلی مقاومت نیز فضای اجتماعی و جامعه است. مقاومت یک ارتش کلاسیک یا یک نیروی رزمی نظامی متعلق به یک طبقه خاص نیست، بلکه چیزی است که در تکتک افراد جامعه ریشه دارد و به همین جهت مواجهه سلبی با آن یا تلاش برای از بین بردنش بسیار سخت میشود؛ زیرا یک جوشش کامل از درون جامعه دارد.
افراز افزود: این ماهیت یا هویت اجتماعی مقاومت باعث شده است بسیاری از ویژگیها و مختصاتی که درباره مقاومت صحبت میکنیم، در قالب مسئله مقاومت و زندگی قابل ردیابی باشد؛ از جمله مسئله تربیت، آموزش، روابط خانوادگی، گفتمان، افکار عمومی و ارادههای جمعی.
وی خاطرنشان کرد: شهید نصرالله مسئله مقاومت را بیشتر در همین لایهها دنبال میکند و وظیفه و رسالت خود را این میداند که کمک کند مقاومت در بنیادیترین لایههای خود مستحکم شود و دائماً به این مسئله توجه میدهد که مقاومت یک مقوله صرفاً نظامی نیست، بلکه یک انتخاب اجتماعی است که نمودهای نظامی نیز پیدا کرده است.
ادبیات راهبردی شهید نصرالله، آرمانهای مقاومت را به برنامه و راهکار پیوند میدهد
افراز با اشاره به ویژگی دیگری در اندیشه شهید نصرالله اظهار داشت: ویژگی دیگری که در نسبت با شهید نصرالله میتوان به آن اشاره کرد و شاید در کار دیگر شخصیتها و نمادها و اسطورههای مقاومت کمتر بتوان پیدا کرد، ادبیات راهبردی ایشان است.
وی افزود: شما یک آرمان به نام استکبارستیزی دارید، یک آرمان به نام دفاع از مستضعفین و یک آرمان به نام آزادیخواهی که در منطقه ما تعینهایی پیدا کرده است؛ مانند خروج آمریکا از منطقه، ازاله یا محو رژیم صهیونیستی، بازپسگیری قدس و بیداری در جوامع اسلامی.
نویسنده این اثر ادامه داد: اینها تعینهای همان آرمانهاست، اما شهید نصرالله ویژگیای داشت که این تعینها را بهعنوان آرمانهایی که دنبال میکنیم، با زبان راهبردی توضیح میداد؛ به این معنا که چگونه و با چه برنامهها، طرحها، سیاستها، راهکارها و راهحلهایی میتوان این آرمانها را در دوره و زمانه فعلی محقق کرد.
وی تصریح کرد: شهید نصرالله به این موضوع زبان و ادبیات داده، درباره آن سخن گفته، در تحولات مختلف قدمبهقدم پیش رفته، انحرافها و خطاها را متذکر شده و در برابر آنها ایستاده است.
افراز گفت: هر آنچه در مقام تحقق این آرمانها مورد نیاز است، مورد توجه شهید نصرالله قرار گرفته است؛ برای مثال، در برابر پروژه عادیسازی روابط میان رژیم صهیونیستی و کشورهای اسلامی، مبانی دینی و اعتقادی آن را مطرح کرده، نمودهای آسیبها و پیامدهای این مسئله را بیان کرده و چرایی تمرکز آمریکا بر این پروژه را توضیح داده است؛ بنابراین لسان شهید نصرالله یک لسان راهبردی است.
وی درباره اهمیت این رویکرد افزود: عمده پرسشهایی که در جامعه ما یا دیگر جوامع اسلامی نسبت به مسئله مقاومت وجود دارد، از این جهت است که آیا اساساً مقاومت با توجه به هزینههایی که دارد، یک ضرورت هست یا خیر؛ عمده این پرسشها نیز به لایه راهبردی مربوط میشود و به اینکه اقدامات مقاومت در یک عقلانیت، منطق و مجموعه قابل دفاع صورتبندی شود.
افراز ادامه داد: این کاری بوده که شهید سیدحسن نصرالله در این ۳۰ سال حداقل انجام داده است؛ درباره اینکه چرا در مسئله سوریه ورود کردیم، چرا ماجرای القصیر را وارد شدیم و بهعنوان پشتیبان و براساس اسناد باید از آن حمایت کنیم، چرا مسئله وحدت در جوامع اسلامی یک اصل اساسی و مهم است و اینکه آیا خروج آمریکا از منطقه شدنی است یا نه.
وی خاطرنشان کرد: در تکتک مسائلی که طی این ۳۰ سال بهعنوان مسائل کلان منطقه مطرح بوده، شهید نصرالله وارد شده، پشت صحنه آنها، طرحهای آمریکا و پروژههای رژیم صهیونیستی را بیان کرده است.
افراز گفت: این بخش بسیار مهمی است و ما نیز تلاش کردیم حداقل یک جلد از این کار به «طرح معادلات راهبردی مقاومت» اختصاص پیدا کند و برجستگی شهید نصرالله نیز در همین نقطه است.
شهید نصرالله در همگرایی ارکان محور مقاومت نقش داشت
وی در ادامه با اشاره به نقش شهید سیدحسن نصرالله در محور مقاومت اظهار داشت: یک مسئله بسیار ویژه این بود که شهید سیدحسن نصرالله فقط دبیرکل حزبالله لبنان و رهبر مقاومت لبنان نبود، بلکه بهنوعی رهبر کل محور مقاومت بود.
افراز افزود: تعبیری نیز در توضیح چرایی تصمیم برای به شهادت رساندن شهید نصرالله مطرح شد که براساس بررسیهای انجامشده، نصرالله محور محور مقاومت است و این بهنظر میرسد یک واقعیت است.
وی ادامه داد: شهید نصرالله در همگرا کردن مقاومت یمن و انصارالله با جبهه مقاومت، در همگرا کردن مقاومت در جهان اهل سنت، خصوصاً مقاومت فلسطین با محور مقاومت و همچنین در هویتبخشی به مقاومت عراق نقش داشت.
نویسنده کتاب «هزار و یک پرسش از مقاومت» تصریح کرد: زیستبوم مقاومت، غیر از جامعه ایران، در جهان عرب است و طبیعتاً به جهت محدودیتهای قومی و نژادی، در آنجا با موانعی مواجه بودیم و اگر آمریکا یا رژیم صهیونیستی میخواستند پروژههایی داشته باشند و مانع ایجاد کنند، کارشان دشوار نبود.
وی افزود: اما شهید نصرالله کسی بود که در جهان عرب، زمینه رشد، بلوغ، بصیرت، وقتشناسی، تعهد و مسئولیت را برای دیگر ارکان هسته مقاومت فراهم میکرد و به آنها مسئولیت میداد.
افراز ادامه داد: در مسئله اشغال عراق نیز مسئولیت واگذار میکرد؛ مسئولیتهایی که سازمانی نبود، بلکه اجتماعی بود و شهید نصرالله با خطابات و پیگیریهای خود این مسائل را پیش میبرد.
افراز با اشاره به مسئله خطر تکفیر و داعش گفت: شهید نصرالله در مواجهه با خطر تکفیر و داعش، مسئولیتی را متوجه جهان اهل سنت میکرد و بهطور کلی رشددهنده کل ایده مقاومت در جهان اسلام و جهان عرب و همگراکننده میدانی و عملیاتی آنها بود.
این نویسنده خاطرنشان کرد: شهید نصرالله تقریباً در مسئله مقاومت مرجعیت تام داشت و همگرایی و وحدت ایجاد میکرد و به همین دلیل، یکی از ارکان جدی و مهم در کار ایشان، همان تعبیر محور محور بودن بود.
وی افزود: درست است که شهید نصرالله در طول این سالهای متمادی تحت هدایتها و راهنماییهای امام انقلاب نیز بود، اما وقتی این رهنمودها بخواهند روی زمین پیاده و دنبال شوند، نیاز به شخصیتهایی دارند که امکان اقامه و تحقق آنها را داشته باشند و این امکان در شهید نصرالله فراهم شده بود.
افراز ادامه داد: بخش مهمی از کار ما نیز به نقش شهید نصرالله در این محور و جبهه و توصیفاتی که پیرامون عقلانیت کارکردی و رفتاری جبهه مقاومت داشت، مربوط میشود و ما در یک جلد با عنوان «بلوک مقاومت» تلاش کردیم این عقلانیت، منطق و مسائل مرتبط با آن را تشریح و توضیح دهیم.
این پژوهش تلاش دارد مقاومت را از الهیات و اندیشه تا عملیات دنبال کند
افراز درباره برآیند این پژوهش و کمکی که این صورتبندی برای فهم مسئله مقاومت میکند، اظهار داشت: این استخراج و صورتبندی چند لایه دارد و یکی از اهداف و انگیزههای ما بوده است.
وی افزود: لایه نخست این است که شهید نصرالله بهعنوان یک تئوریپرداز و اندیشمند معرفی شود. عمدتاً در جامعه ما شهید نصرالله با هفت، هشت یا ۱۰ خطابه خاص عاشورایی شناخته میشود، اما بسیاری از ویژگیها و زوایای متنوع شخصیت ایشان بهخوبی مورد توجه قرار نگرفته است.
نویسنده کتاب «هزار و یک پرسش از مقاومت» گفت: مسئله دوم این است که بسیاری از حرفها، گفتارها و بیانات شهید نصرالله در طول سالهای مختلف مطرح شده است؛ برای نمونه، حرفی درباره قدس در سال ۱۹۹۴ مطرح شده و بعد میبینیم سالها بعد، همان حرف، همان اصل و همان راهبرد مطرح میشود و کار میکند.
افراز ادامه داد: در اینجا با یک نوع نگاه از بالا مواجه هستیم؛ نگاهی که تاریخ و زمان را کنار میگذارد و نشان میدهد این تفکر و این ایده از انسجام خوبی برخوردار است و اینگونه نبوده که در مقاطع مختلف دچار تشتت یا تردید شود و به همین دلیل، یکی از اهداف و انگیزههای ما این بود که یک نگاه ۳۰ ساله به شهید نصرالله داشته باشیم.
افراز درباره سومین مسئله مورد توجه در این پژوهش اظهار داشت: مقاومت معمولاً بهعنوان ضرورتی مطرح میشود که حماسی و هیجانی است و شاید در برخی مواقع، در برخی تقریرها، برآمده از نوعی خشم و خشم انقلابی تلقی شود.
وی افزود: اما یکی از اهداف ما، با توجه به نگاهی که به کار شهید نصرالله داشتیم، این بود که مقاومت از عقلانیت بسیار بالایی برخوردار است و هیچ ایدهای در دوران کنونی، جهان کنونی و تمدن کنونی، به اندازه ایده مقاومت از منطق و عقلانیت برخوردار نیست و بهشدت قابل دفاع است.
نویسنده کتاب «هزار و یک پرسش از مقاومت» تصریح کرد: این مسئله هم با ادبیات دینی و فقهی، هم با ادبیات عقلایی و عرفی و هم با عقلانیت منطبق بر تجربیاتی که امروز در زندگی بشر وجود دارد، قابل بررسی است.
افراز ادامه داد: مقاومت از عقلانیت فوقالعادهای برخوردار است و شهید نصرالله بهشدت در اینجا تمرکز دارد و تلاش میکند درباره تمام سیاستها، راهبردها و رویکردهای مقاومت، منطق و عقلانیت آن را نیز توضیح بدهد.
وی گفت: شاید ادعای بزرگی باشد، اما با مراجعه به شهید نصرالله، پیرامون رویکردهای مقاومت، راهبردهای مقاومت و عملکرد مقاومت، سؤال بدون پاسخ پیدا نمیکنیم و ایشان پاسخ همه این سؤالات را داده و به حد اشباع رسانده است.
افراز خاطرنشان کرد: یکی از اهداف و انگیزههای ما نیز این بود که صورتبندی کار بهگونهای باشد که مسئله عقلانیت در آن برجسته شود.
افراز افزود: مسئله دیگری که جزو اهداف و انگیزههای ما بود، این است که از لایه الهیات و اندیشه امتداد بدهیم تا نقطه عملیات و آنچه دقیقاً روی زمین، قدمبهقدم اتفاق میافتد و نشان دهیم که مقاومت چنین هویتی از عرش تا فرش دارد.
نویسنده کتاب «هزار و یک پرسش از مقاومت» ادامه داد: تلاش ما این بوده که در همین کار این مسئله را نشان دهیم و برجسته کنیم و در بخشبندی و جلدهایی که داشتیم نیز این موضوع را مدنظر قرار دادیم.
وی در پایان اظهار داشت: ویژگی دیگری که درباره مسئله مقاومت و فهم آن میتواند به این کار کمک کند، این است که برشهایی دارد که میتواند فتح بابی برای کارهای بعدی و آینده باشد و ظرفیت مسئله مقاومت را به رخ بکشد.
افراز گفت: این اثر تلاش میکند ظرفیتهای نظری و تحلیلی را هم برای کارهای فکری، هم در کار رسانهای و هم در کارهای هنری تا حدی نشان دهد؛ اینکه ظرفیتها چیست، سوژهها چیست و پراکندگی، تنوع و تکثر آنها چگونه است و شهید نصرالله را برای یک مخاطب ایرانی در دسترستر قرار دهد تا بتواند تعامل راحتتر و در دسترستری داشته باشد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: این مجموعه، آنچه را که فکر میکنم با مطالعه یا مراجعه به این کار میتواند برای مخاطب در نسبت با مسئله مقاومت پدید آورد، شامل همین موارد است.
..........................
پایان پیام