جمعه ۲۶ تير ۱۴۰۵

فرهنگی

تحلیل استراتژیک مستشار بازنشسته دیوان عالی کشور از معادلات منطقه؛

از «تصادف تقویمی» ترامپ تا ضرورت «پاسخ بازدارنده» به دشمنان

از «تصادف تقویمی» ترامپ تا ضرورت «پاسخ بازدارنده» به دشمنان
عصر قم - حجت‌الاسلام مجتهدزاده در گفت‌وگویی جامع و تحلیلی، ابعاد پیچیده تحولات اخیر منطقه، هم‌زمانی سفر دونالد ترامپ به ترکیه با رویدادهای تکان‌دهنده در ایران و چالش‌های حقوقی و راهبردی ناشی از ترور مقامات عالی‌رتبه را کالبدشکافی کرد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - حجت‌الاسلام مجتهدزاده در گفت‌وگویی جامع و تحلیلی، ابعاد پیچیده تحولات اخیر منطقه، هم‌زمانی سفر دونالد ترامپ به ترکیه با رویدادهای تکان‌دهنده در ایران و چالش‌های حقوقی و راهبردی ناشی از ترور مقامات عالی‌رتبه را کالبدشکافی کرد.

حجت‌الاسلام علی اصغر مجتهدزاده، مستشار بازنشسته دیوان عالی کشور، در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، در تحلیلِ رفتارِ بازیگرانِ بین‌المللی، به‌ویژه در سطوحِ عالیِ قدرت، مفهومی به نام «تصادفِ تقویمی» در ادبیاتِ واقع‌گرایی سیاسی تقریباً ‌معنا ندارد. هر حرکتی در یک «زمانِ حساس»، پیامی است که در لایه‌ی زیرینِ آن، یک «پیامِ پنهان» نهفته است. هم‌زمانی سفر ترامپ به ترکیه با رویدادِ باشکوه و تکان‌دهنده‌ی تشییع پیکر امام شهید انقلاب، را می‌توان از سه منظر تحلیل کرد.
مدیریتِ بحران روانی
مستشار بازنشسته دیوانعالی کشور اظهار داشت: دشمن زمانی که با یک «تکانه‌ی مهم استراتژیک» و یک «اتفاقِ عظمتی» (مانند شهادت رهبری) روبرو می‌شود که نظمِ جهانیِ او را به لرزه درمی‌آورد، دچار نوعی از «وحشت زدگیِ سیاسی» یا هراسِ پنهان می‌گردد. سفرِ ترامپ در این مقطع، تلاشی برای «تغییرِ کانونِ توجه» است. او می‌کوشد با ایجاد یک «جریانِ خبریِ موازی»، از غلبه‌ی بیانیه‌ی «عظمتِ شهادت» و «اتحادِ دوامت» ایران وعراق جلوگیری کند و توجه افکار عمومی را از «وقوعِ یک تحولِ ساختاری در منطقه» به سمت «نمایشِ حضورِ خود در صحنه‌ی بین‌المللی» منحرف سازد .
وی افزود: تلا ش برای «بازسازیِ توهمِ قدرت»؛ ترورهای بزرگ، همواره باعث «سقوطِ اعتبارِ بازدارنده‌ی دشمن» می‌شوند. ترامپ با این سفر، می‌خواهد پیامِ «من هنوز در صحنه هستم» را ارسال کند. او می‌کوشد که با وجودِ وقوعِ چنین حوادثِ تکان‌دهنده‌ای در منطقه، به عنوان یک «بازیگرِ تعیین‌کننده» در نزدیکیِ جبهه‌ی مقاومت درترکیه حضور داشته باشد. این در واقع، تلاشی برای «شکاف‌های ایجاد شده در پرده‌ی اقتدارِ او» است .
حجت‌الاسلام مجتهدزاده بیان داشت: این هم‌زمانی، یک پیامِ «سیگنال‌دهی» به متحدان و نیروهای محور مقاومت است. او می‌خواهد بگوید که در بحرانی‌ترین لحظاتِ تاریخِ امت، دشمن نه تنها در حالِ رصد است، بلکه در حالِ «تثبیتِ مواضع» برای مراحلِ بعدی است. این سفر، یک نوع «نمایشِ همراهیِ ضمنی» با جریان‌های ضدِ مقاومت است تا نشان دهد که با وجودِ این خلأ یا این تحولِ بزرگ، «نظمِ کهنِ حاکم بر منطقه» (به رهبری آمریکا و متحدانش) قرار نیست از هم بپاشد .
وی افزود: ما با یک «تصادف» روبرو نیستیم؛ بلکه با یک «تلاشِ کنش‌گرایانه برای مدیریتِ پیام‌هایِ پیروزمندانه» روبرو هستیم. دشمن می‌کوشد با «حرکتِ فیزیکیِ خود»، بر «اثرگذاریِ معنوی و استراتژیکِ شهادت» سرپوش بگذارد؛ اما حقیقت این است که این حرکات، تنها نشان‌دهنده‌ی این است که «وزنِ این حادثه» در محاسباتِ آن‌ها چنان سنگین بوده که ناچار شده‌اند برای مقابله با اثراتِ آن، به «نمایشِ حضور» روی بیاورند و می دانند تغییر نظم نوین جهانی به نفع جبهه مقاومت حتمی است .
مستشار بازنشسته دیوان عالی کشور ابراز کرد: مطالبه‌ی عمومیِ انتقام می‌تواند یک متغیر اثرگذار باشد، اما معمولاً «متغیر تعیین‌کننده‌ی یگانه» نیست. در تحلیل راهبردی، این مطالبه بیشتر در نقشِ فشار مشروعیت‌بخش، تقویت‌کننده‌ی اراده‌ی ملی، و محدودکننده‌ی هزینه‌های تعلل، عمل می‌کند؛ یعنی می‌تواند زمان‌بندی و شدت پاسخ را تحت تأثیر بگذارد، اما به‌تنهایی جایگزینِ ملاحظات کلان امنیتی، نظامی، دیپلماتیک و اطلاعاتی نمی‌شود .
وی عنوان کرد: جمع‌بندی دقیق افکار عمومی وقتی منسجم، پایدار و پرهزینه‌ساز باشد، به تصمیم‌گیران علامت می‌دهد که: تأخیر طولانی، هزینه‌ی سیاسی و اجتماعی دارد؛ پاسخ باید «قانع‌کننده» و «هم‌سطحِ انتظار ملی» باشد: هرگونه عقب‌نشینی یا ابهام، سرمایه‌ی اجتماعی را فرسوده می‌کند. اما در تصمیم‌گیری کلان، این مطالبه معمولاً در کنار عوامل دیگری سنجیده می‌شود: سطح تهدید و امکان پاسخ دشمن؛ مصلحتِ زمانی و مکانی؛ هماهنگیِ میدانی و اطلاعاتی؛ پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی. پس اگر بخواهیم به‌صورت فشرده بگوییم: مطالبه‌ی مردمی، یک «اهرم مهم» است؛ نه لزوماً «فرمانِ نهایی ».
حجت‌الاسلام مجتهدزاده افزود: هرچه این مطالبه منسجم‌تر، عاقلانه‌تر و مبتنی بر بصیرت باشد، اثر آن در تسریع تصمیم، تثبیت اراده، و افزایش مشروعیت پاسخ راهبردی بیشتر خواهد شد. مواجهه با ترور یک مقام عالی‌رتبه، یکی از حساس‌ترین و پیچیده‌ترین چالش‌ها در عرصه حقوق بین‌الملل است که در یادداشتی مستقل به خبرگزاری وزین رسا شرح کاملی ارائه داده ام. مختصراینکه، گزینه‌های قانونی و مشروع دولت‌ها به طور کلی به دو دسته قابل تفکیک هستند :
پاسخ پس از وقوع
مستشار بازنشسته دیوان عالی کشور بیان داشت: اقدامات حقوقی بین‌المللی: این شامل پیگیری جنایت در مجامع بین‌المللی مانند شورای امنیت سازمان ملل متحد، دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) ، و طرح دعاوی در دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) می‌شود. هدف، محکومیتِ عاملان، درخواستِ جبران خسارت و ایجادِ فشارِ حقوقی و سیاسی بر دولتِ حامیِ عاملان ترور است . اقدامات قضایی ملی: تعقیبِ قانونیِ عاملانِ شناسایی‌شده در دادگاه‌های داخلی، بر اساس قوانینِ مربوط به تروریسم و جنایاتِ علیه بشریت.
پاسخِ پیش‌دستانه و دفاع مشروع
وی ابراز کرد: این بخش، حساس‌ترین و بحث‌برانگیزترین حوزه است. طبق ماده ۵۱ منشور ملل متحد، حق دفاع مشروع زمانی وجود دارد که «حمله‌ای مسلحانه» علیه یک دولت عضو صورت گرفته باشد. اما در مورد ترور، که خود یک «حمله مسلحانه» محسوب می‌شود، سوال اینجاست که آیا می‌توان قبل از وقوعِ حملاتِ بزرگ‌تر، یا در پاسخ به یک ترورِ موفق، اقدامِ پیش‌دستانه انجام داد؟
معیارهای حقوقی
حجت‌الاسلام مجتهدزاده بیان داشت: برای اینکه چنین واکنشی «مشروع» تلقی شود، باید معیارهایی چون «ضرورتِ عینی»، «تناسبِ اقدام» و «عدمِ وجودِ آلترناتیوِ کمتر مخرب» رعایت شود. به بیان دیگر، دولت باید بتواند اثبات کند که یک تهدیدِ قریب‌الوقوع و جدی وجود داشته است، اقدامِ پیش‌دستانه، تنها راهِ مؤثر برای خنثی‌سازیِ این تهدید بوده است و میزانِ خسارتِ وارده به دشمن، متناسب با شدتِ تهدید و احتمالِ وقوعِ خسارتِ بزرگ‌تر بوده است .
وی اظهار داشت: حقوق بین‌الملل، به‌ویژه در دورانِ پس از ۱۱ سپتامبر، تا حدودی در حالِ تفسیرِ گسترده‌تری از حقِ دفاع مشروع بوده است؛ اما همچنان، «ترورِ یک مقامِ عالی‌رتبه، خود، مصداقِ حمله مسلحانه تلقی می‌شود و حقِ دفاع مشروع را به صورتِ قوی‌تر برای دولتِ قربانی ایجاد می‌کند.» این دفاع مشروع می‌تواند شاملِ اقداماتی باشد که مستقیماً عاملان یا حمایت‌کنندگانِ مستقیمِ آن ترور را هدف قرار دهد، با این شرط که این اقدامات، «هدفمند، متناسب و در چارچوبِ قوانینِ جنگ» باشند .
مستشار بازنشسته دیوان عالی کشور تاکید کرد: دولت‌ها در این شرایط، در یک «میدانِ مینِ حقوقی» قرار دارند. اما این بدان معنا نیست که دستشان بسته است. با درکِ دقیق از چارچوبِ حقوقِ بین‌الملل، به‌ویژه مفاهیمِ «دفاع مشروع» و «مسئولیتِ دولت‌ها در قبالِ اقداماتِ تروریستی»، می‌توان واکنش‌هایِ مشروع و مؤثری را طراحی کرد که هم امنیتِ ملی را تأمین کند و هم از انزوایِ بین‌المللی جلوگیری نماید. در ایران با توجه به ترورهای متعدد موساد و سیا با همکاری برخی کشورهای منطقه که مستندات کاملی از آن ها وجود دارد و حمله های منجر به شهادت دانشمندان وافراد غیرنظامی و نیز بمباران مدارس و اماکن عمومی.... و با توجه به شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی و اعضاء خانواده اش و تهدید به ترور سایر مسئولان اکنون بهترین زمان حمله پیش دستانه به اسرائیل و امریکا می باشد و علاوه بر توجیه حقوقی، افکارعمومی جهان نیز پشتوانه آن است .
وی افزود: این تمایز، یکی از نقاطِ کانونیِ فهمِ استراتژیِ انقلاب اسلامی است. «انتقام» و «پاسخ بازدارنده»، دو پارادایمِ کاملاً متفاوت هستند که نباید با هم خلط شوند : « انتقام» در ادبیات سیاسی-انقلابی عموماً به واکنشی «عاطفی، شخصی» مستند به آیه قصاص اشاره دارد. ریشه‌ی آن، «دردِ شخصی» یا «خشمِ جمعی» است که غالباً هدفش «تلافیِ عملِ صورت‌گرفته» است . ممکن است دولتی در یک لحظه، ضربه‌ای سنگین و به حق به قاتل وارد کند، اما از آنجا که بر اساسِ محاسباتِ دقیقِ استراتژیک دنیا نیست، و چون کشور های تحت سیطره وسازمان های حقوقی جانب ابرقدرت ها را می گیرند اجماع عمومی ایجاد نماید که پیامدهایِ پیش‌بینی‌نشده‌ای دارد که می‌تواند به ضررِ دولت عاملِ تمام شود. مگر آن که الف- اقدام پیش دستانه باشد. ب- انتقام از ناحیه مردم انجام شود .
حجت‌الاسلام مجتهدزاده افزود: تمرکز بر «انجامِ یک اقدامِ تلافی‌جویانه» و «ایجادِ یک تغییرِ بنیادین در محاسباتِ دشمن» است تا جرأت تکرار ترور شخصیت ها را نداشته باشد . در ادبیاتِ انقلابی، «انتقام» گاهی به عنوانِ یک «احساسِ طبیعی» یا «مطالبه‌ی مردمی» و حق خونخواهی و قصاص مطرح می‌شود، اما در حال حاضر«عملکردِ دولت» بر اساسِ آن تعریف نمی‌شود. زمانی که مسئولان تکیه بر خداوند قادر داشته باشند و بر این باور باشند که خداوند متعال در آیه 139 سوره آل عمران فرمود:« وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» نه اجماع جهانی مؤثر است و نه ترسی از حمله مجدد دشمن وجود خواهد داشت. اما«پاسخ بازدارنده» در واقع، تجلیِ عملیِ آموزه‌هایی چون «اعدوا لهم ما استطعتم من قوه» (انفال: ۶۰) است؛ یعنی کسبِ قدرت برای بازداشتنِ دشمن. همچنین، فلسفه‌ی «جهاد» و «حفظِ حدودِ الهی» در اسلام، دقیقاً بر همین اصلِ بازدارندگی تأکید دارد. در جبهه‌ی مقاومت نیز، هدف، نه تنها«انتقام»، بلکه «افزایشِ هزینه و ریسکِ اشغالگری و تجاوز» برای دشمن است تا در نهایت، مجبور به عقب‌نشینی شود»
وی با اشاره به سفر رئیس جمهور آمریکای جنایتکار به ترکیه ابراز کرد: سفر ترامپ به ترکیه در این مقطع، صرف‌نظر از جزئیاتِ اجراییِ آن، به طورِ قطع یک «نمایشِ قدرتِ سیاسی» است که اهدافِ مشخصی را دنبال می‌کند، خصوصاً با توجه به ترورِ رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از ترورِ سردار سلیمانی، که یک «ضربه‌ی استراتژیک» به محاسباتِ منطقه‌ایِ آمریکا وارد کرد و عملاً «جایگاهِ امنِ منطقه‌ای» آمریکا را متزلزل نمود، ترامپ برایِ «ترمیمِ چهره‌ی خود» و «حفظِ توهمِ اقتدار»، نیاز به «نمایشِ حضورِ خود در صحنه» دارد. سفر به ترکیه، که خود یکی از بازیگرانِ مهمِ منطقه‌ای و در عین حال، کشوری با روابطِ پیچیده با ناتو و روسیه است، این امکان را به او می‌دهد که پیامِ «من هنوز قدرتِ تأثیرگذاری بر روندهایِ منطقه‌ای را دارم» را ارسال کند. این یک «تلاشِ رسانه‌ای» برایِ بازپس‌گیریِ «اقتدارِ روانی» است که با ترورِ یک فرمانده‌ی محبوبِ منطقه‌ای، خدشه‌دار شده بود.
حجت‌الاسلام مجتهدزاده افزود: ایجادِ «وحشتِ حساب‌شده» و «تقسیمِ محورِ مقاومت»: این سفر، در کنارِ ترورِ مرجع تقلید جهان اسلام، بخشی از یک «پازلِ بزرگ‌تر» است. ترامپ با این اقدام، می‌خواهد پیامی چندلایه ارسال کند که عبارتند از «شما هر چقدر هم متحد باشید، ما تواناییِ ضربه زدن به ستون‌هایِ اصلیِ شما را داریم و این توانایی را در هر زمان و مکانی که بخواهیم، به نمایش می‌گذاریم.» این پیامی برایِ ایجادِ «وحشتِ حساب‌شده» است تا از «واکنش‌هایِ بزرگِ احتمالی» جلوگیری کند . به بازیگرانِ منطقه‌ای (مانند ترکیه) که «شما در حالِ مذاکره با طرفِ درست هستید. ما هنوز هم تواناییِ شکل‌دهی به معادلاتِ منطقه را داریم و می‌توانیم نقشِ خود را ایفا کنیم.» این یک «چانه زنیِ ژئوپلیتیکی» است و پیامِ «من هنوز در صحنه‌ام» در مواجهه با «خلاءِ قدرتِ بالقوه».
وی بیان داشت: وقوعِ چنین حوادثِ بزرگی (مانند شهادتِ رهبری)، همواره باعثِ ایجادِ «خلاءِ قدرتِ بالقوه» در معادلاتِ منطقه‌ای می‌شود. دشمنانِ منطقه، به‌ویژه آمریکا، تلاش می‌کنند تا با «حضورِ پررنگِ خود»، این خلأ را پر کنند و مانع از «شکل‌گیریِ نظمِ جدیدِ منطقه‌ای» شوند. سفرِ ترامپ، پاسخی است به این «خلاء»؛ او می‌خواهد بگوید که نظمِ کهن (نظمِ تحتِ هژمونیِ آمریکا) با این وقایع از بین نرفته و او هنوز هم «عاملِ تعیین‌کننده» در این معادلات است. سفرِ ترامپ در این برهه، یادآورِ این «تواناییِ نامتعارف» است و این پیام را می‌دهد که حتی در شرایطِ بحرانی، آمریکا همچنان «ابزارهایِ غیرمتعارفی» برایِ تأثیرگذاری در منطقه در اختیار دارد.
مستشار بازنشسته دیوان عالی کشور افزود: علی رغم همه این نمایش ها و قدرت نمایی وقتی سازمان اطلاعاتی صهیونیست به وی خبر برنامه ترور وی توسط ایرانی ها را می دهد او با ترس و وحشت و با هواپیمای قدیمی پیش بینی نشده فرار را بر قرار ترجیح داده و سفر به کشور دیگر منطقه را لغو می نماید. «نکته‌ی محوری در مواجهه با نمایش‌هایِ قدرتِ دشمن، نه صرفاً پدافند، که «فرصت‌سازیِ استراتژیک از دلِ بحران‌ها» است. هنرِ مدیریتِ راهبردی در این است که خونِ مطهرِ شهدا را به «پشتوانه‌یِ اقتدارِ بازدارنده» و «سرمایه‌یِ زوال‌ناپذیرِ تمدنی» تبدیل کنیم .
حجت‌الاسلام مجتهدزاده بیان داشت: در این میان، «مثلثِ اقتدار» متشکل از حضورِ آگاهانه‌یِ ملت در میدان، وحدتِ کلمه پیرامونِ ولایت، و آمادگیِ بی‌چون‌وچرای نیروهای مسلح، ضامنِ امنیتِ ملی است. این بازدارندگیِ پایدار، تنها در سایه‌یِ «شجاعت در تصمیم»، «اطاعتِ آگاهانه و محض از حکیمِ انقلاب» که بر تمامِ ظرایفِ ملی و آرمان‌هایِ اصیلِ انقلاب اِشرافِ تام دارند، و «بدبینیِ استراتژیک» مسئولان به دشمنانِ قسم‌خورده محقق می‌شود. چنین بصیرتی است که دشمن را در محاسباتِ خود دچارِ خطایِ راهبردی کرده و سایه‌یِ هرگونه تهدید را از ساحتِ نظامِ اسلامی دور می‌سازد».


نظرات شما