پنجشنبه ۱۸ تير ۱۴۰۵

فرهنگی

یادداشت؛

کربلا؛ میدان همیشگی آزمون وجدان انسانی/از حسرت تاریخی تا مسئولیت اخلاقی در جهان امروز

کربلا؛ میدان همیشگی آزمون وجدان انسانی/از حسرت تاریخی تا مسئولیت اخلاقی در جهان امروز
عصر قم - واقعه عاشورا پیش از آنکه صرفاً یک رخداد تاریخی باشد، ندای بیدار وجدان انسانی است. هر انسانی، فارغ از دین، مذهب، قومیت یا ملیت، در ژرفای وجود خود نیرویی دارد که میان عدالت و ظلم، راستی و دروغ، کرامت و تحقیر تمایز قائل می‌شود.
  بزرگنمايي:

عصر قم - واقعه عاشورا پیش از آنکه صرفاً یک رخداد تاریخی باشد، ندای بیدار وجدان انسانی است. هر انسانی، فارغ از دین، مذهب، قومیت یا ملیت، در ژرفای وجود خود نیرویی دارد که میان عدالت و ظلم، راستی و دروغ، کرامت و تحقیر تمایز قائل می‌شود.

به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، واقعه عاشورا پیش از آنکه صرفاً یک رخداد تاریخی باشد، ندای بیدار وجدان انسانی است. هر انسانی، فارغ از دین، مذهب، قومیت یا ملیت، در ژرفای وجود خود نیرویی دارد که میان عدالت و ظلم، راستی و دروغ، کرامت و تحقیر تمایز قائل می‌شود؛ همان نیرویی که از آن به «وجدان بیدار انسانی» تعبیر می‌شود.
اگر وجدان آدمی بیدار باشد، نمی‌تواند در برابر رنج انسان‌ها بی‌تفاوت بماند. ظلم، هر جا که رخ دهد، وجدان را به واکنش فرامی‌خواند. از این روی، به مصداق «کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا» با احضار تاریخی و جغرافیایی عاشورا و کربلا، آزمون تاریخی وجدان آدمی رقم خواهد خورد.
شاید بزرگ‌ترین درس امام حسین علیه السلام همین باشد که انسان بایستی ندای وجدان خود را بشنود؛ وجدانی که آزادی را بر اسارت، حقیقت را بر منفعت و کرامت انسان را بر هر مصلحت دیگری ترجیح می‌دهد. تا زمانی که این وجدان در انسان زنده است، عاشورا نیز زنده است و کربلا تنها نام یک سرزمین نخواهد بود، بلکه نام هر میدانی است که در آن انسان میان سکوت و مسئولیت، میان تسلیم و آزادگی، دست به انتخاب می‌زند و این همان چیزی است که در فراز تاریخی «هیهات منا الذله» نهفته است.
احضار تاریخی کربلا
بازخوانی دوباره‌ تاریخ و تأمل در عبارت مشهور «کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا» ما را به برداشتی فراتر از حسرت حضور در کربلای سال ۶۱ هجری می‌رساند. بر اساس این نگاه، به جای حسرت عدم حضور تاریخی در کربلا، احضار تاریخی کربلا به زمان حاضر مطرح خواهد بود؛ بدین سان که اگر امروز حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در میان ما بود، در برابر ظلم، بی‌عدالتی، تبعیض و پایمال شدن حقوق انسان‌ها چه می‌کرد؟
با پذیرش این نکته که هر روز می‌تواند عاشورا باشد و هر سرزمینی می‌تواند کربلا باشد، دیگر عاشورا صرفاً یک واقعه تاریخی نخواهد بود، بلکه معیاری برای سنجش رفتار و مسئولیت انسان در هر عصر و هر جامعه است؛ هر جا ظلمی بر انسان‌ها روا شود، هر جا حقی پایمال گردد و هر جا سکوت در برابر ستم به یک عادت تبدیل شود، آنجا کربلاست و آن روز، عاشوراست.
در چنین نگاهی، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) تنها قهرمان یک مقطع از تاریخ نیست؛ او الگوی همیشگی آزادگی، عدالت‌خواهی و ایستادگی در برابر ظلم است. بنابراین، پرسش اساسی برای ما این نیست که «اگر در کربلا بودیم چه می‌کردیم؟» بلکه این است که اگر امروز امام حسین علیه السلام در میان ما بود، در برابر ظلم، فساد، تبعیض، نابرابری اجتماعی و ستمی که در هر نقطه‌ای از جهان بر انسان‌ها روا می‌شود، چه موضعی می‌گرفت؟ و این که ما که خود را پیرو راه ایشان می‌دانیم، در برابر همان ظلم‌ها چه مسئولیتی داریم.
عاشورا لحظه آشکارگی انسان
انسان موجودی صرفاً تاریخی یا اجتماعی نیست، بلکه مسافری در مسیر کمال است و هر انتخابی، وجود او را دگرگون می‌کند. از این منظر، عاشورا تنها یک حادثه بیرونی نیست، بلکه رخدادی است که در درون هر انسان نیز روی می‌دهد. کربلا صرفاً صحنه نبرد دو گروه نیست؛ بلکه صحنه ظهور دو گونه از «بودن» انسان است. از این روی، هر تصمیم اخلاقی، تنها یک رفتار نیست، بلکه مرحله‌ای از تکامل یا سقوط وجود انسان است.
بر این اساس، عاشورا لحظه‌ عریان آشکارگی انسان و حقیقت وجودی اوست. در کربلا، هرکس آن‌گونه ظاهر شد که حقیقت وجودی‌اش اقتضا می‌کرد؛ گروهی تا بلندای ایثار و آزادگی اوج گرفتند و گروهی تا حضیض قدرت‌طلبی و دنیاخواهی سقوط کردند. این صعود و سقوط، نتیجه حرکت جوهری نفس انسانی است؛ حرکتی که او را یا به سوی کمال و قرب الهی سوق می دهد و یا در اسارت خودخواهی و ظلم فرو می‌برد.
از این منظر، هر لحظه تاریخی و هر مکان جغرافیایی، معرض انتخاب آدمی است میان حقیقت و منفعت، عدالت و ظلم، آزادگی و اسارت؛ و همین انتخاب‌هاست که هویت واقعی او را می‌سازد. عاشورا، پیش از آنکه رویدادی در بیرون باشد، واقعه‌ای در درون انسان است؛ میدان نبرد میان وجدان و امیال نفسانی و تمامی تضادهایی که از درون و بیرون آدمی را احاطه کرده‌‌اند. در حقیقت، ما در کربلای درونمان، لحظه لحظه در تعارض بین انتخاب‌هایمان هستیم و با همین انتخاب‌ها، سعادت و شقاوت خود را رقم می‌زنیم.
کربلای امروز جهان
عاشورا تنها یک حادثه در گذشته نیست؛ یک امکان همیشگی در تاریخ است. اگر کربلا را صرفاً واقعه‌ای بدانیم که در سال ۶۱ هجری رخ داد، آن را در گذشته زندانی کرده‌ایم. اما اگر به ژرفای عبارت «کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا» بیندیشیم، درمی‌یابیم که عاشورا بیش از آنکه یک زمان باشد، یک وضعیت است و کربلا بیش از آنکه یک مکان باشد، یک میدان انتخاب است.
تاریخ، گذشته‌ سپری شده نیست؛ بلکه حضوری است که در اکنون ادامه دارد. اگر رخدادهای بزرگ تاریخی محصور در زمانی شوند که آن حادثه در آن زمان اتفاق افتاده است، به خاطره تبدیل می‌شوند؛ اما اگر به حقیقتی فراتاریخی بدل شوند، در همه اعصار تکرار خواهند شد. عاشورا از همین سنخ است. عاشورا تنها یک روز در سال ۶۱ هجری نیست، بلکه حقیقتی است که در هر عصر و هر سرزمینی می‌تواند از نو بازآفرینی شود.
از این منظر، عبارت «کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا» صرفاً یک شعار نیست؛ بلکه تفسیری از تاریخ و مسئولیت انسان است. معنای آن این نیست که همه روزها همانند روز عاشورا هستند، بلکه هر روزی که انسان در برابر انتخاب میان حق و باطل قرار گیرد، عاشورا آغاز می‌شود و هر سرزمینی که این رویارویی در آن شکل گیرد، کربلاست.
تاریخ، تکرار اشخاص نیست؛ تکرار الگوهاست. نام‌ها تغییر می‌کنند، اما حقیقت و باطل، عدالت و ظلم، آزادی و استبداد، همواره در هیأت‌های تازه‌ای ظاهر می‌شوند. یزید، تنها نام یک فرد در تاریخ نیست؛ نماد هر قدرتی است که حقیقت را قربانی منفعت، عدالت را فدای سلطه و کرامت انسان را ابزار بقای خود می‌کند. در برابر آن، حضرت اباعبالله الحسین علیه السلام نیز تنها، قهرمان یک واقعه تاریخی نیست؛ او نماد انسان آزاده‌ای است که حاضر است جان خود را فدای حقیقت کند، اما حقیقت را فدای قدرت نکند.
خیزش وجدان و مسئولیت اخلاقی
وجدان، نخستین دادگاه انسان است؛ دادگاهی که پیش از هر قانون و هر قدرتی، میان عزت و ذلت، عدالت و ظلم، صداقت و فریب،کرامت و تحقیر داوری می‌کند. پیام عاشورا، پیش از آنکه مخاطب یک قوم، یک مذهب یا یک نسل باشد، خطاب به همین وجدان است. وجدان بیدار نمی‌تواند در برابر رنج انسان، فارغ از اینکه در کدام سرزمین، با کدام زبان یا از کدام دین باشد، بی‌تفاوت بماند. درد انسان، مرز نمی‌شناسد و مسئولیت اخلاقی نیز نباید در مرزها متوقف شود. آنچه عاشورا را جاودانه می‌کند، پیش از هر چیز، وجدان بیدار انسانی است. اگر وجدان انسان خاموش شود، عاشورا نیز به یک مراسم و خاطره تاریخی تقلیل می‌یابد؛ اما اگر وجدان بیدار بماند، عاشورا در هر عصر دوباره متولد می‌شود.
از همین رو، پرسش اساسی این نیست که «اگر در کربلای سال ۶۱ هجری بودیم، در کدام سپاه قرار می‌گرفتیم؟» بلکه پرسش حقیقی این است: اگر امروز امام حسین علیه السلام در میان ما بود، در برابر آنچه بر انسان و انسانیت می‌گذرد، چه می‌کرد؟ آیا در برابر ستم، سکوت را برمی‌گزید؟ آیا نسبت به تبعیض، فساد، پایمال شدن حقوق انسان‌ها و تحقیر کرامت آدمی بی‌تفاوت می‌ماند؟ یا همچنان در کنار مظلوم می‌ایستاد و در برابر هر ستم و بیدادی ، بدون توجه به نام، نژاد، مذهب یا جغرافیا، از حقیقت دفاع می‌کرد؟
در هر عصر، یزیدیانی هستند؛ نه الزاماً با همان چهره و همان نام، بلکه با همان منطق؛ منطق قدرتی که برای حفظ خود، حقیقت را قربانی می‌کند؛ در برابر این منطق نیز، همواره مسئولیتی حسینی وجود دارد؛ مسئولیتی که از وجدان بیدار انسان سرچشمه می‌گیرد. قیام حسینی، پیش از آنکه یک حرکت سیاسی باشد، خیزش وجدان علیه بی‌عدالتی و دفاع از کرامت انسان است.
کربلای امروز جهان، هر جاست که انسانی زیر بار ظلم خم شود، هر جا که حقیقت در هیاهوی قدرت خاموش گردد، هر جا که عدالت قربانی منفعت شود و هر جا که وجدان انسان به سکوت فراخوانده شود. در همه این صحنه‌ها، عاشورا دوباره در برابر ما قرار می‌گیرد و از ما می‌خواهد که جایگاه خود را انتخاب کنیم. آیا اگر حضرتش امروز در میان ما بود، ما را در کنار خود می‌یافت یا در صف تماشاگرانی که حق و باطل را می‌بینند، اما خم به ابرو نمی‌آورند و در برابر بیدادگری‌ها و نامردمی‌هایی که بر بشریت می‌رود، سکوت می‌کنند.
معنای حقیقی عبارت «کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا» همین نکته است که در هر عصری، انسان‌ها با وجدان خود آزموده می‌شوند. عاشورا پایان نیافته است؛ تا زمانی که ظلم وجود دارد، عاشورا ادامه دارد، و تا زمانی که وجدان بیدار انسانی زنده است، امید به پیروزی حقیقت نیز زنده خواهد ماند.
معنای حقیقی عاشورا همین نکته است که هر انسانی در هر لحظه تاریخی و در هر مکان جغرافیایی، بایستی خود را در معرض پاسخ بدین پرسش قرار دهد که هنگامی که حق و باطل در برابر هم ایستادند، او در کدام سوی تاریخ قرار خواهدگرفت و آیا حاضر به پرداخت بهای این ایستادگی هست یا خیر؟ مسئولیت ما به عنوان شیعه و پیرو مکتب راستین حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و قیام خونینش همین است.
محمد فرهمند سرابی
پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی


نظرات شما