عصر قم - سخنان اخیر آقای روحانی نشان دهنده شکافی عمیق میان اندیشه انقلابی که بر پایه ولایت فقیه استوار است و اندیشه تقلیل گرایی است که نظام اسلامی را صرفاً یک دولت عرفی (Secular State) می پندارد.
اشاره: اظهارات اخیر حسن روحانی، رئیس جمهور اسبق، در باب لزوم همه پرسی برای دفاع و نفی مشروعیت الهی حکومت، فراتر از یک دیدگاه سیاسی صرف، بازگشت به پارادایم های اندیشه ای است که با مبانی بنیادین جمهوری اسلامی و فقه سیاسی شیعه در تقابل ذاتی قرار دارد. این نوع مواضع، از منظر حوزوی، نیازمند آسیب شناسی عمیق و تبیین جایگاه ولایت در هندسه فکری اسلام است.
اول: نفی مشروعیت الهی؛ تکرار خطای سکولاریسم سیاسی
ادعای ایشان مبنی بر اینکه هیچ کس از طرف خداوند قدرت و حکومت ندارد، نقض صریح مبانی کلامی حکومت در دوران غیبت است. در فقه سیاسی شیعه، اگرچه اعتبار و مقبولیت حاکم در گرو بیعت و پذیرش مردم است، اما مشروعیت اصلی (حقانیت تصرف در امور مسلمین) از ناحیه شارع مقدس صادر می شود.
تبیین قرآنی: قرآن کریم در آیاتی متعدد از جمله «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها» (نساء/۵۸) و «أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» (نساء/۵۹)، ولایت را امری برخاسته از اذن الهی می داند. نفی این جایگاه، بازگشت به نظریه قرارداد اجتماعی صرف ( Social Contract ) به سبک غرب است که خدا را از عرصه سیاست حذف می کند؛ حال آنکه جمهوری اسلامی، جمهوری ای است که در چارچوب اسلامیت معنا می یابد.
دوم: همه پرسی در امور امنیتی؛ خلط مبحث فقهی و حقوقی
اینکه دفاع از کیان اسلام و مسلمین به نظر عمومی گذاشته شود، با اصل وجوب دفاع (دفاع مشروع) در فقه اسلامی تضاد دارد.
ادای تکلیف: در فقه، جهاد ابتدایی نیازمند اذن امام معصوم یا نایب عام اوست، اما در دفاع از بیضه اسلام و دفع تهاجم، وجوب آن عینی است. آیا می توان بر سر وجوب عینی همه پرسی کرد؟ آیا می توان از مردم پرسید که آیا دفاع از ناموس و وطن واجب است یا خیر؟ طرح این موضوع، در واقع مشروط کردن حق بقا و امنیت جامعه به سلایق متغیر سیاسی است؛ امری که با عقلانیت فقهی و تدابیر حکومتی ولی فقیه در تعارض است.
سوم: آسیب شناسی فرافکنی؛ چرا اکنون؟
از نگاه ناظران حوزوی، طرح این مباحث در شرایطی که جبهه مقاومت در حال نبردی سرنوشت ساز است، بیش از آنکه نقد دلسوزانه باشد، نوعی فرافکنی مسئولیت است. کسی که سال ها خود در رأس قوای اجرایی بوده و طعم تلخ نتایج گفتمان اعتماد به غرب را چشیده است، به جای تبیین آن ناکامی ها، اکنون با طرح مباحث ساختارشکنانه، سعی در ایجاد دوقطبی کاذب دارد.
نتیجه گیری
سخنان اخیر ایشان نشان دهنده شکافی عمیق میان اندیشه انقلابی که بر پایه ولایت فقیه استوار است و اندیشه تقلیل گرایی است که نظام اسلامی را صرفاً یک دولت عرفی ( Secular State ) می پندارد.
بر حوزه های علمیه و نخبگان متعهد نظام فرض است که با تبیین مبانی فقه حکومتی، اجازه ندهند مفاهیم پایه مانند ولایت، دفاع مقدس و مشروعیت نظام در فضای غبارآلود سیاست زدگی، مخدوش و تقلیل یابد. دفاع از امنیت کشور، تکلیفی الهی است که رهبری جامعه بر اساس مصالح مسلمین، آن را مدیریت می کند و این مدیریت، ضامن اقتدار و بقای امت اسلامی است.