عصر قم - تخریب مسجد تاریخی در شهر سهارنپور هند، نخستین زنگ خطر برای مسلمانان این کشور نیست؛ پیش از این نیز بولدوزرها بر شمار زیادی از مساجد، زیارتگاهها و مدارس مسلمانان رفتهاند. دولت نارندرا مودی همان سیاستی را ادامه میدهد که انگلیسیها پس از سرکوب شورش سال ۱۸۵۷ در پیش گرفتند.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ در یادداشتی که عادل فراز، نویسنده و تحلیلگر مسائل شبهقاره، منتشر کرده، آمده است:
انگلیسیها پس از سرکوب شورش سال ۱۸۵۷، نقشههای متعددی برای تحقیر مسلمانان طراحی کردند. نفرت مقامات بریتانیایی از مسلمانان چنان افزایش یافت که بسیاری از افسران انگلیسی بهشدت از این ایده حمایت کردند که مسجد جامع دهلی تخریب شود تا مسلمانان بفهمند حیثیتشان تا چه حد خدشهدار شده است. فرماندار کل حتی پیشنهاد کرد که تاجمحل تخریب و سنگهای مرمر آن فروخته شود.
انگلیسیها به دلایلی نتوانستند این سیاستها را عملی کنند، اما وفاداران به انگلیسیها امروز نقشه آنان را اجرا میکنند. در هند، پس از روی کار آمدن نارندرا مودی، پیوسته حیثیت مسلمانان زیر پا گذاشته میشود. چون مودی نه به عنوان عضو حزب بیجیپی، بلکه به عنوان عضو سازمان «سنگ» (آراساس) به مقام نخستوزیری رسید و تا امروز به سیاستهای این سازمان وفادار مانده است.
در هند، حزب بیجیپی بهعنوان یک حزب سیاسی وجود دارد، اما در واقع این سازمان «سنگ» است که به نام آن در قدرت است. چون «سنگ» همیشه سازمانی وفادار به انگلیسیها بوده، بستری که امروز برای برخورد با اقلیتها در هند فراهم شده، توسط خود انگلیسیها آماده شده است. انگلیسیها این اصل را وضع کردند که اگر میخواهید حیثیت ملتی را زیر پا بگذارید، نمادهای حیثیت آن را به خاک بکشانید.
مسجد بابری و سکوت مسلمانان
پس از استقلال، «سنگ» پیوسته در فکر سرکوب مسلمانان از طریق تخریب مسجد بابری بود. در ۶ دسامبر ۱۹۹۲ این مسجد ویران شد، اما به جای آن معبدی ساخته نشد. گویی در دموکراسی، زمین بر مسلمانان تنگ شد، اما حیثیتشان در حالت احتضار رها شد. این اقدام غیرقانونی توسط دادگاه عالی هند مشروعیت قانونی یافت و قاضی رنجان گوگوئی در آن نقش برجستهای ایفا کرد و در دادگاه وجدان خود مجرم شناخته شد.
در ۹ نوامبر ۲۰۱۹ دادگاه عالی هند حکم خود درباره مسجد بابری را صادر کرد. در این حکم، شواهد تاریخی نادیده گرفته شد و زمین مسجد به هندوها واگذار شد. مسلمانان پیش از حکم دادگاه عالی مانند شهروندان خوب میگفتند که حکم دادگاه را میپذیرند. پرسش این است که چرا به حکم دادگاه اینقدر اعتماد شد؟ دادگاهها همیشه تحت تأثیر حکومت هستند.
پس از این حکم، مسلمانان باید مقاومت میکردند، اما رهبر مسلمانان که پیشتر با دعوت به دهلی آرام شده بود، سکوت کرد. نتیجه پذیرش بیمقاومت حکم بابری امروز بر همه آشکار است. سکوت مسلمانان به «سنگ» این باور را داد که مسلمانان یا ترسیدهاند یا قدرت عملشان فلج شده است.
پس از مسجد بابری، حملات سازمانیافته به هویت مسلمانان و مکانهای عبادیشان آغاز شد. راهکارهای جدیدی برای ترساندن و سرکوب در پیش گرفته شد. دادگاهها، انصاف را نادیده گرفتند.
پلیس پیش از این نیز اقدامات یکطرفه انجام میداد، اما اکنون جانبدارتر به نظر میرسد. دولت گوشهای خود را گرفت. آشوبگران در بزرگراهها جولان میدهند. نه جادهها امن مانده و نه حملونقل عمومی. برخوردهای ساختگی پیش از این نیز رخ میداد، اما این روند بهطور منظم ادامه یافت.

تداوم حملات به مساجد و مدارس
در جشنهایی مانند رامناوی، در برابر محلهها و مساجد مسلمانان آشوب به پا میشود. بر مساجد پرچمهای زعفرانی برافراشته شد. به نام «کانوار یاترا» (سفر زیارتی کانوار) فراخوانهای تحریم اقتصادی مسلمانان صادر شد. در «دھرم سنسد» شعارهای نسلکشی مسلمانان سر داده شد. در برابر این وضعیت اسفبار، قوه قضائیه تماشاگر خاموش ماند. بولدوزرها بر مساجد میرفتند، اما هیچ صدای منصفانهای بلند نشد؛ در حالی که دادگاه عالی در حکم مسجد بابری گفته بود: «هیچ اختلاف دیگری درباره اماکن عبادی مطرح نخواهد شد و آنها دوباره باز نخواهند شد.» اما این اطمینان دادگاه عالی فریب بود.
رهبری مسلمانان حتی این جسارت را ندارد که بتواند از دادگاه عالی درباره حکمش سؤال کند. در کشوری که زبان دادگاه عالی اهمیت ندارد، چگونه میتوان انتظار عدالت داشت؟ در هند پیوسته قانون اماکن عبادی نقض شده، اما دادگاه عالی هرگز خودبهخود وارد نشده است؛ در حالی که در برخی موارد دیدهایم که دادگاه عالی خودبهخود وارد شده است.
حمله به مسجد سهارنپور و ادامه سلسله
اگر دادگاهها منصف و وفادار به کشور بودند، کار به تخریب مسجد سهارنپور نمیرسید. تخریب مسجد سهارنپور تنها تخریب یک مسجد نیست؛ این حلقه دیگری از زنجیرهای است که در آن هویت دینی، حیثیت اجتماعی و میراث تاریخی مسلمانان پیوسته هدف قرار میگیرد. این سلسله علیه مساجد و مدارس همینجا متوقف نخواهد شد. تا زمانی که مسلمانان مقاومت نکنند، این روند تحقیر ادامه خواهد یافت.
برای مقاومت، مسلمانان باید راهکار خود را تغییر دهند و از حالت دفاعی خارج شوند. اگر در برابر مساجد و زیارتگاههای قدیمی در دادگاهها درخواست تجدیدنظر ارائه میشود، چرا مسلمانان در این زمینه عقب هستند؟ بر زمینهای دولتی نیز صدها معبد ساخته شده است. حتی بر زمینهای اوقافی که در هیئت اوقاف ثبت شدهاند، معبد ساخته شده است.
از پلیس تا محوطههای دادگاه، اماکن عبادی غیرمسلمانان وجود دارد. مسلمانان باید در این زمینه به دادگاه مراجعه کنند. بر همان مبانی که مساجد و زیارتگاهها تخریب میشوند، میتوان درباره وجود دیگر اماکن عبادی سؤال کرد. برای این کار باید کمیتههای دائمی و گروهی از کارشناسان حقوقی تشکیل شود.
مسلمانان به جای کمکهای مالی در جاهای غیرضروری، باید از چنین کمیتهها و کارشناسان حقوقی حمایت کنند. باید آشکارا در برابر رویکرد غیرمنصفانه دادگاهها صدای اعتراض بلند کرد تا چهره قوه قضائیه هند در سطح بینالمللی افشا شود. تا زمانی که رویکرد جانبدارانه دادگاهها و اقدامات غیرمنصفانهشان زیر سؤال نرود، این روند متوقف نخواهد شد.
روشن است که این راه آسان نیست، اما چارهای هم نیست. اگر مسلمانان در این زمان راه مقاومت و بیداری را در پیش نگیرند، در آینده ناموسشان نیز محفوظ نخواهد ماند.
نتیجهگیری
مقاومت هرگز به معنای درگیری نیست، اما بلند کردن صدا در برابر بیعدالتی و برای بازیابی حقوق، نشانه زندگی است. اگر در برابر حکم مسجد بابری مقاومت میشد، کار به اینجا نمیرسید. پس از سهارنپور، شمار زیادی از اماکن عبادی و ساختمانها در تیررس فرقهگرایان قرار دارند. بنابراین مقاومت ضروری است، وگرنه روز به روز اماکن مذهبی زیر نظر دادگاهها ویران خواهند شد.
در این زمینه، رهبری نیز باید خود را حسابرسی کند. روش مصلحتجویانه آنان امروز این روز را رقم زده است. معلوم نیست بوسیدن آستانه «سنگ» چه دستاوردی داشت. علما اگر به دنبال رهبری هستند، باید تلاش مخلصانه کنند. باید به اصول شرعی و شفافیت در نهادها جای دهند. برای رفاه و ترقی مسلمانان، همان مالیات شرعی کافی است، به شرط آنکه شفاف استفاده شود. بهویژه در وضعیت اسفبار کنونی، باید از طریق مالیات شرعی مشکلات حل شود.
...................
پایان پیام/