- نوشته شده توسط:
عصر قم
-
يکشنبه ۲۹ شهريور ۱۴۰۵
عصر قم - درباره «عالم ذر» نظریه های گوناگونی بین مفسّرین و علما وجود دارد. به نظر می آید درست ترین تفسیر از عالم ذر آن است که بگوییم این عالم با مسأله سرشت و فطرت خداشناسی هماهنگ است و به این ترتیب از همان موقعی که ذرّات نطفه از پشت پدران در رحم مادران قرار می گیرند، نور معرفت و توحید و خداباوری به صورت یک استعداد ذاتی در آنها قرار گرفته است.
عصر قم - درباره «عالم ذر» نظریه های گوناگونی بین مفسّرین و علما وجود دارد. به نظر می آید درست ترین تفسیر از عالم ذر آن است که بگوییم این عالم با مسأله سرشت و فطرت خداشناسی هماهنگ است و به این ترتیب از همان موقعی که ذرّات نطفه از پشت پدران در رحم مادران قرار می گیرند، نور معرفت و توحید و خداباوری به صورت یک استعداد ذاتی در آنها قرار گرفته است.
خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا: قرآن در آیات ۱۷۲ و ۱۷۳ سوره اعراف می فرماید: «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَی أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُوا بَلَی شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِینَ * أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَکَ آبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ وَکُنَّا ذُرِّیَّهً مِنْ بَعْدِهِمْ...»؛ (و [به خاطر بیاور] زمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خویشتن ساخت [و فرمود:] آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند آری، گواهی می دهیم! [مبادا] روز رستاخیز بگویید ما از این غافل بودیم [و از پیمان فطری توحید بی خبر ماندیم]؛ * یا بگویید: پدرانمان پیش از ما مشرک بودند ما هم فرزندانی بعد از آنها بودیم...).
این آیات اشاره دارند که خدا در مرحله ای از خلقت همه بشر را آفریده و گواه بر خودشان قرار داده و از آنها اقرار بر ربوبیّت خویش گرفته است تا مشرکان در قیامت ادعّای غفلت و بی خبری از حقیقت توحید و یکتایی خدا نکنند، و تقلید از نیاکان را دلیل بر بی گناهی خویش نشمارند.
سؤالی که در اینجا مطرح است این است که: آیا آنچه از آن به «عالم ذر» تعبیر می کنند، حقیقت دارد؟ و چه زمانی و چگونه تحقّق یافته است؟
حقیقت «عالم ذر»!
در رابطه با «عالم ذر» دیدگاه های مختلفی وجود دارد:
۱. قول منسوب به گروهی از محدّثین و اهل ظاهر: همه فرزندان آدم(علیه السلام) تا پایان دنیا به صورت ذرّات کوچکی از پشت ایشان خارج شدند و در حالی که که دارای عقل و شعور و قادر بر تکلّم بودند به خداوندی خدا اقرار کردند.
امّا چه طور می شود که چنین عهد صریحی از فرزندان آدم گرفته شده باشد ولی از یاد همه رفته باشد؛ به گونه ای که هیچ کس گرفته شدن چنین عهدی را در یاد نداشته باشد.
چیزی که همه آن را فراموش کرده اند، چه اثر تربیتی و فایده ای برای اتمام حجت دارد!؟
علاوه براین، اگر روح انسان در ابتدا به ذرّات بسیار کوچکی تعلّق داشته و سپس به بدن های کنونی انتقال یافته است، چنین چیزی جز پذیرش عقیده باطل تناسخ است.
۲. گروهی از مفسّرین مانند صاحب المنار و صاحب فی ضلال القرآن گفته اند: منظور از «عالم ذر» همان عالم جنین است که در همان حال خداوند قوا و استعدادهایی به آدمی داد که بتواند حقیقت توحید و آیین حق را درک کند. یعنی چنین عهدی نه با زبان قال که با زبان حال از انسان گرفته شده است.
اما ظاهر آیه می رساند که اولا: این عهد با زبان قال گرفته شده نه زبان حال. ثانیا: موضوع این عهد در گذشته صورت گرفته در حالی که سرشت توحیدی جنین ها به طور مداوم و در هر زمان انجام می گیرد.
جواب این دو اشکال اما این است که حمل کردن این گفتگو بر زبان حال با وجود قرینه هیچ گونه مانعی ندارد و در نثر و نظم زبان عرب و غیر عرب بسیار فراوان است.
۳. احتمال طرح شده از سوی برخی فقها و علما: این است که این عهد در میان گروهی از انسان ها و خداوند به وسیله پیامبران به زبان قال واقع شده است و بعد از آن انبیاء از سایر انسان ها این عهد را گرفتند.
اشکال این قول آن است که در آیه سخن از همه انسان ها به میان آمده نه گروه کوچکی از آنها؛ و ثانیا آیه می گوید سؤال از ناحیه خداوند بوده نه از ناحیه انبیای الهی.
۴. تفسیر دیگری از مرحوم شیخ طوسی نقل شده: که هر انسانی بعد از رسیدن به کمال عقل و ملاحظه آیات صنع پروردگار در آفاق و انفس به یکتایی او با زبان حال اعتراف می کند و گویی خداوند با ارائه این آیات از آنها سؤال می کند: من پروردگار شما نیستم؟ و آنها با زبان حال می گویند: بلی. (۱)
۵. برداشتی که از برخی از روایات بر می آید: این است که منظور از «عالم ذر» همان «عالم ارواح» است. امّا این تفسیر با آیه مورد بحث به هیچ وجه سازگار نیست.
پس از تجزیه و تحلیل اقوال فوق، تفسیر دوم و چهارم از تمام تفاسیر کم اشکال تر است و اگر هم اشکال مخالفت با ظاهر آیه در پاره ای از جهات داشته باشد با وجود قرینه و نظائر فراوان در کلام عرب و غیر عرب قابل اغماض است. لذا بسیاری از مفسّران معروف و علمای عقائد و کلام آن را برگزیده اند. در روایات نیز اشارات روشنی به آن دیده می شود که در ادامه می آید. (۲)
عالم ذر در روایات اسلامی:
در منابع مختلف اسلامی روایات زیادی در زمینه «عالم ذر» دیده می شود که در بدو امر به صورت یک روایت متواتر تصوّر می شوند. ولی بسیاری از آنها تنها از یک راوی نقل شده که حکم خبر واحد را پیدا می کنند. محتوای این روایات نیز کاملا با هم متفاوت است. (۳)
برخی از این روایات تفسیر دوم را تأیید می کنند. اینکه این پیمان، یک پیمان فطری است؛ مانند روایتی که عبداللَّه بن سنان از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند: (که از امام پرسیدم: منظور از فطرت در آیه که خداوند انسانها را بر آن آفریده چیست؟ فرمود اسلام است که خداوند سرشت همه را بر آن قرار داده است. در آن روزی که از همه پیمان بر توحید گرفت و فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ در حالی که در آن هم مؤمن وجود داشت و هم کافر)؛ «قالَ سَئَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا ما تِلْکَ الْفِطْرَهُ؟ قالَ هِیَ الاسْلامُ، فَطَرَهُمُ اللَّهُ حِیْنَ اَخَذَ مِیثاقَهُمْ عَلَی التَّوْحیدِ قالَ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ وَفِیهِ الْمُوْمِنُ و الْکافِرُ».(۴)
همان گونه که ملاحظه می کنید در این حدیث رابطه نزدیکی میان «آیه فطرت» و «آیه عالم ذر» بیان شده است. همین معنا با عبارت دیگری از زراره از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که وقتی از تفسیر آیه «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ» سؤال کرد، امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: «ثَبَتَتِ الْمَعْرِفَهُ فِی قُلُوْبِهِمْ وَ نَسُواْ الْمَوْقِفَ، وَ یَذْکُرُوْنَهُ یَوْماً، وَلَوْلا ذلِکَ لَمْ یَدْرِ احَدٌ مَنْ خالِقُهُ وَ مَنْ رازِقُهُ؟»(۵)؛ (معرفت در دل های آنها قرار گرفت ولی موقف خویش را در برابر پروردگار فراموش کردند و روزی به خاطرشان خواهد آمد و اگر این نبود که معرفت به طور فطری در قلوب انسان ها آفریده شده کسی نمی دانست خالق و رازق او کیست).
این در حالی است که قسمتی دیگر از روایات موافق تفسیر اوّل است که می گوید فرزندان آدم به صورت ذرّاتی از پشت او خارج شدند و خداوند این پیمان را با زبان قال از آنها گرفت. تمام این روایات از زراره از امام باقر(علیه السلام) نقل شده و همه آنها در حقیقت یک روایت محسوب می شود. این روایات مضمون واحدی دارد و آن هم این است که فرزندان آدم به صورت ذراتی از پشت آدم(علیه السلام) خارج شدند و خداوند از آنها میثاق ربوبیت گرفت.
اشکال مهمّی که متوجّه این احادیث می شود این است که مخالف ظاهر یا مخالف صریح کتاب الله است. چرا که این احادیث همگی می گویند فرزندان آدم به صورت ذرّاتی از پشت آدم(علیه السلام) خارج شدند در حالی که قرآن می فرماید: از صلب «فرزندان آدم» ذریّه آنها را برگرفت. (۶)
گروه دیگری از این احادیث می گویند این سؤال و جواب از ارواح انسان ها صورت گرفته که تنها موافق تفسیر سوّم است. مانند روایتی که مفضّل بن عمر از امام صادق(علیه السلام) نقل می کند که می گوید امام فرمود: «قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِجَمِیعِ ارْواحِ (بَنِی) آدَمَ الَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلَی» (۷)؛ (خداوند به جمیع ارواح بنی آدم فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ همگی گفتند: آری).
نتیجه گیری و جمع بندی
از میان اقوال مختلف که برای آیه مربوط به «عالم ذر» ذکر شده است، تفسیر دوم از همه مناسب تر به نظر می رسد. تفسیری که «عالم ذر» را با مسأله سرشت و فطرت خداشناسی و اسلام هماهنگ می شمرد و به این ترتیب از همان موقعی که ذرّات نطفه از پشت پدران در رحم مادران قرار می گیرند، نور معرفت و توحید و خداباوری به صورت یک استعداد ذاتی در آنها قرار گرفته است. (۸) بنابراین همه افراد بشر دارای روح توحیدند و سوالی که خداوند از آنها کرده به زبان تکوین و آفرینش است و پاسخی که آنها داده اند نیز به همین زبان است.
پی نوشت:
(۱). پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۶هـ. ش، چاپ نهم، ج ۳، ص ۱۲۵ تا ۱۳۹ با تلخیص.
(۲). پیام قرآن، همان، ص ۱۳۴.
(۳). همان.
(۴). الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ هـ. ق، چاپ چهارم، ج ۲، ص ۱۲.
(۵). علل الشرائع، ابن بابویه، محمد بن علی، قم، کتاب فروشی داوری، ۱۳۸۵هـ. ق، چاپ اول، ج ۱، ص ۱۱۸.
(۶). پیام قرآن، همان، ص ۱۳۷.
(۷). بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳هـ. ش، چاپ دوم، ج ۱۲، ص ۶۹.
(۸). پیام قرآن، همان، ص ۱۳۸ و ۱۳۹.
تا کنون هیچ نظری ارسال نشده است ...