چهارشنبه ۱ مهر ۱۴۰۵

فرهنگی

یادداشت؛

انتخابات ۳ نوامبر آمریکا و نمایش کاهش تنش با ایران

انتخابات ۳ نوامبر آمریکا و نمایش کاهش تنش با ایران
عصر قم - فارس- انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۶  به یکی از متغیرهای مهم محاسبات واشنگتن در قبال ایران تبدیل شده است.
  بزرگنمايي:

عصر قم - فارس- انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۶  به یکی از متغیرهای مهم محاسبات واشنگتن در قبال ایران تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در فارس، انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۶ به یکی از متغیرهای مهم محاسبات واشنگتن در قبال ایران تبدیل شده است.
در شرایطی که جنگ ایران و آمریکا ماه‌هاست ادامه دارد، قیمت نفت و سوخت در آمریکا افزایش یافته و هزینه‌های اقتصادی جنگ مستقیماً به زندگی روزمره رأی‌دهندگان آمریکایی منتقل شده است، دولت ترامپ با یک مسئله دشوار روبه‌روست: چگونه پیش از انتخابات، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی جنگ را کنترل کند، بدون آنکه مجبور شود در برابر ایران امتیاز راهبردی بدهد؟
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی سنا در انتخابات ۳ نوامبر در معرض رأی‌گیری قرار دارند و جمهوری‌خواهان در حال دفاع از اکثریت شکننده خود در کنگره هستند.
نفت؛ نقطه آسیب‌پذیر آمریکا
یکی از مهم‌ترین پیامدهای جنگ، افزایش قیمت انرژی بوده است. پیش از آغاز جنگ، حدود یک‌پنجم نفت جهان از تنگه هرمز عبور می‌کرد. اختلال در این مسیر باعث افزایش قیمت نفت شده و بر قیمت بنزین و گازوئیل آمریکا فشار وارد کرده است. در ماه اوت، نظرسنجی Reuters/Ipsos نشان داد قیمت بنزین نسبت به قبل از جنگ بیش از یک دلار در هر گالن افزایش یافته است.
اکنون قیمت نفت برنت در حوالی ۱۰۰ دلار قرار دارد و بازار همچنان نسبت به امنیت عرضه انرژی در خلیج فارس حساس است .این فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ قیمت بنزین برای رأی‌دهنده آمریکایی یک مسئله سیاسی مستقیم است.
هر دلار افزایش قیمت سوخت می‌تواند به افزایش هزینه حمل‌ونقل، مواد غذایی و سایر کالاها منجر شود. به همین دلیل، مسئله انرژی به یکی از نقاط فشار سیاسی بر دولت ترامپ در آستانه انتخابات تبدیل شده است.
واشنگتن اکنون بیش از هر زمان دیگری به «آرامش» نیاز دارد
نشانه‌های این مسئله در رفتار و اظهارات مقام‌های آمریکایی نیز دیده می‌شود. دولت آمریکا در هفته‌های اخیر تلاش کرده شدت درگیری را کنترل کند. گزارش‌های منتشرشده حاکی از آن است که برخی مقام‌های ارشد دولت ترامپ درباره مهار درگیری تا زمان انتخابات ۳ نوامبر بحث کرده‌اند؛ زیرا تشدید جنگ می‌تواند قیمت انرژی و هزینه‌های سیاسی آن را افزایش دهد.
حتی ادبیات مقام‌های آمریکایی نیز در این چارچوب قابل توجه است. جی‌دی ونس در اوایل سپتامبر از به‌کار بردن واژه «جنگ» برای توصیف درگیری خودداری کرد، در حالی که هم‌زمان درباره ادامه درگیری‌ها و حملات متقابل گزارش می‌شد.
از سوی دیگر، ترامپ در ۹ سپتامبر گفت انتظار دارد قیمت نفت پس از انتخابات کاهش پیدا کند و چند روز بعد نیز اعلام کرد احتمال توافق با ایران پس از انتخابات وجود دارد. این اظهارات دست‌کم نشان می‌دهد که تقویم انتخاباتی آمریکا در محاسبات مربوط به ایران و بازار انرژی حضور جدی دارد.
نمایش کاهش تنش؛ یک احتمال جدی در محاسبات واشنگتن
از این منظر می‌توان یک سناریوی مهم را در نظر گرفت: واشنگتن ممکن است در هفته‌های منتهی به ۳ نوامبر تلاش کند سطح تنش با ایران را پایین بیاورد؛ نه لزوماً به دلیل تغییر بنیادین سیاست آمریکا، بلکه برای جلوگیری از افزایش بیشتر قیمت انرژی و کاهش فشار اقتصادی بر رأی‌دهندگان.
چنین اقدامی می‌تواند با پیام‌های دیپلماتیک، پیشنهاد مذاکره، صحبت از توافق موقت یا تلاش برای کاهش درگیری همراه شود.اما نکته مهم برای تهران این است که نباید تغییر لحن آمریکا را با تغییر راهبرد آمریکا اشتباه گرفت.
ترامپ همین روزها گفته است که توافق با ایران ممکن است «بعد از انتخابات» شکل بگیرد. این اظهارنظر به خودی خود ثابت نمی‌کند که هرگونه کاهش تنش، یک «توطئه انتخاباتی» است؛ اما نشان می‌دهد که خود رئیس‌جمهور آمریکا نیز انتخابات را به زمان‌بندی مذاکرات با ایران پیوند زده است.
مسئله جمهوری‌خواهان چیست؟
فشار اقتصادی جنگ در زمانی رخ داده که جمهوری‌خواهان باید از اکثریت خود در کنگره دفاع کنند. در نظرسنجی Reuters/Ipsos منتشرشده در ۲۱ سپتامبر، رضایت از عملکرد ترامپ به ۳۲ درصد رسید و تنها ۱۷ درصد از عملکرد او در حوزه هزینه‌های زندگی رضایت داشتند. در همان نظرسنجی، جنگ ایران و افزایش هزینه‌ها از عوامل مهم نارضایتی اقتصادی عنوان شده‌اند.
بنابراین، از منظر سیاسی آمریکا، پایین آمدن قیمت نفت و بنزین پیش از انتخابات می‌تواند مسئله‌ای بسیار مهم باشد.هرچه تنش کمتر، ریسک جهش نفت کمتر؛ هرچه ریسک نفت کمتر، فشار کمتری بر قیمت سوخت و هزینه زندگی آمریکایی‌ها. این معادله را باید در تحلیل رفتار واشنگتن در هفته‌های آینده جدی گرفت.
ایران نباید کاهش تنش را رایگان کند
در چنین شرایطی، خطای راهبردی برای ایران آن است که صرفاً با مشاهده پیام‌های دیپلماتیک آمریکا تصور کند واشنگتن واقعاً مسیر خود را تغییر داده است. اگر آمریکا به کاهش تنش نیاز دارد، این نیاز باید در مذاکرات به اهرم ایران تبدیل شود، نه اینکه به امتیاز یک‌جانبه برای واشنگتن تبدیل شود.
ایران باید این سؤال را مطرح کند: اگر واشنگتن برای انتخابات ۳ نوامبر به آرامش در بازار انرژی نیاز دارد، در مقابل این آرامش چه چیزی به ایران می‌دهد؟ رفع واقعی و قابل راستی‌آزمایی تحریم‌ها؟ تضمین‌های معتبر؟ کاهش فشار اقتصادی؟ آزادی منابع مالی؟ توقف اقدامات نظامی؟
بدون پاسخ روشن به این پرسش‌ها، کاهش تنش صرفاً می‌تواند به فرصتی برای آمریکا تبدیل شود تا فشار اقتصادی و سیاسی خود را بازتنظیم کند و پس از عبور از انتخابات، دوباره سیاست فشار را از سر بگیرد.
افزایش هزینه؛ اما با محاسبه
در این شرایط، ایران باید تلاش کند اهرم‌های خود را حفظ و هزینه سیاست فشار آمریکا را قابل توجه نگه دارد؛ اما این موضوع نباید به معنای اقدام هیجانی یا اقدامی باشد که بتواند هزینه‌های نامتناسبی برای ایران ایجاد کند.
اهرم ایران فقط نظامی نیست. امنیت انرژی، ظرفیت‌های منطقه‌ای، دیپلماسی، تجارت، روابط با قدرت‌های غیرغربی، توان اقتصادی و مهم‌تر از همه توان مدیریت زمان، همگی بخشی از قدرت چانه‌زنی تهران هستند.
اگر واشنگتن برای عبور از انتخابات به کاهش تنش نیاز دارد، تهران می‌تواند از همین نیاز برای گرفتن امتیازات واقعی استفاده کند. قاعده باید روشن باشد: کاهش تنش در برابر امتیاز واقعی؛ نه کاهش تنش در برابر وعده.
۳ نوامبر را واشنگتن تعیین کرده است؛ ایران نباید اجازه دهد واشنگتن زمان‌بندی ایران را هم تعیین کند.نکته اساسی اینجاست.ممکن است واشنگتن بخواهد تا ۳ نوامبر سطح درگیری را کنترل کند، قیمت انرژی را پایین بیاورد و فضای سیاسی داخلی خود را مدیریت کند. گزارش‌های اخیر نیز نشان می‌دهند که موضوع انتخابات و قیمت انرژی به شکل جدی در محاسبات دولت آمریکا حضور دارد.
اما این مسئله نباید به معنای آن باشد که ایران نیز سیاست خود را با تقویم انتخاباتی آمریکا تنظیم کند.برعکس، اگر انتخابات آمریکا برای واشنگتن یک نقطه فشار است، تهران باید از آن به عنوان یکی از متغیرهای قدرت چانه‌زنی خود استفاده کند.نه فریب نمایش کاهش تنش را باید خورد و نه گرفتار واکنش‌های احساسی شد. مسئله، تبدیل نیاز آمریکا به اهرم مذاکره برای ایران است.
اگر واشنگتن آرامش می‌خواهد، باید بهای آن را بپردازد
اگر آمریکا کاهش قیمت نفت را می‌خواهد، نمی‌تواند انتظار داشته باشد ایران بدون دریافت تضمین و امتیاز واقعی، به تأمین منافع انتخاباتی دولت آمریکا کمک کند. انتخابات ۳ نوامبر برای آمریکایی‌هاست؛ اما اگر واشنگتن آن را وارد محاسبات سیاست ایران کرده است، تهران نیز باید این واقعیت را در محاسبات خود وارد کند.
در نهایت، راهبرد ایران نباید «تنش برای تنش» یا «مذاکره برای مذاکره» باشد؛ بلکه باید افزایش قدرت چانه‌زنی و تحمیل هزینه واقعی برای سیاست فشار آمریکا باشد. درست در همین نقطه است که تفاوت میان «فریب خوردن از کاهش تنش» و «استفاده از نیاز آمریکا به کاهش تنش» مشخص می‌شود.


نظرات شما