عصر قم - استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر اینکه وحدت و انسجام ملی در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب صرفاً یک تاکتیک سیاسی نیست، گفت: وحدت بر محور توحید و ولایت و در مسیر تحقق اهداف الهی و مقابله با استکبار معنا مییابد.
اشاره: وحدت و انسجام ملی در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، صرفاً یک ضرورت سیاسی یا تاکتیک مقطعی نیست، بلکه اصلی دینی و تمدنی با مبانی قرآنی، فقهی و عقلی است؛ البته وحدت به معنای جمعشدن بر سر هر موضوعی نیست، بلکه بر محور توحید و ولایت و در مسیر تحقق اهداف الهی و مقابله با استکبار معنا مییابد. قرآن کریم نیز با دعوت به تمسک جمعی به «حبلالله» و پرهیز از تفرقه، بر این اصل تأکید دارد .
در شرایط جنگ شناختی، خطای مسئولان، بیعدالتی، بیبصیرتی، تغییر ارزشها و فعالیت رسانههای دروغگو از مهمترین تهدیدهای وحدت هستند. از این رو، روحانیت و نخبگان باید با روشنگری، جهاد تبیین، امیدآفرینی، هدایتگری و مطالبهگری به تقویت انسجام جامعه کمک کنند. رسانهها نیز باید میان نقد و تخریب تفکیک قائل شوند؛ نقد منصفانه، ارائه راهکار، توجه به شرایط، تفکیک خطای فرد از عملکرد نظام و دیدن نقاط قوت در کنار ضعفها، لازمه مطالبهگری اصلاحگرانه است .
در همین راستا، خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا ، با حجتالاسلام محمدهادی رحمانی از اساتید حوزه علمیه، گفتوگویی انجام داده است که در آن، ابعاد مختلف وحدت و انسجام ملی، مبانی دینی و قرآنی آن، مهمترین تهدیدهای پیشروی وحدت در شرایط جنگ شناختی و همچنین نقش روحانیت، نخبگان و رسانهها در تقویت همبستگی اجتماعی و مطالبهگری منصفانه مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه، مشروح این گفتوگو را میخوانید.
رسا ـ از نظر حضرتعالی، وحدت و انسجام ملی در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب یک اصل دینی-تمدنی است یا صرفاً ضرورت سیاسی؟
در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، وحدت در واقع یک اصل دینی و یک اعتقاد قطعی است، نه یک تاکتیک برای مقابله با دشمن یا یک ضرورت سیاسی که ما چارهای از آن نداشته باشیم .
وحدت یک اعتقاد و باور است که دارای مبانی قرآنی، دینی، فقهی و عقلی است؛ یعنی هم مبانی قرآنی و فقهی دارد و هم مبانی عقلی از آن پشتیبانی میکند که در بخشهای بعدی به آن خواهیم پرداخت . فقط نکتهای که میخواهم عرض کنم این است که این وحدتی که در منظومه فکری رهبری مطرح میشود، یک اصل دینی و تمدنی و یک قاعده و اصل فقهی و دینی است؛ اما به معنای «وحدت به هر قیمتی» یا «وحدت بر سر هر چیزی» نیست. این وحدت، تعریف مشخصی دارد .
این وحدت بر محور توحید، بر محور ولایت و در مسیر مقابله با استکبار است. بنابراین، یک وحدت عاقلانه است؛ وحدتی که هم محور معینی دارد و هم هدف معینی . محور این وحدت، توحید الهی است و توحید الهی وقتی در جامعه تحقق پیدا میکند، به ولایت میرسد. بنابراین، محور وحدت، توحید و تجلی آن، ولایت است و هدف آن نیز ایجاد یک تمدن اسلامی و مقابله با استکبار است .
به نظرم این نکته برای فهم وحدت بهعنوان یک اعتقاد، بسیار مهم است. اینگونه نیست که بگوییم «به هر قیمتی دور هم جمع شدیم، جمع شدیم»؛ نه، اینگونه نیست. اولاً وحدت، محور معینی دارد که آن محور، توحید است و تجلی توحید، ولایت است. ثانیاً هدف معینی دارد که حرکت به سمت یک تمدن اسلامی و مبارزه با استکبار است .
تحقق اهداف الهی روی زمین و مبارزه با استکبار، از ارکان توحید است. پیشتر نیز عرض کردیم که توحید به معنای «أَنْ نَعْبُدَ اللهَ وَنَجْتَنِبَ الطَّاغُوتَ» است؛ یعنی بنای اطاعت الهی و مبارزه با استکبار و مبارزه با طاغوت . نمیشود کسی بگوید من خدا را قبول دارم، ولی زیر بار مستکبر میروم. نمیشود بگوید من خدا را قبول دارم، ولی سلطهپذیر هستم. این توحید نیست .
توحید یعنی پذیرش حاکمیت مطلق خداوند؛ یعنی حاکمیت خدا را بپذیریم و حاکمیت احدی غیر از خدا و مستکبران را نپذیریم. مستکبران را برنمیتابیم و در برابر آنان ایستادگی و مبارزه میکنیم . بنابراین، وحدت را میتوان وحدتی بر محور حقیقت توحید و تجلی آن، یعنی ولایت، در مسیر مبارزه با استکبار دانست . درباره توحید نیز عرض کردیم که توحید یعنی اطاعت انحصاری از خداوند. به فرمایش رهبری، اطاعت خداوند و مبارزه با استکبار، در حقیقت از لوازم توحید است .
اگر مشاهده کنید، نکاتی که عرض میکنم در مقاله «روح توحید؛ نفی عبودیت غیر خدا» نیز مطرح شده است؛ مقالهای که رهبری در سالهای ابتدایی انقلاب آن را مطرح فرمودند و در آن، مبادی و مبانی قرآنی این بحث را به تفصیل ذکر کردهاند .
رسا ـ مبانی قرآنی یا فقهی این نگاه چیه؟
یکی از مبانی، این آیه معروف است: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»؛ یعنی همگی به ریسمان الهی تمسک بجویید و پراکنده نشوید. همانطور که در سؤال قبلی عرض کردم، دعوت قرآن این است که حول یک محور مشترک گرد هم جمع شوید. حبل الهی، که در نگاه رهبری توحید است و تجلی آن در جامعه، ولایت است، ملاک و معیار وحدت قرار میگیرد .
مورد دوم، آیات فراوانی است که جامعه اسلامی را به عنوان یک «امت» در نظر میگیرد. در قرآن کریم، امت یک مفهوم پررنگ است و حتی برای هر امت، یک نامه عمل در نظر گرفته شده است. هر انسانی علاوه بر اینکه یک نامه عمل فردی دارد، در واقع یک نامه عمل به نام «امت» نیز دارد .
امت، به تعبیر رهبری، مجموعه انسانهایی است که دارای فرهنگ مشترک، اعتقادات مشترک و هدف مشترک هستند؛ یعنی فرهنگ مشترک، ریسمان و محور مشترک و همچنین هدف مشترک دارند . از این منظر، چهبسا فردی در کشور دیگری زندگی کند، اما جزو امت اسلامی باشد و برعکس، ممکن است فردی در ایران زندگی کند، ولی به دلیل نداشتن آن فرهنگ مشترک، جریان مشترک و هدف مشترک، در معنای واقعی کلمه جزو امت اسلامی نباشد .
در نگاه رهبری، کل جبهه مقاومت نیز یک امت واحد در مقابل جریان استکبار است. بنابراین، مفهوم جامعه و امت در نگاه قرآن بسیار پررنگ است و این مسئله از مبانی مهم وحدت به شمار میرود .
البته اگر بخواهیم همه آیاتی را که اسلام و مؤمنان را به عنوان یک جریان و امت، یعنی مجموعهای از انسانها با هدف مشترک، فرهنگ مشترک و محور وحدت مشترک، تعریف میکنند، بررسی کنیم، نیازمند یک مقاله پژوهشی مستقل هستیم و شاید در قالب یک گفتوگو نتوان حق مطلب را بهطور کامل ادا کرد . همچنین روایات و آیات فراوان دیگری وجود دارد که بر این مبنا تأکید میکنند. برای طولانی نشدن بحث، از بیان تفصیلی آنها صرفنظر میکنم .
از لحاظ فقهی، حفظ وحدت و تحقق وحدت در جامعه، هم بر اساس روایات واجب شرعی است و ایجاد تفرقه نیز حرام شرعی است. به حکم عقل نیز ایجاد تفرقه، در واقع حرام عقلی و شرعی است .
ادله فراوانی در این زمینه وجود دارد؛ از جمله قاعده احترام مسلم و قاعده اجتناب از فساد. اگر در جامعه تفرقه ایجاد شود، بهدنبال آن فساد نیز ایجاد میشود و انسجام جامعه از بین میرود .
به همین خاطر بود که در روایات ما و در سیره اهلبیت(ع)، بر حفظ وحدت و انسجام جامعه تأکید شده است. اهلبیت(ع) توصیه میکردند که در مقابل دشمن و برای حفظ امنیت جامعه، با اهل سنت دیدار داشته باشید، در تشییع جنازه آنان شرکت کنید و از بیمارانشان عیادت کنید. این توصیهها برای آن بود که جامعه انسجام خود را حفظ کند و دچار تفرقه و تشدد نشود و اختلافات اعتقادی موجب ایجاد تشدد و از بین رفتن وحدت در جامعه نشود .
رسا ـ در شرایط جنگ شناختی، مهمترین تهدیدهای انسجام ملی چیست و روحانیت و نخبگان چه وظیفهای دارن؟
تهدیدهایی که در واقع برای وحدت جامعه وجود دارد، به چند مورد بازمیگردد که به برخی از آنها اشاره میکنم .
یکی از این موارد، خطا در تصمیمگیری مسئولان و عملکرد نادرست آنها است که میتواند موجب بیاعتمادی و ایجاد شکاف میان مردم و مسئولان شود. به نظرم مسئولان ما باید بسیار تلاش کنند که تحقق وظیفه و مسئولیت خود در زمینه وحدت را با بیکفایتی و تصمیمگیریهای غلط به هم نزنند. فشارهای اقتصادی و مشکلات موجود نیز میتواند زمینهساز بیاعتمادی و افزایش شکاف میان مردم و مسئولان شود .
نکته دوم، بیعدالتی در جامعه است که به نظرم یکی از مهمترین تهدیدهای وحدت به شمار میرود. اگر مردم بیعدالتی مشاهده کنند، این مسئله میتواند وحدت جامعه را تهدید کند. وظیفه قوه قضاییه و سایر دستگاههای مسئول، تحقق عدالت در جامعه است؛ چه عدالت اقتصادی و چه عدالت فرهنگی و سایر جنبههای عدالت. عدالت زمینه وحدت را فراهم میکند و در مقابل، بیعدالتی مانع آن است. وقتی فردی مشاهده میکند که با وجود تلاش فراوان، شخص دیگری با ظلم و سوءاستفاده درآمد هنگفتی به دست میآورد، احساس بیعدالتی در جامعه شکل میگیرد و این مسئله به وحدت آسیب میزند .
نکته سوم، بیبصیرتی و عدم آگاهی است که تهدید بسیار مهمی برای وحدت محسوب میشود. اگر افراد دشمن را درست بشناسند، شرایط جامعه را بهتر درک کنند و اهمیت وحدت را بدانند، میتوانند در گسترش وحدت نقش مؤثری داشته باشند. بیبصیرتی و عدم آگاهی باعث شکلگیری اختلاف و دوگانگی میشود. گاهی فرد نمیداند و تصور میکند که دشمن میتواند امنیت او را تأمین کند یا مثلاً اگر آمریکا وارد میدان شود، اقتصاد او را سامان خواهد داد .
به نظرم بعد از این جنگها نیز دشمن با چهره واقعی خود وارد میدان شد و بسیاری از مردم ما واقعاً متوجه خباثت و دروغگویی دشمن شدند. حتی در موضوعاتی مانند حجاب، مقام معظم رهبری بارها فرمودند که اگر میخواهید مردم به سمت حجاب بیایند، باید روشها و اهداف دشمن و استعمار در موضوع زن را برای مردم تبیین کنید. اگر مردم بدانند استعمار چه نقشهای برای زن دارد و دشمن چگونه تلاش میکند از زن در راستای اهداف خود استفاده کند، بسیاری از اوقات به سمت وحدت و همدلی حرکت خواهند کرد و به تعریف درستی که از وحدت ارائه کردیم، یعنی حرکت بر محور توحید و ولایت و در مسیر تحقق اهداف الهی، که همان مبارزه با استکبار است، نزدیکتر میشوند .
نکته دیگر، تغییر ارزشها در جامعه است. اگر ارزشها در جامعه تغییر کند، وحدت بهشدت در معرض تهدید قرار میگیرد؛ یعنی خوب، بد شود و بد، خوب جلوه کند و ارزشهای جامعه به سمت ارزشهای غربی و بیبندوباری تغییر پیدا کند. این مسئله مانع تحقق وحدت خواهد شد .
نکته آخر در زمینه تهدیدهای وحدت، رسانههای کاذب و دروغگو، صحنهسازیها و تخریبهای ناجوانمردانه علیه کشور و افراد است که باید کنترل و اصلاح شود. امروز پمپاژ گسترده اطلاعات در فضای رسانهای و همچنین برخی بیبندوباریهایی که وجود دارد، در کنار دروغها و تهمتهایی که منتشر میشود، بسیار خطرناک است. خیلی وقتها فرد حتی به دنبال پاسخ یا تکذیب آن خبر نمیرود و همان مطلب در ذهن او باقی میماند؛ در نتیجه امیدش از بین میرود .
به نظرم مهمترین رکن در جریان وحدت، داشتن امید در جامعه است. اگر امید در جامعه از بین برود، خودتحقیری گسترش پیدا میکند و مطمئن باشید وحدت از هم میپاشد. در این صورت جامعه افسرده و ناامید میشود و این مسئله به نظرم بسیار خطرناک است .
نقش روحانیت و نخبگان نیز در تقویت وحدت جامعه بسیار مهم است. من به چند وظیفه در این زمینه اشاره میکنم .
یکی از وظایف روحانیت و نخبگان در مقابل مردم، تفسیر، روشنگری و امیددادن است. به تعبیر مقام معظم رهبری، باید در جامعه بصیرتافزایی داشته باشند و جهاد تبیین را دنبال کنند. همانطور که عرض کردیم، یکی از تهدیدهای وحدت، بیبصیرتی و عدم آگاهی است. بنابراین، وظیفه روحانیت در اینجا، ایجاد بصیرت و انجام جهاد تبیین در میان مردم است؛ یعنی بیان معیارهای وحدت و تبیین جنبهها، آثار و لوازم آن .
از سوی دیگر، جلوگیری از انحراف نیز جزو وظایف نخبگان است؛ چراکه ممکن است در تفسیر وحدت، در نحوه انجام عملی آن و یا در برداشت از مفهوم وحدت، انحرافهایی شکل بگیرد. جلوگیری از این انحرافات نیز بر عهده نخبگان و روحانیت است .
در مقابل مسئولان نیز وظیفه نخبگان، مطالبهگری و هدایتگری جدی و همچنین مشاورهدادن است. البته در بحث بعدی درباره نحوه نقد و اینکه چگونه نقد با وحدت سازگار باشد، توضیح خواهیم داد؛ اما این نکته بسیار مهم است که مشاورهدادن و مطالبهگری، جزو وظایف اصلی نخبگان و روحانیت است .
بنابراین، روحانیت در ارتباط با مردم، با حضور در میان آنان، روشنگری، هدایتگری و جلوگیری از انحراف، و در مقابل مسئولان نیز با مشاوره، نقد و هدایتگری میتواند نقش مؤثری در تقویت و تحقق وحدت در جامعه ایفا کند .
رسا ـ رسانهها بهویژه رسانههای انقلابی چطور باید بین نقد مسئولان، مطالبهگری و حفظ وحدت تعادل برقرار کنن؟
نکته اول اینکه نقد عملکرد باید انجام شود، نه تخریب شخصیت . شما عملکرد یک نفر را نقد میکنید و میگویید این کار اشتباه است؛ اما نباید برای عقدهگشایی، شخصیت یک فرد را تخریب کنید، وارد زندگی خصوصی او شوید و آبروی او را ببرید. این بسیار نکته مهمی است. اگر بخواهیم تشخیص بدهیم که یک نفر نقد دلسوزانه دارد یا عقدهگشایی میکند، باید ببینیم چگونه نقد میکند؛ آیا شخصیت مخاطب خودش را تخریب میکند یا عملکرد او را مورد نقد قرار میدهد؟
نکته دوم، ارائه راهکار است. کسی که نقد میکند و قصدش اصلاح است، راهکار ارائه میدهد و پیشنهاد مطرح میکند. فقط تخریب نمیکند و صرفاً به دنبال خراب کردن نیست، بلکه با ارائه راهکار کمک میکند مشکل اصلاح شود .
نکته سوم که برای این مطلب خیلی مهم است، نقد منصفانه است. یعنی وقتی فردی را نقد میکنید، باید شرایط او را نیز در نظر بگیرید. نباید در ایدهآلهای خودتان زندگی کنید و بگویید چرا اینجا اینگونه شد و آنجا آنگونه نشد. وقتی میخواهید نقد کنید، باید آن فرد را با تمام شرایطی که در آن قرار داشته است، ببینید و سپس نقد کنید .
گاهی انسان در یک فضای ایدهآل برای خودش میگوید چرا این اتفاق افتاد و چرا آن اتفاق نیفتاد؛ اما وقتی در مسند عمل قرار میگیرد، محدودیتها، فشارها، موانع و مجموعه این شرایط را باید در نظر بگیرد. در فضای نقد منصفانه، باید شرایط و محدودیتها را دید. این میشود نقد منصفانه؛ نقدی که برای هدایت و اصلاح قرار میگیرد، نه برای تخریب .
نکته آخر، تفکیک بین عمل یک فرد و مجموعه نظام است. این خیلی به نظرم نکته مهمی است. اگر شما اشتباه یک فرد را پای کل سیستم و نظام قرار بدهید، این همان هدف دشمن است؛ یعنی ایجاد ناامیدی در مردم. اگر یک فرد اشتباه کرده، باید با او مقابله شود و با خطای او برخورد شود، اما نباید خطای یک فرد را پای کل نظام گذاشت و موجب ناامیدی مردم شد. نقد و برخورد با یک فرد نباید به همراه تخریب کل نظام باشد .
نکته دیگر، نقد همراه با دیدن جنبههای مثبت است. وقتی وارد نقد میشوید، نباید فقط جنبههای منفی را ببینید. فقط اشتباهها و تخریبها را دیدن، هم ناامیدی ایجاد میکند و هم واقعاً دروغ و بیانصافی است. اگر میخواهید یک نفر را نقد کنید، نکات مثبت او را هم بگویید و در کنار آن، نکات اشتباه او را نیز مطرح کنید. اگر میخواهید یک طرح را نقد کنید، فقط تخریب نکنید .
عقدهگشایی حزبی هم نباید در نقد وجود داشته باشد؛ اینکه چون فردی در حزب ما نیست، او را تخریب کنیم، یا چون کاری را که ما میخواستیم انجام نداده است، او را تخریب کنیم، درست نیست. باید هم نکات مثبت و هم نکات منفی را ببینیم .