جمعه ۲۶ تير ۱۴۰۵

فرهنگی

رئیس پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی:

علوم انسانی اسلامی بدون پیوند با مسائل جامعه اثرگذار نخواهد بود

علوم انسانی اسلامی بدون پیوند با مسائل جامعه اثرگذار نخواهد بود
عصر قم - دکتر صفارهرندی گفت: علوم انسانی اسلامی برای ایفای نقش مؤثر در حل مسائل کشور، نیازمند بازنگری اساسی در اولویت‌ها، نگرش‌ها و شیوه تولید دانش است و باید از ابرنظریه‌پردازی به سمت مسئله‌محوری و حضور در میدان واقعیت حرکت کند.
  بزرگنمايي:

عصر قم - دکتر صفارهرندی گفت: علوم انسانی اسلامی برای ایفای نقش مؤثر در حل مسائل کشور، نیازمند بازنگری اساسی در اولویت‌ها، نگرش‌ها و شیوه تولید دانش است و باید از ابرنظریه‌پردازی به سمت مسئله‌محوری و حضور در میدان واقعیت حرکت کند.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر سجاد صفارهرندی، رئیس پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی، در هم اندیشی مواجهه معرفتی با غرب: نسبت سنجی نهاد علم با جنگ رمضان در ایران که در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد، با بررسی نسبت میان علم و عمل، یکی از مهم‌ترین چالش‌های فضای علمی کشور را گسست میان نهاد علم و عرصه واقعیت‌های اجتماعی دانست و تأکید کرد: علوم انسانی، به‌ویژه علوم انسانی اسلامی، نیازمند بازنگری بنیادین در اولویت‌ها و شیوه مواجهه خود با مسائل عینی جامعه است.
وی با اشاره به اینکه مسئله نسبت علم و عمل از دیرپاترین مباحث تاریخ اندیشه به شمار می‌رود، اظهار داشت: همواره این پرسش وجود داشته که چگونه می‌توان میان ساحت معرفت و عرصه اقدام، پیوندی مستحکم برقرار کرد. بخش مهمی از چرخش اندیشه مدرن نیز تلاشی برای عبور از همین گسست و نزدیک کردن دانش به واقعیت‌های انضمامی بوده است.
دکتر صفارهرندی با بیان اینکه این مسئله امروز در فضای علمی ایران نیز به شکلی جدی مطرح است، افزود: بسیاری از پژوهشگران و اهل علم با این پرسش مواجه‌اند که آیا فعالیت‌های علمی آنان واقعاً مسئله‌ای از جامعه را حل می‌کند یا خیر. این احساس بی‌اثری و بیرون‌افتادگی، به تدریج نوعی بحران هویت در میان بخشی از جامعه علمی ایجاد کرده است.
وی با اشاره به سخنان برخی استادان فلسفه درباره احساس «زائد بودن» علوم انسانی در جامعه، تصریح کرد: صرف‌نظر از درستی یا نادرستی این داوری‌ها، این سخنان از وجود یک بحران واقعی حکایت می‌کند؛ بحرانی که نمی‌توان آن را تنها با استدلال‌های نظری یا ساختاری برطرف کرد، بلکه نیازمند بازاندیشی در جایگاه و کارکرد نهاد علم است.
رئیس پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی ادامه داد: اگرچه علوم تجربی و مهندسی در موقعیت‌های مختلف، از جمله شرایط بحرانی و جنگ، آثار ملموس‌تری از خود نشان می‌دهند، اما علوم انسانی هنوز نتوانسته است جایگاه روشنی در حل مسائل جامعه پیدا کند و این موضوع نیازمند تأمل جدی است.
دکتر صفارهرندی در ادامه با اشاره به نظریه بومی‌سازی علوم انسانی گفت: سال‌هاست که یکی از پاسخ‌های رایج به این مسئله، تأکید بر ضرورت تولید علوم انسانی بومی و اسلامی است؛ زیرا علوم انسانی رایج، برخاسته از تاریخ، فرهنگ و ارزش‌های متفاوتی است و طبیعتاً نمی‌تواند به‌طور کامل پاسخگوی مسائل جامعه ایرانی باشد.
وی در عین حال تأکید کرد: هرچند این تحلیل تا حدی درست است، اما مشکل تنها به بومی یا غیربومی بودن علوم انسانی محدود نمی‌شود؛ زیرا با وجود شکل‌گیری گفتمان علوم انسانی اسلامی و تأسیس مراکز و انجمن‌های متعدد در این حوزه، همچنان احساس کم‌اثری و فاصله گرفتن از مسائل واقعی جامعه پابرجاست.
به گفته وی، حتی در برخی موارد، علوم انسانی اسلامی بیش از علوم اجتماعی متعارف از واقعیت‌های اجتماعی فاصله گرفته است؛ زیرا علوم اجتماعی رایج، دست‌کم بخشی از واقعیت‌های جامعه را به صورت مستمر رصد و پایش می‌کند و بر اساس بازخوردها به اصلاح خود می‌پردازد، اما بخش مهمی از جریان علوم انسانی اسلامی بیش از اندازه درگیر ساختن دستگاه‌های نظری کلان و ابرنظریه‌ها شده و کمتر به مسائل عینی و انضمامی جامعه ورود کرده است.
رئیس پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی افزود: هرجا هم که این جریان به مسائل روز ورود می‌کند، غالباً از زاویه اعلام موضع سیاسی یا ابراز همدلی و همراهی با یک جریان فکری است و کمتر می‌توان نمونه‌هایی یافت که علوم انسانی اسلامی از منظر علمی و تخصصی در حل مسائل کشور نقش‌آفرینی کرده باشد.
وی با رد این دیدگاه که علت کم‌اثر بودن علوم انسانی صرفاً بی‌توجهی سیاست‌گذاران است، اظهار داشت: اگر نهاد علم سرمایه‌ای واقعی تولید کرده باشد، آثار آن به صورت طبیعی به عرصه تصمیم‌گیری و حکمرانی سرریز خواهد شد. بنابراین پیش از نقد نهاد سیاست، باید از خود بپرسیم آیا تولیدات علمی ما آن‌قدر مسئله‌گشا و ارزشمند بوده که تصمیم‌گیران احساس نیاز جدی به آن داشته باشند یا خیر.
دکتر صفارهرندی در ادامه برای علوم انسانی دو کارکرد اساسی برشمرد و گفت: نخست، کمک به تصمیم‌سازی و سیاست‌گذاری از طریق غنی‌تر کردن عقل تصمیم‌گیر و روشن کردن مسیرهای انتخاب است؛ دوم، تبیین و معنا بخشیدن به واقعیت‌های اجتماعی و کمک به اقامه حقیقت و ارزش‌ها در جامعه.
وی توضیح داد: کارکرد دوم، شباهت زیادی به سنت وعظ و خطابه در فرهنگ اسلامی دارد؛ یعنی گفت‌وگو با مردم، تبیین حقیقت و تقویت نظام ارزشی جامعه. با این حال، علوم انسانی اسلامی در این عرصه نیز نتوانسته است دستاورد قابل توجهی ارائه کند و همچنان بار اصلی این مسئولیت بر دوش سنت‌های دیرپای دینی، اخلاقی و تاریخی قرار دارد.
رئیس پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی تصریح کرد: در حوزه سیاست‌گذاری نیز وضعیت به مراتب روشن‌تر است و علوم انسانی اسلامی هنوز نتوانسته است سهم مؤثری در فرآیند تصمیم‌سازی کشور ایفا کند.
وی در پایان با تأکید بر ضرورت تحول در رویکردهای موجود اظهار داشت: اگر قرار است علم در میدان عمل نقش‌آفرین باشد، جریان علوم انسانی اسلامی ناگزیر از یک بازنگری اساسی در اولویت‌ها، نگرش‌ها و شیوه تولید دانش است. اما اگر علم صرفاً به عنوان فعالیتی نظری، انتزاعی و نوعی تفنن فکری تلقی شود، طبیعی است که مسیر کنونی ادامه پیدا کند و انتظار اثرگذاری اجتماعی از آن بی‌معنا خواهد بود.


نظرات شما