پنجشنبه ۲ مهر ۱۴۰۵

فرهنگی

تعطیلی مراکز شیعه افغانستان؛ بخشی از استراتژی کلان طالبان برای محدودسازی شیعیان

تعطیلی مراکز شیعه افغانستان؛ بخشی از استراتژی کلان طالبان برای محدودسازی شیعیان
عصر قم - دکتر سیدعبدالقیوم سجادی، تعطیلی مراکز شیعه را نه یک اقدام ساده، بلکه بخشی از یک استراتژی بزرگ و کلان دانست که وزارت عدلیه حکومت طالبان دنبال می‌کند. او تأکید کرد که این سیاست در جهت محدودسازی و کنترل جامعه شیعه افغانستان طراحی شده است.
  بزرگنمايي:

عصر قم - دکتر سیدعبدالقیوم سجادی، تعطیلی مراکز شیعه را نه یک اقدام ساده، بلکه بخشی از یک استراتژی بزرگ و کلان دانست که وزارت عدلیه حکومت طالبان دنبال می‌کند. او تأکید کرد که این سیاست در جهت محدودسازی و کنترل جامعه شیعه افغانستان طراحی شده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ دکتر سیدعبدالقیوم سجادی، رئیس دانشگاه خاتم‌النبیین(ص)، در ادامه گفت‌وگوی تفصیلی خود با خبرگزاری ابنا، تعطیلی این مرکز و سایر مراکز شیعه را نه یک اقدام ساده، بلکه بخشی از یک استراتژی بزرگ و کلان دانست که وزارت عدلیه حکومت طالبان دنبال می‌کند. او تأکید کرد که این سیاست در جهت محدودسازی و کنترل جامعه شیعه افغانستان طراحی شده است.
هرچند حکومت طالبان بارها ادعا کرده که بحث‌های قومی و مذهبی میان خود ندارد و حتی برخی از معاونان وزارتخانه‌ها از میان مردم هزاره و شیعه هستند، اما در عمل دقیقاً دست روی یک دانشگاه شیعه، یک حوزه علمیه بزرگ شیعه و یک تلویزیون شیعه گذاشته شده است. این تناقض میان ادعا و عمل را نشانه روشنی از وجود رویکرد تبعیض‌آمیز دانست .
سلسله اقدامات علیه مراکز شیعی و هزاره
رئیس دانشگاه با برشمردن اقدامات پی‌درپی طالبان علیه مراکز شیعه گفت: سال گذشته مرکز فرهنگی دینی به نام سیدالشهدا(ع) در غرب کابل بسته شد. در ادامه، موضوع حوزه علمیه و دانشگاه خاتم‌النبیین مطرح گردید. پس از آن، شهرک‌های مسکونی در کابل و غزنی و منطقه جبرئیل در هرات که اکثراً یا تماماً متعلق به مردم هزاره و شیعه افغانستان هستند، دولتی اعلام شدند. در ادامه تلویزیون تمدن و تلویزیون راه فردا نیز بسته شدند.
سجادی تأکید کرد این سلسله اقدامات نشان‌دهنده یک سیاست کلان برای محدود کردن مردم شیعه و هزاره است.
انحلال کمیسیون عالی شیعیان افغانستان
وی افزود در روزهای اخیر وزیر عدلیه، کمیسیون عالی شیعیان افغانستان را که خود امارت اسلامی و بخش استخبارات و امنیت ایجاد کرده بود، منحل کرد. رئیس و اکثر اعضای این کمیسیون بازداشت و توقیف شدند و اعلام شد که کمیسیون باید تعطیل شود. سجادی پرسید کمیسیونی که کاملاً مطابق با سیاست طالبان عمل می‌کرد، چه دلیلی برای تعطیلی دارد؟ جالب اینجاست که باز هم شخص آقای عبدالحکیم شرعی، وزیر عدیه، در مرکز این اقدام قرار دارد.
محدودسازی شیعیان، سیاست رسمی طالبان یا اعمال سلیقه مقامات؟
رئیس دانشگاه خاتم النبیین در پاسخ این سوال گفت: در پیگیری‌هایی که صورت گرفته، اکثر وزرا خود را از این کارها مبرا می‌دانند و می‌گویند این اقدامات مربوط به وزیر عدلیه یا وزیر تحصیلات عالی است و سیاست رسمی امارت نیست.
اما واقعا مشخص نیست این رویکرد سیاست اصلی و رسمی است که برخی افراد آن را اجرا می‌کنند و برخی دیگر اظهار نارضایتی می‌کنند، یا اینکه صرفاً برخورد سلیقه‌ای افراد و اشخاص است. در هر دو صورت، به‌عنوان یک شهروند که در این کشور زندگی می‌کند، می‌گویم که این نوع برخورد و این نوع نگاه برای افغانستان و برای حاکمیتی که فعلاً قدرت را در دست دارد، فوق‌العاده خطرناک است.
انحصارگری؛ عامل اصلی جنگ و بی‌ثباتی
سجادی یادآوری کرد که افغانستان سال‌های طولانی بی‌ثباتی، جنگ و منازعه را تجربه کرده است. عامل اصلی این جنگ‌ها و منازعات، انحصارگرایی بوده است. عامل اصلی جنگ و ناآرامی در افغانستان، حذف دیگران و نادیده انگاشتن دیگران بوده است. ادامه این سیاست ما را به همان دور باطل بی‌ثباتی‌ها بازمی‌گرداند.
او تأکید کرد که سیاست حذف دیگران و سیاست انحصار و بی‌پروایی نسبت به مردم، عامل اصلی بی‌ثباتی است. اگر این مسیر ادامه یابد، مسیر آینده متأسفانه روشن و خوب نخواهد بود. مسیری که جامعه اکنون مشاهده می‌کند، مسیری است که فرجام مثبتی برای افغانستان نداشته است.
مشکلات عملی انتقال چهار هزار دانشجو
آیا انتقال دانشجویان به دانشگاه‌هایی که از نظر علمی، محیط و اساتید ضعیف‌تر از دانشگاه خاتم النبیین است، رضایت دانشجویان را به همراه خواهد داشت؟
سجادی درباره ادعای طالبان مبنی بر انتقال حدود چهار هزار دانشجوی دانشگاه خاتم‌النبیین به سایر دانشگاه‌های خصوصی و طرح این سوال و مسأله گفت: این نکته زمانی به یک مسئله تبدیل می‌شود که افراد حق انتخاب داشته باشند. افراد حق دارند جایی که می‌خواهند تحصیل کنند و رشته‌ای که می‌خواهند انتخاب نمایند. اما در فضایی که حاکمیت چنین حقی را از افراد سلب می‌کند، این صحبت‌ها اساساً مسئله نیست.
برای کسانی که دانشگاه را بسته‌اند، نفس بستن دانشگاه مهم و مساله بوده است. اینکه این اقدام چه تبعاتی دارد، آیا باعث عقب‌ماندگی افغانستان می‌شود یا شهروندان و مالکان را متضرر می‌کند، اصلاً مسئله آنان نیست. وگرنه اگر این مسائل مهم بود، نفس این تصمیم گرفته نمی‌شد.
او توضیح داد که چهار هزار دانشجو در وسط ترم تحصیلی قرار دارند. در کشوری مثل افغانستان که دانشگاه‌ها به‌صورت عادی با مشکلات اداری متعددی روبه‌رو هستند، می‌خواهند این دانشجویان را دوباره به دانشگاه‌های دیگر سرریز کنند. طبیعی است که مشکلات متعددی ایجاد می‌شود.
اولین مشکل این است که این انتقال‌ها در همه دانشگاه‌های دیگر بدون رضایت و میل دانشجویان صورت می‌گیرد. دانشجویان پول داده‌اند و درس می‌خوانند. ممکن است بگویند ما به فلان دانشگاه نمی‌رویم، چون از ابتدا اینجا را انتخاب کرده‌اند. معضل دوم این است که دانشگاه‌های دیگر شهریه متفاوت دارند و ممکن است برخی دانشجویان توان مالی ادامه تحصیل در آن مراکز را نداشته باشند. نکته سوم این است که بسیاری از این دانشجویان بر اساس شناخت و علاقه، دانشگاه خاتم‌النبیین را انتخاب کرده بودند و اکنون در وسط مسیر، مسیر تغییر می‌کند و حق انتخاب از آنان گرفته می‌شود.
سجادی گفت اکثریت این دانشجویان این انتقال را با خون دل، با چشمان گریان، با حالت پریشان و با نارضایتی شدید انجام می‌دهند. عامل این نارضایتی و سرگردانی، تصمیمی است که در رابطه با بسته شدن دانشگاه خاتم‌النبیین گرفته شد.
هشدار درباره مسیر آینده افغانستان
رئیس دانشگاه به‌عنوان کارشناس سیاسی و جامعه‌شناسی هشدار داد که دو بحث کلی در جریان است. یک بحث این است که ذهن مردم طی چندین سال معطوف به حمایت‌ها، مخالفت‌ها و تحولات بیرونی بوده است. اگر اوضاع منطقه و عرصه بین‌المللی مناسب دیده شود، گفته می‌شود وضعیت خوب پیش می‌رود و اگر بد دیده شود، گفته می‌شود وضعیت بد است. این نوع نگاه بسیار نادرست است. هیچ ملتی با توقع دیگران نمی‌تواند شاهد روزگار مثبت و سامان اجتماعی باشد. هر سامان سیاسی و هر ثبات سیاسی در یک کشور متکی به مردم آن کشور و دست‌اندرکاران خودی است.
نکته دوم تجربه تاریخی افغانستان در پنجاه سال اخیر است. سیاست‌های انحصار، چه انحصار مذهبی، چه انحصار قومی و چه انحصار سیاسی، عامل اصلی نارضایتی، بی‌ثباتی و ناامنی بوده‌اند. اگر سیاست حذف دیگران و انحصار را عامل بی‌ثباتی بدانیم، مسیر آینده مسیر روشنی نیست.
سجادی گفت کاش متولیان امور فعلی افغانستان به این نکته واقف می‌شدند که می‌توانستند با استفاده از شرایط پیش‌آمده، خستگی مردم از سال‌ها جنگ و ناامیدی، خستگی از آوارگی و مهاجرت و بیکاری و نابسامانی اقتصادی، مسیر درست را بپیمایند. اگر سیاست مبتنی بر عدالت، مشارکت مردم و رضایت مردم را در پیش می‌گرفتند، می‌توانستند به قهرمان ثبات پایدار در افغانستان تبدیل شوند.
اگر نظام سیاسی موجود سیاست‌های خود را بر اساس عدالت اجتماعی، جلب رضایت مردم و حاکمیت قانون استوار می‌کرد، نه بر اساس سلیقه‌های شخصی و فراقانونی، یقیناً روزنه‌ای ایجاد می‌شد که افغانستان از سال‌ها بی‌ثباتی و جنگ عبور کند. اما روند فعلی مبتنی بر گیر و بندها، اعمال فشارها و سیاست‌های انحصارگرایانه سیاسی، مذهبی و قومی است و این نشان می‌دهد مسیر به ناکجاآباد می‌رود و مسیر مثبتی برای آینده افغانستان نیست.
حکمرانی پایدار در برابر حکمرانی مبتنی بر زور
او تأکید کرد که می‌توان با زور و انحصار قدرت را ایجاد کرد، اما نمی‌توان با زور و انحصار قدرت را حفظ کرد. این قدرت ممکن است کوتاه یا درازمدت باشد، اما پایداری ندارد. محدود و مسدود کردن امکانات روی زنان، ایجاد محدودیت روی تحصیل و کار و اشتغال زنان، محدود کردن مراکز علمی و فرهنگی و رسانه‌ها، و مهم‌تر از همه اعمال حاکمیت به‌صورت فراقانونی و بر اساس سلیقه اشخاص، حکمرانی پایدار ایجاد نمی‌کند.
حکمرانی بر مبنای اصل حاکمیت قانون، اصل عدالت اجتماعی و رضایت مردم، حکمرانی استوار خواهد بود. وقتی یک نظام سیاسی حمایت مردم را با خود نداشته باشد، نمی‌تواند دوام و بقا داشته باشد. وقتی عدالت را در جامعه تطبیق و پیاده نکند، نمی‌تواند دوام بیاورد، زیرا ظلم خود عامل ناپایداری و بی‌ثباتی است.
سجادی در پایان این بخش گفت کسانی که واقعاً دل‌سوز افغانستان هستند باید تلاش کنند سیاست‌های غیرعادلانه، شخصی و سلیقه‌ای را با سیاست مبتنی بر حاکمیت قانون، عدالت اجتماعی و جلب رضایت مردم و شهروندان جایگزین سازند.
«پایان بخش دوم گفت‌وگو»
............
پایان پیام/


نظرات شما