عصر قم - همزمان با تشییع رهبر شهید و عزاداری میلیونها ایرانی، سکوت بخش عمده سینما و شبکه نمایش خانگی بار دیگر پرسش از نسبت این جریان با ارزشهای دینی و ملی را به یکی از مهمترین موضوعات فرهنگی کشور تبدیل کرده است.
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، سعید که بر اثر صدمات ناشی از بمبهای شیمیایی نابینا شده برای معالجه راهی آلمان میشود. او در آن کشور پس از سالها به خواهرش برمیخورد و روابطش را با او از سر میگیرد. سعید پس از به دست آوردن مجدد بینایی از لیلا و خانواده وی میخواهد تا اگر فیلمی از مراسم تشییع امام خمینی (ره) در دست دارند به او نشان دهند. شوهر آلمانی لیلا به سعید پاسخ مثبت میدهد و نوار ویاچاس تشییع را پخش میکند.
سعید با تماشای پیکر پیر خمین بر دستان جمعیت عزادار منقلب میشود و از حال میرود. این سکانس کوتاه نه فقط هنرمندانهترین فریمها و تصاویر در تاریخ سینمای ایران برای ادای دین به مقام شامخ ولی فکری و سیاسی جامعه است، بلکه تنها ترجمان تصویری از این وضعیت در طول 47 سال برپایی نظام جمهوری اسلامی در مواجهه با مقام رهبری هم محسوب میشود، بهطوریکه اگر نقش ابراهیم حاتمیکیا را در این میان فاکتور بگیریم دیگر هیچ نشانی از ارادت اهالی سینما به امام خمینی (ره) و قائد شهید باقی نمیماند.
سینما از زمان پا گرفتن در جایگاه یک صنعت نوپا و نحیف در ایران، ملک طلق جریان روشنفکری و کاسبهای بسازوبنداز بوده و جز همان تمناهای روشنفکرانه معمولاً صدای حق و حقیقت را نشنیده گرفته است؛ آنهم درحالیکه اگر مرجعیت شیعه تکلیف این مدیوم را در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب روشن نمیکرد و مجوزی بر ادامه فعالیت سینماگران نمیداد، معلوم نبود که دستاندرکاران این حوزه برای تأمین معاش زندگیشان باید چه مسیری را طی میکردند. رهبر شهید، حضرت آیتالله خامنهای در اظهارات گوناگون، بازدیدهای مداوم از لوکیشن فیلمها و سریالها و همنشینی با هنرمندان به اهمیت سینما تأکید میکردند و همواره برای این مدیوم تصویری جایگاه ممتازی در وادی جنگ نرم در نظر میگرفتند و در این زمینه همیشه مطالبهگر بودند.
سینما برای غرب است و طبیعی است که در بزنگاههای حساس از آن بهمثابه ابزاری برای رویارویی با دیگریاش بهره ببرد. در این سو، اما سوای تلاشهای منفرد جمعی از هنرمندان و چهرههای رسانهای جریان انقلاب مانند شهید «سیدمرتضی آوینی» و کارگردانانی نظیر ابراهیم حاتمیکیا، مجید مجیدی، داوود میرباقری و... تلاشی برای مواجهه با صورتمسئله و فهم ساختار تهاجمی فرهنگ غرب با تمام متعلقات جذاب و فریبیندهاش مانند پدیده سینمای ژانر صورت نمیگیرد و جماعت در یک بیخبری عجیب از خط مقدم در پی دامن زدن به حاکمیت دوگانه فرهنگی در این سرزمین هستند.
کافی است نگاهی به دوروبرمان بیندازیم و در همین ماه محرم -که دهه نخست آن را پشت سر گذاشتهایم- به وضعیت اسفبار پلتفرمها از منظر تولید محتوا نگاه کنیم. دهه اول ماه محرم برای شیعیان و باورمندان اسلام راستین اهمیت، معنا و ارزش والایی دارد. در این میان حتی آنها که شاید تمایلی به عزاداری و پوشیدن رخت سیاه هم ندارند، برای مدتی از انجام اموری که با اسلام منافات دارد، لااقل در اجتماع و میان افراد دست میشویند و احترام این سنت تاریخی و مهمتر از آن، حقیقت همیشه جاودان را حفظ میکنند، ولی تولید محتوای بهظاهر طنازانه نهتنها در این مدت متوقف نشد، بلکه بسیاری از برنامهسازان به بهانه جامجهانی دست به بدعت زدند و هرچه را در طلبش بودند به بهانه برطرف کردن نیاز مخاطب به سرگرمی انجام دادند؛ آنهم در شرایطی که پس از هر اتفاق کوچک و بزرگ در کشور اشک تمساح میریختند و برای بههمنخوردن کاسبی و از دست دادن دنبالکنندههایشان کرکره را پایین میکشیدند!
این روند در ادامه پس از انتشار خبر تشییع رهبر شهید، نهتنها متوقف نشد، بلکه با قوت ادامه پیدا کرد. هیچ آدم عاقلی را در دنیا پیدا نمیکنید که مخالف فعالیت آزادانه افراد و گروههای مختلف فکری باشد و اساساً فلسفه تشکیل شبکه نمایش خانگی در ایران هم باز کردن فضایی برای سلیقههای متفاوت است تا اگر تمایلی به تماشای صداوسیما ندارند، به سمت شبکههای ماهوارهای نروند و کماکان خود را با تولیدات داخلی سرگرم کنند. اما همین پلتفرمها هم رفتهرفته برای جذب مخاطب رو به تولیدات دوپامینمحور آوردند تا بههرقیمتی که شده گوی سبقت را از رقبای خود بربایند و حتی در مواردی تهدید بیشتری برای فرهنگ رسمی و تاریخی کشور به نظر برسند.
برای نمونه، اگر دست گذاشتن روی تابوهای اخلاقی پس از مدتی تأثیرش را از دست داد با تأکید بر تکههای جنسی این خلأ را پر میکنند تا ببینند در ادامه قرار است چه تاکتیکی را در این زمینه پیاده کنند. یکی از آثار اهمیت دادن به چرخه دوپامین این است که مهندسی افکار عمومی در بالاترین سطح رقم میخورد و دنبالکنندگان این محتواها مانند گردانندگانشان مسخ شده و از واقعیتهای پیرامون منتزع میشوند.
بنابراین، هرچند شاید در ظاهر طبیعی بهنظر نرسد، اما آنها با پیروی از فرمهای غربی به عمد یا به سهو در حال جلو بردن زمینههای یک جنگ تمدنی با سنتها، تاریخ و اعتقادات مردم ایران هستند و در این میان هیچ وقعی برای مسائلی که از دیرباز در نظر ملت مهم جلوه میکند قائل نمیشوند، وگرنه به اندازه تهاجم نظامی روسیه به اوکراین یا واکنش به اظهارنظر جنجالی فلان مجری تلویزیونی، در مواجهه با مراسم تشییع رهبر شهید و عزاداری میلیونها ایرانی در ایام شهادت سیدالشهدا(ع) هم خودی نشان میدادند تا به همه ثابت کنند که در نسبت با واقعیتهای عینی و انضمامی چندان هم بدون موضع نیستند، ولی این خوابی است که تعبیر روشنی از طرف شبکه نمایش خانگی ندارد.