عصر قم - اختلافات فزاینده اروپا و آمریکا، رویکرد متفاوت در قبال ایران و هزینههای سنگین اختلال در هرمز، بروکسل را به همراهی محتاطانه با واشنگتن واداشته است.
تنگه هرمز بار دیگر به یکی از مهمترین آزمونهای اروپا در برابر بحران ایران و سیاستهای واشنگتن تبدیل شده است. فرانسه در روزهای اخیر تدوین پیشنویس قطعنامهای در شورای امنیت برای تضمین آزادی کشتیرانی در هرمز را دنبال کرده و همزمان، مقامهای این کشور بر ضرورت بازگشت به مسیر دیپلماسی در گفتوگو با تهران تأکید کردهاند؛ رویکردی که نشان میدهد نگرانی اروپا از تبعات اختلال در مسیر انرژی و تجارت، صرفاً با منطق فشار و تقابل نظامی قابل مدیریت نیست.
در سوی دیگر، لندن نیز بدون مشارکت نظامی با آمریکا بر فشار علیه ایران افزوده است؛ انگلیس در شهریورماه محدودیتهای تازهای در حوزههای انرژی، بانکی، کشتیرانی، بیمه و فناوری علیه ایران وضع کرد و دامنه تحریم کشتیها و هواپیماهای ایرانی را گسترش داد اما در همان بیانیه رسمی تأکید کرد که «راهحل مذاکرهشده» تنها مسیر بلندمدت برای حل مسئله هستهای ایران است.
همین همزمانیِ فشار و دیپلماسی، مرز سیاست اروپا را با رویکرد واشنگتن برجسته میکند؛ بروکسل و پایتختهای اروپایی میخواهند ابزارهای فشار علیه ایران را حفظ کنند اما ظاهراً ورود به جنگ و تشدید نظامی بحران را الزاماً هممعنای تأمین منافع خود نمیدانند.
مرزهای همراهی اروپا با ترامپ
اروپا در دوره دوم ترامپ با الگوی متفاوتی از رابطه با واشنگتن روبهرو شده است؛ الگویی که در آن آمریکا فقط از متحدان اروپایی خود انتظار همراهی ندارد بلکه برای واداشتن آنها به پذیرش خواستههایش از تعرفه، تهدید اقتصادی، فشار امنیتی و حتی مناقشه بر سر قلمرو یک عضو ناتو نیز استفاده میکند.

بحران گرینلند نقطه عطف این روند بود؛ ترامپ در اوج فشارها برای واگذاری این سرزمین به آمریکا، تهدید کرد بر چند کشور اروپایی تعرفه وضع میکند و حتی استفاده از زور را نیز در مقطعی منتفی ندانست. واکنش اروپا نیز صرفاً دیپلماتیک نبود؛ مقامهای اروپایی از امکان اقدامات متقابل اقتصادی سخن گفتند و شورای اروپا بر حاکمیت دانمارک و گرینلند تأکید کرد.
ماجرا اما به گرینلند ختم نشد و تعرفههای تجاری، فشار برای افزایش هزینههای دفاعی، تهدید به کاهش تعهدات نظامی آمریکا در اروپا و اختلاف بر سر نحوه پایان جنگ اوکراین، به تدریج این پرسش را برای پایتختهای اروپایی پررنگ کرده که آیا هر تصمیم واشنگتن الزاماً در خدمت امنیت اروپا نیز هست یا خیر؟
در پرونده اوکراین، تلاش ترامپ برای پیشبرد توافق و فشار بر کییف برای پذیرش چارچوب موردنظر واشنگتن، در کنار مواضع متفاوت او درباره روسیه، محاسبات اروپا را پیچیدهتر کرده است؛ همزمان، فشارهای آمریکا در ناتو برخی اعضا را به سمت تقویت توان دفاعی مستقل و حتی تنوعبخشی به تأمینکنندگان تسلیحاتی سوق داده است.
در واقع، مسئله امروز اروپا فقط اعتماد داشتن یا نداشتن به آمریکا نیست؛ مسئله این است که متحدان اروپایی تا چه اندازه میتوانند در برابر تصمیمات واشنگتن حق انتخاب مستقل داشته باشند. تجربه ماههای گذشته نشان داده است که بروکسل در برابر فشار ترامپ، گاهی مذاکره میکند، گاهی امتیاز میدهد و گاهی نیز مرز میکشد.
اما هرچه این فشارها بیشتر به منافع مستقیم اروپا، حاکمیت اعضای آن یا امنیت اقتصادی و نظامیشان برخورد کند، فاصله میان «ائتلاف» و «تبعیت» برای اروپاییها مهمتر میشود. همین تجربه، در مواجهه با ایران و هرمز نیز اهمیت پیدا میکند؛ اروپا قرار نیست صرفاً به این دلیل که آمریکا تصمیمی گرفته است، همان تصمیم را در نقطهای اجرا کند که ممکن است هزینه اصلی آن را خود اروپا بپردازد.
راهبرد اروپا؛ همراهی با اعمال فشار بدون ورود به جنگ
اروپا در قبال ایران مسیر متفاوتی از همراهی کامل با واشنگتن را دنبال کرده است؛ از یک سو تحریمها، فشارهای سیاسی و مواضع سختگیرانه درباره برنامه صلحآمیز هستهای و توان موشکی ایران را حفظ کرده و حتی دامنه این فشارها را افزایش داده است اما از سوی دیگر، ورود مستقیم به جنگ و تجاوزگری را راهحل اختلافات نمیداند.
فرانسه و انگلیس در این میان نمونه روشنی از همین سیاست دوگانهاند؛ پاریس همزمان با حفظ فشار بر تهران، در دیدار اخیر وزیر خارجهاش با سید عباس عراقچی بر بازگشت به مسیر دیپلماسی و بازگشایی هرمز تأکید کرد و فرانسه اکنون در حال پیگیری قطعنامهای در شورای امنیت برای تضمین آزادی کشتیرانی در این تنگه است.

لندن نیز در شهریورماه تحریمهای تازهای علیه ایران در حوزههای انرژی، بانکی، کشتیرانی، بیمه و فناوری اعمال کرد اما همزمان همچنان بر راهحل مذاکرهشده تأکید دارد.
این رویکرد نشان میدهد اروپا میخواهد اهرم فشار علیه ایران را حفظ کند، بدون آنکه الزاماً خود را در تجاوزی که واشنگتن آغاز کرده است، وارد کند. فرانسه نیز حتی در طرح خود برای هرمز تلاش کرده مسئله آزادی کشتیرانی را از رویارویی گستردهتر با ایران جدا کند و از ایجاد یک وضعیت تهاجمی علیه تهران پرهیز شود.
با این حال، این فاصلهگذاری را نباید به معنای مصون ماندن اروپا از هزینههای جنگ تلقی کرد. بحران هرمز مستقیماً به اقتصاد اروپا سرایت کرده و افزایش قیمت انرژی، هزینه سنگینی بر کشورهای این قاره تحمیل کرده است.
فرانسه همین روزها از اتحادیه اروپا خواسته برای مهار قیمت انرژی اقدام فوری انجام دهد؛ قیمت گاز اروپا در سال جاری از حدود ۲۷ یورو به ۸۰ یورو به ازای هر مگاواتساعت رسیده و قیمت نفت نیز از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرده است.
بنابراین، احتیاط اروپا را نمیتوان صرفاً حاصل یک انتخاب سیاسی موفق یا فاصله گرفتن از ترامپ دانست؛ اروپا خودش یکی از پرداختکنندگان هزینه جنگ است و چارهای جز محدود کردن دامنه بحران ندارد. هرچه ناامنی هرمز و جنگ طولانیتر شود، فشار بر انرژی، حملونقل، تورم و صنایع اروپایی بیشتر میشود.
به همین دلیل، سیاست اروپا در قبال ایران در نقطهای میان فشار برای تغییر رفتار تهران و تلاش برای جلوگیری از جنگی گستردهتر متوقف شده است؛ نقطهای که با سیاست حداکثری واشنگتن فاصله دارد اما به معنای کنار گذاشتن تحریمهای ظالمانه و فشار بر ایران هم نیست.
هرمز؛ خط قرمز منافع اروپا
تنگه هرمز برای اروپا فقط یک مسیر دریایی در خلیج فارس نیست؛ اختلال در این آبراه مستقیماً بر قیمت انرژی، حملونقل و هزینههای اقتصادی کشورهای اروپایی اثر میگذارد. کمیسیون اروپا در تیرماه اعلام کرد که در آن مقطع هنوز مشکل فوری در تأمین نفت وجود ندارد اما هشدار داد ادامه بحران در خاورمیانه میتواند در هفتهها و ماههای بعد بازار را با محدودیت بیشتری مواجه کند.

ابعاد این وابستگی در هزینههای تحمیلشده به اقتصاد اروپا نیز دیده میشود. بر اساس برآورد کمیسیون اروپا، از آغاز بحران خاورمیانه در سال ۲۰۲۶، کشورهای عضو اتحادیه حدود ۵۳ میلیارد یورو هزینه اضافی برای واردات سوختهای فسیلی پرداختهاند. همزمان، کمیسیون تأکید کرده که بسته ماندن یا محدود ماندن مسیر هرمز میتواند قیمت نفت و گاز را برای مدت طولانی بالا نگه دارد و بر رشد اقتصادی و تجارت اروپا فشار وارد کند.
به همین دلیل، واکنش اروپا به مسئله هرمز صرفاً امنیتی نیست و به تأمین انرژی و ثبات اقتصادی گره خورده است. فرانسه در شهریورماه پیشنهاد تدوین قطعنامهای در شورای امنیت را دنبال کرد که هدف آن ایجاد یک سازوکار بینالمللی برای تضمین آزادی کشتیرانی در هرمز است؛ نکته مهم در طرح پاریس این است که موضوع امنیت کشتیرانی و انتقال انرژی را از مناقشه گستردهتر با ایران جدا میکند و بر یک رویکرد غیرتهاجمی تأکید دارد.
همزمان، مقامهای اروپایی نیز تلاش برای بازگشت به مسیر دیپلماسی را با مسئله هرمز پیوند زدهاند. در دیدارهای اخیر مقامهای اروپایی با عباس عراقچی در نیویورک، بازگشایی هرمز و کاهش تنشهای منطقهای در کنار گفتوگوهای دیپلماتیک مطرح شد.
اتحادیه اروپا همچنین مأموریت دریایی خود در دریای سرخ را برای حفاظت از کشتیرانی اروپایی تقویت میکند؛ اقدامی که نشان میدهد اگرچه تأمین امنیت مسیرهای تجاری برای اروپا بسیار حائز اهمیت است اما این امنیت را لزوماً معادل ورود به یک جنگ گستردهتر و پرهزینه نمیداند.
در نهایت، همین نقطه مرز همراهی اروپا با واشنگتن را روشن میکند. اروپا میتواند در فشار سیاسی، تحریمها و حتی تأمین امنیت کشتیرانی با آمریکا همکاری کند اما هرچه بحران به مرحلهای برسد که استمرار آن قیمت انرژی، تجارت و ثبات اقتصادی اروپا را تهدید کند، منافع مستقیم کشورهای اروپایی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
برای بروکسل، مسئله اصلی نه انتخاب میان تهران و واشنگتن، بلکه جلوگیری از بحرانی است که هزینه آن را اقتصاد و شهروندان اروپایی نیز باید بپردازند؛ از همین رو، حفظ فشار بر ایران در کنار باز نگه داشتن مسیر دیپلماسی و تلاش برای عادی شدن رفتوآمد در هرمز، دو بخش همزمان از سیاست اروپا را شکل میدهد.
منبع:
خبرگزاری مهر