عصر قم - تبریز- معاون پژوهش حوزه علمیه طادقیه با انتقاد صریح از طرح برخی مباحث درباره رفراندوم و منشأ حاکمیت گفت: رأی مردم محترم است، اما نمیتوان با شعار «مردم» قانون اساسی، مسئولیت نهادهای قانونی و مبانی ولایت الهی را کنار گذاشت.
حجت الاسلام عادل بایرامی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز، با انتقاد از برخی اظهارات اخیر درباره رفراندوم، نقش مردم در تصمیمات کلان و منشأ مشروعیت حکومت اظهار داشت: هیچکس مخالف شنیدن صدای مردم نیست؛ جمهوری اسلامی از ابتدا بر حضور مردم بنا شده و مردم در انتخابات، مجلس، ریاست جمهوری، مجلس خبرگان و همهپرسی نقش دارند.
وی افزود: مسئله اینجاست که آیا میتوان صرفاً با عنوان «رأی مردم»، هر مسئلهای را به همهپرسی گذاشت و حتی اختیاراتی را که قانون اساسی برای نهادهای مشخص تعیین کرده است، جابهجا کرد؟ پاسخ روشن است؛ رأی مردم در چارچوب قانون اساسی محترم است و نمیتوان نام مردم را به ابزاری برای عبور از قانون تبدیل کرد.
دفاع از کشور را نمیتوان به یک نظرسنجی تقلیل داد
حجت الاسلام بایرامی با اشاره به اصل ۵۹ قانون اساسی گفت: همهپرسی در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده و مراجعه به مردم یک ظرفیت قانونی است؛ بنابراین کسی نمیتواند جمهوری اسلامی را مخالف اصل مراجعه به آرای عمومی معرفی کند.
وی ادامه داد: اما در کنار اصل ۵۹، اصل ۱۱۰ قانون اساسی نیز وجود دارد که فرماندهی کل نیروهای مسلح و اعلام جنگ و صلح را در حوزه اختیارات رهبری قرار داده است. بنابراین باید میان «نظر مردم» و «مسئولیت قانونی تصمیمگیری» تفاوت گذاشت.
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: مردم حق دارند درباره سیاستهای کشور نظر بدهند، نقد کنند، مطالبه داشته باشند و در مواردی که قانون اساسی مقرر کرده مستقیماً رأی دهند؛ اما این مسئله به معنای آن نیست که بتوان هر مسئولیت قانونی را با یک رأیگیری از نهادی به نهاد دیگر منتقل کرد.
حجت الاسلام بایرامی با طرح پرسشی صریح افزود: اگر دشمن به کشور حمله کند، آیا باید اصل دفاع را هم به همهپرسی بگذاریم و از مردم بپرسیم «آیا اجازه میدهید از کشور دفاع کنیم یا نه؟»
فعال سیاسی حوزه خاطرنشان کرد: دفاع از جان مردم، سرزمین و استقلال کشور یک وظیفه عقلانی، ملی و در مواردی شرعی است. البته درباره شیوه دفاع، میزان هزینهها، زمان مذاکره، پذیرش آتشبس و نوع توافق میتوان بحث کارشناسی و سیاسی کرد؛ اما اصل دفاع را نمیتوان مانند یک طرح عمرانی یا برنامه اقتصادی صرفاً در معرض رأیگیری قرار داد، مگر اینکه برای چنین اقدامی مبنای حقوقی روشنی وجود داشته باشد.
مشکل، شنیدن نظر مردم نیست؛ مشکل جابهجایی مسئولیت قانونی است
حجت الاسلام بایرامی با تأکید بر اینکه نقد اصلی متوجه اصل مشارکت مردم نیست، گفت: سؤال این است که چرا میان «مشورت با مردم» و «انتقال مسئولیت قانونی» تفاوت گذاشته نمیشود؟
وی افزود: مشورت با مردم ارزشمند است، اما مشورت مساوی با تغییر قانون اساسی نیست. مردمسالاری واقعی یعنی هم مردم نقش داشته باشند و هم قانون محترم شمرده شود.
این فعال سیاسی تصریح کرد: اگر هر زمان که نتیجه یک تصمیم مطابق میل ما نبود بگوییم «باید آن را به مردم بسپاریم»، اما زمانی که نتیجه انتخابات یا رأی مردم مطابق نظر ما نیست آن را نپذیریم، این دیگر مردمسالاری نیست؛ بلکه استفاده ابزاری از نام مردم است.
وی ادامه داد: مردمسالاری دینی یعنی مردم در چارچوب قانون اساسی در تعیین سرنوشت کشور نقش واقعی داشته باشند؛ بنابراین نه باید مردم را حذف کرد و نه باید از نام مردم برای حذف قانون استفاده کرد.
هر سخن سیاسی در شرایط جنگی، پیام امنیتی هم دارد
حجت الاسلام بایرامی درباره پیامدهای طرح چنین مباحثی در شرایط تهدید خارجی اظهار داشت: من نمیگویم هر فردی که از همهپرسی سخن میگوید عمداً به دشمن پیام داده است؛ قضاوت درباره نیت افراد نیازمند دلیل است.
وی افزود: اما یک سیاستمدار نباید تنها به نیت خود نگاه کند؛ بلکه باید ببیند دشمن از سخنان او چه پیامی دریافت میکند. امروز جنگ فقط با موشک و هواپیما نیست؛ جنگ رسانهای و شناختی نیز وجود دارد.
حجت الاسلام بایرامی تصریح کرد: اگر یک مقام سابق عالیرتبه جمهوری اسلامی در شرایط تهدید خارجی درباره ادامه مقاومت سخن بگوید و مسئله را به رأی عمومی گره بزند، دشمن ممکن است همین سخن را با این روایت بازنشر کند که حتی در داخل ایران درباره ادامه مقاومت اختلاف وجود دارد.
وی خاطرنشان کرد: در شرایط عادی میتوان درباره همه چیز بحث کرد، اما در شرایط جنگ، هر سخن عمومی میتواند پیام امنیتی نیز داشته باشد.
حجت الاسلام بایرامی البته تأکید کرد: این موضوع نباید بهانهای برای بستن دهان منتقدان باشد؛ نظام قوی باید ظرفیت نقد داشته باشد. مرز روشن است؛ نقد تصمیمات مسئولان آزاد است، اما نقد نباید به شکستن اراده ملی در برابر دشمن تبدیل شود.
اگر نسخه مذاکره دوباره مطرح میشود، ضمانت آن کجاست؟
وی در ادامه با اشاره به سابقه سیاست خارجی دولتهای یازدهم و دوازدهم اظهار داشت: در آن دوره، مذاکره با غرب و حل بسیاری از مشکلات از مسیر توافق خارجی جایگاه مهمی در سیاست دولت داشت. اگر امروز همان نگاه با ادبیات جدید مطرح میشود، باید پرسید آیا از تجربه گذشته درس گرفتهایم یا دوباره همان نسخه را پیشنهاد میکنیم؟
حجت الاسلام بایرامی افزود: مذاکره ذاتاً بد نیست و اسلام نیز مذاکره و صلح را نفی نمیکند؛ مسئله زمانی ایجاد میشود که مذاکره با اعتماد سادهلوحانه به دشمن اشتباه گرفته شود.
وی با اشاره به تجربه توافق هستهای گفت: ملت ایران تجربه کرده است که ممکن است توافقی امضا شود، اما طرف مقابل از آن خارج شود. بنابراین اگر امروز کسی نسخه مذاکره میدهد، باید صریحاً پاسخ دهد ضمانت چیست و اگر طرف مقابل دوباره تعهدات خود را زیر پا گذاشت، چه خواهیم کرد؟
حجت الاسلام بایرامی تأکید کرد: نقد سیاست خارجی نباید به شعارهای کلی «سازش» یا «مقاومت» محدود شود؛ کسی که مذاکره را پیشنهاد میدهد باید درباره پشتوانه قدرت، عزت و ضمانت اجرای آن نیز پاسخ روشن داشته باشد.
یک سؤال اساسی درباره منشأ حاکمیت
حجت الاسلام بایرامی با اشاره به بخش اعتقادی بحث گفت: اگر واقعاً گفته شود هیچ انسانی از جانب خداوند حق حاکمیت ندارد، مسئله دیگر صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست، بلکه بحث وارد حوزه مبانی اعتقادی حکومت میشود.
وی با طرح پرسشی صریح اظهار داشت: اگر خداوند هیچ حق حاکمیتی به هیچکس نداده است، پس ولایت پیامبر اکرم(ص) از کجا آمده است؟ امیرالمؤمنین(ع) با چه مبنایی امام و ولی جامعه بود؟ ولایت ائمه(ع) چه میشود و مبنای ولایت فقیه در عصر غیبت چیست؟
حجت الاسلام بایرامی تصریح کرد: آیا پیامبر اکرم(ص) فقط یک معلم اخلاق بود که مردم هر زمان خواستند از او پیروی کنند و هر زمان نخواستند کنار بگذارند؟ قطعاً چنین برداشتی با مبانی اسلامی سازگار نیست.
وی با استناد به آیات قرآن کریم افزود: قرآن میفرماید «النَّبِیُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» و همچنین میفرماید «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»؛ بنابراین اصل ولایت و حاکمیت دینی را نمیتوان با یک جمله سیاسی کنار گذاشت.
رأی مردم جای وحی را نمیگیرد
وی با تأکید بر اینکه در منطق اسلام مردم جای خداوند نمینشینند، گفت: مردم حق انتخاب، مشارکت و نظارت دارند و در ساختار جمهوری اسلامی نقش مهمی ایفا میکنند، اما رأی مردم جای وحی و حکم خدا را نمیگیرد.
حجت الاسلام بایرامی افزود: همانطور که در حوزههای تخصصی نمیتوان قواعد یک علم را با رأیگیری عمومی کنار گذاشت، در حوزه دین نیز رأی مردم جای وحی و حکم قطعی الهی را نمیگیرد.
وی در عین حال خاطرنشان کرد: این سخن به معنای بیاهمیت بودن رأی مردم نیست. اتفاقاً ادعای جمهوری اسلامی این است که میان حاکمیت الهی و نقش واقعی مردم جمع کرده است.
حجت الاسلام بایرامی گفت: نباید مسئله را به دوگانهای دروغین تبدیل کرد که یا باید حکومت الهی را پذیرفت و مردم را حذف کرد یا حکومت مردم را پذیرفت و خدا را کنار گذاشت. جمهوری اسلامی بر مبنای جمع جمهوریت و اسلامیت تعریف شده است.
نقد ولایت فقیه؛ با استدلال، نه با شعار
وی درباره نقد ولایت فقیه اظهار داشت: اگر کسی ولایت فقیه را قبول ندارد، میتواند دیدگاه خود را مطرح کند؛ اما نقد علمی ولایت فقیه باید از مسیر علم و استدلال انجام شود.
حجت الاسلام بایرامی افزود: منتقد باید مشخص کند کدام آیه، روایت، برداشت فقهی یا استدلال امام خمینی(ره) و فقهای شیعه را قبول ندارد. نمیتوان یکباره گفت «هیچکس از جانب خداوند حاکم نیست» و تصور کرد بحث تمام شده است؛ خیر، از اینجا تازه بحث آغاز میشود.
وی تصریح کرد: باید پاسخ داده شود ولایت پیامبر(ص) از کجا آمده است؟ ولایت امیرالمؤمنین(ع) چه میشود؟ ولایت ائمه(ع) چه میشود؟ و در عصر غیبت، آیا فقیه هیچ مسئولیت و ولایتی در اداره جامعه اسلامی ندارد؟
حجت الاسلام بایرامی تأکید کرد: اگر پاسخ منفی است، باید برای آن دلیل فقهی و کلامی ارائه شود. این موضوع با یک جمله سیاسی حل نمیشود.
نفی ولایت الهی چه نسبتی با جمهوری اسلامی دارد؟
وی با طرح این پرسش که آیا چنین دیدگاهی به معنای نفی کل جمهوری اسلامی است، گفت: اگر منظور این باشد که هیچ حاکمیتی منشأ الهی ندارد و تنها منشأ اعتبار حکومت رأی مردم است، این دیدگاه با مبانی رسمی جمهوری اسلامی فاصله جدی پیدا میکند.
حجت الاسلام بایرامی افزود: قانون اساسی جمهوری اسلامی از یک سو بر رأی مردم تأکید دارد و از سوی دیگر حاکمیت الهی و ولایت امر را پذیرفته است. بنابراین اگر کسی مبنای ولایت الهی را نفی کند، دیگر صرفاً درباره یک مسئله فرعی اختلاف ندارد؛ بلکه باید روشن کند با کدام بخش از مبانی جمهوری اسلامی موافق یا مخالف است.
وی با طرح پرسشی مبنایی خاطرنشان کرد: اگر ولایت الهی را حذف کنیم، چه چیزی از «جمهوری اسلامی» باقی میماند که آن را از یک جمهوری صرفاً سکولار جدا کند؟
آیات ولایت و ضرورت یک بحث علمی
حجت الاسلام بایرامی در پایان با تأکید بر ضرورت پرهیز از سادهسازی مباحث دینی گفت: البته از آن طرف نیز نباید دچار افراط شویم. نمیتوان صرفاً با قرائت آیه ۵۵ سوره مائده یا آیه ۵۹ سوره نساء ادعا کرد تمام جزئیات نظریه ولایت فقیه بدون هیچ واسطهای در همان یک آیه آمده است.
وی ادامه داد: استدلال علمی باید مرحلهبهمرحله باشد؛ حاکمیت خداوند، ولایت پیامبر(ص)، ولایت اهلبیت(ع)، مسئله حکومت در عصر غیبت، ادله فقهی ولایت فقیه، حدود و شرایط ولایت و در نهایت صورت حقوقی آن در قانون اساسی.
حجت الاسلام بایرامی تأکید کرد: این مسیر، مسیر علمی بحث است. اگر کسی نظریه ولایت فقیه را قبول ندارد، باید همین زنجیره استدلال را نقد کند، نه اینکه اصل حاکمیت الهی را با یک جمله سیاسی کنار بگذارد.
وی در پایان گفت: باید هم از مردم دفاع کرد و هم از مبانی دین؛ نه مردم را حذف کرد و نه خدا را از عرصه حکومت کنار گذاشت مردمسالاری دینی زمانی معنا پیدا میکند که مردم آگاه و حاضر در صحنه، در چارچوب شریعت و قانون در تعیین سرنوشت کشور نقش داشته باشند و حکومت نیز خود را همزمان متعهد به آرای مردم و احکام الهی بداند.
نویسنده: وحید نستوهی