پنجشنبه ۱۱ تير ۱۴۰۵

فرهنگی

آیا هوش مصنوعی می‌تواند جای خالی فرزندان را پر کند؟

بخش سوم | جمعیت، هوش مصنوعی و امنیت ملی؛ چرا قدرت کشورها هنوز به انسان وابسته است؟

بخش سوم | جمعیت، هوش مصنوعی و امنیت ملی؛ چرا قدرت کشورها هنوز به انسان وابسته است؟
عصر قم - آیا با ظهور هوش مصنوعی و ربات‌ها، دیگر نیازی به فرزندآوری نیست؟ این پرسشی است که این روزها بیش از گذشته مطرح می‌شود؛ اما تجربه جهان نشان می‌دهد که فناوری، هرگز جایگزین جمعیت، خانواده و سرمایه انسانی یک کشور نخواهد شد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - آیا با ظهور هوش مصنوعی و ربات‌ها، دیگر نیازی به فرزندآوری نیست؟ این پرسشی است که این روزها بیش از گذشته مطرح می‌شود؛ اما تجربه جهان نشان می‌دهد که فناوری، هرگز جایگزین جمعیت، خانواده و سرمایه انسانی یک کشور نخواهد شد.

به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، اگر بخش دوم نشان داد که کاهش جمعیت تنها یک مسئله اقتصادی نیست، اکنون باید به بُعدی بپردازیم که شاید کمتر درباره آن سخن گفته می‌شود؛ امنیت ملی و قدرت راهبردی کشورها.
در ادبیات روابط بین‌الملل، قدرت ملی هر کشور حاصل مجموعه‌ای از مؤلفه‌هاست؛ از جمله جمعیت، وسعت سرزمین، منابع طبیعی، اقتصاد، فناوری، سرمایه انسانی، انسجام اجتماعی، فرهنگ، مشروعیت سیاسی و توان دفاعی. در دهه‌های اخیر، فناوری‌های نوین و به‌ویژه هوش مصنوعی به یکی از ارکان قدرت تبدیل شده‌اند، اما هیچ نظریه معتبر راهبردی، جمعیت را از معادله قدرت حذف نکرده است.
در حقیقت، هوش مصنوعی قدرت را تقویت می‌کند، اما قدرت را خلق نمی‌کند. این انسان‌ها هستند که فناوری را توسعه می‌دهند، آن را در خدمت منافع ملی قرار می‌دهند و درباره نحوه استفاده از آن تصمیم می‌گیرند.
قدرت ملی؛ فراتر از تعداد ربات‌ها
برخی تصور می‌کنند که چون جنگ‌های آینده با پهپادها، سامانه‌های هوشمند و تجهیزات خودکار انجام خواهد شد، دیگر نیازی به جمعیت زیاد نیست. این برداشت، تصویری ناقص از مفهوم امنیت ملی ارائه می‌دهد.
امنیت یک کشور تنها به میدان نبرد محدود نمی‌شود. امنیت غذایی، امنیت انرژی، امنیت سایبری، امنیت اقتصادی، امنیت زیستی، امنیت فرهنگی و امنیت اجتماعی، همگی به نیروی انسانی وابسته‌اند.
برای مثال، اگر یک کشور در زمان وقوع یک بحران طبیعی، همه تجهیزات امدادی پیشرفته را در اختیار داشته باشد، اما پزشک، پرستار، امدادگر، مهندس، مدیر بحران و نیروهای آموزش‌دیده کافی نداشته باشد، آیا صرف وجود فناوری می‌تواند بحران را مدیریت کند؟ پاسخ روشن است؛ فناوری بدون انسان، کارایی محدودی دارد.
هوش مصنوعی فرمانده نیست
هوش مصنوعی می‌تواند اطلاعات را تحلیل کند، الگوها را شناسایی کند، احتمال وقوع تهدیدها را پیش‌بینی کند و حتی پیشنهادهایی برای تصمیم‌گیری ارائه دهد، اما تصمیم نهایی درباره جنگ و صلح، دفاع از کشور، مدیریت بحران و حفظ منافع ملی همچنان بر عهده انسان است.
هیچ سامانه هوشمندی مسئولیت اخلاقی و حقوقی تصمیمات راهبردی را بر عهده نمی‌گیرد. در حساس‌ترین لحظات تاریخ، این انسان‌ها هستند که باید تصمیم بگیرند؛ تصمیم‌هایی که گاه سرنوشت یک ملت را تغییر می‌دهد.
به همین دلیل، تقریباً همه ارتش‌های پیشرفته جهان بر اصل «انسان در حلقه تصمیم» (Human in the Loop) تأکید دارند؛ یعنی حتی در پیشرفته‌ترین سامانه‌های خودکار، تصمیم نهایی باید تحت نظارت و مسئولیت انسان باشد.
جمعیت جوان؛ پشتوانه اقتدار ملی
یکی از مهم‌ترین مزیت‌های جمعیت جوان، انعطاف‌پذیری و توان سازگاری آن با شرایط جدید است.
کشوری که از نیروی انسانی جوان، تحصیل‌کرده و متخصص برخوردار باشد، در برابر بحران‌های اقتصادی، نظامی و فناورانه، قدرت بازیابی بیشتری خواهد داشت.
در مقابل، جامعه‌ای که بخش عمده جمعیت آن سالمند باشد، با محدودیت‌های جدی در تأمین نیروی متخصص، نیروهای امدادی، کادر درمان، پژوهشگران و حتی مدیران آینده روبه‌رو می‌شود.
این مسئله تنها یک فرضیه نیست؛ بسیاری از کشورهای شرق آسیا و اروپا امروز با نگرانی از کاهش جمعیت جوان، درباره آثار بلندمدت آن بر امنیت و رقابت‌پذیری خود هشدار می‌دهند.
رقابت قدرت‌های بزرگ؛ چرا همه به دنبال جمعیت هستند؟
اگر فناوری جایگزین جمعیت بود، باید انتظار می‌رفت کشورهایی که بیشترین سرمایه‌گذاری را در هوش مصنوعی انجام می‌دهند، از کاهش جمعیت استقبال کنند. اما واقعیت دقیقاً خلاف این است.
چین در کنار سرمایه‌گذاری گسترده در هوش مصنوعی، نیمه‌هادی‌ها و رباتیک، سیاست تک‌فرزندی را کنار گذاشت و اکنون خانواده‌ها را به فرزندآوری تشویق می‌کند. دلیل این تغییر روشن است؛ سیاست‌گذاران چینی دریافتند که کاهش جمعیت در بلندمدت می‌تواند رشد اقتصادی، توان نظامی و جایگاه جهانی این کشور را تضعیف کند.
آمریکا نیز با وجود پیشتازی در فناوری‌های نوین، همچنان از رشد جمعیت، مهاجرت نیروهای متخصص و تربیت سرمایه انسانی به‌عنوان مزیت‌های رقابتی خود بهره می‌برد. بخش بزرگی از موفقیت این کشور در حوزه هوش مصنوعی، نتیجه دسترسی به نیروی انسانی متنوع و دانشگاه‌های پیشرو است.
هند که اکنون یکی از جوان‌ترین جمعیت‌های جهان را دارد، تلاش می‌کند این مزیت جمعیتی را با توسعه فناوری ترکیب کند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که نیروی انسانی جوان، یکی از مهم‌ترین عوامل رشد آینده اقتصاد هند خواهد بود.
این سه نمونه نشان می‌دهد که حتی بزرگ‌ترین بازیگران عرصه فناوری نیز جمعیت را نه رقیب، بلکه مکمل فناوری می‌دانند.
امنیت سایبری؛ فناوری به متخصص نیاز دارد
امروزه حملات سایبری، یکی از مهم‌ترین تهدیدهای امنیت ملی کشورهاست. دفاع در برابر این تهدیدها، به سامانه‌های هوشمند نیاز دارد؛ اما پیش از آن، به متخصصانی نیاز دارد که این سامانه‌ها را طراحی، مدیریت و به‌روز کنند.
هر سال هزاران متخصص امنیت سایبری، هوش مصنوعی، علوم داده و مهندسی نرم‌افزار وارد بازار کار می‌شوند. اگر روند کاهش جمعیت ادامه یابد، تعداد این نیروهای متخصص نیز در بلندمدت کاهش خواهد یافت.
به بیان دیگر، حتی امنیت سایبری که بیش از هر حوزه دیگری به فناوری وابسته است، در نهایت بر دوش سرمایه انسانی قرار دارد.
جنگ آینده؛ انسان همچنان در مرکز میدان
شکل جنگ‌ها تغییر کرده است. پهپادها، سامانه‌های خودران، تحلیل داده‌های عظیم و هوش مصنوعی، چهره نبردهای مدرن را دگرگون کرده‌اند. اما یک نکته تغییر نکرده است: جنگ‌ها را همچنان انسان‌ها آغاز می‌کنند، مدیریت می‌کنند و پایان می‌دهند.
ارتش‌ها فقط به تجهیزات نیاز ندارند؛ آن‌ها به فرمانده، تحلیلگر، مهندس، پزشک نظامی، متخصص لجستیک، پژوهشگر، روان‌شناس، نیروهای آموزش‌دیده و میلیون‌ها شهروندی نیاز دارند که اقتصاد و صنعت کشور را در شرایط بحران حفظ کنند. هیچ کشوری صرفاً با انبار کردن ربات‌ها، به قدرت نظامی پایدار دست پیدا نکرده است.
جمعیت و تاب‌آوری ملی
یکی از مفاهیم مهم در مطالعات امنیتی، «تاب‌آوری ملی» است؛ یعنی توانایی یک جامعه برای عبور از بحران‌ها و بازسازی خود.
تاب‌آوری، تنها به امکانات مادی وابسته نیست. اعتماد اجتماعی، مشارکت مردم، روحیه همبستگی، سرمایه اجتماعی، خانواده‌های پایدار و وجود نسل‌های جوان، از مهم‌ترین عوامل تاب‌آوری هستند.
جامعه‌ای که با کاهش شدید جمعیت، افزایش سالمندی و کاهش سرمایه اجتماعی روبه‌رو باشد، در برابر بحران‌های بزرگ آسیب‌پذیرتر خواهد بود؛ حتی اگر از فناوری‌های پیشرفته برخوردار باشد.
از نگاه اسلام؛ انسان محور قدرت و آبادانی
در اندیشه اسلامی، قدرت تنها به تجهیزات و ثروت محدود نمی‌شود. قرآن کریم، بارها بر نقش انسان‌های مؤمن، آگاه و توانمند در ساختن جامعه تأکید کرده است.
خداوند در سوره انفال می‌فرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ...» (انفال: ۶۰)مفهوم «قوه» در این آیه، تنها به سلاح محدود نیست؛ هر آنچه موجب اقتدار جامعه اسلامی شود، در دایره این فرمان قرار می‌گیرد. در دنیای امروز، بی‌تردید یکی از مهم‌ترین مصادیق این قدرت، سرمایه انسانی متخصص، جوان، متعهد و خلاق است.
همچنین خداوند در سوره نساء می‌فرماید: «وَلْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّهً ضِعَافًا خَافُوا عَلَیْهِمْ...» (نساء: ۹) این آیه، مسئولیت نسل حاضر را نسبت به آینده نسل‌های بعدی یادآور می‌شود؛ نسلی که باید از نظر ایمان، علم، اقتصاد و توان اجتماعی، قوی و توانمند باشد.
هوش مصنوعی؛ ضریب قدرت، نه منشأ قدرت
جمع‌بندی این بخش را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد:
هوش مصنوعی، ضریب قدرت ملی را افزایش می‌دهد؛ اما منشأ قدرت ملی نیست.
قدرت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که کشوری از جمعیت جوان، آموزش‌دیده، خلاق و باانگیزه برخوردار باشد و بتواند این سرمایه انسانی را با فناوری‌های نوین پیوند بزند.
از این رو، تقابل میان «جمعیت» و «هوش مصنوعی» یک دوگانه نادرست است. آینده متعلق به کشورهایی خواهد بود که هم در تربیت نسل‌های آینده موفق باشند و هم در توسعه فناوری‌های پیشرفته پیشتاز شوند. کشوری که یکی از این دو را فدای دیگری کند، در بلندمدت بخشی از توان ملی خود را از دست خواهد داد.
در بخش چهارم، از حوزه اقتصاد و امنیت فراتر می‌رویم و به پرسشی بنیادی‌تر پاسخ خواهیم داد: آیا هوش مصنوعی می‌تواند جای خانواده، محبت، تربیت، هویت، فرهنگ و انتقال ارزش‌ها را بگیرد؟ در این بخش، با بهره‌گیری از آیات قرآن، روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام و مباحث جامعه‌شناسی، نشان خواهیم داد که مهم‌ترین کارکرد جمعیت، صرفاً تولید نیروی کار نیست؛ بلکه استمرار حیات فرهنگی و تمدنی یک ملت است.


نظرات شما